سنگی که آسمان شد/ ردپای لاجورد در ادب و هنر ایران
آبی لاجوردی جزو رنگهایی است که در جهان با نام «ایرانی» نامیده میشود. این رنگ بر روی سفالهای ایرانی و کاشیکاریها استفاده شده است و در نقوش مساجد ایران تا مدیترانه دیده میشود.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: ناصر خسرو در میانه سفرش اینطور مینویسد: «مسجدی بود که ما در آن جا بودیم اندک رنگ و شنجرف (شنگرف) و لاجورد با من بود.
بر دیوار آن مسجد بیتی نوشتم و برگ شاخ و برگی در میان آن بردم، ایشان بدیدند؛ عجب داشتند و همه اهل حصار جمع شدند و به تفرج آن آمدند و مرا گفتند که اگر محراب این مسجد را نقش کنی، صد من خرما به تو دهیم و صد من خرما نزدیک ایشان ملکی بود...» او با اندکی لاجورد و شنگرف و نوشتن بیتی و نقش برگ و گیاهی، که رنگهای آبی و سرخ داشته اینطور توانسته تعجب اعراب بدوی را برانگیزد.
لاجورد یا لاپیس لازولی (Lapis Lazuli) یکی از سنگهای نیمهقیمتی مشهور با رنگ آبی عمیق است که از گذشتههای بسیار دور مورد توجه انسان بوده است.
این سنگ به دلیل رنگ خاص و جلوهی چشمگیر خود در جواهرسازی و هنرهای تزئینی کاربرد فراوان دارد.
وجود رگههای طلایی درون آن که ناشی از کانی پیریت است، زیبایی ویژهای به این سنگ میبخشد و باعث شده در طول تاریخ به عنوان یکی از ارزشمندترین سنگهای تزئینی شناخته شود.
از نظر زمینشناسی، لاجورد در گروه سنگهای دگرگونی قرار میگیرد.
این سنگ زمانی تشکیل میشود که سنگهای آهکی و رسوبی در اعماق زمین تحت فشار و دمای زیاد قرار گیرند.
در نتیجه این شرایط، کانیهای مختلفی درون سنگ به وجود میآیند و ساختار آن تغییر میکند.
این فرایند زمینشناسی سبب پیدایش بافت خاص و رنگ متمایز لاجورد میشود.
ترکیب کانیشناسی لاجورد
مهمترین کانی موجود در لاجورد «لازوریت» است که عامل اصلی ایجاد رنگ آبی در این سنگ محسوب میشود.
علاوه بر آن، کانیهای دیگری مانند کلسیت با رنگ سفید و پیریت با درخشش طلایی در ساختار لاجورد دیده میشوند.
این سنگ همچنین شامل عناصری مانند آهن، منیزیم، کلسیم و سدیم است و سختی آن در مقیاس موس حدود ۵ تا ۵٫۵ برآورد میشود که آن را برای استفادههای تزئینی مناسب میسازد.
مهمترین ویژگی لاجورد رنگ آبی عمیق و چشمگیر آن است.
بهترین نمونههای این سنگ دارای رنگی یکنواخت و نیلی هستند و گاه تهرنگی مایل به بنفش دارند.
وجود دانهها یا رگههای ریز پیریت طلایی در سطح سنگ از نشانههای کیفیت بالای آن به شمار میرود.
این سنگ معمولاً کدر است و نور از آن عبور نمیکند.
استخراج لاجورد از معادن و فرآیند تبدیل به گوهر زینتی
لاجورد از معادن طبیعی استخراج میشود و مهمترین منابع آن در مناطق کوهستانی قرار دارند.
سنگ استخراجشده معمولاً به صورت قطعات خام از دل کوه جدا میشود و سپس برای فرآوری به کارگاهها منتقل میگردد.
در بسیاری از مناطق، استخراج این سنگ هنوز به روشهای سنتی انجام میشود.
پس از استخراج، سنگهای لاجورد بر اساس کیفیت، رنگ و یکنواختی بافت انتخاب و دستهبندی میشوند.
سپس قطعات مناسب توسط ابزارهای مخصوص برش داده شده و به شکلهای مختلف تراش میخورند.
یکی از رایجترین شیوههای تراش، تراش قوسی یا کابوشن است.
پس از آن، سطح سنگ صیقل داده میشود تا رنگ و درخشش طبیعی آن نمایان گردد و برای استفاده در زیورآلات آماده شود.
دستبند طلا دوره هخامنشی
مرصع شده با لاجورد و فیروزه
لاجورد از کهنترین سنگهای مورد استفاده بشر به شمار میرود و شواهد تاریخی نشان میدهد که بیش از سه هزار سال پیش از میلاد در مصر باستان برای ساخت جواهرات، اشیای تزئینی و حتی رنگدانههای هنری استفاده میشده است.
همچنین در ساخت انواع زیورآلات مانند انگشتر، گردنبند، دستبند، گوشواره و آویز به کار رفته است.
افزون بر جواهرسازی، این سنگ در ساخت مهرهها، تندیسها و اشیای تزئینی نیز کاربرد دارد که در جواهرات باقیمانده از دوران هخامنشیان و ساسانیان نمونههای زیبایی دارد.
در طول تاریخ، این سنگ نمادی از حقیقت و حکمت به شمار میرفت و در فرهنگهای مختلف جایگاه ویژهای داشت.
امروزه نیز بسته به کیفیت و شدت رنگ آبی، قیمت آن میتواند از چند ده تا چند صد دلار در هر قیراط متغیر باشد.
هم در شرق و هم در اروپا از پودر آن به خاطر رنگ خاص و درخشانش به عنوان رنگدانه در نقاشی و نگارگری و کاشیسازی و رنگرزی پارچه استفاده میشد.
معادن مهم لاجورد در جهان و رنگ مخصوص ایران
مهمترین و مشهورترین معادن لاجورد جهان در منطقه بدخشان افغانستان قرار دارد که به دلیل کیفیت بالای سنگهای آن شهرت جهانی یافته است.
علاوه بر افغانستان، کشورهایی مانند شیلی، روسیه، پاکستان و کانادا نیز دارای ذخایری از این سنگ هستند.
در ایران نیز در برخی مناطق مانند کرمان، خراسان و سیستان و بلوچستان معادن لاجورد وجود دارد، هرچند میزان ذخایر آن محدود است.
جالب اینکه آبی لاجوردی جزو رنگهایی است که در جهان با نام «ایرانی» نامیده میشود.
این رنگ بر روی سفالهای ایرانی و کاشیکاریها استفاده شده است و در نقوش مساجد ایران تا مدیترانه دیده میشود.
این رنگ، یکی از رنگهای موجود در سنگ معدنی لاجورد است که در فلات ایران نیز یافت شده و مسجد جامع عباسی اصفهان بهترین نمونه برای دیدن درخشش و کاربرد این رنگ آبی را بر روی کاشی است.
لاجورد در ادب فارسی
در ادب فارسی لاجورد بسیار به استعاره از آسمان گرفته شده است، مانند این بیت از مولوی:
خاموش کن ز حرف و سخن بیحروف گوی
چون ناطقه ملائکه بر سقف لاجورد
یا این بیت از سنایی غزنوی:
ای چو عقل از کل موجودات فرد
وی جوان از تو سپهر سالخورد
خاکبوسان سر کوی تواند
روشنان کارگاه لاجورد
که غرضش از کارگاه لاجورد آسمان شب است و روشنانش ستارگان این آسمان؛ یا در این بیت از او در قصیدهای دیگر که از ترکیب لاجورد هوا استفاده کرده است:
اگر چه کوه و بیابان و بیشه بود به پیش
همی زدم شب تاریک هر سه را بر هم
برین صفت همه شب تا ز لاجورد هوا
هزار شعله برآمد چو صد هزار علم
جامه نیلی، کبود و لاجوردی نشانه عزا بوده و نظامی در این ابیات از داستان اسکندرنامه درباره مرگ دارا به دست وزیرانش با اشاره به گنبد لاجوردی آسمان به جامه عزا در غم شاه کشته شده نیز میپردازد و میگوید:
مکن زیر این لاجوردی بساط
بدین قلعهی کهرباگون نشاط
که رویت کند کهرباوار زرد
کبودت کند جامه چون لاجورد
بیاموز ازین مهره لاجورد
که با سرخ سرخست و با زرد زرد...
و در این بیت از صائب تبریزی هم اشاره به آسمان را داریم و هم پیوند رنگ لاجوردی را با کبودی و رنگ گل نیلوفر:
نگاه نرگس نیلوفری کشندهترست
که فتنه از فلک لاجورد میخیزد
صائب در این بیت نیز به کبودی رخسار و شباهتش به رنگ لاجورد اشاره میکند:
کند چو صبح کسی آفتاب را تسخیر
که زندگانی خودصرف آه سرد کند
شود به رنگ طلا ناقصی تمام عیار
که رخ ز سیلی استاد لاجورد کند
در شاهنامه فردوسی ابیات بسیاری میتوان دید که در آنها از لاجورد بهعنوان رنگ برای بیان تاریکی و تیرگی آسمان در هنگام جنگ استفاده میشود، هم برای بیان کبود شدن و تیرگی رنگ رخسار از خشم در میانه داستانها، هم بهعنوان سنگی برای زیور تاج و تخت در کنار دیگر گوهرها.
در ابیاتی که در ادامه میآیند میتوان نمونه هایش را دید:
همی رفت لشکر گروها گروه
چو دریا بجوشید هامون و کوه
چنان تیره شد روز روشن ز گرد
تو گفتی که خورشید شد لاجورد
*
درخشیدن خشت و ژوپین ز گرد
چو آتش پس پرده لاجورد
*
سپاهی و شهری به کردار کوه
سراسر به جنگ اندر آمد گروه
از آن شهر روشن یکی تیره گرد
برآمد که خورشید شد لاجورد
در داستان زال و رودابه وقتی مهراب کابلی پدر رودابه از این عشق خبردار میشود، فردوسی کبود شدن صورت او را از خشم اینگونه توصیف میکند:
چو بشنید مهراب بر پای جست
نهاد از بر دست شمشیر دست
تنش گشت لرزان و رخ لاجورد
پر از خون جگر دل پر از باد سرد
و در داستان پادشاهی هرمزد اینطور میخوانیم:
ز ترکان جنگی فراوان نماند
ز خون سنگها جز به مرجان نماند
گریزان همی رفت مهتر چو گرد
دهن خشک و لبها شده لاجورد
در آغاز داستان سیاوش وقتی کاووس مادر او را به همسری برمیگزیند این ابیات را داریم که از لاجورد به عنوان همان سنگ قیمتی زینتی استفاده شده است:
بت اندر شبستان فرستاد شاه
بفرمود تا برنشیند به گاه
بیاراستندش به دیبای زرد
به یاقوت و پیروزه و لاجورد
گوشواره طلا دوره هخامنشی
مرصع شده با عقیق و فیروزه و لاجورد
مسعود سعد سلمان در قصیدهای برای جشن مهرگان اینطور میسراید و از عقیق و لاجورد بهعنوان سنگهایی برا زینت تاج نام میبرد:
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزای ای نگار مهرجوی مهربان
همچو روی عاشقان بینم به زردی روی باغ
باده باید بر صبوحی همچو روی دوستان
تاجهاشان بود بر سر از عقیق و لاجورد
قرطههاشان بود در بر از پرند و پرنیان
نظامی در بیتی دیگر در میانه توصیف بهار و آغاز شکفتن گلها، به کمرنگ شدن رنگ لاجورد از روی پارچه بر اثر شستن اشاره میکند:
ز سیمای سبزه فروشوی گرد
که روشن به شستن شود لاجورد
استفاده از لاجورد در شعر کهن تنها نیست، ملک الشعرای بهار در غزلی رنگین اینطور میسراید و در بیت ماقبل آخر خط نوشتاری را که به سیاهی و کبودی میزند، به رقم نقش لاجورد بر برگ گل صورت یار مانند میکند:
آن خط سبز بین که چه زیبا نوشتهاند
گویی خط از عبیر به دیبا نوشتهاند
در معنی لب تو ز شنگرف نقطهای
برگل نهاده شرح به بالا نوشتهاند
یا نسختی ز مهر گیا ثبت کردهاند
یا سر خطی بحون دل ما نوشتهاند
یا با خط غبار به گرد عقیقتر
رمزی ز زنده کردن موتی نوشتهاند
آیات حسن مطلق و اسرار عشق پاک
با لاجورد بر گل رعنا نوشتهاند