خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

چهارشنبه، 06 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

شکاف در اتحاد غرب؛ جنگ ضد ایرانی که روابط آمریکا و اروپا را روی هوا برد

باشگاه خبرنگاران | سیاسی | چهارشنبه، 06 خرداد 1405 - 08:23
رسانه‌های غربی هشدار داده‌اند که فشار آمریکا برای همراه‌سازی کامل اروپا در پروژه تقابل با ایران، نتیجه‌ای معکوس داشته است.
اروپا،آمريكا،اروپايي،ايران،واشنگتن،امنيتي،بحران،نظامي،معتقدن ...

باشگاه خبرنگاران جوان - افزایش تنش‌های نظامی میان آمریکا و ایران، تنها معادلات امنیتی غرب آسیا را دگرگون نکرده، بلکه به شکلی بی‌سابقه شکاف‌های عمیق در اتحاد سنتی آمریکا و اروپا را آشکار کرده است؛ شکافی که اکنون از سطح اختلافات دیپلماتیک عبور کرده و به حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و راهبردی رسیده است.
بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند جنگ احتمالی یا تداوم سیاست‌های تهاجمی واشنگتن علیه ایران، به یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف نظم فراآتلانتیک تبدیل شده؛ نظمی که پس از جنگ جهانی دوم بر پایه همکاری امنیتی، تجارت آزاد و هماهنگی سیاسی میان آمریکا و اروپا شکل گرفته بود.
اندیشکده‌ها و رسانه‌های غربی طی هفته‌های اخیر هشدار داده‌اند که فشار آمریکا برای همراه‌سازی کامل اروپا در پروژه تقابل با ایران، نتیجه‌ای معکوس داشته و باعث افزایش بی‌اعتمادی متحدان اروپایی به واشنگتن شده است.
این وضعیت به‌ویژه پس از تهدید‌های مستقیم دونالد ترامپ علیه برخی دولت‌های اروپایی وارد مرحله‌ای حساس‌تر شد.
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های شکاف، مخالفت آشکار برخی کشور‌های اروپایی با مشارکت در عملیات‌های نظامی آمریکا علیه ایران بود؛ اسپانیا از جمله نخستین کشور‌هایی بود که اعلام کرد اجازه استفاده از برخی پایگاه‌های نظامی خود برای عملیات ضدایرانی آمریکا را نمی‌دهد.
این تصمیم در رسانه‌های آمریکایی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد و از آن به‌عنوان ضربه‌ای به انسجام ناتو یاد شد.
ایتالیا نیز موضعی مشابه اتخاذ کرد.
گزارش‌ها حاکی از آن بود که رم با سوخت‌رسانی و پشتیبانی لجستیکی از بمب‌افکن‌های آمریکایی در چارچوب عملیات احتمالی علیه ایران مخالفت کرده است.
این اقدام، نشانه‌ای کم‌سابقه از فاصله گرفتن یکی از اعضای اصلی ناتو از سیاست‌های نظامی واشنگتن ارزیابی شد.
در آلمان نیز فضای سیاسی علیه ماجراجویی نظامی آمریکا بسیار پررنگ بود.
بسیاری از سیاستمداران آلمانی هشدار دادند که کشاندن اروپا به جنگی جدید در خاورمیانه، امنیت و اقتصاد قاره سبز را با بحران روبه‌رو خواهد کرد.
احزاب مختلف آلمانی تأکید کردند اروپا نباید هزینه تصمیمات یک‌جانبه آمریکا را بپردازد.
فرانسه هم گرچه موضعی محتاطانه‌تر اتخاذ کرد، اما بار‌ها بر ضرورت جلوگیری از تشدید تنش با ایران تأکید کرد.
پاریس معتقد است هرگونه جنگ گسترده در منطقه می‌تواند امنیت انرژی اروپا و ثبات اقتصادی جهان را به خطر بیندازد؛ در همین چارچوب، مقامات فرانسوی بار دیگر ایده «استقلال راهبردی اروپا» را مطرح کردند؛ مفهومی که هدف آن کاهش وابستگی امنیتی اروپا به آمریکاست.
در شرایطی که انتظار می‌رفت واشنگتن برای ایجاد اجماع بین‌المللی تلاش کند، دونالد ترامپ رویکردی کاملاً متفاوت در پیش گرفت.
او نه‌تنها به انتقاد‌های متحدان اروپایی توجهی نکرد، بلکه برخی کشور‌ها را تهدید نیز کرد؛ ترامپ اسپانیا را به اعمال فشار‌های اقتصادی و تجاری تهدید کرد و درباره آلمان نیز بار دیگر موضوع کاهش نیرو‌های آمریکایی مستقر در این کشور را مطرح ساخت.
این تهدید‌ها برای بسیاری از ناظران اروپایی نشانه آن بود که دولت آمریکا اتحاد‌های سنتی را نه یک شراکت راهبردی، بلکه ابزاری برای تبعیت کامل از سیاست‌های واشنگتن می‌داند.
تحلیلگران اروپایی معتقدند این نوع برخورد باعث شده سطح اعتماد به آمریکا به‌شدت کاهش پیدا کند.
حتی در میان کشور‌های نزدیک به واشنگتن نیز این نگرانی شکل گرفته که آمریکا در دوره ترامپ بیش از هر زمان دیگری به سمت سیاست‌های یک‌جانبه و غیرقابل پیش‌بینی حرکت کرده است.
کارشناسان روابط بین‌الملل معتقدند که تنش بر سر جمهوری اسلامی ایران، عملاً سه ستون اصلی اتحاد آمریکا و اروپا را لق کرده است.
نخستین ستون، «دفاع جمعی» است.
ناتو طی دهه‌ها بر این اصل استوار بود که تهدید علیه یک عضو، تهدید علیه همه اعضاست.
اما اکنون بسیاری از دولت‌های اروپایی نمی‌خواهند وارد جنگی شوند که آن را نتیجه تصمیمات یک‌جانبه آمریکا می‌دانند.
مخالفت اسپانیا و ایتالیا دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند.
ستون دوم، «تجارت آزاد» است.
ترامپ طی سال‌های گذشته بار‌ها از ابزار تحریم و فشار اقتصادی علیه متحدان اروپایی استفاده کرده است.
تهدید به تحریم شرکت‌های اروپایی به‌دلیل تعامل با ایران، نارضایتی گسترده‌ای در اتحادیه اروپا ایجاد کرد.
اروپایی‌ها معتقدند آمریکا از قدرت اقتصادی خود برای تحمیل اراده سیاسی بهره می‌گیرد.
ستون سوم نیز «نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد مشترک» است.
بسیاری از کشور‌های اروپایی باور دارند سیاست‌های یک‌جانبه واشنگتن، از خروج از توافق‌های بین‌المللی تا تهدید نظامی علیه ایران، اعتبار ساختار‌های حقوقی و دیپلماتیک جهانی را تضعیف کرده است.
یکی از مهم‌ترین پیامد‌های اختلافات اخیر، احیای جدی بحث «استقلال راهبردی اروپا» بوده است؛ ایده‌ای که فرانسه سال‌ها بر آن تأکید می‌کرد، اما اکنون در کشور‌های بیشتری طرفدار پیدا کرده است.
امانوئل مکرون بار‌ها اعلام کرده اروپا باید بتواند بدون وابستگی کامل به آمریکا از خود دفاع کند.
در همین راستا، بحث گسترش چتر هسته‌ای فرانسه برای حمایت از امنیت اروپا دوباره مطرح شده است.
برخی تحلیلگران حتی از احتمال شکل‌گیری ساختار دفاعی مستقل اروپایی سخن می‌گویند.
آلمان نیز سرمایه‌گذاری‌های نظامی خود را افزایش داده و بر توسعه صنایع دفاعی اروپایی تأکید می‌کند.
اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر پروژه‌های مشترک متعددی در حوزه دفاعی آغاز کرده که هدف آن کاهش وابستگی به تجهیزات و حمایت امنیتی آمریکاست.
بحران اوکراین و سپس تنش با ایران، این باور را در اروپا تقویت کرده که اتکای کامل به واشنگتن می‌تواند برای آینده قاره خطرناک باشد؛ زیرا تغییر دولت‌ها در آمریکا ممکن است سیاست‌های امنیتی غرب را ناگهان دگرگون کند.
بسیاری از تحلیلگران برای توصیف شرایط کنونی به بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ اشاره می‌کنند.
در آن زمان، انگلیس و فرانسه بدون حمایت آمریکا نتوانستند عملیات نظامی خود علیه مصر را ادامه دهند و دریافتند بدون واشنگتن قادر به ایفای نقش جهانی نیستند.
اما اکنون برخی ناظران معتقدند اروپا در حال رسیدن به نتیجه‌ای معکوس است؛ اینکه نمی‌تواند امنیت و آینده راهبردی خود را کاملاً به آمریکا گره بزند.
به بیان دیگر، اگر بحران سوئز وابستگی اروپا به آمریکا را تثبیت کرد، بحران کنونی ممکن است آغازگر مسیر استقلال تدریجی اروپا باشد.
یکی دیگر از عوامل تشدید اختلافات، نگرانی اروپا درباره امنیت انرژی است.
هرگونه درگیری گسترده با ایران می‌تواند تنگه هرمز را به کانون بحران تبدیل کند؛ گذرگاهی که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند؛ کشور‌های اروپایی به‌ویژه پس از بحران اوکراین و کاهش واردات انرژی از روسیه، نسبت به هرگونه اختلال جدید در بازار انرژی بسیار حساس شده‌اند.
افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند اقتصاد‌های اروپایی را که هنوز از تبعات تورم و رکود خارج نشده‌اند، دوباره دچار بحران کند.
به همین دلیل، بسیاری از دولت‌های اروپایی ترجیح می‌دهند به‌جای تشدید تقابل، مسیر دیپلماسی و کنترل تنش را دنبال کنند.
حتی برخی کشور‌ها تلاش کرده‌اند نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کنند تا از وقوع جنگ جلوگیری شود؛ کارشناسان معتقدند شکاف ایجادشده الزاماً به فروپاشی کامل اتحاد غرب منجر نخواهد شد، اما بدون تردید روابط دو سوی آتلانتیک را وارد مرحله‌ای جدید کرده است.
اروپا همچنان به همکاری امنیتی با آمریکا نیاز دارد، اما همزمان تلاش می‌کند گزینه‌های مستقل‌تری برای آینده خود ایجاد کند.
در واقع، جنگ یا حتی تهدید جنگ دوباره علیه ایران، به آزمونی برای اتحاد غرب تبدیل شده است؛ آزمونی که نشان داد اروپا دیگر مانند گذشته حاضر نیست بدون، چون وچرا پشت سیاست‌های آمریکا قرار بگیرد.
مخالفت‌های اسپانیا، ایتالیا، آلمان و مواضع محتاطانه فرانسه، نشانه‌هایی روشن از این تغییر رویکرد هستند؛ اکنون بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، اروپا به‌تدریج به سمت ساختار امنیتی مستقل‌تر، سیاست خارجی متوازن‌تر و کاهش وابستگی به واشنگتن حرکت خواهد کرد؛ مسیری که می‌تواند نظم سنتی فراآتلانتیک را برای همیشه دگرگون کند.