حمله به زیرساختهای ایران یعنی ساختار حقوق بینالملل تضعیف شده است
شجاعی میگوید وقتی ترامپ آشکارا از نابودی زیرساختهای ایران حرف میزند و شورای امنیت واکنش قاطعی نشان نمیدهد یعنی ساختار حقوق بینالملل تضعیف شده است.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد امیرحسینی - مجتبی شجاعی کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگویی با اشاره به سکوت شورای امنیت در برابر تهدیدهای آمریکا علیه ایران گفت: تحولات ماههای اخیر و تجاوز مستقیم به جمهوری اسلامی ایران، شاید یکی از مهمترین آزمونهای تاریخی برای سنجش میزان استقلال، اعتبار و کارآمدی سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی ازجمله شورای امنیت بوده است.
آزمونی که از دیدگاه بسیاری از ملتها، این نهادها در آن مردود شدهاند چراکه با حملات مستقیمی که به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی، مراکز عمومی و حتی تأسیسات حیاتی ایران انجام شد مقامات آمریکایی از همان روز نخست تا امروز آشکارا از تهدید نظامی، تشدید فشار و حتی هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی و انرژی کشورمان سخن گفتهاند.
وی اظهار کرد: انتظار طبیعی آن بود که شورای امنیت، بهعنوان نهاد مسئول حفظ صلح و امنیت جهانی، موضعی شفاف، مستقل و بازدارنده اتخاذ کند، اما آنچه از ابتدا مشاهده شد، سکوت، انفعال و نوعی رفتار دوگانه آشکار بود.
این وضعیت یکبار دیگر این تصور را تقویت کرد که قواعد بینالمللی در برابر قدرتهای غربی عملاً قابلیت اجرا ندارند.
این کارشناس مسائل سیاسی اضافه کرد: نکته حائز اهمیت این است که اگر کشوری غیر از آمریکا، رژیم صهیونیستی یا متحدان آنها دست به چنین اقداماتی میزد، بدون تردید شورای امنیت با فوریت تشکیل جلسه میداد، رسانههای غربی فضایی گسترده از محکومیت ایجاد میکردند و انواع قطعنامهها، تحریمها و فشارهای سیاسی به سرعت در جهان فعال میشد، اما زمانی که تجاوز از طرف آمریکاییها و صهیونیستها صورت میگیرد، همان نهادها یا سکوت میکنند یا به بیانیههایی حداقلی و فاقد هرگونه اثر عملی اکتفا میکنند.
این دقیقاً همان استانداردهای دوگانهای است که سالهاست مورد انتقاد بسیاری از ملتهای جهان قرار دارد.
شجاعی بیان کرد: بحرانی که امروز سازمان ملل را فرا گرفته، ریشه در ساختار قدرت این نهاد دارد.
پس از جنگ جهانی دوم، سازمان ملل بر مبنای توازن میان کشورهای پیروز شکل گرفت و حق وتو عملاً به ابزاری برای مصونیت سیاسی قدرتهای بزرگ تبدیل شد.
آمریکا امروز در جایگاهی قرار گرفته که متأسفانه میتواند همزمان نقش شاکی، قاضی و مجری را ایفا کند.
هر اقدامی را که اراده کند، متأسفانه تحت حمایت یا حتی سکوت و چراغ سبز سازمان ملل انجام میدهد.
همین مسئله باعث شده که بسیاری از ملتها، سازمان ملل را نهادی وابسته به ارادهی قدرتهای غربی و امروزه وابسته به آمریکاییها بدانند.
وی تصریح کرد: گرچه سازمان ملل در این آزمون مردود شد، اما برخی از دولتهای اروپایی و دیگر کشورهای مستقل، مواضع خردمندانهتری انتخاب کردند.
بعضی از کشورها به اعتبار واقعیتهایی که امروز مشاهده میکنند و برخی نیز بهدلیل عواقب همراهی با آمریکا، از همسویی با آمریکاییها خودداری کردند با این حال، سکوت سازمان ملل فراتر از این ماجراست.
هنگامی که رئیسجمهور آمریکا آشکارا از نابودی زیرساختهای ایران حرف میزند و شورای امنیت نیز واکنش قاطعی نشان نمیدهد، این پیام به جهان مخابره میشود که تهدید و استفاده از زور، اگر از جانب قدرتهایی مانند آمریکا انجام شود، هزینهای نخواهد داشت.
این مسئله نهتنها امنیت ایران، بلکه کل ساختار حقوق بینالملل را تضعیف کرده است.
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: رفتارهای دوگانه در حوزه حقوق بشر نیز در تحولات اخیر به خوبی قابل مشاهده بود.
غربیها طی سالهای گذشته همواره تلاش کردهاند خود را مدافع حقوق بشر معرفی کنند و فشارهای سیاسی علیه کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران را با همین ادعا توجیه کردند، اما در عمل، حقوق بشر در دیدگاه غربیها بیشتر به یک ابزار سیاسی تبدیل شده تا یک اصل انسانی که نمونه بارز آن در غزه دیده شد که بیمارستانها هدف قرار میگرفتند، کودکان کشته میشدند و محاصره غذایی اعمال شد، اما نهاده ای مدعی حقوق بشر سکوت کردند یا به واکنشهایی سمبولیک و نمادین اکتفا کردند و همین الگو را میخواستند در برابر ایران اجرا کنند، جایی که حمله به زیرساختها با هیچ واکنشی از طرف سازمان ملل همراه نبود.
شجاعی تاکید کرد: همه سازمانها و نهادهای بینالمللی در این زمینه منفعل هستند و شورای امنیت نیز ابزار دست آمریکاست، اما در همین بیقانونیها، قوانینی نهفته است.
برای نمونه، حفاظت از غیرنظامیان صرفاً یک دغدغه بشردوستانه نیست، بلکه مطابق با حقوق بینالملل، کنوانسیونهای ژنو و منشور سازمان ملل متحد، یک تعهد حقوقی الزامآور محسوب میشود که متأسفانه از اجرای آن نیز استنکاف میشود.
وی گفت: امروز جامعه جهانی عملاً از این سازمانهای بینالمللی عبور کرده است و نظم جدیدی در حال شکلگیری است و سازمانهایی مانند شانگهای و حتی اتحادیه کشورهای اسلامی میتوانند نقش بسیار مؤثرتری ایفا کنند.