خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 17 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

آخرین دیدار یار؛ روایت دلدادگان خراسان شمالی از یک فراق بزرگ

مهر | استان‌ها | یکشنبه، 17 خرداد 1405 - 09:47
بجنورد- همزمان باصدمین شب دلدادگی و همزمان با روزهای پرخاطره خرداد و ذی‌الحجه، مردمان خراسان شمالی از آخرین دیدارهای خود با «یار خراسانی» و خاطراتی گفتند که حالا رنگ فراق گرفته است.
ديدار،رهبر،شهيد،روز،حسينيه،آقا،معلمان،معلم،بجنورد،برايمان،با ...

خبرگزاری مهر - گروه استان‌ها، محدثه جوان دلویی: غدیر امسال برایمان هم شاد بود و هم غمگین؛ غمی از جنس عشق.
می‌دانید چرا؟
غدیر امسال همزمان با آغاز فصل جدیدی از رهبری بود و جای خالی شما بغضی بزرگ بر گلوی دوستداران‌تان انداخته بود.
انگار سایه محرم، پیش از موعد بر روزهای ذی‌الحجه افتاده بود.
عرفه و قربان را بدون شما گذراندیم و نخستین غدیر بی‌«سیدعلی» را پشت سر گذاشتیم.
آخر این قلم روزی از درد فراق شما جان خواهد داد.
دست و دلم به سمت هیچ اتفاقی در دنیا نمی‌رود جز نبودن‌تان!
قصه این بار شرح حال آنانی است که به دیدارتان نائل آمدند و اما…
خرداد و مهر دل‌انگیز
برای من اول آن چهاردهم خرداد سال ۱۳۸۳ که در تهران و با کاروان دانشجویی به مراسم سالگرد پیر کبیر انقلاب به دیدارتان آمدیم تداعی شد.
داغی خردادماه و شلوغی جمعیت شیفته انقلاب فقط رزق شنیدن صدای دلنشین‌تان را به من چشاند.
البته هر لحظه از ۹۰ و اندی شبانه‌روزی که دیگر در زمین نداریمتان، آن مهر دل‌انگیز سال ۱۳۹۱ هزار بار تکرار می‌شود.
آن شب ۱۹ مهر، بعد از نماز مغرب و عشا، نمی‌دانم اسمش را چه می‌شود گذاشت؟
ناخواسته؟
خداخواسته؟
توفیق‌یافته؟
هرچه بود دیدار نزدیکتان سخت مجذوبم کرد که یادم رفته بود چطور مراحل سخت بازرسی را در مصلای امام خمینی(ره) بجنورد پشت سر گذاشتم.
چهره بشاش و لبان پرخنده‌تان که برخلاف دیدارهای دیگر این بار کمی پایین‌تر و نزدیک‌تر به مشتاقان و دلدادگان نشسته بودید، از لوح دلم هرگز نرود.
یادش بخیر چقدر خوب از علمای قدیم بجنورد برای تازه‌طلبه‌ها گفتید و… خراسان شمالی آخرین مقصد سفرهایتان و البته طولانی‌ترین سفر استانی‌تان بود.
اینجا برایمان از «سبک زندگی اسلامی_ایرانی» گفتید و اولین بار از «جهاد فرزندآوری» مهم‌ترین دغدغه این سال‌هایتان گفتید.
انگار قدم مبارک شما تحولی نوین برایمان رقم زد.
مردمان این خطه به خیر و نیکی همیشه از شما یاد می‌کنند.
روایت آنانی را می‌خوانید که رزق دیدار «یار خراسانی» را داشتند.
روی ابرها بودیم؛ حاشیه‌های دیدار بانوان
قرارشان روز اول ذیقعده و سالروز ولادت حضرت معصومه(س) بود.
با نمایندگان و رفقایشان در استان‌های دیگر از اول اسفند در حال تدارک بودند که ناگهان آن خبر جانسوز انگار زیر پایشان را خالی کرد.
و مدام یاد آخرین دیدارشان در روز دوازدهم دی ماه افتاد.
گروه ۵ نفره‌ای از دختران بجنوردی با سرپرستی «مهدیه همت» برای خادمی مراسم روز زن در حسینیه امام خمینی(ره) راهی تهران شدند.
آقا خودشان نظر می‌دادند از چه رنگ‌هایی برای دکور حسینیه در دیوار با دختران و بانوان استفاده شود.
و آخرین دیدار بانوان به رنگ «فیروزه‌ای» شد.
«همت» می‌گوید: پویش فرشتگان سرزمین من با هدف ترویج عفاف و حجاب در کشور راه‌اندازی شد و در سال ۱۴۰۳ خودم به این دیدار وصف‌ناپذیر دعوت شدم که انگار بر روی ابرها راه می‌رفتم.
اصلاً خستگی راه و نخوابیدن‌ها اذیتم نمی‌کرد ولی امان از آخرین دیدار.
او آذرماه به همراه اعضای اصلی پویش از بجنورد برای خادمی مراسم دیدار رهبر شهید با بانوان دعوت می‌شود.
همت از آن روز تکرار نشدنی برایمان می‌گوید: دل توی دلمان نبود.
شب قبل به تهران رسیدیم و لحظه‌ای خواب به چشمانمان نیامد.
با اعضای پویش ساعت ۴ صبح راهی بیت شدیم که تا ورود و آموزش توجیهی‌مان دو ساعتی زمان برد.
شگفتانه عجیب
او ادامه می‌دهد: گفته بودند رهبر شهید احتمال دارد به مراسم نیاید.
من در انتهای حسینیه مشغول نظم‌دهی به بانوان بودم.
مراسم طول کشید، دل‌های بی‌قرار و اشک‌های خانم‌ها واقعاً وصف‌ناپذیر بود.
ناگهان متوجه همهمه‌ای در صف‌های ابتدایی شدیم که به علت ازدحام نمی‌توانستم خوب جلو را ببینم اما متوجه شدم صندلی مخصوص سخنرانی آقا را آوردند.
باز هم مردد بودم اما بنا به وظیفه خودم را سریع به صف‌های جلو برای نظم‌دهی رساندم.
تا رسیدم، شوری به راه افتاد.
من رو به جماعت خانم‌ها پشت به جایگاه بودم که ناگهان برگشتم و دیدم پرده‌ها کنار رفت و چهره دلربای آقای شهیدمان را دیدم.
شگفتانه عجیبی به راه افتاده بود.
به عقیده همت، انگار آن لحظات از عمرمان حساب نمی‌شد.
او ادامه می‌دهد: ندیدن درد است و برای ما تاریخ ۱۲ آذرماه دیگر تکرار نمی‌شود.
او می‌گوید: بعد دیدار رهبر شهیدمان با بانوان کشور، در حال برنامه‌ریزی برای ولادت حضرت معصومه(س) بودیم که ناگهان همه چیز در روز دهم اسفند تمام شد.
اما دلمان خوش است بتوانیم در خدمت امام سید مجتبی خامنه‌ای باشیم.
«همت» ۹۵ شب است که به همراه اعضای پویش و ۳ فرزند ۱۰، ۶ و یک‌ونیم ساله‌اش برای خونخواهی رهبر شهیدمان چه در سرما و باران کف میدان است.
دیدار باورنکردنی به یادماندنی
آخرین دیدار رهبر شهید با گروه‌های مردمی مربوط به بهمن ماه سال قبل بود، همانی که آقا گویا آخرین سفارش‌ها را برایمان می‌کرد و فرمودند: «مثلی مثل من با مثلی مثل یزید بیعت نخواهد کرد!» خانواده شهدای مظلوم اغتشاشات دیماه اسفراین هم در این دیدار حضور داشتند.
رهبر شهید پشت و پناه تمام همسران و فرزندان و پدران و مادران شهدا بودند و گویا با شهادت او کمر همه خانواده شهدا به یکباره خم شد.
زینب حقانی همسر شهید علی اصغر حسن‌زاده، جانشین فرماندهی انتظامی اسفراین، هم از داغ رهبر شهید همچنان عزادار است.
او می‌گوید: دیدار رهبر شهید اتفاق خیلی باور نکردنی و البته به یادماندنی بود، مخصوصاً لحظه ورود آقا به حسینیه را هرگز فراموش نمی‌کنم؛ انگار خواب می‌دیدم.
آقا خیلی با ابهت و آرام بودند و در یک آن همه رنج‌هایمان را فراموش کردیم.
بی‌قراری‌های یگانه
همسر و دختران شهید ستوان دوم سعید کورانی از شهدای مظلوم مدافع امنیت اسفراین هم توفیق دیدار آقای شهیدمان را در بهمن ماه سال قبل داشتند، اما حکایت این روزهای بی‌قراری‌شان حدیث مفصلی است.
بی‌قراری‌های «یگانه» دل‌ها را حسابی آب کرده است مخصوصاً از وقتی شنید آقایی که تازه با دیدارش کمی آرام شده و غم نبودن پدر را به جان کوچکش خریده بود، هم آسمانی شد، بیشتر بهانه می‌گیرد.
بهمن ماه ۱۴۰۴ هنوز به چهلم شهدای اغتشاشات اسفراین مانده بود که خانم کورانی، «نازنین فاطمه»، «یسنا» و «یگانه» به محضر رهبر شهید دعوت می‌شوند.
مسیر اسفراین تا تهران با قطار طی می‌شود اما بچه‌ها وقتی به حسینیه می‌رسند کمی بی‌قراری می‌کنند.
خانم کورانی با بغض برایمان می‌گوید: نازنین فاطمه محو تماشای آقای شهیدمان شده بود و بسیار از صحبت‌های ایشان ذوق‌زده بود.
من به دلیل شرایط یسنا و یگانه از حسینیه برای دقایقی خارج شدم.
اما شنیدم آقای شهیدمان فرمودند: «از شهدای اغتشاشات یاد کنید.»
او ادامه می‌دهد: یگانه برای آقا نامه‌ای نوشته بود و از شهادت آقا هم بسیار ناراحت شد و در نامه‌اش نوشت: «آقاجان سلام ما را به پدر شهیدمان برسان!»
مجذوب چهره یار شدیم
سمیرا پاکزاد معلم خستگی‌ناپذیر این روزهای مجازی شدن مدارس است.
او می‌گوید: مهرماه سال ۹۱ در دیدار آقای شهیدمان با خانواده شهدا، موقعیت دیدار مهیا شد و خودم را به مصلای امام خمینی(ره) بجنورد رساندم.
چهره نورانی ایشان مرا بسیار مجذوب کرد؛ حرف‌هایشان را اصلاً نمی‌شنیدم و فقط شیفته چهره پرنورشان شده بودم.
او اضافه می‌کند: هر سال تعدادی از معلمان خراسان شمالی به دیدار رهبر شهید می‌رفتند، اما با وجود ۱۰ سال معلمی، این دیدار برایم میسر نشد.
نوبتم را به دیگری دادم
حمیده حقانی، معلم و کارگردان تئاتر خیابانی «به کدامین گناه»، می‌گوید: اولین بار دانشجو بودم اما چون عضو بسیج نبودم اسمم در لیست قرار نگرفت.
آن‌قدر پیگیر شدم که ساعتی مانده به اعزام، خبر دادند می‌توانم بروم.
او ادامه می‌دهد: دومین بار سال ۱۴۰۳ در قامت معلم همراه دانش‌آموزان رفتم و بار سوم هم همراه معلمان استان.
اما محو چهره ایشان می‌شدم و اصلاً متوجه صحبت‌ها نبودم.
او می‌گوید: برای آخرین دیدار معلمان دعوت شدم اما جایم را به همکاران دیگر دادم و فکر نمی‌کردم ۲۷ اردیبهشت آخرین دیدار باشد.
نسل آرمانی می‌سازیم
خانم پویان‌مهر از معلمان اعزامی به دیدار رهبر شهید در سال گذشته است.
او از شوق دیدار رهبر شهید، سجده شکر به جا آورده بود و یکی از آرزوهای بزرگش محقق شد.
او می‌گوید: سال‌ها منتظر این لحظه بودم و خبر انتخاب شدن را سرکار خانم رستمی، رئیس اداره قرآن، عترت و نماز به من دادند.
خیلی خوشحال و شگفت‌زده شدم و از خوشحالی اشک می‌ریختم و سجده شکر به جا آوردم.
«پویان‌مهر» معلم روستای حمزانلوی بجنورد است و به دلیل فعالیت‌های قرآنی و کسب رتبه‌های بالا در مسابقات، به آخرین دیدار رهبر شهید با معلمان کشور اعزام می‌شود.
پویان‌مهر از سفر به تهران می‌گوید و ادامه می‌دهد: ساعت ۶ صبح روز ۲۶ اردیبهشت از محل اداره کل آموزش و پرورش، بعد از رسیدن همکاران از شهرستان‌های دیگر استان، سفر آغاز شد.
با برخی از همکاران از قبل آشنا بودم و با بعضی از عزیزان هم در طول این سفر آشنا شدم.
همچنین افتخار همسفری با همسر شهید زرهرن از شهدای مدافع حرم شیروان را داشتیم که خانمی بسیار مهربان، صبور و متواضع بودند.
آن‌ها در طول سفر تصمیم گرفتند یک جمله زیبا و خاص از طرف معلمان خراسان شمالی به رهبر شهید گفته شود.
این معلم بجنوردی عنوان می‌کند: جمله انتخابی این بود: «با ایمان و اراده، نسل آرمانی می‌سازیم».
او ادامه می‌دهد: حدود ساعت ۱۰ شب به تهران رسیدیم و به محل اسکان از پیش برنامه‌ریزی‌شده رفتیم.
قرار بر این بود بعد از شام زود بخوابیم تا صبح زود به سمت بیت رهبری حرکت کنیم، اما از ذوق خوابمان نمی‌برد.
بعد از اذان صبح و صرف صبحانه به سمت بیت حرکت کردیم.
وقتی به خیابان کشور دوست رسیدیم، انبوه همکاران فرهنگی را دیدیم که در صف ورود به بیت با اشتیاق منتظر بودند.
ما هم به جمع منتظران پیوستیم و پیش رفتیم…
او اضافه می‌کند: خیابان، کوچه، سوله ورزشی، بازرسی‌ها و فضای معنوی حسینیه که مملو از جمعیت بود را هرطور بود طی کردیم و خودمان را به داخل حسینیه رساندیم و گوشه‌ای نشستیم تا به انتظار ورود عزیزی که برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کردیم.
پویان‌مهر تمام جزئیات آن روز را در خاطر دارد و می‌گوید: این سخن رهبر شهید در خاطرم مانده است: یکی از عوامل تأثیرگذار بر شخصیت جوان و نوجوان، معلم است؛ همچنان که مادر اثر می‌گذارد، پدر اثر می‌گذارد، در برخی موارد و در برهه‌ای از زمان، معلم بیشتر از پدر و مادر بر دانش‌آموز اثر می‌گذارد.
تلخ‌ترین سحر
او از سحر روز دهم ماه مبارک رمضان تلخ برای ایران می‌گوید و می‌افزاید: نمازم تمام شده بود که صدای دخترم را شنیدم که هراسان از پدرش می‌خواست تلویزیون را روشن کند و شبکه خبر را بگیرد.
همسرم شبکه خبر را گرفت و فقط پشت سر هم می‌گفت: «وای… وای… وای… خدایا…» قلبم به تپش افتاد و سریع به هال برگشتم.
وقتی پیام زیرنویس شبکه خبر را دیدم… همگی ایستاده و بهت‌زده به تلویزیون نگاه می‌کردیم.
اصلاً باورم نمی‌شد.
روزی که می‌ترسیدم رسید.
قلبم به شدت تنگی می‌کرد.
به یکباره دست و پاهایم سست شد و نشستم.
اشک امانم نمی‌داد.
واقعاً حس کردم پشتم خالی شده، پناهم را از دست دادم، پدرم را از دست دادم.
تلخ‌ترین و سخت‌ترین لحظه عمر همه ما، سحر روز دهم ماه رمضان بود.
مهسا کیانی کارشناس مشاوره و پیشگیری از آسیب های اجتماعی اداره آموزش و پرورش سملقان هم یکی دیگر از فرهنگیان استان در دیدار با رهبر شهید بود که عنوان می‌کند: حس خوبی بود که قرعه به نام من افتاد و در این مراسم حضور پیدا کردم.
او اضافه می کند:رهبر شهید پدرانه ما را نصیحت می کرد و درباره راجع به تربیت صحیح دانش آموزان و نماد( نظام جامع مراقبت های روانی- اجتماعی دانش آموزان) صحبت کردند.
سکینه نوروزی از معلمان باسابقه مدرسه غیرانتفاعی بجنورد هم می گوید:سعادت دیدار اختصاصی با رهبر شهبد را نداشتیم اما دوست داشتم از نزدیک نائب امام زمان عج را ملاقات کنم.هرچند که فرزندم به عنوان قاری قران چندبار از نزدیک ایشان را ملاقات کرده بود.
روایت‌های ناب دیدار مردم دیار باب‌الرضا(ع) با قائد شهیدشان از آن دست گزارش‌هایی است که باید توفیق نگارش و قلم زدن آن را داشته باشی، خدا را بر این نعمت بزرگ شکرگذارم...