روایت یک آیین ماندگار در شب دوازدهم محرم؛ «دسته چوبی» گرگان
گرگان-«دسته چوبی» گرگان، میراثی ناملموس و ریشهدار است که با نوای شیپور، مشعلهای افروخته و حرکت عزاداران، هر سال بخشی از فرهنگ عاشورایی این شهر را بازآفرینی میکند.
خبرگزاری مهر، گروه استانها: گرگان که تا سال ۱۳۱۶ با نام استرآباد شناخته میشد، از دیرباز به واسطه پیشینه مذهبی و آیینهای ریشهدار خود، جایگاه ویژهای در فرهنگ عاشورایی ایران داشته است.
در بافت تاریخی این شهر، تکایا و محلههایی وجود دارد که هنوز هم با آغاز ماه محرم، سنتهایی را زنده میکنند که دهها و حتی صدها سال قدمت دارند؛ آیینهایی که نه در کتابها و موزهها، بلکه در حافظه مردم و زندگی روزمره آنان استمرار یافتهاند.
در میان این آیینها، «دسته چوبی» جایگاهی متفاوت دارد؛ مراسمی که هر سال در شب دوازدهم محرم از تکیه تاریخی میخچهگران آغاز میشود و با عبور از محلهها و تکایای قدیمی گرگان، بار دیگر بخشی از تاریخ و باورهای مردم این دیار را روایت میکند.
دسته چوبی تنها یک مراسم عزاداری نیست؛ روایت مردمانی است که بنا بر نقلهای شفاهی، پس از دریافت پیام یاری امام حسین (ع)، از استرآباد راهی کربلا شدند تا در کنار آن حضرت بجنگند، اما پیش از رسیدن به مقصد، خبر شهادت سیدالشهدا (ع) و یارانش را شنیدند و اندوهگین به شهر خود بازگشتند.
در این روایت که نسل به نسل در میان مردم گرگان نقل شده است، آمده که کاروان در مسیر حرکت با تاریکی شب روبهرو شد و چون وسیلهای برای روشن کردن راه در اختیار نداشت، پارچههای لباس خود را بر سر چوبها بست و آنها را به مشعل تبدیل کرد تا مسیر را ادامه دهد.
هرچند این حرکت به کربلا نرسید، اما یاد آن، در حافظه مردم استرآباد باقی ماند و به آیینی تبدیل شد که امروز با عنوان «دسته چوبی» شناخته میشود.
هر سال با فرارسیدن شب دوازدهم محرم، این روایت دوباره جان میگیرد.
عزاداران در تکیه میخچهگران گرد هم میآیند، مشعلها افروخته میشود، چوبها میان عزاداران تقسیم میشود و با نخستین نوای شیپور، کاروان عزاداری حرکت خود را آغاز میکند؛ گویی پس از قرنها، همان مسیر ناتمام بار دیگر از دل کوچههای تاریخی گرگان آغاز شده است.
از مشعلهای افروخته تا نوای شیپور؛ نمادهایی که هنوز در «دسته چوبی» زنده ماندهاند
قربان کریمبلند، از خادمان و راویان این آیین، معتقد است دسته چوبی یکی از منظمترین و اصیلترین آیینهای عزاداری گرگان به شمار میرود؛ آیینی که سالهاست با حفظ ساختار سنتی خود برگزار میشود و حتی چند سال پیش برای معرفی این میراث ارزشمند، در برج میلاد تهران نیز اجرا شده است.
به گفته وی، چوبهایی که امروز در دست عزاداران دیده میشود، تنها یک وسیله برای اجرای مراسم نیست، بلکه نمادی از همان مشعلهایی است که در روایت مردم استرآباد، راه را برای حرکت یاران امام حسین (ع) روشن میکرد.
وی ادامه می دهد و میگوید: این چوبها دو رنگ هستند؛ بخشی به رنگ مشکی و بخشی دیگر به رنگ آبی و هنگام عزاداری، قسمت مشکی آن رو به بالا قرار میگیرد که نشانه عزا و سوگواری است.
در این آیین، عزاداران با یک دست چوب را بالا میبرند و با دست دیگر بر سینه میزنند.
حرکت هماهنگ آنان در کنار نوحههای قدیمی، فضایی متفاوت از دیگر دستههای عزاداری ایجاد میکند؛ فضایی که سالهاست بدون تغییر، اصالت خود را حفظ کرده است.
کریمبلند میگوید: در دسته چوبی، مداحیها بر پایه نوحههای قدیمی اجرا میشود و برخلاف بسیاری از هیئتها، کمتر از اشعار و سبکهای جدید استفاده میشود.
همین موضوع باعث شده است بخشی از هویت آیین، همانگونه که از گذشتگان به یادگار مانده، حفظ شود.
یکی دیگر از جلوههای ماندگار این مراسم، صدای شیپورهایی است که پیش از ورود دسته به هر محله نواخته میشود.
به گفته کریمبلند، این شیپورها تنها برای اعلام حرکت دسته نیست، بلکه یادآور روایتی است که هنگام بازگشت کاروان اهلبیت (ع)، خبر ورود کاروان به مردم اعلام شد.
از همین رو، هر بار که دسته وارد محلهای میشود، صدای شیپور در کوچهها میپیچد تا مردم از رسیدن کاروان عزاداران آگاه شوند و به استقبال آن بیایند.
کاروانی که هر سال از تکیه میخچهگران حرکت میکند؛ آیینی که با حضور خانوادهها ماندگار شده است
حرکت دسته چوبی از تکیه تاریخی میخچهگران آغاز میشود و عزاداران در مسیری که سالهاست بدون تغییر حفظ شده، به سوی تکایا و محلههای قدیمی گرگان حرکت میکنند.
این کاروان عزاداری از تکیه میخچهگران به تکایای سرپیر، سبزهمشهد، سرچشمه، دوشنبهای، دربنو، میدان عباسعلی، نعلبندان و پاسرو میرود و پس از اقامه عزا، بار دیگر به تکیه میخچهگران بازمیگردد.
در تمام طول مسیر، مردم محلهها به استقبال دسته میآیند و با احترام و ارادت، عزاداران را همراهی میکنند.
اگرچه چوبها تنها در دستان مردان قرار دارد، اما دسته چوبی هیچگاه به مردان محدود نبوده است.
زنان، کودکان و خانوادهها نیز از آغاز تا پایان مسیر همراه دسته حرکت میکنند؛ حضوری که به گفته کریمبلند، گاهی از تعداد اعضای اصلی دسته نیز بیشتر است و همین همراهی خانوادگی، راز ماندگاری این آیین در طول نسلها بوده است.
در پایان مراسم نیز، چوبها و پرچمها به تکیه بازگردانده میشود و آیین با پذیرایی از عزاداران به پایان میرسد؛ رسمی که سالهاست بخشی جداییناپذیر از دسته چوبی محسوب میشود و نشان میدهد این آیین، تنها یک مراسم عزاداری نیست، بلکه بخشی از زندگی اجتماعی مردم گرگان است.
«دسته چوبی»؛ میراثی ناملموس که ارزش آن به حضور مردم و تداوم نسلهاست
همین استمرار و حضور مردم، از نگاه مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گلستان، مهمترین ویژگی آیین دسته چوبی به شمار میرود.
فریدون فعالی معتقد است میراث فرهنگی تنها در بناهای تاریخی و آثار مادی خلاصه نمیشود و بخش مهمی از هویت فرهنگی هر سرزمین را میراث ناملموس تشکیل میدهد.
فعالی میگوید: هر آنچه از گذشتگان در حوزه فرهنگ به ما رسیده، میراث فرهنگی است.
بخشی از این میراث، آثار ملموس مانند خانههای تاریخی و بناها هستند، اما بخش مهم دیگر، میراث معنوی یا ناملموس است؛ آیینها، مناسک، مهارتها، باورها و رفتارهایی که نسل به نسل منتقل شده و همچنان در زندگی مردم جریان دارد.
به گفته وی، دسته چوبی گرگان یکی از شاخصترین نمونههای میراث فرهنگی ناملموس گلستان است؛ میراثی که ارزش آن تنها به قدمتش نیست، بلکه در استمرار اجرای آن توسط مردم معنا پیدا میکند.
به همین دلیل نیز این آیین در سال ۱۳۹۱ با شماره ۶۸۰ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور به ثبت رسید.
مدیرکل میراثفرهنگی گلستان با اشاره به دیگر آیینهای ثبت ملی استان از جمله طوقبندان، چهلمنبر، حسن حسینخوانی، سینهزنی کمر به کمر رامیان، نخلپا، بنیاسد و صبح روسیاه، تأکید میکند که هر یک از این آیینها بخشی از فرهنگ عاشورایی گلستان را روایت میکنند، اما دسته چوبی به واسطه روایت تاریخی، ساختار منظم، نمادهای آیینی و استمرار چندین نسل، جایگاه ویژهای در میان میراث معنوی استان دارد.
به اعتقاد فعالی، ثبت ملی چنین آیینهایی پایان راه نیست، بلکه آغاز مسئولیتی برای صیانت از اصالت آنهاست؛ زیرا میراث ناملموس برخلاف آثار تاریخی، در موزهها نگهداری نمیشود، بلکه تا زمانی زنده است که مردم آن را اجرا کنند و نسلهای جدید نیز خود را در حفظ آن سهیم بدانند.
آیینی فراتر از یک مراسم سوگواری؛ میراثی زنده از هویت تاریخی و فرهنگ عاشورایی گرگان
دسته چوبی گرگان، تنها یک آیین سوگواری نیست؛ روایت زنده مردمی است که عشق و ارادت خود به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را در قالب سنتی کهن حفظ کردهاند.
مشعلهایی که روشن میشوند، چوبهایی که در دستان عزاداران بالا میرود، نوحههایی که هنوز رنگ زمان نگرفتهاند و شیپورهایی که خبر ورود کاروان را میدهند، همگی نشان میدهد این آیین، فراتر از یک مراسم مذهبی، بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی گرگان است.
شاید مهمترین ویژگی دسته چوبی همین باشد که در گذر زمان، اصالت خود را حفظ کرده است؛ آیینی که نه در قاب اسناد تاریخی، بلکه در حافظه مردم زنده مانده و هر سال با حضور نسلهای مختلف، از تکیه تاریخی میخچهگران آغاز میشود تا بار دیگر روایت ارادت مردم این دیار به حضرت سیدالشهدا (ع) را در کوچههای تاریخی گرگان بازگو کند؛ میراثی زنده که با مشارکت مردم، همچنان نفس میکشد و به نسلهای آینده منتقل میشود.