نگاهی به مدیریت الهی امام خمینی(ره) در دوران دفاع مقدس
به گزارش مشرق، رسول سنائیراد فعال رسانه در تلگرام نوشت:
بیتردید، یکی از عوامل اصلی پیروزی ایران در جنگ هشت ساله مدیریت و فرماندهی امام عظیمالشأن و راحل ما، حضرت امام خمینی (ره) بود که به برکت آن، شرایط نابرابر حاکم بر جبهههای جنگ به نفع ایران تغییر یافت و موازنهای با اتکا به معنویت جهاد و شجاعت و خلاقیت رقم خورد که دست برتر را برای تحمیل عقبنشینی به متجاوزان پدید آورد.
مؤلفههای اصلی مدیریت و فرماندهی حضرت امام خمینی (ره) در جنگ هشت ساله عبارت بودند از:
۱ ـ حاکمیت جهانبینی توحیدی بر تمام مدیریت و فرماندهی: حضرت روحالله با تمام وجود خداباور و خدامحور بودند و از اینرو هیچ قدرتی جز قدرت ذات الهی را به حساب نمیآوردند و تمام کنشگری خود را برای او و در مسیر او تنظیم کرده و در مدیریت و فرماندهی جنگ نیز به این مدار حرکت و جنگ را به عنوان یک تکلیف الهی و برای دفاع از دین خداوند در برابر طاغوت پیش میبردند و این روحیه خداباوری را به فرماندهان و رزمندگان نیز میدادند و بالاترین انگیزه؛ یعنی جهاد در راه خدا را بر آنان حاکم میکردند.
گزاره زیبا و تاریخی «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، گویای این مؤلفه مهم و ناب مدیریت و فرماندهی امام (ره) است که خروجی آن ایمان و توکل بر خدا وجهادی خستگیناپذیر میشود.
۲ ـ مردمباوری و اعتقاد به حل بحرانها: مانند جنگ تحمیلی حضور و کمک مردم ـ که حضور مستقیم در جنگ و پشتیبانی مردمی از جنگ را در بر میگرفت ـ و تجلیل ایشان از بسیج در پایان جنگ به عنوان گل سرسبد تمامی نهادهایی که در جنگ ایفای نقش کرده و توصیف آن به عنوان لشکر مخلص خدا، گویای این باور و لحاظ آن در مدیریت و فرماندهی در دفاع مقدس هشت ساله بود.
در سختترین شرایط جنگی، ایشان با صراحت از مردم میخواستند به جبههها بشتابند و نمونه رسانهای آن دعوت از جوانان برای ادامه عملیات الی بیتالمقدس بودکه به فتح خرمشهر منجر شد.
۳ ـ وحدت و همافزایی بین نیروها و حل مشکلات با استفاده از توان و امکانات یکدیگر و جبران بسیاری از کمبودها و تنگناهای ناشی از جنگی نابرابر و غافلگیرانه از دیگر تدابیر بود.
امتداد آن نیز در جامعه با وحدت بین دستگاههای دولتی و نیروهای مسلح و همچنین مردم، دنبال میشد که پشتوانهای عظیم برای نیروهای مسلح در جنگ به حساب میآمد.
ایشان با مدیریت اختلافات با وجود برخی رقابتها و اختلافات جناحی در کشور مانع اثرگذاری آن بر وحدت و انسجام ملی در دوران جنگ شدند.
۴ ـ واقعبینی و توجه به معادلات با وجود نگاه متعالی و آرمانی که مهمترین گزاره تاریخی مرتبط با آن «راه قدس از کربلا میگذرد» است.
همچنین مخالفت با حضور نیروهای مسلح در لبنان با توجه به نبود یک عقبه امن برای نیروهای مسلح در لبنان در برابر دشمن صهیونیستی و سوق دادن آنان به آموزش و آمادهسازی مردم لبنان نمونه دقیق این واقعبینی است.
۵ ـ به رسمیت شناختن نظرات کارشناسی در جنگ که نمونه آن موافقت با ورود به خاک عراق برای تنبیه متجاوز و به دست آوردن برگه قدرت برای فشار بر صدام است.
۶ ـ دفاع از نظم و سلسله مراتب در نیروهای مسلح برای پیشبرد اهداف جنگی ایشان با وجود اطلاع از عملکرد منفی و اشتباهات بنی صدر تا زمانی که در جایگاه فرماندهی کل قوا قرار داشت، فرماندهان را به هماهنگی با او سفارش میفرمود و بیتوجهی بر سلسله مراتب و نظم را موجب سست شدن پایه قدرت و تضعیف قوای مسلح میدانست و بر اطاعت از فرماندهان تأکید داشت.
۷ ـ توجه به تبلیغات و جنگ روانی و شناختی در جنگ که با توجه به سلطه رسانهای دشمن یک مؤلفه اساسی در روحیه و انگیزه دادن به رزمندگان و جامعه برای تداوم جنگی هشت ساله و فرسایشی بود.
ایشان تبلیغات را برندهتر از شمشیر میدانستند و خود در به کارگیری از آن هنرمندانه فعال بودند و در فراز و نشیب جنگ روحیات معنوی و انگیزه جهادی فرماندهان و رزمندگان را تأمین میفرمودند.
۸ ـ توجه به نیروهای جوان و مستعد در جنگ که نه تنها با تجلیل و دادن اعتماد به نفس با آنان دنبال میشد، بلکه با میدان دادن به جوانی مثل صیاد در ساختار سلسله مراتبی ارتش برای قرار گرفتن در جایگاه فرماندهی حاکی از به کارگیری این مؤلفه مدیریتی برای بهرهگیری درست از ظرفیت انسانی مستعد و کمک به شکستن برخی کلیشهها و قوارههای ممانعتکننده ارزش و شکوفایی نیروهای مستعد حتی در شرایط جنگی است.
پیامد بهکارگیری مؤلفههای فوق، فقط تابآوری برای جنگی هشت ساله و خروج آبرومندانه از جنگ با ناکام گذاشتن دشمن در دستیابی به اهداف و اثبات اقتدار ایران و تثبیت روند قدرتیابی بود که به ایران اسلامی امکان ایستادگی در برابر ابرقدرتی مانند آمریکای جنایتکار را داده است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.