خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 02 تیر 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

از کربلای ۶۱ تا جنگ ۱۲ روزه و رمضان

مشرق | سیاسی | سه شنبه، 02 تیر 1405 - 09:21
اتفاقات و جنگ‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، آزمونی بود که در آن دشمن با بهره‌گیری از پیاده‌ نظام فرهنگی و فشارهای اقتصادی تحمیلی، سعی در دوقطبی‌سازی میان «مردم» و «حاکمیت» داشت.
عاشورا،امام،دشمن،نظام،انقلاب،ايران،اسلامي،جنگ،جمهوري،شهيد،دن ...

به گزارش مشرق، حسن رشوند طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:
تاریخ، تکرار مداومی است که انسان را در مسیر یک انتخاب قرار می‌دهد.
اگر در سال ۶۱ هجری، صحرای کربلا به عنوان میعادگاه تمیز سره از ناسره و «حق» از «باطل» برای همیشه در تاریخ بشریت تثبیت شده است‌، امروز نیز جمهوری اسلامی به عنوان پرچمدار جریان حسینی، در پیچ تاریخی سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، در میانه همان میدان ایستاده است.
وقایع این سال‌ها، تداوم همان «مواجهه راهبردی» است که در یوم‌الواقعه عاشورا کلید خورد.
در این شباهت‌های تاریخی به این چند شاخص توجه کنید:
۱- منطق عاشورا در واقع الگوی بصیرت در گردونه فتنه‌هاست.عاشورا، تنها یک واقعه تاریخی در تقویم نیست؛ بلکه یک «منطق حکمرانی» و «سنت الهی» برای شناخت دشمن و جریان نفاق است.
در سال ۶۱ هجری، دشمنان امام حسین(ع) نه تنها لشکر کفر آشکار، که منافقانی بودند که با نقاب «دین» و «شریعت»، بر «حجت خدا» شمشیر کشیدند.
در دی‌ماه سال گذشته هم جمهوری اسلامی با جریانی روبه‌رو شد که با شعارهای فریبنده و با ابزار جنگ شناختی و رسانه‌ای، تلاش می‌کرد «حقیقت انقلاب و نظام اسلامی و بلکه فراتر از آن ایرانیت یک نظام سیاسی» را ذبح کند.
مؤلفه اصلی عاشورا، «بصیرت» بود.
چنان‌که امام شهید انقلاب بارها تأکید می‌کردند که در غبار فتنه‌ها، آنچه راه را نشان می‌دهد، شناخت «مرز دشمن» است.
اتفاقات و جنگ‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، آزمونی بود که در آن دشمن با بهره‌گیری از پیاده‌ نظام فرهنگی و فشارهای اقتصادی تحمیلی، سعی در دوقطبی‌سازی میان «مردم» و «حاکمیت» داشت.
دقیقاً مشابه همان کاری که دستگاه تبلیغاتی بنی‌امیه با کوفیان کرد.آن‌ها با پروپاگاندا، فرزند رسول خدا را «خارجی» معرفی کردند تا وجدان جامعه را برای جنایت بزرگ عاشورا تخدیر کنند.
آنچه در فتنه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ اتفاق افتاد و دست کمک به سوی دشمن خارجی دراز شد و زمینه آن جنایت بزرگ یعنی جنگ رمضان و شهادت رهبر حکیم و عظیم‌الشأن انقلاب و خیل عظیمی از فرماندهان نظامی، مردم و کودکان معصوم مینابی شد، محصول همین جریان تبلیغاتی بنی‌امیه منشی بود که صورت می‌گرفت.
۲- پیوند «اقتدار دینی» و « استقامت انقلابی» از دیگر شاخصه عاشورای حسینی با انقلاب امام خمینی و امام خامنه‌ای شهید است.
آنچه در عاشورا، عامل بقای جریان حسینی شد، «پایداری بر اصول» در سخت‌ترین شرایط بود.
امام حسین(ع) در اوج غربت، «مصلحت» را فدای «حقیقت» نکرد.
جمهوری اسلامی نیز در سال‌های اخیر، به ویژه در مواجهه با توطئه‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ و دو جنگی که در این دو سال رخ داد، دقیقاً از همین الگوی «استقامت فعال» تبعیت کرده است.
دشمنان این نظام در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، به دنبال «قبض روح انقلاب» از طریق تضعیف مؤلفه‌های اقتدار کشور؛ همچون قدرت موشکی و گرفتن توان دفاعی و منطقه‌ای ایران بودند.
این همان راهبردی است که یزیدیان برای «تسلیم کردن اباعبدالله الحسین‌(ع) در سال ۶۱ هجری» در ایجاد ترس و وحشت در امت رسول خدا برای همراهی با حسین بن علی‌(ع) پیش گرفتند.
اما با نگاه عبرت آموز به حوادث سال ۶۱ هجری، در جمهوری اسلامی ایستادگی نظام در برابر هجمه‌ها، ریشه در درک عمیق این حقیقت دارد که عقب‌نشینی در برابر باطل، نه تنها صلحی به ارمغان نخواهد آورد، بلکه جسارت دشمن را برای ضربه نهائی چند برابر می‌کند.
اینکه امروز جریان دلسوز نظام و مردم کف خیابان- نه افرادی که با هیاهوهای سیاسی و توهین به مسئولین نظام می‌خواهند سخنان خود را حق جلوه دهند- نسبت به اتفاقاتی که در تفاهم‌نامه بین ایران و آمریکا و نقض اولین بند این تفاهم‌نامه یعنی توقف حملات به جنوب لبنان و بازگشت رژیم صهیونیستی به مرزهای قانونی‌، واکنش نشان می‌دهند، در واقع درسی است که از عاشورا و تسلیم ناپذیری در برابر دشمن گرفته شده است.
۳- نکته قابل تأمل دیگر در تحلیل وقایع عاشورا و فتنه کودتایی دی‌ماه و دو جنگ ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، شناسایی «بازیگران پشت‌صحنه» است.
در عاشورا، کسانی بودند که ادعایی دینداری داشتند ولی در صف مقابل امام ایستادند.
امروز نیز، جریان‌های داخلی که با غرب همنوا شده‌اند تا ارزش‌های دینی را در زیر چرخ‌دنده‌های مطالبات کاذب اجتماعی له کنند، دقیقاً همان مسیری را طی می‌کنند که جریان «خواص بی‌بصیرت» در کوفه طی کردند.
در همین رابطه اظهارات سخنگوی دولت که دو روز پیش در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی با نقد از منتقدین تفاهم‌نامه ایران با آمریکا خواسته یا ناخواسته شعارهای مردم را درکف خیابان زیر سؤال می‌برد قابل تامل است.
وی در این مصاحبه می‌گوید: «اداره کشور با شعار ممکن نیست؛ اگر مذاکره را نفی می‌کنند باید توضیح دهند برای حفظ منافع ملی و تثبیت دستاوردهای کشور چه برنامه‌ای دارند».
این در حالی است که تاکید بر ۱۰ بند مورد تاکید رهبر حکیم انقلاب و از جمله شرط توقف حملات رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان و تفاهم‌نامه و مذاکره‌، با همین نگاهِ تثبیت دستاوردهای کشور در جنگ رمضان بوده است و هیچ‌گاه چنین تاکیدی جنبه شعاری نداشته است که بیش از ۱۱۰ روز حرکت مردم در کف خیابان صرفا شعار بدون دستاورد تلقی شود.
جمهوری اسلامی ایران در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، با تدبیرحکیمانه و بدون افتادن در دام خشونت‌های کور مدنظر دشمن، توانست «فصل نفاق» را از «بدنه انقلابی» جامعه جدا کند.
این یک پیروزی بزرگ بود؛ چرا که در فرهنگ عاشورایی، «شناخت دشمن» از خود «نبرد» مهم‌تر است.
چرا که نظام توانست با روشنگری، تبیین کند که دشمن به دنبال «ایران قوی» نیست، بلکه به دنبال «ایران ویران شده» است، اگر به پیام‌های ترامپ در شبکه اجتماعی «سوشال تروث» که در پیام به ملت ایران در آستانه دو جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان مدعی شده بود دولتمردان ایرانی به ‌دنبال ویرانی ایران هستند و او می‌خواهد مردم ایران را نجات دهد، توجه داشته باشیم در خواهیم یافت که این خط باطل توسط جریانی ضد انقلاب در خارج و بعضا با ادبیات دیگر در داخل که نسخه تسلیم در برابر ترامپ را می‌پیچیدند، دنبال می‌شد و این همان خطی بود که ۱۳۴۶ سال پیش توسط جریان باطل یزیدیان برای بازگشت به عصر جاهلیت دنبال می‌شد و حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در مقابل آن ایستادند و جان عزیز خود و ۷۲ یار وفادار خویش را فدا کردند تا آنجا که رنج اسارت نیز بر خاندان رسول خدا تحمیل شد.
۴- اکنون باید به این باور رسیده باشیم که نسبت امروز ما با عاشورا، یک نسبت وجودی است.
عاشورا برای ما «پایان راه» یک اتفاق بزرگ نبوده و نیست‌، بلکه یک «نقشه راه» است.
سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، بخشی از فرآیند «تکامل تاریخی انقلاب» به سمت تمدن نوین اسلامی است که امام شهیدمان در گام دوم انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ این نقشه راه ۵۰ ساله نظام را ابلاغ کردند و حرکت به سمت قله را به عنوان یک مطالبه جدی از ما خواستند.
هر فتنه‌ای که در این مسیر رخ می‌دهد، چه عوامل نفوذی صحنه‌گردان آن باشند یا دشمن بیرونی با راه‌اندازی جنگ‌های تحمیلی با حمایت عوامل داخلی خود به ‌دنبال سد پیشرفت ایران عزیز باشد، در واقع «غربالگری» جدیدی است تا کسانی که در شعار «یا لیتنا کنا معک» صادق‌اند، از کسانی که فقط ظاهرسازی می‌کنند، جدا شوند.
امروز اگر امام خامنه‌ای شهید نیست، امام خامنه‌ای جوان هست و باید ثابت کنیم برهمان عهدی که با اباعبدالله الحسین(ع) و امام شهید خود با شعار «یا لیتنا کنا معک» بسته‌ایم، وفاداریم.باید به این نکته ایمان داشت که امروز جمهوری اسلامی در جایگاه «خیمه‌گاه حق» قرار دارد.
عاشورا به ما آموخت که اگر کسی در «خیمه امام» ایستاد، نباید از تهدید لشکر کفر هراسی به دل راه دهد.
چرا که وقایع ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ و دو جنگ آن در فاصله کمتر از یک سال ثابت کرد که نظام، برخلاف تحلیل‌های سطحی دشمن و رسانه‌های معاند، نه تنها ضعیف نشده، بلکه به بلوغ جدیدی دست یافته است که حیرت و تعجب دوستان و دشمنان را برانگیخته است.
چراکه این نظام، با تکیه بر «ایدئولوژی عاشورایی»، در برابر تمدن مادی‌گرای غرب، ایستاده و نشان داده است که «حق»، شکست‌ناپذیر است، حتی اگر در ظاهر و به صورت کوتاه‌مدت، همچون شرایط حاضر فشارهای طاقت‌فرسایی را متحمل شود.
۵- در پایان‌، این یادداشت را مزین به این کلام نورانی امام شهید خود درباره این فراز مهم «کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا» می‌کنیم که فرمودند: «اینکه گفتند: «کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا» به معنای این است که زمان می‌گذرد، اما حوادث جاری در زندگی بشر، حقایق آفرینش دست نخورده است.
در هر دوره‌ای انسانها نقشی دارند که اگر آن نقش را به درستی، در لحظه‌ مناسب، در زمان خود ایفا کنند، همه چیز به سامان خواهد رسید، ملّت‌ها رشد خواهند کرد، انسانیت گسترده خواهد شد».
اکنون با این فراز از کلام گهر بار امام شهیدمان باید خود را در معرض ارزیابی قرار دهیم تا ببینیم در کجای فرهنگ عاشورایی حسین بن علی(ع) قرار داریم و آیا از نگاه ما همه روزها عاشورا و همه زمین‌ها کربلاست و به تکلیف خود به درستی عمل می‌کنیم یا خدای نکرده در وقت مقتضی پای دین و انقلاب نایستاده و عاشورای دیگری رقم می‌خورد.