بازتاب روزانه علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.
به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است.
هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که افزایش تنشها میان برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران، خطر گسترش جنگ در منطقه را افزایش داده است.
این گزارش با استناد به ادعای والاستریت ژورنال میگوید امارات متحده عربی در جریان درگیریهای اخیر، حملهای مخفیانه علیه ایران انجام داده که شامل حمله به جزیره لاوان پیش از اعلام آتشبس هفتم آوریل بوده است.
گاردین میافزاید که این تحولات میتواند امارات را در صورت ازسرگیری درگیری میان ایران و آمریکا، به هدف مستقیم تهران تبدیل کند.
این رسانه همچنین به ادعای کویت درباره بازداشت چهار ایرانی اشاره میکند که به ادعای مقامهای کویتی قصد انجام عملیات در جزیره بوبیان را داشتهاند.
در ادامه گزارش آمده است که اختلاف نظر میان کشورهای عربی منطقه درباره نحوه مواجهه با ایران همچنان ادامه دارد.
به نوشته گاردین، امارات خواهان واکنش شدیدتر نظامی به ایران است، اما عربستان سعودی و قطر نسبت به ورود مستقیم به جنگ محتاطتر عمل میکنند.
ترکی الفیصل، دیپلمات پیشین سعودی، هشدار داده که ورود ریاض به جنگ گسترده با ایران میتواند زیرساختهای نفتی، پروژههای اقتصادی و حتی مراسم حج را با بحران روبهرو کند.
این گزارش همچنین به حمایت نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی از امارات، اختلال در تأسیسات گازی این کشور بر اثر حملات ایران و تلاش برخی کشورهای منطقه از جمله پاکستان، ترکیه، قطر و عربستان برای جلوگیری از گسترش جنگ اشاره کرده است.
شبکه سیبیاس در گزارشی نوشت که موضوع ایران یکی از محورهای اصلی دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ، رؤسای جمهور آمریکا و چین، خواهد بود.
بر اساس این گزارش، ترامپ پیش از سفر به پکن اعلام کرده که قصد دارد درباره جنگ با ایران گفتوگویی طولانی با همتای چینی خود داشته باشد.
سیبیاس میافزاید که ایران بخش عمده نفت تحریمشده خود را به چین صادر میکند و همین مسئله به پکن نقش مهمی در تحولات مرتبط با جنگ داده است.
با این حال، ترامپ در اظهاراتی تلاش کرده اختلافات با چین بر سر ایران را کماهمیت جلوه دهد و گفته است آمریکا برای حل بحران ایران «به کمک چین نیاز ندارد».
این گزارش همچنین اشاره میکند که چین خواهان پایان سریعتر جنگ است و وزیر خارجه این کشور از پاکستان خواسته تلاشهای میانجیگرانه میان تهران و واشنگتن را افزایش دهد.
سیبیاس در ادامه مینویسد که سفر ترامپ در شرایطی انجام میشود که روابط دو کشور علاوه بر موضوع ایران، تحت تأثیر اختلافات بر سر تایوان و مسائل تجاری قرار دارد.
به گفته این رسانه، چین نسبت به سال ۲۰۱۷ اعتمادبهنفس و نفوذ بیشتری پیدا کرده و ترامپ نیز در حالی راهی پکن شده که برای خروج از جنگ ایران با فشارهای فزاینده داخلی و بینالمللی مواجه است.
این گزارش همچنین نوشت که دیدار سران دو کشور در مقطعی حساس برای هر دو طرف برگزار میشود.
روزنامه نیویورک تایمز در مقاله ای خود نوشت که جنگ دولت دونالد ترامپ علیه ایران، روند تضعیف ساختار دموکراتیک در آمریکا را تشدید کرده است.
این گزارش تأکید میکند که حمله نظامی گسترده به ایران، مهمترین اقدام نظامی تاریخ معاصر آمریکا به شمار میرود که بدون هرگونه مجوز رسمی از کنگره انجام شده است.
نیویورک تایمز مینویسد اگرچه رؤسای جمهور پیشین آمریکا نیز در مواردی اختیارات نظامی خود را گسترش دادهاند، اما معمولاً برای جنگهای طولانی یا گسترده، حمایت مستقیم یا غیرمستقیم کنگره را به دست میآوردند.
به گفته این روزنامه، ترامپ بدون دریافت هیچگونه تأییدیهای از نهادی که طبق قانون اساسی اختیار اعلام جنگ را دارد، عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کرده است.
این مقاله همچنین اشاره میکند که جنگ با ایران طی ماههای گذشته شامل هزاران حمله نظامی بوده، به کشته شدن رهبران ایرانی انجامیده و بازار جهانی انرژی و ذخایر تسلیحاتی آمریکا را تحت فشار قرار داده است.
با این حال، به نوشته نیویورک تایمز، دولت ترامپ تاکنون توضیح روشنی درباره اهداف و دلایل این جنگ ارائه نکرده و نسبت به پرسشهای نمایندگان کنگره نیز بیاعتنا بوده است.
این رسانه آمریکایی در ادامه، جمهوریخواهان کنگره را نیز مسئول وضعیت فعلی دانسته و نوشته است که آنان میتوانند با برگزاری جلسات تحقیق، اعمال فشار سیاسی و محدود کردن بودجه نظامی، رئیسجمهور را وادار به همکاری با کنگره کنند.
نیویورک تایمز هشدار داده است که ادامه این روند میتواند آمریکا را بیش از پیش از معیارهای دموکراتیک دور کند.
شبکه ام اس ناو (MS NOW) در تحلیلی با عنوان «آنچه کاخ سفید و والاستریت درباره جنگ ایران اشتباه میفهمند» نوشت که ایران در بنبست کنونی از موقعیت راهبردی برتری برخوردار است، زیرا برخلاف دولت آمریکا، نگران انتخابات و فشار افکار عمومی نیست.
این گزارش میافزاید که تهران در پاسخ به پیشنهاد جدید دونالد ترامپ، خواستار پرداخت غرامت جنگی، به رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و پایان فشارهای آمریکا شده است.
به نوشته این رسانه، در حالی که واشنگتن تصور میکند ایران از نظر نظامی تضعیف شده، تهران با حفظ انسداد تنگه هرمز همچنان اهرم فشار مهمی در اختیار دارد.
اماس ناو همچنین عملکرد دولت ترامپ در مدیریت بحران را زیر سؤال برده و نوشته است که پروژه آمریکا برای بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز عملاً ناکام مانده و تنها تعداد محدودی کشتی توانستهاند با اسکورت نظامی عبور کنند.
این گزارش ادعا میکند که تهدیدهای جدید آمریکا نیز تأثیر قابل توجهی بر موضع ایران نداشته است.
در ادامه، این رسانه به پیامدهای اقتصادی جنگ اشاره کرده و مینویسد افزایش قیمت انرژی، سوخت و کود شیمیایی فشار گستردهای بر اقتصاد آمریکا وارد کرده است.
به گفته نویسنده، نرخ تورم آمریکا نیز به بالاترین سطح چند سال اخیر رسیده و خطر رکود اقتصادی افزایش یافته است.
این تحلیل با مقایسه شرایط فعلی با بحران نفتی سال ۱۹۷۳ نتیجه میگیرد که ادامه تنشها میتواند آسیبهای بلندمدتی برای اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی به همراه داشته باشد.
اماسناو همچنین معتقد است دولت ترامپ در حالی تلاش میکند شرایط را تحت کنترل نشان دهد که هنوز راهحل روشنی برای پایان جنگ ارائه نکرده است.
رسانه های عربی و منطقه ای
الجزیره در مقاله ای نوشت: همزمان با ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بسته ماندن تنگه هرمز و تشدید بحران اقتصادی جهانی، دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ در پکن به یکی از مهمترین تحولات سیاسی جهان تبدیل شده است.
آمریکا امیدوار است چین با استفاده از نفوذ خود بر تهران، ایران را به پذیرش شروط واشنگتن برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز ترغیب کند؛ اما تحلیلگران معتقدند این نشست بیش از آنکه نشانه برتری آمریکا باشد، صحنه «فشار در برابر فشار» میان دو قدرت بزرگ جهان است.
کارشناسان میگویند واشنگتن از ابزارهایی مانند تحریم، محدودیت فناوری و فشار بر تجارت چین استفاده میکند، در حالی که پکن نیز با تکیه بر قدرت صنعتی، مواد معدنی کمیاب و نقش کلیدی خود در زنجیره تأمین جهانی، اهرمهای مهمی در اختیار دارد.
چین که بخش بزرگی از نفت خود را از مسیر هرمز تأمین میکند، بهشدت از ادامه بحران آسیب میبیند و به همین دلیل خواهان پایان جنگ و تضمین امنیت کشتیرانی است.
برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ تلاش خواهد کرد با وعدههای اقتصادی یا تهدید به تعرفههای بیشتر، چین را به همکاری علیه ایران وادار کند، اما بسیاری بر این باورند که پکن حاضر نیست روابط راهبردی خود با تهران را قربانی کند.
در مقابل، چین از راهحل سیاسی، آتشبس و نظارت بینالمللی بر امنیت تنگه هرمز حمایت میکند و مخالف ادامه فشار نظامی آمریکا است.
در مجموع، ناظران سیاسی معتقدند چین میتواند نقش میانجی فعالی برای کاهش تنشها و آغاز مذاکرات جدید درباره پرونده هستهای ایران ایفا کند، هرچند تردیدهای جدی درباره موفقیت کامل این تلاشها همچنان وجود دارد.
المیادین در مقاله ای به تحول نظام بینالملل از دوران جنگ سرد تا امروز میپردازد و مفهوم «دشمن-دوست» را بررسی میکند؛ مفهومی که بر اساس آن کشورها میتوانند در برخی پروندهها رقیب و در برخی دیگر شریک باشند.
نویسنده توضیح میدهد که در دوران جنگ سرد، جهان میان دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود و کشورها ناچار به انتخاب یکی از دو اردوگاه بودند.
پس از فروپاشی شوروی، آمریکا تلاش کرد نظم تکقطبی مبتنی بر «صلح آمریکایی» را تحمیل کند، اما قدرتگیری چین و بازگشت روسیه، زمینه شکلگیری نظمی چندقطبی را فراهم کرد.
در این شرایط، بسیاری از کشورها مانند ترکیه، کشورهای خلیج فارس و پاکستان، روابطی همزمان با واشنگتن، پکن و مسکو برقرار کردند.
اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پیامدهای آن، بهویژه هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکایی، باعث تشدید مرزبندیهای ژئوپلیتیکی شده است.
مقاله معتقد است که ادامه سیاست «همزمان دوست و دشمن بودن» پس از جنگ علیه ایران دشوارتر شده و کشورها بهتدریج ناچار به انتخاب میان بلوک غرب به رهبری آمریکا یا محور چین، روسیه و شرق خواهند شد.
الشرق الاوسط در مقاله ای با تفکیک میان «درگیری» و «جنگ» توضیح میدهد که پیروزی در درگیری های نظامی الزاماً به معنای پیروزی نهایی در جنگ نیست.
نویسنده با استناد به مقاله هارلان اولمان در نشریه « هیل»، تأکید میکند آمریکا در دهههای اخیر بارها در میدانهای نبرد موفق بوده اما در تحقق اهداف راهبردی خود شکست خورده است.
نمونههای آن جنگ کره، ویتنام و عراق هستند؛ جایی که واشنگتن توانست عملیات نظامی را پیش ببرد، اما نتوانست ثبات سیاسی و پیروزی پایدار ایجاد کند.
در جنگ اول خلیج فارس، آمریکا کویت را آزاد کرد اما باقی ماندن صدام سبب ادامه بیثباتی شد.
در حمله دوم به عراق نیز سرنگونی صدام به پروژهای پرهزینه تبدیل شد که نهایتاً با خروج آمریکا پایان یافت.
مقاله سپس به دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ میپردازد؛ جایی که واشنگتن و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵ علیه ایران مدعی نابودی برنامه هستهای ایران شدند، اما چند ماه بعد دوباره برای مقابله با همان تهدید وارد درگیری شدند.
نویسنده نتیجه میگیرد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نهتنها به پایان بحران منجر نشده، بلکه دامنه تنش را به کل منطقه خلیج فارس کشانده و حتی کشورهای عربی متحد آمریکا را نیز در معرض ناامنی و بیثباتی قرار داده است.
رسانه های رژیم صهیونیستی
یک رسانه صهیونیستی نوشت پهپادهای فیبر نوری حزب الله لبنان توان عملیاتی ارتش (رژیم) اسرائیل را محدود کردهاند.
روزنامه صهیونیستی «اسرائیل نیوز» در گزارشی نوشت: بر اساس گزارش مرکز پژوهش و آموزش آلمای اسرائیل، از آغاز درگیریهای جدید در سال ۲۰۲۶، پهپادهای کوچک چهارملخه و بهویژه پهپادهای هدایتشونده با فیبر نوری به یکی از مهمترین سلاحهای حزبالله در میدان نبرد تبدیل شدهاند.
این رسانه صهیونیستی نوشت: بیش از ۸۰ حمله پهپادی انجام شده که حدود ۱۵ مورد به هدف اصابت کرده و باعث کشته شدن چند نظامی و یک غیرنظامی و زخمی شدن دهها نفر شده است.
این پهپادها ارزان و کوچک هستند و به سختی شناسایی می شوند.
آنها میتوانند از ارتفاع بسیار پایین یا از داخل مناطق غیرنظامی و حتی زیرزمینی پرتاب شوند.
اسرائیل نیوز افزود: ویژگی مهم این پهپادها استفاده از فیبر نوری است که ارتباط مستقیم میان اپراتور و پهپاد برقرار میکند و باعث میشود جنگ الکترونیک و اخلال راداری تقریباً بیاثر شود.
همچنین این پهپادها سیگنال راداری و حرارتی بسیار پایینی دارند و شناسایی آنها دشوار است.
این رسانه صهیونیستی تصریح کرد: حزبالله ابتدا با پهپادهای شناسایی هدف را پیدا میکند و سپس پهپاد انفجاری را برای حمله دقیق به کار میگیرد.
این روش برگرفته از تجربه جنگ اوکراین است و نشاندهنده تحول تاکتیکی مهمی در عملکرد این گروه است.
اسرائیل نیوز افزود: راهکارهای مقابله شامل سامانههای لیزری، پهپادهای رهگیر، سلاحهای هوشمند، جنگ الکترونیک و اقدامات ساده مانند تورهای حفاظتی و استتار است.
این رسانه صهیونیستی نوشت: اگر این شکاف فناوری سریع جبران نشود، پهپادهای ارزان میتوانند خسارات سنگین و محدودیت عملیاتی برای ارتش اسرائیل ایجاد کنند.
یک رسانه صهیونیستی نوشت: ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز، هزینههای سنگینی به آمریکا و متحدانش تحمیل کرد و همچنان توان موشکی و نفوذ منطقهای خود را حفظ کرده است.
روزنامه صهیونیستی جروزالم پست در گزارشی نوشت: جنگ ناتمام علیه ایران، اگرچه هنوز به توافق سیاسی پایدار نرسیده، اما نظم منطقهای و حتی موازنه جهانی را دگرگون کرده است.
جروزالم پست درباره شکست راهبردی آمریکا در جنگ علیه ایران نوشت: آمریکا توانست به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران ضربه بزند، اما نتوانست حکومت ایران را سرنگون کند یا برنامه موشکی و ذخایر اورانیوم غنیشده را از بین ببرد.
در مقابل، ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز، هزینههای سنگینی به آمریکا و متحدانش تحمیل کرد و همچنان توان موشکی و نفوذ منطقهای خود را حفظ کرده است.
این رسانه صهیونیستی تصریح کرد: کشورهای خلیج فارس نیز میان نیاز به حمایت آمریکا و ترس از تبدیل شدن به میدان جنگ گرفتار شدهاند.
اختلاف عربستان و امارات بر سر مدل قدرت منطقهای عمیقتر شده و امارات به سمت همکاری امنیتی گستردهتر با اسرائیل و تنوعبخشی مسیرهای انرژی حرکت کرده است.
جروزالم پست نوشت: چین و روسیه از تضعیف انسجام غرب و بحران انرژی سود بردهاند، در حالی که پاکستان با ایفای نقش میانجی جایگاه دیپلماتیک مهمتری پیدا کرده است.
اسرائیل نیز با وجود موفقیتهای نظامی، هنوز فاقد راهبرد سیاسی روشن برای پایان جنگ و آینده منطقه است.
یک رسانه صهیونیستی فاش کرد: بنیامین نتانیاهو دنبال تغییر قواعد بازی سیاسی با هدف پیروزی در انتخابات کنست(پارلمان) است.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص در گزارشی نوشت: با آغاز نشست تابستانی کنست(پارلمان) اسرائیل، ائتلاف حاکم به رهبری بنیامین نتانیاهو، میکوشد چند ماه مانده به انتخابات ۲۰۲۶، قواعد بازی سیاسی را تغییر دهد.
مهمترین طرحها شامل سختتر کردن شرایط حضور نامزدهای عرب در انتخابات، کاهش بودجه احزاب جدید و تقسیم اختیارات دادستان کل است.
هاآرتص نوشت: یکی از لوایح، حمایت از «اقدامات تروریستی» را بهگونهای تعریف میکند که حتی اظهارات محدود نیز میتواند باعث رد صلاحیت نامزدها یا احزاب عرب شود.
همچنین کمیته انتخابات اختیار بیشتری برای رد صلاحیت بدون تأیید دیوان عالی خواهد داشت.
طرح دیگری موسوم به «قانون بنت» رهبران احزاب منحلشده را ملزم میکند پیش از دریافت بودجه برای حزب جدید، بدهیهای قبلی را تسویه کنند؛ اقدامی که منتقدان آن را علیه نفتالی بنت و یائیر گولان میدانند.
این رسانه صهیونیستی افزود: از دیگر طرحها میتوان به کاهش سن رأیدهندگان از ۱۸ به ۱۷ سال، کاهش حد نصاب ورود به کنست و افزایش اختیارات پلیس در پروندههای «تحریک به تروریسم» اشاره کرد.
منتقدان هشدار میدهند این تغییرات میتواند سلامت انتخابات را تضعیف کند.
همچنین بحثهایی درباره نحوه رأیگیری آوارگان شمال اسرائیل و ایجاد حوزههای رأیگیری ویژه مطرح است.