خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

چهارشنبه، 03 تیر 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

«ای اهل حرم میر و علمدار نیامد»/ایران در سوگ علمدارانش چشم به‌راه ماند

مشرق | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 03 تیر 1405 - 13:32
«ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» از مشهورترین نوحه‌های تاسوعاست؛ مرثیه‌ای که با روایت شهادت حضرت عباس(ع) آغاز شد، اما در گذر زمان به بخشی از حافظه جمعی ایرانی‌ها تبدیل شد.
علمدار،نيامد،حرم،اهل،مير،نوحه،شعر،عاشورا،فقدان،عباس،حضرت،شها ...

به گزارش مشرق، با فرارسیدن تاسوعای حسینی، بسیاری از هیئت‌های عزاداری در ایران با نوحه‌ای آغاز می‌شوند که طی دهه‌های گذشته به بخشی از حافظه جمعی شیعیان تبدیل شده است؛ نوحه‌ای که با عبارت «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» شناخته می‌شود و در میان عزاداران، بیش از هر چیز با نام حضرت عباس(ع) و لحظه بازنگشتن علمدار کربلا گره خورده است.
در بسیاری از شهرهای ایران، شب و روز تاسوعا با نوای این شعر همراه می‌شود.
دو بند آغازین آن به صورت دم‌های سریع و دسته‌جمعی خوانده می‌شود و کمتر هیئتی را می‌توان یافت که این نوحه در آن شنیده نشده باشد.
اگرچه سراینده این شعر به صورت قطعی مشخص نیست، اما همین ناشناخته بودن شاعر، چیزی از جایگاه آن در میان مراثی عاشورایی کم نکرده است.
این شعر، روایتی از لحظه‌ای است که اهل حرم چشم‌انتظار بازگشت عباس بن علی(ع) بودند؛ انتظاری که با خبر شهادت علمدار سپاه امام حسین(ع) به پایان رسید.
شاید به همین دلیل است که عبارت «علمدار نیامد» در طول سال‌ها از محدوده یک مرثیه فراتر رفته و به عبارتی برای بیان اندوه فقدان و از دست دادن تبدیل شده است.
روایتی که شاعرش در میان روایت‌ها گم شد
درباره سراینده نوحه «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» روایت‌های مختلفی وجود دارد.
منبع مکتوب مشخصی که سرایش آن را به فرد معینی نسبت دهد، در دست نیست.
برخی پژوهشگران آثار آیینی معتقدند این شعر سروده حاج مرزوق، مداح عراقی‌تبار ساکن تهران است که در سال ۱۳۲۹ شمسی درگذشت.
گروهی دیگر، حاج اکبر ناظم را سراینده آن می‌دانند.
در روایتی دیگر، نام میرزا عبدالله خداداد، شاعر و نوحه‌سرای تهرانی که با تخلص «دیوانه» شعر می‌سرود، مطرح شده است.
با این حال، زمان دقیق سرایش شعر و نام قطعی شاعر آن همچنان مشخص نیست.
شاید همین گمنامی، شباهتی ناخواسته با بسیاری از نوحه‌های قدیمی پیدا کرده باشد؛ اشعاری که در گذر زمان، از شاعر جدا شدند و به زبان مردم پیوستند.
نوحه «ای اهل حرم» نیز امروز بیش از آنکه به نام سراینده‌اش شناخته شود، با حس مشترکی شناخته می‌شود که در میان عزاداران ایجاد می‌کند.
از دم‌های تاسوعا تا حافظه جمعی هیئت‌ها
بخش‌های آغازین این شعر، سال‌هاست که به صورت دم‌های دسته‌جمعی در هیئت‌ها خوانده می‌شود:
«ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
علمدار نیامد، علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد
علمدار نیامد، علمدار نیامد»
به گفته حسن رشیدی، از مداحان تهران، در نسخه اصلی شعر، مصرع دوم به صورت «سقای حرم سید و سالار نیامد» بوده است، اما در طول سال‌ها و با تکرار در مجالس عزاداری، واژه «حرم» جای خود را به «حسین» داده و شکل امروزی شعر در میان مردم رایج شده است.
روضه‌ای که با انتظار آغاز می‌شود
ویژگی برجسته این نوحه، روایت انتظار است.
برخلاف بسیاری از مراثی که مستقیماً به شهادت حضرت عباس(ع) می‌پردازند، این شعر از چشم‌انتظاری اهل خیمه سخن می‌گوید؛ لحظه‌ای که هنوز امید بازگشت علمدار وجود دارد و ناگهان خبر شهادت او فرا می‌رسد.
همین ویژگی باعث شده است که این شعر، تنها روایتی از یک واقعه تاریخی نباشد، بلکه بیانگر حسی انسانی باشد؛ حس انتظار برای بازگشت کسی که امیدها به او بسته شده بود.
متن کامل نوحه «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» می‌خوانیم:
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
علمدار نیامد، علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد
علمدار نیامد، علمدار نیامد
از خیمه رسد واعطشا از لب طفلان
در علقمه شد کشته عمو با لب عطشان
دستی که زده بوسه بر آن ساقی کوثر
با نیزه و شمشیر جدا گشته ز پیکر
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
می‌خواهم از آن ساقی عاشق بنویسم
نم‌نم به خروش آیم و هق‌هق بنویسم
دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
در هر قدمت هر نفست جلوه ذات است
وصف تو فراتر ز شعور کلمات است
در حسرت لب‌های تو لب‌های فرات است
عالم همه از این همه ایثار تو مات است
از علقمه با دیده خونبار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت
دل‌ها همه مست رجزگاه به گاهت
هرچند تو بودی و عطش بود و جراحت
دلواپس طفلان حرم بود نگاهت
سقای ادب جلوه ایثار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت
وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت
فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت
با سجده خونین تو محراب دلش ریخت
صد حیف که آن یار وفادار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
انگار که در علقمه غوغا شده آری
خونبارترین واقعه برپا شده آری
در بزم جنون نوبت سقا شده آری
دیگر پسر فاطمه تنها شده آری
این قافله را قافله‌سالار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
ای علقمه از عطر تو لبریز برادر
ای قصه دست تو غم‌انگیز برادر
بعد از تو بهارم شده پاییز برادر
برخیز حسین آمده برخیز برادر
عباس‌ترین حیدر کرار نیامد
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
وقتی یک نوحه، فراتر از یک مرثیه می‌شود
شاید راز ماندگاری این شعر در همین نکته نهفته باشد؛ اینکه مخاطب تنها روایت شهادت حضرت عباس(ع) را نمی‌شنود، بلکه با مفهوم فقدان و از دست دادن روبه‌رو می‌شود.
گویی این شعر، زبان داغی است که قرن‌ها از عاشورا گذشته اما هنوز می‌تواند با احساسات مردم در دوره‌های مختلف ارتباط برقرار کند.
عبارت «میر و علمدار نیامد» تنها توصیف بازنگشتن عباس بن علی(ع) نیست؛ این جمله در حافظه جمعی عزاداران، به نشانه‌ای از فقدان و نبودن تبدیل شده است.
شاید به همین دلیل است که با گذشت دهه‌ها، این نوحه نه تنها در تاسوعا، بلکه در سوگ‌های بزرگ و لحظه‌های اندوه جمعی نیز بار دیگر شنیده می‌شود.
اگر راز ماندگاری برخی نوحه‌ها را در توانایی آن‌ها برای عبور از مرز زمان جست‌وجو کنیم، «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» را می‌توان یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها دانست.
نوحه‌ای که روایتش از ظهر عاشوراست، اما مفاهیمی که در خود حمل می‌کند، محدود به سال ۶۱ هجری نمی‌شود.
انتظار، فقدان، سوگ، ایثار و چشم به راه ماندن، مفاهیمی هستند که در هر دوره‌ای می‌توانند معنایی تازه پیدا کنند.
به همین دلیل است که این نوحه، در حافظه جمعی ایرانیان تنها یک مرثیه تاسوعایی باقی نمانده و در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی، بار دیگر شنیده شده است.
مردمی که برای بیان اندوه خود، به زبان عاشورا بازگشته‌اند و از همان واژه‌هایی استفاده کرده‌اند که قرن‌ها پیش برای روایت شهادت حضرت عباس(ع) شکل گرفته بود.
از علمدار کربلا تا مفهوم علمداری در فرهنگ شیعه
حضرت عباس(ع) در فرهنگ شیعه تنها برادر امام حسین(ع) نیست.
او با عنوان «علمدار» شناخته می‌شود؛ شخصیتی که پرچم سپاه را بر دوش داشت و در میان یاران امام، نماد وفاداری، ایستادگی و حمایت از اهل بیت بود.
به همین دلیل، واژه «علمدار» در طول قرن‌ها، مفهومی فراتر از یک مسئولیت نظامی پیدا کرده است.
علمدار، کسی است که امیدها به او بسته شده، بار دشواری‌ها را بر دوش می‌کشد و در سخت‌ترین لحظات، تکیه‌گاه دیگران است.
در ادبیات عاشورایی، شهادت حضرت عباس(ع) تنها از دست دادن یک رزمنده نیست؛ از دست دادن ستون خیمه‌ها و پشتیبان اهل حرم است.
از همین رو، هنگامی که در نوحه گفته می‌شود:
«ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد»
تنها خبر بازنگشتن حضرت عباس(ع) روایت نمی‌شود، بلکه لحظه‌ای تصویر می‌شود که امید خیمه‌ها با داغی بزرگ روبه‌رو شده است.
عاشورا؛ سرچشمه ادبیات مقاومت
بسیاری از مفاهیم شکل‌گرفته در ادبیات مقاومت، ریشه در واقعه عاشورا دارند.
واژه‌هایی مانند ایثار، شهادت، وفاداری، جانبازی و علمداری، مفاهیمی هستند که طی قرن‌ها در فرهنگ شیعی استمرار یافته‌اند.
در این نگاه، مقاومت صرفاً به معنای نبرد نظامی نیست؛ بلکه مفهومی گسترده‌تر است که حفظ آرمان، ایستادگی در برابر سختی‌ها و ادامه دادن مسیر را در بر می‌گیرد.
به همین دلیل، ادبیات مقاومت در دهه‌های اخیر نیز بارها از مفاهیم عاشورایی بهره گرفته است.
شاعران، مداحان و راویان، از واژگانی استفاده کرده‌اند که قرن‌ها پیش در مرثیه‌های عاشورایی شکل گرفته بود.
در این میان، عبارت «علمدار نیامد» نیز به تدریج از یک مصراع مرثیه، به نشانه‌ای برای بیان سوگ فقدان چهره‌های اثرگذار تبدیل شد.
در سال‌های اخیر، هرگاه جامعه با از دست دادن چهره‌ای تأثیرگذار روبه‌رو شده است، این نوحه بار دیگر در هیئت‌ها و محافل مذهبی طنین‌انداز شده است.
در مراسم‌های سوگواری و آیین‌های یادبود، بارها این عبارت شنیده شده که «میر و علمدار نیامد».
این عبارت برای بسیاری از عزاداران، یادآور نبودن کسی است که حضوری تعیین‌کننده و الهام‌بخش داشته است.
شاید دلیل این مسئله آن باشد که در ذهن مخاطبان، «علمدار» تنها یک عنوان نیست.
علمدار، نماد مسئولیت و تکیه‌گاهی است که نبودنش، احساس فقدان ایجاد می‌کند.
همان‌گونه که اهل حرم پس از شهادت حضرت عباس(ع)، با غمی بزرگ روبه‌رو شدند، جوامع نیز در فقدان شخصیت‌های اثرگذار خود، به زبان عاشورا بازمی‌گردند و داغ خود را با همان واژه‌ها بیان می‌کنند.
چرا مردم در داغ‌های بزرگ به عاشورا بازمی‌گردند؟
واقعه عاشورا، برای شیعیان صرفاً یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از فرهنگ، ادبیات و حافظه جمعی آنان به شمار می‌رود.
بسیاری از احساسات و مفاهیم انسانی، در قالب روایت‌های عاشورایی بازتاب یافته‌اند.
به همین دلیل، هنگامی که جامعه با رخدادی دردناک مواجه می‌شود، ناخودآگاه به زبان عاشورا بازمی‌گردد.
همان‌گونه که در زمان شادی، برخی مفاهیم مشترک فرهنگی زنده می‌شوند، در سوگ نیز جامعه از مفاهیم آشنایی استفاده می‌کند که طی قرن‌ها با آن‌ها زندگی کرده است.
پرچمی که بر زمین نماند
اما روایت عاشورا، تنها روایت فقدان نیست.
پس از شهادت حضرت عباس(ع)، اگرچه خیمه‌های حسینی داغدار شدند، اما مسیر عاشورا متوقف نشد.
امام حسین(ع) راه خود را ادامه داد و پس از واقعه کربلا، پیام عاشورا توسط حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) به نسل‌های بعد منتقل شد.
در همین نقطه است که مفهوم دیگری در فرهنگ شیعه شکل می‌گیرد؛ اینکه با رفتن علمدار، پرچم بر زمین نمی‌ماند.
این نگاه، بعدها در ادبیات مقاومت نیز بازتاب یافت.
فقدان افراد، هرچند تلخ و سنگین، به معنای پایان یک راه تلقی نمی‌شود.
مسئولیت‌ها میان دیگران
تقسیم می‌شود و مسیر ادامه پیدا می‌کند.
نوحه‌ای که نسل‌ها را به هم پیوند داد
کمتر مرثیه‌ای را می‌توان یافت که مانند «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» در میان نسل‌های مختلف حضور داشته باشد.
پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها این نوحه را شنیده‌اند، پدران و مادران آن را زمزمه کرده‌اند و نسل‌های جدید نیز همچنان با شنیدن آن، فضای تاسوعا و روایت سقای دشت کربلا را به یاد می‌آورند.
شاید علت این ماندگاری، در سادگی و صداقت شعر نهفته باشد.
این نوحه بیش از آنکه بر آرایه‌های پیچیده ادبی تکیه کند، بر احساسات انسانی استوار است؛ احساس چشم‌انتظاری، داغ، وفاداری و از دست دادن.
از سوگ فرماندهان تا فقدان علمداران
در طول دهه‌های گذشته، نوحه «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» تنها در مراسم تاسوعا و عزاداری حضرت عباس(ع) شنیده نشده است.
در برخی مقاطع، این نوحه به بخشی از آیین‌های سوگواری برای چهره‌های اثرگذار نیز تبدیل شده و عبارت «علمدار نیامد» از سوی عزاداران، معنایی فراتر از روایت واقعه کربلا پیدا کرده است.
پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی و به خصوص رهبر شهید انقلاب، در بسیاری از هیئت‌ها و مراسم‌های مردمی، این نوحه بار دیگر خوانده شد.
برای گروهی از عزاداران، آنان با عنوان «علمدار مقاومت» شناخته می‌شدند و به همین دلیل، عبارت «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» در آن روزها بارها در میان جمعیت شنیده شد.
مداحان و شاعران آیینی نیز در اشعار و مرثیه‌های خود، از همین تعبیر برای بیان اندوه ناشی از فقدان او استفاده کردند.
در سال‌های اخیر و در پی از دست رفتن رهبران و چهره‌های اثرگذار جبهه مقاومت، بار دیگر این نوحه در محافل مذهبی و مجالس سوگواری شنیده شد.
برای بسیاری از عزاداران، عبارت «علمدار نیامد» یادآور از دست دادن کسانی بود که حضورشان برای یک جریان و یک جامعه، نقش راهبری و امیدبخشی داشت.
در این میان، آنچه موجب تکرار این نوحه در چنین مناسبت‌هایی شده، صرفاً شباهت‌های ظاهری نیست.
در فرهنگ عاشورا، «علمدار» نماد وفاداری، مسئولیت‌پذیری و ایستادگی است و همین مفهوم باعث شده است که در ادبیات مقاومت، برخی فرماندهان و رهبران نیز از سوی هواداران و همراهانشان با این عنوان یاد شوند.
شاید راز ماندگاری «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» نیز همین باشد؛ نوحه‌ای که از کنار علقمه آغاز شد، اما در گذر زمان، به زبانی برای روایت فقدان علمداران و بیان اندوه جمعی تبدیل شد؛ زبانی که هر بار با داغی تازه، دوباره در هیئت‌ها و میان عزاداران طنین‌انداز می‌شود و آنان را به یاد ظهر تاسوعا و چشم‌انتظاری اهل حرم می‌اندازد.