درباره پیام رهبر انقلاب/ چرا پرهیز از اختلافات پوچسیاسی بسیار مهم است؟
کارشناس ارشدفلسفهسیاسیدر اسلام: پیام اخیر رهبر انقلاب باصراحتی قابلتوجه چشمانداز حکمرانی را تببینکرده است.
به گزارش مشرق، پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به مجلس، به همین وجه صرفاً در چارچوب پیامهای مرسوم و عادی حاکمیتی قابل تحلیل نیست.این متن با صراحتی قابل توجه، به تبیین چشمانداز حکمرانی در ایران پرداخته است.
سجاد نوروزی، کارشناس ارشد فلسفه سیاسی در اسلام طی یادداشتی نوشت:
مبانی حکمت عملی در فلسفه سیاسی شیعه، همواره بر پیوند میان عقلانیت، عدالت، مصلحت عمومی و حفظ انسجام اجتماعی تأکید داشته است.
در این سنت فکری، سیاست صرفاً ابزار کسب قدرت تلقی نمیشود، بلکه تدبیر امر عمومی برای رساندن جامعه به خیر، امنیت، تعالی و ثبات تاریخی است.
فارابی در نظریه «مدینه فاضله»، غایت سیاست را تحقق سعادت جمعی و هماهنگی میان عقل، اخلاق و نظم اجتماعی میدانست و حاکم را محور ایجاد وحدت و جلوگیری از پراکندگی جامعه تلقی میکرد.
خواجه نصیر طوسی نیز در امتداد همین سنت، بر ضرورت عقلانیت در تدبیر حکومت، اعتدال در اداره جامعه و تقدم مصلحت عمومی بر منازعات تأکید داشت.
از این منظر، حکمرانی زمانی پایدار خواهد بود که بتواند میان اقتدار سیاسی، رضایت اجتماعی، عدالت و کارآمدی توازن برقرار کند؛ مفهومی که در فلسفه سیاسی شیعه نیز ذیل ایده «حفظ نظم و نظام» و جلوگیری از فرسایش جامعه اسلامی جایگاهی بنیادین دارد.
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به مجلس، به همین وجه صرفاً در چارچوب پیامهای مرسوم و عادی حاکمیتی قابل تحلیل نیست.این متن با صراحتی قابل توجه، به تبیین چشمانداز وضعیت حکمرانی در ایران پرداخته است؛ آن هم در مقطعی که کشور در میانه تحولات تاریخی، منطقهای و تمدنی مهمی قرار دارد.
ارجاع مستقیم به ضرورت پرهیز از «اختلافات پوچ سیاسی»، تنها توصیهای اخلاقی برای کاهش تنشهای رسانهای محسوب نمیشود، بلکه میتوان آن را تاکیدی در بالاترین سطح بر ضرورت «پایان یافتن سیاستورزی فرسایشی» در برخی حوزهها دانست؛ یعنی آن نوع عمل سیاسی که بخش قابل توجهی از ظرفیت و انرژی کشور را به جای تمرکز بر تقویت قدرت ملی، صرف منازعات جناحی، جنگهای روانی، حذفهای ناضرور سیاسی و مجادلات کمثمر میکند.
بنابراین این بخش از پیام، از منظر دلالت سیاسی، دارای صراحت قابل توجهی است.به بیان دیگر، «نزاع و فرسایش» نه تنها دشوار، بلکه از منظر امنیت ملی و کارآمدی و منافع ملی نیز قابل دفاع نیست.
در شرایطی که نظم بینالملل در حال بازتعریف است، و خصم با نوعی فرسایش راهبردی در مواجهه با ایران مواجه شده و منطقه در حال تجربه تحولات ژئوپلتیک گسترده است و ماهیت جنگها از عرصه صرفاً نظامی به حوزههای اقتصادی، رسانهای، شناختی و فناورانه گسترش یافته، کشوری که درگیر منازعات کمعمق داخلی باشد، عملاً از جایگاه «کنشگر تاریخی» به سطح «واکنشگر روزمره» تنزل خواهد یافت.
آیا این فرجامی است که ما برای خویش می خواهیم؟
اصلاح برنامه هفتم و یک ارجاع عینی
از سوی دیگر، تأکید بر اصلاح و بازنگری در برنامه هفتم توسعه، حامل مفهومی فراتر از مسائل اقتصادی است.
موضوع صرفاً به چند شاخص توسعه یا برخی بندهای اجرایی محدود نمیشود.
در واقع، این بخش از پیام را میتوان نوعی تاکید به ناکارآمدی بخشی از الگوی مدیریتی است.
الگویی که در آن، بوروکراسی گسترده، فرآیندهای تصمیمگیری فرسوده، اقتصاد غیرمولد و ساختارهای کند، توان پاسخگویی مؤثر به شرایط جدید ایران و جهان را ندارند.
با این رویکرد برنامه هفتم، صرفاً یک سند اقتصادی نیست؛ بلکه عرصهای برای تعیین نسبت ایران با آینده خویش به شمار میرود.
تفاوت مدنی؛ الگویی برای نزاع؟
تأکید بر پرهیز از عدم برجستهسازی تفاوتهای اجتماعی، قومی، سیاسی و سلیقهای، صرفاً دعوت به وحدت ظاهری نیست.
این ارجاع ناظر بر خطری عمیقتر، یعنی فرسایش انسجام روانی جامعه ایرانی است.
جامعهای که به طور مستمر به گروههای متعارض هویتی تقسیم شود، در بلندمدت دچار تحلیل ظرفیت تاریخی خواهد شد.
هیچ کشوری با جامعهای با فقدان چشمانداز روشن و گرفتار گسست اجتماعی، قادر به تبدیل شدن به قدرتی پایدار و تمدنی نخواهد بود.
با این حال، شاید مهمترین بخش پیام، تأکید بر ضرورت ایجاد «چشمانداز روشن» برای جامعه باشد.این بخش را میتوان نقطه کانونی متن تلقی کرد.
مسئله امروز ایران نه فقط اقتصاد یا تحریم ؛ بلکه موضوع «افق» و «تصور آینده» است.جامعهای که با بورکراسی ضعیف و ژئوکالچر رسانه ای و هنری ، آینده را مبهم، تیره و فاقد امکان پیشرفت تلقی کند، به تدریج با فرسایش روانی، مهاجرت ذهنی، بیتفاوتی سیاسی و کاهش سرمایه اجتماعی مواجه خواهد شد و بدیهی است که هیچ نظام حکمرانی بدون ایجاد امید و افق تاریخی، قادر به حفظ پایداری بلندمدت نخواهد بود.از این منظر، پیام اخیر را باید فراتر از توصیهای خطاب به مجلس یا حتی دولت تفسیر کرد.
این متن، در لایهای عمیقتر، تاکید به بازطراحی در برخی حوزههاست.همان بازطراحی که بارها و بارها نیز در کلام امام شهید بر آن تاکید شده است.
بازطراحیای که متضمن موارد ذیل است؛
· عبور از سیاستزدگی مزمن
· عبور از بوروکراسی فرسوده.
· عبور از منازعات جناحی و کمعمق و رسانهای
· حرکت به سوی نوعی عقلانیت دینی و تمدنی، انسجام ملی و بازسازی ظرفیت حکمرانی
حکمرانی صحیح نمیتواند جناح زدگی، بوروکراسی موجود یا منازعات مدنی را تحمل کند.
این مرحله مستلزم تقویت عقلانیت فطری و فقهی، تقویت کارآمدی، تقویت افق آینده، تقویت رابطه حکمرانی و جامعه، و تقویت همبستگی ملی است؛ همبستگیای که بتواند ایران را به مرحلهای بالاتر از قدرت تاریخی وارد سازد.