چرا تجربیات موفق دهان و دنان در دهه ۱۳۶۰، به فراموشی سپرده شدهاند؟
سال ۱۳۶۰، مجلس شورای اسلامی قانونی جهت بهبود شاخصهای دهان و دندان در مناطق محروم تصویب کرد. «قانون تربیت بهداشتکار دهان و دندان به منظور گسترش خدمات درمانی و بهداشتی در روستاها» عنوان قانونی است که در ۲۳ فروردین ۱۳۶۰ به تصویب رسید.
باشگاه خبرنگاران جوان - بر اساس این قانون، نیروهای حدواسطی با عنوان «بهداشتکاران دهان و دندان» تربیت میشدند تا در مناطق روستایی با جمعیت زیر ۱۰ هزار نفر خدمات بهداشتی و درمانی پایه ارائه کنند.
این افراد با گذراندن ۱۱۲ واحد درسی، توانایی ترمیم دندان، کشیدن دندانهای عفونی و ارائه خدمات دندانپزشکی اطفال را داشتند.
بهداشتکاران میتوانستند نقشی موثر در سلامتی دهان و دندان داشته باشند.
پس از فراغت از تحصیل، آنها ۶ سال تعهد قانونی خود را در مناطق محروم سپری میکردند و پس از آن، در صورت قبولی در آزمون، میتوانستند به دوره دکتری دندانپزشکی راه یابند.
موفقیتی که با چشم غیرمسلح دیده میشد
دلایل متقنی نشان از کارایی این نیروها دارد.
در زمان حضور بهداشتکاران در مراکز روستایی، شاخصهای دهان و دندان بهبود یافت و دسترسی مردم به خدمات افزایش چشمگیری پیدا کرد.
پس از جذب این افراد در دوره دکتری و خالی شدن مراکز روستایی، وزارت بهداشت با خیل تقاضا از سوی دانشگاههای علوم پزشکی برای تأمین مجدد این نیرو مواجه شد.
مردم روستاها، که سالها از کمترین خدمات بهداشت دهان محروم بودند، حالا به نیرویی دسترسی داشتند که میتوانست مشکلات اولیه آنان را حل کند.
توقف در میانه راه؛ قانونی که هرگز لغو نشد
اما این تجربه موفق، عمری کوتاه داشت.
با افزایش تعداد دانشکدههای دندانپزشکی و فارغالتحصیلان، این قانون عملاً به حاشیه رانده شد.
جالب اینجاست که این قانون - مصوبه مجلس شورای اسلامی - کماکان به قوت خود باقی است و هرگز لغو نشده است.
تنها، اجرا شدنش متوقف گردیدهاست.
آمارها نشان میدهد که در سال ۱۳۵۸، تنها ۵ دانشکده دندانپزشکی در کشور وجود داشت.
این عدد در سال ۱۳۷۸ به ۱۸ دانشکده رسید و امروز به ۴۸ دانشکده افزایش یافته است.
افزایش تعداد دانشکدههای دندانپزشکی این ذهنیت را ایجاد نمود که اکنون دیگر نیازی به نیروهای حدواسط درمانی نیست.
لکن شاخصهایی همچون سرانه دندانپزشکی، میزان ارائه خدمات دهان و دندان و...
در کشور، نشان از نیاز مبرم به این نیروها دارد.
اما اکنون وجود نیروهای حدواسط بهداشتی و درمانی که خدمات پایه را، ارزان به دست مراجعین برساند، در کشور حس میشود.
بهای توقف؛ میلیونها پوسیدگی درماننشده
هزینه این توقف را چه کسی میپردازد؟
میلیونها ایرانی که در مناطق محروم و حتی حاشیه شهرها، به سادهترین خدمات دسترسی ندارند.
بر اساس آخرین آمارها، شاخص DMFT (تعداد دندانهای پوسیده، از دست رفته و پر شده) در کودکان ۶ و ۱۲ ساله به ترتیب ۸۴.۵ و ۸۴.۱ درصد است.
یعنی از هر ۱۰۰ دندان کودک ایرانی، بیش از ۸۴ دندان دچار پوسیدگی، کشیدگی یا ترمیم شده است.
تنها ۲۷.۴ درصد از کودکان ۱۲ ساله ایران، هیچ پوسیدگی درماننشدهای ندارند.
این یعنی بیش از ۷۰ درصد کودکان ایرانی، با پوسیدگیهای درماننشده دستوپنجه نرم میکنند.
تعداد دندانپزشکان فعال در کشور حدود ۵۰ هزار نفر است و سرانه دندانپزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر، ۵.۵ نفر برآورد شده است.
اما این آمار، میانگینی فریبنده است.
در ۱۱ استان کشور، سرانه دندانپزشک پایینتر از این میانگین است و در بسیاری از مناطق روستایی، عملاً هیچ دندانپزشکی حضور ندارد.
تجربه جهانی؛ نگاهی به دنیا و اقدام سایر کشورها
خدمات دندانپزشکی در بسیاری از نقاط دنیا، خدماتی گران محسوب میشوند.
حال آنکه پیشگیری و مراقبت دهان و دندان و همچنین خدمات درمانی پایه دندانپزشکی میتواند ارزانتر با وجود نیروهای حدواسط یا «دنتال تراپیست»، به مردم ارائه شوند.
این مسئله جهان را ترغیب به بهره گرفتن از این نیروها جهت ارائه خدمات درمانی ساده و در نهایت ارزان نمودهاست.
سازمان جهانی بهداشت در راهبرد جهانی و برنامه عملیاتی سلامت دهان ۲۰۲۳ تا ۲۰۳۰ نیز، صراحتاً بر استفاده از نیروهای حدواسط برای افزایش دسترسی به خدمات تأکید کرده است.
این نیروها که در کشورهای مختلف با عناوینی، چون «دنتال تراپیست» یا «مراقب سلامت دهان» شناخته میشوند میتوانند با صرف هزینههای اندک، بار عظیم خدمات پایه را از دوش دندانپزشکان بردارند و دسترسی به سلامت دهان را برای همه میسر کنند.
راهی که باید بازگردد، بهکارگیری بهداشتکاران، نه تهدیدی برای دندانپزشکان، بلکه فرصتی برای آنان جهت تمرکز بر درمانهای تخصصی و پرهزینه و از طرفی دیگر افزایش ارجاع به آنان به دلیل افزایش بیماریابی به واسطه غربالگری بهداشتکاران است
پرسش اینجاست: چرا ایران که خود از پیشگامان این مدل در جهان بود، امروز از آن عقبمانده است؟
پاسخ را باید در عدم نگاه کلان در سیاستگذاری و اولویتبندیهای نادرست پیدا کرد.
بهکارگیری بهداشتکاران دهان، نه تهدیدی برای دندانپزشکان، که فرصتی برای آنان جهت تمرکز بر درمانهای تخصصی و پرهزینه و از طرفی دیگر افزایش ارجاع به آنان به دلیل افزایش بیماریابی به واسطه غربالگری بهداشتکاران است.
این مدل، درست همان کاری است که سازمان جهانی بهداشت امروز توصیه میکند و ایران، سه دهه پیش آن را تجربه کرده بود.
احیای نیروهای بهداشتکار درمانی، با اندک هزینهای، میتواند دسترسی به خدمات پایه را برای میلیونها ایرانی ممکن سازد.
هزینه نکردن برای پیشگیری، یعنی پذیرش هزینههای گزاف درمانی در آینده.
پوسیدگیای که امروز با یک ترمیم ساده قابل درمان است، اگر نادیده گرفته شود، ماهها بعد به درمان ریشه، خدماتی پیچیده، کشیدن دندان و یا ایمپلنتهای گرانقیمت میانجامد.
هزینهای که دهها برابر بیشتر از هزینه پیشگیری است.