آستان خورشید در سوگ علمدار؛ مشهدالرضا (ع) یکپارچه در ماتم سقای کربلا
مشهد- حریم منور رضوی در روز تاسوعا، با خروش یکپارچه اقوام ایرانی و طنین نوای «یا ابوالفضل»، به کانون سوگواری برای علمدار وفادار کربلا تبدیل شد.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها- فاطمه سعادتیان نیک: امروز آسمان مشهد رنگ دیگری دارد؛ گویی ابرها نیز سنگینتر از همیشه بر فراز گنبد طلا ناله میکنند.
تقویم، نهم محرم را نشان میدهد؛ روزی که نامش با نام بلندبالای علمداری گره خورده که واژه وفاداری در پیشگاهش سر تعظیم فرود آورده است.
حرم مطهر رضوی در این روز قلب تپندهی ایران اسلامی است که در سوگ سقاء و سپهدار کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع)، جامه سیاه بر تن کرده و غرق در ماتم شده است.
امروز مشهدالرضا، یکپارچه فریاد است و اشک.
زائران و مجاوران از نخستین ساعات بامداد، دلهای خود را به ضریح گره زدهاند تا این مصیبت عظیم را به محضر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت بگویند.
اینجا، در قطعهای از بهشت، زمزمههای «یا ابوالفضل» چنان در صحن و سرا میپیچد که گویی دیوارهای حرم نیز با عزاداران همنوا شدهاند.
تجلی وحدت اقوام در سوگ علمدار
یکی از زیباترین و در عین حال حزنانگیزترین جلوههای تاسوعا در حرم رضوی، حضور دستههای عزاداری از اقصا نقاط ایران زمین است.
امروز حرم مطهر، ویترین همدلی و ارادت اقوام مختلف به ساحت قدسی اهل بیت (ع) گشته است.
دستههای عزاداری از آذربایجان با آن شور حیدری و نوحههای ترکی «یا عباس یا عباس» گویان وارد صحن میشوند؛ صدای طبل و سنج جنوبیها که با ضربآهنگی خاص، غربت امام حسین (ع) را روایت میکند، از گوشهای دیگر به گوش میرسد.
لرهای غیور با شالهای عزا و آیینهای سنتی خود، و کردهای مخلص با چاووشیخوانیهای جانسوز، هر کدام به زبان و گویش محلی خویش، مرثیهخوان مصیبت قمر بنیهاشم (ع) شدهاند.
این تنوع فرهنگی تحت بیرق واحد حسینی، شکوهی بینظیر به بارگاه منور رضوی بخشیده است؛ صحنهایی که شاهد اشکهای پیرمردی از روستاهای دورافتاده سیستان و بلوچستان در کنار جوانی از پایتخت است که هردو در مصیبت «سقای تشنهلب» با هم برابر و برادرند.
در هر گوشه از این حریم قدسی، بوی اسپند و گلاب با عطر اشکهای خالصانه در هم آمیخته و فضایی پدید آورده که گویی زمان ایستاده است تا تاریخ بار دیگر دلاوریهای مردی را مرور کند که اماننامه را در پای عشق به برادر، زیر پا گذاشت.
کبوتران حرم نیز امروز آرامتر از همیشه بر لبه حوضهای صحن گوهرشاد نشستهاند؛ انگار آنها هم در سکوت لبریز از فریاد خود، به یاد مشک دریده و لبهای تشنهای هستند که در کنار فرات، حماسه ماندگار ادب را آفریدند.
اینجا در جوار ضریح منور، فاصله میان مشهد و کربلا به تاری مویی میرسد و هر سلامی که به سوی گنبد طلا روانه میشود، با نام عباس (ع) مُهر قبولی میخورد.
نگاه که میکنی، پیرغلامانی را میبینی که با محاسنی سفید و دستانی لرزان، گوشه شال عزای خود را به چشم میکشند و در میان جمعیت، ذکر «سقای دشت کربلا ابوالفضل» را زمزمه میکنند.
خادمان بارگاه رضوی نیز که امروز خود را عزادارترینِ این جمع میدانند، با چشمان بارانی و متانتی برخاسته از ادبِ عباسی، راه را برای سیل خروشان جمعیت باز میکنند؛ گویی میخواهند به میهمانان حضرت رضا (ع) بگویند که در این قطعه از بهشت، هیچ دلی بیپناه نمیماند.
اینجا، میان همهمهی دستههای عزاداری و نالههای جانسوز، حسی جاری است که میگوید عباس (ع) نه فقط ساقی کربلا، که ساقی تمام دلهای تشنهای است که امروز به آستان برادرش پناه آوردهاند.
روایت ماتم در رواق امام خمینی (ره)
برنامههای مذهبی و رسمی آستان قدس رضوی نیز با شکوهی درخور این روز برگزار شد.
از ساعت ۹ صبح، رواق بزرگ امام خمینی (ره) مملو از جمعیت عزاداری بود که برای شنیدن کلام وحی و عرض تسلیت گرد هم آمده بودند.
مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد که عطر معنویت را در فضا پراکند.
سپس، گروه «گلدستههای حرم» با اجرای همخوانی خود، دلهای زائران را راهی بینالحرمین کردند.
شعرخوانی سید محمدرضا یعقوبیآل، با کلماتی که بوی خون و غیرت میداد، آتش به جان مشتاقان زد.
قرائت زیارت عاشورا توسط رضا نادری، فرصتی بود تا زائران با سلام بر اباعبدالله (ع)، اذن دخول به خیمهگاه عزا پیدا کنند.
مرثیهسرایی علیرضا نژادحسین نیز حال و هوای رواق را دگرگون کرد؛ آنجا که نام «عباس» به میان آمد و شانههای لرزان زائران، گویای عمق فاجعهای بود که بر لب فرات گذشت.
در ادامه، حجتالاسلام اسماعیلیمقری در سخنان خود به تبیین جایگاه معرفتی و بصیرت حضرت عباس (ع) پرداخت و وفاداری ایشان به ولایت را به عنوان درسی همیشگی برای تاریخ برشمرد.
نیمروزی از جنس عطش و ایثار
با نزدیک شدن به وقت شرعی ظهر، ازدحام جمعیت در صحنهای جامع رضوی و پیامبر اعظم (ص) به اوج خود رسید.
ویژهبرنامه ظهر و عصر تاسوعا در رواق امام خمینی (ره) از ساعت ۱۲:۴۰ آغاز شد.
در این بخش از مراسم، آیتالله سید احمد خاتمی به ایراد سخن پرداخت.
ایشان با اشاره به ابعاد شخصیتی حضرت ابوالفضل (ع)، ایشان را مظهر شجاعت و ادب توصیف کردند که تا آخرین قطره خون بر عهد و پیمان خویش با امام زمانش باقی ماند.
پس از سخنرانی، نوای مداحی محمد صالحیپور، فضای حرم را به لرزه درآورد.
سینهزنیهای منظم و فریادهای «واعباسا» که از عمق جان برمیخاست، پایانبخش این آیین باشکوه در میانه روز بود.
صحن انقلاب؛ کانون سنتی عزاداری
اما صحن انقلاب اسلامی، قدیمیترین صحن حرم، حال و هوای خاص خود را داشت.
جایی که پنجره فولاد شاهد گرههای کوری است که با دستان بریده علمدار باز میشوند.
در نوبت صبح، از ساعت ۷، حمید عطایینسب با نوای گرم خود، زائرانی را که از سرمای سحرگاه برای عرض ادب آمده بودند، همراهی کرد.
در نوبت عصر نیز که از ساعت ۱۶ برنامهها از سر گرفته می شود، محمدکاظم ضمیرخورسندی با مرثیهسرایی جانسوز خود، غروب تاسوعا را برای زائران به زمانی برای وداع با دستان قلمشده سقا تبدیل خواهد کرد.
حس و حال زائران؛ از فرات تا توس
اگر در میان جمعیت قدم میزدی، آنچه بیش از همه جلب توجه میکرد، اخلاص بود.
مادری که فرزندش را به نشانه نذر حضرت علیاصغر (ع) در آغوش گرفته بود، جوانی که با پای پیاده مسیرهای طولانی منتهی به حرم را طی کرده بود، و پیرمردانی که عصازنان خود را به روضههای حرم رسانده بودند.
در هر گوشهای، دستههای سینهزنی و زنجیرزنی اقوام مختلف با گویشهای مشهدی، یزدی، اصفهانی و شمالی، یک سمفونی واحد از عشق و ارادت را خلق کرده بودند.
امروز در حرم رضوی، هیچ غریبهای وجود نداشت.
همه عضو یک خانواده بزرگ بودند؛ خانوادهای که داغدار برادرِ وفادارِ امام حسین (ع) است.
خادمان بارگاه رضوی نیز با شالهای سیاه بر گردن و چشمانی اشکبار، مسیر را برای زائران هموار میکردند و با توزیع آب و شربت (به یاد سقای کربلا)، تلاش داشتند ذرهای از حرارت این روز بکاهند، هرچند که آتش دل عزاداران با هیچ آبی خاموش نمیشود.
تاسوعای حسینی در حرم مطهر رضوی تجلیگاه پیوند عمیق میان ملت ایران و مکتب عاشورا بود.
امروز مشهد، صدای رسای مظلومیت تاریخی اهل بیت (ع) شد.
حرم رضوی امشب تا صبح بیدار است؛ زائران به یاد آخرین راز و نیازهای سیدالشهدا (ع) و یارانش، بر سر و سینه میزنند و در هر گوشه از این آستان مقدس، نجوای «امشبی را شه دین در حرمش مهمان است» به گوش خواهد رسید.