جایی که «امید» تولید میشد، دوباره از «امید» متولد خواهد شد
ایران سازان مردمانی هستند که شاید تک تک نشناسیمشان، و بارها و بارها از دل تاریخی و ویرانی و خطر و بیماری، امید و نور و رویش و درخشش را به این سرزمین هدیه دادهاند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: قدم زدن در راهروهای انستیتو پاستور، شبیه راه رفتن در دل تاریخ است؛ گویی هنوز صدای گامهای دانشمندان بزرگی که سالها در این دالانها قدم زدهاند، از پلههایش بالا رفتهاند و از پشت پنجرههای آن، به افقهای روشن سلامت این سرزمین چشم دوختهاند، در فضا طنینانداز است.
اینجا برای ما ایرانیها تنها یک ساختمان نیست؛ خانهای است که در بیست و نهم دیماه ۱۲۹۹، با دوراندیشی و سخاوتِ عبدالحسین میرزا فرمانفرما متولد شد.
او حدوداً ۵ سال بعد املاک شخصیاش را پیشکش و وقف کرد تا بذری بکارد که میوهاش، سلامتِ مردمان این سرزمین باشد.
از همان روزهای نخست، دانشمندان بزرگی مانند ژوزف منار، گراندل و دیگران، شانهبهشانه متخصصان ایرانی، سنگبنای تولید واکسن و سرم را گذاشتند و نام ایران را در دانش پزشکی جهان بلند آوازه کردند.
نخستین رئیس این موسسه ژوزف منار بود که از سال ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۴ مسئولیت اداره انستیتو را بر عهده داشت.
پس از او ژان کراندل از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۳ ریاست این مرکز را عهدهدار شد و در فاصله سالهای ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۴ نیز دکتر ابوالقاسم بهرامی اداره امور موسسه را در دست داشت.
در ادامه مارسل بالتازار (۱۳۲۵ تا ۱۳۴۰)، دکتر مهدی قدسی (۱۳۴۱ تا ۱۳۴۸)، دکتر مصطفی ناموری (۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰) و دکتر صبار میرزا فرمانفرماییان (۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶) ریاست این مجموعه علمی را بر عهده داشتند.
دکتر منصور شمسا، دکتر مارسل بالتازار، دکتر یونس کریمی
مأموریت مطالعات طاعون در استان همدان؛ روستای اکنلو، سال ۱۳۴۱
در سالهای منتهی به انقلاب و پس از آن، مدیریت انستیتو در دورههای کوتاهتری میان چند نفر جابهجا شد؛ از جمله دکتر امیرمنصور سرداری (۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷)، دکتر فرخ مدبر، دکتر رسول پورنکی و دکتر مصطفی پورتقوا در سال ۱۳۵۷، و سپس دکتر منصور شمسا و دکتر هادی ولایی در سال ۱۳۵۸.
پس از آن دکتر علی رحمانی در سال ۱۳۵۹ و دکتر احد میلانینیا در فاصله سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۰ مدیریت موسسه را بر عهده داشتند.
در ادامه نیز دکتر محمدرضا زالی (۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲)، دکتر مرتضی آذرنوش (۱۳۷۲ تا ۱۳۷۹)، دکتر محمدتقی خانی (۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴)، دکتر عبدالحسین روحالامینی (۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷) و دکتر محمدحسین مدرسی (۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹) به عنوان رؤسای این مرکز فعالیت کردند.
در سالهای بعد نیز دکتر مصطفی قانعی (۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ و مجدداً ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶)، دکتر سعید بوذری در سال ۱۳۹۲، دکتر علیرضا بیگلری (۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱) و دکتر رحیم سروری از ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ و دکتر احسان مصطفوی از ۱۴۰۳ تاکنون مسئولیت اداره انستیتو را بر عهده داشتهاند.
این انستیتو، فراتر از یک مرکز تحقیقاتی، قلبی تپنده برای ایران بود.
از شعبههای تجریش و خیابان خالد اسلامبولی (وزرا) گرفته تا آمل و همدان؛ هر وجب از این خاک که انستیتو پاستور در آن ریشه داشت، پایگاهی بود برای نبرد با بیماریهای عفونی و همهگیر.
آزمایشگاههایی را که در آنها زندگی جریان داشت؛ از واکسن هپاتیت و هاری گرفته تا تولید آنتیژنهای تشخیصی که دستهای بسیاری را از مرگ نجات داده بود.
این مرکز، با ۲۳ هزار مترمربع وسعت و ۱۳ آزمایشگاه مرجع، سنگری برای دفاع از سلامت مردم بود؛ و متخصصانی که خودشان نیز در مسیر تولید علم و نجات مردم دچار حادثه یا بیماری شده و جانشان از دست رفته بود.
مرحوم عباس آذرنیا (ببرزاده) و مرحوم میرعظیم قاسمی در جریان مأموریتهای صحرایی مرتبط با مطالعات طاعون جان باختند.
همچنین مرحوم غلامرضا کتابی در جریان مطالعات مربوط به بیماری هاری درگذشت و محسن حسنزاده نیز بر اثر ابتلا به طاعون در آزمایشگاه جان خود را از دست داد.
اما تلخترین فصلِ این قصه در اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ رقم خورد؛ زمانی که «جنگ رمضان» سایه شوم خود را بر این میراثِ عزیز کشید.
وقتی آن روز در میان ویرانهها قدم میزدم، حجم درد از آنچه شنیده بودم، سنگینتر بود.
شیشههایی که خرد شده بودند، دیوارهایی که فرو ریخته بودند و آزمایشگاههایی که دیگر سکوت در آنها حاکم شده بود.
دیدنِ تخریبِ مرکزی که جز «خدمت به بشریت» و تولید دارو برای دردهای مردم رسالتی نداشت، لرزه بر اندام هر بینندهای میاندازد.
این حجم از بیرحمی در هدف قرار دادنِ نمادِ دانایی و شفابخشی، نه تنها یک خسارتِ مادی و فیزیکی، بلکه زخمی عمیق بر پیکره تاریخ علم ایران است؛ میراثی که حالا در آوارها به انتظارِ دوباره برخاستن نشسته است.
ستاد بازسازی انیستیتو پاستور، زندگی از دل امید
انستیتو پاستور ایران، به عنوان یکی از ستونهای استوار بهداشت و درمان کشور، فراتر از یک مرکز تحقیقاتی، بخشی جداییناپذیر از تاریخ علمی و هویت ملی ایران است.
در راستای برنامهریزی برای بازسازی و احیای مجدد انستیتو پاستور ایران پس از خسارات وارده ناشی از حملات اخیر، جلسهای با حضور مدیران موسسه، اساتید پیشکسوت، و تیم مشاوران فنی در محل این مرکز برگزار گردید.
هدف از این نشست، بررسی ابعاد تاریخی، زیرساختی و راهبردی برای بازگرداندن این مرکز به چرخه فعالیتهای علمی و پژوهشی بود.
در ابتدای این جلسه که با حضور اساتید پیشکسوت انیستیتو پاستور مانند دکترفیاض، تقواپور، آذرنوش، آسمار، پیازک و روح الامینی، مهندس فیروز فیروز نواده واقف (مرحوم فرمانفرمائیان) و گروه نقشه کشی، و تیم بازسازی به سرپرستی دکتر حناچی و با حضور ریاست انیستیتو دکتر مصطفوی و مرتضی کریمی پور معاون پژوهش و فناوری و میترا امین لو دبیر کمیته وقف، امور خیریه و مشارکت های مردمی برگزار شد؛ ابتدا کلیپی از مستندات تاریخی و آثار حملات اخیر برای حاضران پخش شد.
سپس کریمیپور، ضمن تبیین وضعیت فعلی، بر ضرورت بازسازی زیرساختها تأکید نمود.
در ادامه روحالامینی با اشاره به تاریخچه وقف این مکان توسط مرحوم فرمانفرما و اهمیت حفظ اصالت معماری آن، بر الگوبرداری از تجربیات موفق بینالمللی در بازسازی دانشکدهها و مراکز تاریخی تأکید کرد.
او همچنین بر لزوم توسعه بخشهای آموزشی، جذب سرمایههای مردمی (پویش «جانفدایان ایران») و بهرهگیری از ظرفیتهای علمی دانشگاهها جهت تداوم فعالیت پژوهشی اساتید تأکید داشت.
در ادامه اساتید پیشکسوت به بیان خاطرات و رویکردهای انیستیتو پرداختند؛ ابتدا دکتر پورتقوا با یادآوری دوران مدیریت خود در سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸، به تداومِ تاریخی و اهمیت فعالیت این موسسه اشاره کرد.
در ادامه دکتر فیاض با اشاره به همکاری دیرین با پروفسور بالتازار، دستاوردهای بینالمللی انستیتو، از جمله دستیابی به پروتکلهای جهانی درمان هاری و رتبهبندی بالای این مرکز در سطح جهانی را برشمرد.
دکتر آذرنوش نیز ضمن اشاره به پروژه انتقال تکنولوژی واکسن هپاتیت B از کوبا به ایران در دوران مسئولیت خود، بر قداست ماموریت موسسه و لزوم حمایتهای دولتی تأکید کرد.
او بخش حیوانات آزمایشگاهی را یکی از پتانسیلهای کلیدی درآمدزایی موسسه دانست.
دکتر آسمار با اشاره به ۳۵ سال خدمت در انستیتو، به نقش پیشرو و حیاتی این مرکز در حوزه «کار در عرصه» (Field Work) حتی پیش از تاسیس دانشگاههای مدرن در کشور اشاره کرد و دکتر پیازک ضمن تأکید بر اهمیت آرشیو اسناد و تصاویر تاریخی موسسه که توسط ایشان جمعآوری شده است، به پایداری سازه انستیتو در برابر حوادث و ضرورت حفظ روحیه خودکفایی (مانند بخشهای فنی و تاسیساتی مستقل) اشاره کرد.
او همچنین از تشکیل تیم «پاسخ سریع» در دوره مدیریت دکتر روحالامینی به عنوان یک نقطه عطف یاد کردند.
مهندس فیروز، از نوادگان واقف اصلی (فرمانفرما)، آمادگی تیم فنی خود را برای همکاری در بازسازی و حفظ میراث معماری انستیتو اعلام کردند.
در بخش پرسش و پاسخ، توضیحاتی در خصوص سیر تحولات اداری، انتقال واحدهای تولیدی به کرج، و تغییر کاربری برخی فضاها جهت انطباق با نیازهای پژوهشی نوین ارائه شد.
این جلسه با تأکید بر محورهای ذیل به پایان رسید:
عزم ملی برای بازسازی: تمامی حاضرین بر لزوم همکاری همهجانبه جهت احیای این میراث ارزشمند تأکید کردند.
بازنگری راهبردی: لزوم بازنگری در برنامههای استراتژیک موسسه برای بازگشت به جایگاه اصلی علمی، همگام با استانداردهای مدرن.
آمادگی برای شروع: با توجه به خسارات وارد شده به ساختمانها که منجر به توقف موقت فعالیتها گردیده، مقرر شد فعالیتهای کارشناسی توسط ستاد بازسازی انستیتو و تیمهای مهندسی جهت تسریع در روند اجرایی و بازگشت به چرخه تولید ادامه یابد.
ایران و مردمانی که همواره این سرزمین را پاسداشته و ساخته اند
انستیتو پاستور تنها یک ساختمان نیست، بلکه یک «راه بیپایان» برای خدمت به کشور است.
ستاد بازسازی انستیتو، با بهرهگیری از ظرفیتهای ملی، تخصص اساتید پیشکسوت و حمایتهای دولتی، عزم خود را برای بازگرداندن این مرکز به جایگاه اصلی خود در چرخه تولید و تحقیقات علمی جزم کرده است.
حفظ هویت تاریخی بنا در کنار مدرنسازی زیرساختهای آزمایشگاهی، محور اصلی فعالیتهای آتی در روند بازسازی خواهد بود.
ویرانیهای بهجامانده، از جمله شیشههای شکسته، ساختمانهای آوار شده و آزمایشگاههای غیرقابلاستفاده، عمق آسیب به این میراث خدمتگزار بشریت را به وضوح نشان میدهد؛ اما این جلسه و تلاشهای مداوم اساتید و متخصصان در این انیستیتو، معنایی والاتر را به نمایش میگذارد:
ایران سازان مردمانی هستند که شاید تک تک نشناسیمشان، اما هر کدام با بذل جان و مال و توان و دانش خود این سرزمین کهن را آباد کرده اند؛ و بارها و بارها از دل تاریخی و ویرانی و خطر و بیماری، امید و نور و رویش و درخشش را به این سرزمین هدیه دادهاند.