سقوط آزاد جمعیت فوکهای خزری؛ کشف ۱۴ لاشه در چند ماه!
کشف ۱۴ لاشه فوک خزری بار دیگر زنگ خطر را برای حیات بزرگترین بازمانده حیاتوحش خزر به صدا درآورد.
به گزارش مشرق، موجهای آرام دریای خزر هر روز روایت تازهای از یک بحران خاموش را به ساحل میآورند؛ بحرانی که نه صدای انفجار دارد و نه هیاهوی رسانهای، اما سالهاست حیات تنها پستاندار بزرگترین دریاچه جهان را تهدید میکند و این بار نیز ساحل مازندران میزبان روایتی تلخ بود.
لاشه دو فوک خزری دیگر در سواحل ساری کشف شد؛ دو جاندار بیدفاع که شاید روزی در آبهای عمیق خزر شنا میکردند اما اکنون بیجان بر ماسههای ساحل افتادهاند.
با ثبت این دو مورد جدید، شمار تلفات فوکهای خزری در سواحل مازندران از ابتدای سال جاری به ۱۴ قلاده رسیده است؛ آماری که اگرچه در ظاهر تنها چند عدد به نظر میرسد، اما برای گونهای که جمعیت آن طی دهههای اخیر به شدت کاهش یافته، زنگ خطری جدی محسوب میشود.
از یک میلیون تا ۷۰ هزار؛ سقوط جمعیت تنها پستاندار خزر
روزی نه چندان دور، جمعیت فوکهای خزری به بیش از یک میلیون قلاده میرسید.
این جانور که هزاران سال بخشی از اکوسیستم طبیعی دریای خزر بوده، در رأس زنجیره غذایی این پهنه آبی قرار دارد و نقش مهمی در حفظ تعادل زیستی ایفا میکند، اما امروز شرایط به گونهای رقم خورده که بر اساس برخی برآوردها جمعیت این گونه ارزشمند به حدود ۷۰ هزار قلاده کاهش یافته است.
کاهش جمعیتی که تنها یک آمار خشک و بیروح نیست؛ بلکه نشانهای آشکار از بحرانی گسترده در اکوسیستم خزر است.
وقتی جمعیت گونهای که زمانی میلیونها عضو داشته به کمتر از یکدهم میرسد، باید پذیرفت که طبیعت در حال ارسال یک هشدار جدی است.
لاشههایی که پاسخ نمیدهند
آنچه نگرانیها را دوچندان میکند، ناتوانی کارشناسان در تشخیص علت دقیق مرگ بسیاری از فوکهای تلف شده است.
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی ادارهکل حفاظت محیط زیست مازندران اعلام کرده است که به دلیل فساد پیشرفته لاشههای کشف شده، امکان کالبدگشایی و نمونهبرداری علمی وجود نداشته است.
این موضوع بدان معناست که یکی از مهمترین حلقههای شناسایی عامل مرگ از بین رفته است.
آیا این فوکها در تورهای صیادی گرفتار شدهاند؟
آیا بیماریهای ویروسی عامل مرگ بودهاند؟
آیا آلودگیهای شیمیایی و صنعتی خزر در این تلفات نقش دارند؟
یا کاهش منابع غذایی و تغییرات اکولوژیک عامل این مرگهای خاموش است؟
پاسخ بسیاری از این پرسشها همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
تورهای مرگ در آبهای خزر
یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده فوکهای خزری، گرفتار شدن در تورهای صیادی است.سالهاست فعالان محیط زیست هشدار میدهند که بخشی از تلفات این گونه ارزشمند ناشی از فعالیتهای صیادی در دریای خزر است.فوکها هنگام تعقیب ماهیان یا جستوجوی غذا وارد تورها میشوند و به دلیل ناتوانی در تنفس زیر آب، جان خود را از دست میدهند.
گرچه صیادان نیز در بسیاری موارد قربانی شرایط اقتصادی و معیشتی هستند، اما فقدان تجهیزات استاندارد و نبود برنامههای جامع حفاظتی باعث شده این تعارض میان فعالیتهای انسانی و حیات وحش همچنان ادامه داشته باشد.
دشمن نامرئی خزر
اما تهدید فوکها تنها به تورهای صیادی محدود نمیشود.سالهاست دانشمندان درباره اثرات مخرب گونه مهاجم شانهدار «نمیوپسیس» هشدار میدهند؛ موجودی کوچک اما بسیار خطرناک که پس از ورود به دریای خزر، بخش مهمی از زنجیره غذایی این دریا را مختل کرده است.
این گونه مهاجم با تغذیه گسترده از پلانکتونها و تخم ماهیان، موجب کاهش شدید ذخایر آبزیان شده و در نهایت منابع غذایی فوکهای خزری را نیز تحت تأثیر قرار داده است.در واقع فوک خزری امروز نه تنها با مرگ مستقیم، بلکه با گرسنگی تدریجی نیز مواجه است.
خزر بیمار است؛ مشکل فقط فوکها نیستند.
هر بار که لاشه یک فوک خزری در ساحل پیدا میشود، باید آن را نشانهای از بیماری گستردهتر دریای خزر دانست.آلودگیهای نفتی، ورود فاضلابهای شهری و صنعتی، کاهش تراز آب خزر، صید بیرویه، ورود گونههای مهاجم و تغییرات اقلیمی، مجموعهای از تهدیدها را ایجاد کردهاند که حیات این دریاچه عظیم را تحت فشار قرار دادهاند.
کارشناسان معتقدند فوک خزری به نوعی «گونه شاخص» سلامت اکوسیستم خزر محسوب میشود؛ به این معنا که وضعیت این جانور میتواند تصویر روشنی از شرایط کلی محیط زیست دریای خزر ارائه دهد.وقتی فوکها بیمار میشوند، تلف میشوند یا جمعیتشان کاهش مییابد، در واقع کل اکوسیستم خزر در حال ارسال پیام هشدار است.
چرا نجات فوک خزری اهمیت دارد؟
شاید برخی تصور کنند از بین رفتن چند ده یا حتی چند هزار فوک، مسئلهای محدود به حیات وحش است؛ اما واقعیت فراتر از این است.حذف هر گونه از زنجیره طبیعی میتواند پیامدهایی گسترده برای کل اکوسیستم به همراه داشته باشد.فوک خزری تنها پستاندار دریای خزر است و از بین رفتن آن به معنای حذف یکی از مهمترین حلقههای تعادل زیستی این پهنه آبی خواهد بود.
علاوه بر این، فوک خزری بخشی از میراث طبیعی مشترک پنج کشور حاشیه خزر است؛ میراثی که نابودی آن تنها یک خسارت زیستمحیطی نیست بلکه از دست رفتن بخشی از سرمایه طبیعی منطقه محسوب میشود.
حفاظت از فوکها؛ مسئولیتی فراتر از مرزها
یکی از مهمترین چالشهای موجود این است که حفاظت از فوک خزری صرفاً با اقدامات یک کشور امکانپذیر نیست.این گونه در آبهای ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان زندگی میکند و بقای آن نیازمند همکاری منطقهای است.
اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت، فوک خزری را در فهرست گونههای آسیبپذیر قرار داده است؛ موضوعی که نشان میدهد زمان برای اقدام جدی در حال از دست رفتن است.
راهاندازی مرکز حمایت و درمان فوک خزری در مازندران، تقویت پایشهای ساحلی، کاهش مخاطرات صیادی، انجام تحقیقات مشترک منطقهای و مقابله با آلودگیهای دریای خزر از جمله اقداماتی است که میتواند بخشی از این روند نگرانکننده را متوقف کند.
آخرین فرصت برای نجات یک گونه
کشف چهاردهمین لاشه فوک خزری در سواحل مازندران تنها یک خبر روزانه محیط زیستی نیست؛ این اتفاق هشداری درباره آینده یکی از ارزشمندترین گونههای جانوری خزر است.
امروز فوک خزری بیش از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارد.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، نسلهای آینده شاید این جانور را نه در آبهای خزر، بلکه تنها در کتابهای تاریخ حیات وحش و تصاویر آرشیوی ببینند.
مرگ هر فوک خزری، تنها مرگ یک حیوان نیست؛ روایتی از زخمی عمیق بر پیکر دریای خزر است؛ زخمی که اگر درمان نشود، فردا برای جبران آن شاید بسیار دیر باشد.