روایتِ نور در عصر تاسوعا؛ شمعها از مصائب کربلا میگویند
خرمآباد- آیین «چهل منبر» در لرستان فقط یک مراسم مذهبی نیست؛ سفری معنوی است که مردم را از امروز به کربلا و از کوچههای شهر به کاروان اسیران عاشورا پیوند میدهد.
خبرگزاری مهر- گروه استانها: عصر تاسوعاست.
خورشید آرامآرام پشت کوههای زاگرس پنهان میشود و سایههای بلند بر دیوارهای قدیمی خرمآباد میافتند.
شهر شلوغ است اما انگار صدایی ندارد.
در کوچههای باریک محلههای قدیمی، زنانی با چادرهای سیاه و شمعهایی در دست، آرام قدم برمیدارند.
نه گفتوگویی در میان است و نه شتابی برای رسیدن.
تنها صدای گامهایی شنیده میشود که بر سنگفرشهای قدیمی مینشیند و گاه زمزمه دعایی که در دل تکرار میشود.
هر شمعی که روشن میشود، بخشی از تاریکی را کنار میزند؛ اما روشنایی این شعلهها فقط برای کوچهها نیست.
انگار هر شعله، روزنهای به حافظه تاریخی مردمی است که قرنهاست اندوه کربلا را در آیینها و سنتهای خود زنده نگه داشتهاند.
چهل منبر، در ظاهر آیینی ساده است؛ روشن کردن چهل شمع در چهل منزل یا سقاخانه.
اما در عمق خود، روایتی پیچیده از فرهنگ، تاریخ، مذهب و هویت مردمان لرستان را در دل دارد.
آیینی که با باور مردم زنده مانده و نسل به نسل منتقل شده است.
سکوت، شمع، نذر و دلدادگی
در خرمآباد، بسیاری این آیین را یادآور چهل منزل رنج و اسارتی میدانند که حضرت زینب(س) پس از عاشورا پیمود.
زنانی که امروز در کوچههای شهر قدم میزنند، گویی بازتابی از همان کاروان داغدارند؛ کاروانی که پیام کربلا را از میان ویرانهها و مصیبتها عبور داد و به تاریخ رساند.
عدد چهل نیز در فرهنگ ایرانی و اسلامی جایگاهی ویژه دارد؛ عددی که نشانه کمال، بلوغ و تکامل روحی تلقی میشود.
از همین رو، چهل منبر تنها یک حرکت نمادین نیست؛ سفری معنوی است که هر منزل آن، گامی به سوی پالایش درون و تجدید عهد با آرمانهای عاشورا به شمار میآید.
این آیین در خرمآباد و بروجرد، هر یک با ویژگیهای خاص خود برگزار میشود.
در خرمآباد، تکایا و خانههای قدیمی مقصد عزاداران هستند و در بروجرد، سقاخانهها محور اصلی این سنتاند.
اما روح حاکم بر هر دو یکسان است؛ سکوت، شمع، نذر و دلدادگی.
در روزگاری که بسیاری از سنتهای کهن زیر فشار زندگی مدرن کمرنگ شدهاند، چهل منبر همچنان زنده است.
نه فقط به عنوان یک مراسم مذهبی، بلکه به عنوان بخشی از حافظه جمعی مردم لرستان.
حافظهای که هر سال در عصر تاسوعا از نو بیدار میشود و در نور صدها شمع، خود را به نسلهای تازه نشان میدهد.
چهل شعله برای یک حافظه جمعی
رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه لرستان معتقد است چهل منبر را باید یکی از مهمترین جلوههای میراث معنوی و فرهنگ عاشورایی این سرزمین دانست؛ آیینی که طی نسلهای متمادی توانسته میان باورهای دینی، حافظه تاریخی و زیست فرهنگی مردم لرستان پلی ماندگار ایجاد کند.
به گفته مجتبی رومانی، این سنت دیرینه در خرمآباد و بروجرد بیش از آنکه یک مراسم سوگواری باشد، بخشی از هویت اجتماعی مردم به شمار میرود.
هر سال با فرارسیدن تاسوعا و عاشورا، عزاداران با نیت ادای نذر، طلب حاجت و تجدید عهد با مکتب سیدالشهدا(ع)، مسیر چهل مجلس و سقاخانه را طی میکنند و در هر منزل، شمعی روشن میسازند؛ شعلههایی کوچک که در کنار هم، نماد روشن ماندن چراغ ایمان و یاد کربلا هستند.
رومانی بر این باور است که زنان لرستان در طول دههها و حتی سدههای گذشته، نقش اصلی را در حفظ و انتقال این سنت برعهده داشتهاند و چهل منبر را از نسلی به نسل دیگر رساندهاند؛ به همین دلیل این آیین را میتوان یکی از برجستهترین جلوههای مشارکت زنان در پاسداری از میراث فرهنگی عاشورایی دانست.
در بروجرد، چهل منبر با قدمتی طولانی در محلههای تاریخی شهر برگزار میشود.
عزاداران، اغلب در سکوت و با پای برهنه، مسیر منبرها و سقاخانهها را طی میکنند و با روشن کردن شمع، ارادت خود را به شهدای کربلا ابراز میدارند.
در فرهنگ محلی این شهر، کسانی که حاجت خود را از این آیین گرفته باشند، سال بعد به جای چهل شمع، چهل و یک شمع روشن میکنند؛ رسمی که به «چهل و یک منبر» شهرت یافته است.
اما در خرمآباد، چهل منبر بیش از هر چیز با حضور زنان گره خورده است.
زنانی که در سکوتی آمیخته به اشک و نیایش، از خانهای به خانه دیگر میروند و شمعهای خود را روشن میکنند.
از منظر مردمشناسی نیز چهل منبر تنها مجموعهای از مناسک مذهبی نیست.
این آیین شبکهای از روابط اجتماعی، همبستگی محلی و مشارکت جمعی را در خود جای داده است؛ از گشوده شدن درهای خانهها و سقاخانهها به روی عزاداران گرفته تا نذریهایی که بیهیاهو میان مردم توزیع میشود.
همین ویژگیهاست که چهل منبر را از یک مراسم صرفاً آیینی فراتر برده و آن را به بخشی از حافظه مشترک و سرمایه فرهنگی مردم لرستان تبدیل کرده است.
روایت یک مادر از نیمقرن دلدادگی
یکی از بانوان سالخورده شرکتکننده در مراسم که سالهاست در چهل منبر حضور دارد، میگوید: اولین بار وقتی کودک بودم دست مادرم را گرفتم و وارد این مسیر شدم.
آن روزها درهای خانهها به روی عزاداران باز بود و در هر خانه منبری برپا میشد.
هنوز هم وقتی شمعی روشن میکنم، حس میکنم دوباره کنار مادرم ایستادهام.
برای ما چهل منبر فقط یک نذر نیست؛ بخشی از زندگیمان است.
هر شمعی که روشن میشود، یاد عزیزانی را زنده میکند که دیگر در کنار ما نیستند.
او مکثی میکند و ادامه میدهد: نسلهای زیادی این راه را آمدهاند و رفتهاند، اما این آیین هنوز زنده است.
چون با دل مردم پیوند خورده است.
آیینی برای بازگشت به خویشتن
یک دختر جوان شرکتکننده در مراسم نیز نگاه متفاوتی به چهل منبر دارد.
او میگوید: در دنیایی که همه چیز با سرعت میگذرد، چهل منبر فرصتی برای ایستادن است.
وقتی پابرهنه در کوچهها قدم میزنم و بدون حرف زدن از یک منبر به منبر دیگر میروم، احساس میکنم از هیاهوی زندگی فاصله گرفتهام.
این مراسم فقط یک نذر مذهبی نیست؛ نوعی سفر درونی است.
وی ادامه میدهد: چهل منبر برای نسل ما یادآور این حقیقت است که هنوز میتوان در کنار هم بود، بدون تفاخر و فاصله.
اینجا همه با یک نیت و یک هدف کنار هم قرار میگیرند.
به همین دلیل است که این مراسم همچنان زنده مانده و بخشی از هویت ما شده است.
از بروجرد تا خرمآباد؛ روایتهای متفاوت از یک عشق
در بروجرد، آیین چهل منبری با محوریت سقاخانهها برگزار میشود.
عزاداران از سقاخانهای به سقاخانه دیگر میروند و در هر کدام شمعی روشن میکنند.
محمد گودرزی، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ بروجرد، در بازخوانی این سنت میگوید: چهل منبر در بروجرد یکی از قدیمیترین آیینهای مذهبی شهر است.
از عصر تاسوعا، سقاخانهها آماده پذیرایی از عزاداران میشوند و مردم با نیتهای مختلف در این مراسم شرکت میکنند.
نکته جالب توجه آن است که این آیین در طول دههها تقریباً بدون وقفه برگزار شده و حتی شرایط آبوهوایی نیز نتوانسته آن را متوقف کند.
او معتقد است: تداوم این سنت نشان میدهد چهل منبر فقط یک مراسم مذهبی نیست، بلکه بخشی از ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه محلی است.
چهل منبر؛ پلی میان تاریخ و امروز
پژوهشگران معتقدند ماندگاری آیینهایی مانند چهل منبر، به توانایی آنها در پیوند دادن گذشته و حال بازمیگردد.
در این مراسم، نسلهای مختلف در کنار یکدیگر حضور مییابند؛ مادربزرگها در کنار نوهها، مادران در کنار دختران.
همین انتقال نسلی، مهمترین عامل بقای این سنت در طول قرنها بوده است.
غروب تاسوعا فرا میرسد.
شعلههای آخرین شمعها هنوز در گوشه و کنار شهر میسوزند.
کوچههایی که از صبح میزبان صدها قدم عاشقانه بودهاند، آرامآرام خلوت میشوند؛ اما رد نور بر دیوارهای قدیمی باقی میماند.
چهل منبر تنها روشن کردن چهل شمع نیست؛ روایتی است از حافظه یک سرزمین.
روایتی که در آن تاریخ، ایمان، فرهنگ و عشق به اهلبیت(ع) در هم تنیدهاند.
آیینی که نشان میدهد برخی سنتها فراتر از زمان زندگی میکنند؛ زیرا در دل مردم خانه دارند.
و شاید راز ماندگاری چهل منبر همین باشد؛ اینکه هر سال، در تاسوعا، مردمی از نسلهای مختلف گرد هم میآیند تا با چهل شعله کوچک، چراغ یک روایت بزرگ را روشن نگه دارند؛ روایتی که از کربلا آغاز شده و هنوز در کوچههای لرستان ادامه دارد.