مهمتر از دور زدن تحریمها، خنثیسازی تحریمهاست/ بستن تنگه هرمز وضعیت اقتصادی جهان را بههم ریخت/ بعد از جنگ رمضان باید به سراغ مبارزه با فساد برویم
مشاور کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص به سوالات باشگاه خبرنگاران جوان درباره شرایط این روزهای کشور پاسخ داد.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد امیرحسینی - سعید محمد، مشاور کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا (ص) با حضور در باشگاه خبرنگاران جوان به سوالات مختلفی ازجمله جنگ رمضان، توان موشکی، ورودش به صحنه سیاست و مبارزه با فساد پاسخ داد.
متن این مصاحبه را در ذیل میخوانید:
دکتر سعید محمد این روزها مشغول چه کاری است؟
بعد از اینکه در سال ۱۴۰۱ از مناطق آزاد جدا شدم، بیشتر وقت خود را در حوزه فعالیتهای پژوهشی، علمی و کارهای دانشگاهی سپری میکنم.
تجربیاتی که طی سه دهه در فعالیتهای اقتصادی و مدیریتی داشتم را سعی میکنم با دانشجویانمان در میان بگذارم.
از طرفی بهعنوان رئیس شورای سیاستگذاری انجمن نخبگان نیز فعالیت داریم.
انجمن نخبگان و مدیران عامل شرکتهای دانشبنیان یک NGO است و بخش خصوصی محسوب میشود.
در آنجا نیز سعی میکنم به عزیزانی که نخبه هستند و به رشد و توسعه کشور علاقهمندند، کمک کنم.
همچنین بهعنوان مشاور در کمیسیون زیربنایی مجمع تشخیص مصلحت نظام در خدمت عزیزان هستم.
چه اتفاقی افتاد که وارد سیاست شدید؟
آیا انتخاب خودتان بود یا گروه خاصی به شما گفتند که از طرف ما وارد سیاست شوید؟
من همه عمر کاری خود را در پروژههای عمرانی، اقتصادی و فعالیتهای توسعهای کشور گذرانده بودم.
سال ۱۳۹۹، رهبر شهیدمان چند توصیه کردند؛ چون نزدیک میشدیم به سال ۱۴۰۰ و بحث انتخابات را در پیش داشتیم، ایشان فرمودند که باید سیستم مدیریتی کشور تغییر پیدا کند و از آن به نام «دولت جوان انقلابی» یاد میکردند و خیلی این موضوع را تذکر دادند.
بعضیها میگفتند که نظر رهبر این است که یک رئیسجمهور بیاید و کابینه خود را جوان بچیند.
تقریباً اواسط سال ۹۹ بود که فیلم جدیدی از رهبر عزیزمان منتشر شد که در آنجا فرموده بودند منظور من از دولت جوان انقلابی، رئیسجمهور جوان انقلابی است که حتماً باید رئیسجمهور فردی باشد با نگاه جدید و سیستم مدیریتی جدید روی کار بیاید و کابینه خود را با همین طرز تفکر بچیند.
پس از آن، شهید حاجیزاده به من مراجعه کرد و گفت «من خیلی بررسی کردم و دیدم مصداقی برای این بحثی که آقا فرمودند وجود ندارد؛ اما شما با توجه به نوع عملکردی که داشتید، در همه حوزهها موفق بودید.
الان هم کشور نیاز به فعالیت عملگرایی و نتیجهگرایی دارد و باید کارآمدی نظام به نحوی بیشتر برای مردم اثبات شود.» خیلی ایشان اصرار کردند و ما انکار میکردیم.
شاید سه، چهار ماهی با من بر روی این موضوع سر و کله میزد سپس به شهید سلامی و عزیزانمان در سپاه که عموماً هم شهید شدهاند متوسل شدند و بزرگواران به من گفتند که شما در این عرصه ورود کنید و وقتی مجوز را صادر کردند بنده هم برای اینکه از مجموعه سپاه شبهای ایجاد نشود، از قرارگاه خاتم استعفا کردم و جدا شدم و وارد این عرصه شدم، اما بعد اتفاقاتیی افتاد و در نهایت نشد که من بهصورت جدی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنم، اما مردم واقعاً لطف داشتند.
همان پنج، شش ماهی که مطرح شد، مخصوصاً در نسل جوان، من احساس کردم جنبوجوش عجیبی ایجاد شد.
من سعی کردم آن طیفی که به سمت ما آمده بودند را با همان روحیه و انگیزه حفظ کنیم و در ادامه کار در خدمت نظام بیاوریم که این اتفاق، الحمدالله، افتاد.
این شروع فعالیتهای من در عرصه سیاسی بود.
بعد از آن، شهید رئیسی دعوت به همکاری کردند و مدتی در خدمت ایشان بودیم.
من خیلی به سیاست علاقه نداشتم، چون سیاست در کشور ما متأسفانه یکمقدار به بیراهه رفته است و بحثهای اخلاقی، دینی و معنوی ما که جمهوری اسلامی ایران باید نشأت گرفته از آن عقاید و دیدگاهها باشد در سیاست ما تبلور پیدا نکرده و روزبهروز کمرنگتر میشود و زیاد وضعیت مطلوبی ندارد و انشاءالله که سیاسیون در این عرصه بتوانند این امر را اصلاح کنند.
ما سرباز نظام و انقلاب هستیم؛ هر کجا باشیم خدمتگزار مردم هستیم و تمام تلاشمان را انجام میدهیم و برای مسئولین محترمی که امروز شانهشان را زیر بار مسئولیت دادهاند؛ که واقعاً کار سختی است دعاگو هستیم.
شما فعالیت نظامی، اقتصادی و سیاسی داشتید.
به نظرتان کار کردن در کدامیک از این موارد سختتر است؟
حقیقتش همه کارها سختیهای خاص خود را دارد.
یعنی اینطور نیست که کار نظامی آسانتر از کار سیاسی باشد یا کار سیاسی آسانتر از کار اقتصادی.
هم کار اقتصادی، هم کار نظامی و هم کار سیاسی هرکدام سختیهای خاص خود را دارند.
اصل این است که شما بتوانید اهداف آن کار را به خوبی تبیین کنید و براساس داشتههایتان، برنامهریزی مناسب انجام دهید و به اهداف برسید.
من خودم چه در حوزه نظامی، چه اقتصادی و چه فعالیتهای سیاسی همه تلاشم را کردم و الحمدالله هر جا بودیم نتیجه گرفتیم.
من حتی در مناطق آزاد که بیشتر از یک سال توفیق خدمت نداشتم، در همان یک سال اتفاقات خیلی خوبی افتاد.
مثلاً یک نمونهاش این است که مناطق آزاد همیشه محل واردات و سکوی واردات بود.
ابتدای ورودم به مناطق آزاد، جناب آقای حجازی از دفتر مقام معظم رهبری مرا صدا کردند و گفتند: «آقا فرمودند من راجعبه این موضوع دغدغه دارم که باید مناطق آزاد محل صادرات شود، نه واردات.» ما هم برنامهریزی کردیم.
در آن موقع حدود ۳۰ سال از عمر مناطق آزاد میگذشت.
اولین سالی که تراز تجاری مناطق مثبت شد، همان یک سالی بود که ما در خدمت عزیزان بودیم.
با برنامهریزی و با کمک بخش خصوصی و صنعتگران، در آن موقع حدود سه، چهار هزار واحد صنعتی و تولیدی در مناطق آزاد داشتیم که مسائلشان را حلوفصل کردیم و در آن سال تراز تجاری مثبت شد.
همچنین اقدامات خیلی خوبی در همان سال اتفاق افتاد ک یک نمونهاش این بود که حدود ۱۰۳ هزار میلیارد تومان املاک مناطق آزاد که بهصورت غیرقانونی واگذار شده بود و در آنها مفاسد زیادی وجود داشت، همه را با کمک قوه قضاییه به سبد بیتالمال برگرداندیم.
آن سال بودجه عمرانی کشور ۱۵۰ هزار میلیارد تومان بود؛ ما ۹۳ هزار میلیارد تومان یعنی حدود ۷۰ درصد بودجه عمرانی کشور منابع ایجاد کردیم.
در کشور جای کار زیاد است.
اگر دلسوزی و حسن نیت باشد، جای کار بسیار زیاد است و به نظرم در همه حوزهها میشود خدمت کرد.
آیا میشد از وقوع جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان پیشگیری کرد یا الان که اتفاق افتاده باید تا انتهای آن برویم؟
جنگ انتخاب جمهوری اسلامی نبود.
جمهوری اسلامی ایران کاملاً دنبال این بود که در فضایی دوستانه و صلحآمیز مسائل را حل کند.
رویکرد ما را وقتی ببینید چه در برجام و چه در مذاکراتی که قبل از جنگ ۱۲ روزه داشتیم، چه در مذاکراتی که قبل از جنگ ۴۰ روزه داشتیم و رهبر شهید ما بر روی این قضیه پافشاری داشتند که سعی شود با حداقل مسائل، مشکلات و هزینه برای مردم، مسائل حلوفصل شود ولی این یک انتخاب است برای مردم.
از یک طرف ما جبهه استکبار و غرب را داریم که سابقه درگیریشان با جمهوری اسلامی ایران بهخاطر بلعیدن منابع ایران مثل منابع نفت، گاز و معادن ما یک سابقه دیرینه است و هیچوقت ما را رها نکردند.
چند صد سال است که دنبال این هستند که هم کشورهای منطقه و بهخصوص ایران را که موقعیت ممتازی دارد، تحت سیطره خود درآورند و منابع ما را ببرند.
هر زمانی هم که احساس کردند ایران دارد یک حرکت اجتماعی انجام میدهد و به استقلالی میرسد با کودتا، خونریزی، ایجاد مشکل برای مردم ورود کردند و سد راه شدند و دوباره دستنشانده خود را در ایران مستقر کردند تا بتوانند منابع را غارت کنند صراحتاً هم دارند میگویند.
الان در ونزوئلا چه اتفاقی افتاد؟
آمریکا رفته آنجا مستقر شده، نفت ونزوئلا را غارت میکند، اورانیوم غنیشده ونزوئلا را به آمریکا برد و آنجا را به قول خودش «ایالت جدید ایالات متحده آمریکا» کرده است.
مردم ما مردمی با شرف، با غیرت و با ۷۰۰۰ سال قدمت فرهنگی دارند و هیچوقت نمیپذیرند که چهار تا آدمی که کل سابقه تاریخیشان به دویست، سیصد سال هم نمیرسد، بخواهند بیایند و به این صورت با مردم ما برخورد کنند.
به نظر من مردم ما انتخاب کردهاند که کماکان باید اقتدار داشت، شرف و عزت داشت و باید در مقابل اینگونه تفکرات سلطهگرانه غربی ایستاد و برای آن هم خونبها دادهاند و خواهند داد و محکم خواهند ایستاد.
این طرف غربی است که باید اینقدر هزینه بدهد تا به این جمعبندی برسد که ایران لقمهای نیست که بتواند ان را ببلعد و این اتفاق هم افتاده است.
ما شاهد هستیم که تحرکاتی که دشمن کرد، امروز برایش خیلی سخت است که تصمیم بگیرد.
مثلاً پروژه «آزادی» را که ترامپ اعلام کرد گفت من میخواهم تنگه هرمز را باز کنم، اما بیشتر از ۲۴ تا ۴۸ ساعت نتوانست شعارش را حتی بدهد و بلافاصله گفت من آن را متوقف کردم، چون ما هزینه را برایشان بالا بردیم و بالاتر هم میتوانیم ببریم.
هنوز از همه امکاناتمان استفاده نکردیم و مردم هم نشان دادهاند پشت سر این تفکر هستند.
اینطور نیست که در مردم راجعبه این موضوع دودستگی وجود داشته باشد مردم همه با هر تفکر و سلیقهای پشت سر این موضوع هستند که باید کماکان مقتدر بماند، یکپارچه بماند.
بعد مراقب باشیم دنبال تجزیه نروند و امنیت ایران حفظ شود.
مردم اگر نان هم نداشته باشند بخورند، اما امنیت برایشان مهمتر است.
در ۷۰، ۸۰ روزی که از جنگ رمضان میگذرد، مردم هنوز در کف خیابانها هستند.
پیامش همین است که ما محکم هستیم و ایستادهایم.
این دیگر مسئولین هستند که باید بتوانند به نحواحسن مدیریت کنند.
این حمایت مردم حاکی از آن است که مردم کشورشان و نظامشان را دوست دارند البته به این معنا نیست که از وضعیت موجود در کشور راضی هستند.
خیلی از مردم انتقاداتی دارند که به حق هم هست.
به نظر من، سیستم جدید کشور باید حتماً به این سمت برود که دغدغههای مردم را شناسایی، بررسی و رسیدگی کند و از آن طرف محکم در مقابل دشمن بایستد تا روزی که آنها بخواهند بر ما تسلط پیدا کنند، ما هم باید محکم بایستیم و انشاءالله از این گردنه تاریخی، کشور را عبور دهیم.
در روز نهم اسفند دقیقا کجا بودید؟
ما دقیقاً آن روز جلسه در مجمع تشخیص مصلحت نظام داشتیم برای ساعت ۱۰ که من یکمقدار زودتر رسیدم.
پشت گیت پاستور بودیم که برویم داخل که خیلی به محل اصابت نزدیک بودیم و این حادثه اتفاق افتاد.
من همان لحظه که صدا را شنیدم، اولین نگرانیام این بود که اینها قطعاً بیت را زدند، چون استنباطم این بود که اینها یکبار در جنگ ۱۲ روزه آمدند و هزینه زیادی دادند.
اینبار اگر بخواهند بیایند، اول مطمئن میشوند که بتوانند رهبر را بزنند، بعد شروع میکنند.
همیشه در ذهنم این بود که اینها فقط دنبال زدن رهبر هستند و بعد از آن بهدنبال اغتشاشات خیابانی هستند.
آن صدا را که شنیدم، بسیار بسیار متأسف شدم و دائم در ذهنم همین بود و بعدش متأسفانه خبر آمد که رهبر به شهادت رسیدهاند.
در یک مجله آمریکایی عکس شما و سردار رستم قاسمی را انداخته بودند و نوشته بودند که این دو نفر تحریمهای ایران را دور میزنند.
امروز شما چه اقداماتی برا دور زدن تحریمها انجام میدهید؟
در حوزه فعالیتهای مهندسی که من اسمش را مهندسی رزمی میگذارم اتفاقات خیلی زیادی باید قبل از جنگ بیفتد.
در زمان جنگ مهندسی رزمی کارهایی انجام میدهد، اما آن کار اصلی که مهندسی رزمی باید انجام دهد، قبل از جنگهاست که از یک بخشی از آن به نام پدافند غیرعامل یاد میشود که میتوان گفت که ما کارهایمان را قبلش کردیم؛ یعنی فضاهای زیرزمینی، شهرهای موشکی، فضاهای امن، شیلترهای دریایی و بخشهای مختلفی که امروز باعث شد تابآوری نیروهای مسلح بالا برود از فعالیتهایی بود که در زمانی که درگیری جنگی فیزیکی نبود، الحمدالله با تدبیر و مدیریت خیلی خوب در مجموعه سپاه انجام شد و ما هم درگیر خیلی از این بخشها در مجموعه سپاه و حتی سایر نیروهای مسلح، وزارت دفاع و بخشهای دیگر بودیم و الحمدالله پاسخ گرفتیم و از اقداماتی که انجام شده بود جواب گرفتیم.
در دوره جنگ هم من خودم بیشتر رروی بحث جهاد تبیین وقت گذاشتم.
مردم هر شب در میادین هستند، نیاز به اطلاعات و دیتا دارند.
چنانچه اطلاعات دقیق به آنها نرسد، بعضاً دیدیم که یکسری شایعات و حرفهای ضدونقیض در بین مردم مطرح میشود، دلهره ایجاد میکند و برای وضعیت نظام، وضعیت پیگیریها، مذاکرات نگران میشوند و من بیشتر برروی این موضوعات وقت گذاشتم و سعی کردیم در میادین خدمت مردم باشیم و نفس به نفس آنها باشیم و موضوعاتی که خودمان از مراجع موثق گرفتیم را در اختیار مردم بگذاریم و آن یکپارچگی و انسجام بین مردم کماکان حفظ شود.
با توجه به این که مردم دقیقا زمانی که زیر بمبها و موشکهای آمریکاییها و اسرائیلیها بودند، اما خواستهشان این بود که نباید مذاکره کنیم؛ به نظر شما باید چکار کرد؟
ما باید این را بدانیم که وقتی میگوییم تابع ولی فقیه هستیم، هر تصمیمی که ولی فقیه گرفت، آن بهترین تصمیم خواهد بود.
ما حول همان باید حرکت کنیم، نه یک قدم جلوتر، نه یک قدم عقبتر.
مشخص است که مذاکرات تا به الان جواب نداده و از این به بعد هم جواب نخواهد داد.
چرا؟
چون دو تا تفکر متفاوت و متضاد است.
آن طرف آمریکا تمامیتخواه است و حاضر نیست هیچ گونه امتیازی بدهد.
این طرف ما بر اصولی ایستادگی میکنیم و نمیخواهیم منافع ملی خود را ذبح کنیم بهخاطر اینکه مثلاً شرایط صلح اتفاق بیفتد.
این را در برجام هم دیدیم که امتیاز هم دادیم، اما نتیجهاش چی شد؟، برجام را پاره کردند، اسنپبک را اجرا کردند و فقط ما به تعهداتمان را عمل کردیم و چندین سال اقتصاد کشور شرطی شد و خروجی نگرفت.
در جنگ ۱۲ روزه دوباره ایران به پای میز مذاکره رفت و دوباره شروع کرد به اینکه «دو تا امتیاز بدهم دو تا امتیاز بگیرم»، اما باز متأسفانه آنها در بین مذاکرات حمله کردند، فرماندهان و دانشمندان ما را به شهادت رساندند.
دوباره گفتند به سر میز مذاکره برویم و ایران حسن نیت خود را نشان داد و باز دوباره جنگ رمضان اتفاق افتاد و این دفعه رهبر ما را زدند و گستاخیشان را به حد اعلا رساندند.
واقعاً با چنین جماعتی مذاکره معنا ندارد.
ما باید در میدان تکلیف را مشخص کنیم و آنقدر مقتدر باشیم که وقتی آنها میخواهند قانون جنگل را پیاده کنند و تابع هیچگونه قوانین و مقررات حقوقی و بینالمللی نیستند، اقتدار ما آنها را سر جایش بنشاند.
الحمدالله در جنگی که به نام جنگ رمضان معروف شد، اقتدار جمهوری اسلامی اثبات شد.
تمام کشورهای منطقه به این اقتدار اذعان دارند و میدانند که اگر تنش و درگیری جدیدی ایجاد کنند، هزینهای که پرداخت خواهند کرد بسیار سنگین خواهد بود.
اخیراً هم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد این بار اگر درگیری اتفاق بیفتد، دیگر منطقهای نخواهد بود و اینبار فرامنطقهای خواهد بود لذا این اقتدار است که برای ما دستاورد ایجاد میکند.
در سایه این اقتدار ما باید حرفهایمان را هم بزنیم یعنی اگر ما نرویم مذاکره و مباحثمان را مطرح نکنیم، دشمن از این موضوع سوءاستفاده میکند.
درست است که میدانیم به نتیجه نمیرسد، اما نرفتن به مذاکره هم کار اشتباهی است.
ما باید برویم و حرفهایمان را بزنیم و محکم بر سر مواضعمان بایستیم و از آنطرف دست بر ماشه برای دفاع از کشور آماده باشیم و پشت سر رهبر در چارچوبی که ایشان تعریف کردند در همین چارچوب حرکت شود.
نحوه مدیریت آقای قالیباف و آقای عراقچی در مذاکرات را چگونه ارزیابی میکنید؟
من فکر میکنم کاملاً در آن چارچوبی که رهبر تعیین کردند، این بزرگواران دارند فعالیت میکنند.
اصلاً یک اتفاق خوبی که در جنگ رمضان افتاد این بود که دولت، مجلس، شورای نگهبان، مجلس خبرگان رهبری و تمام ارکان نظام همه با هم همدل و همسو شدند.
درست است یکسری اختلافات در دیدگاههای سیاسی بین مسئولین هست، اما در ارتباط با این موضوع اتفاق خوبی افتاد.
از آن طرف همه در همان چارچوبی که رهبری خیلی شفاف در اربعین رهبر شهیدمان چارچوبهایی را اعلام کردند و تیم مذاکرهکننده همانها را بیان کرد و خارج از آن هیچگونه حرکتی نکرد و فقط دارد همان چارچوب را تبیین میکند و در همان جهت حرکت میکند.
دشمن هم خیلی عصبی شده و میگوید: «اینها اصلاً کوتاه نمیآیند از مواضعشان.» چرا؟
چون مواضع مشخص، شفاف، درست، مستدل و در همان چارچوبی است که رهبر فرمودند.
من فکر میکنم تیم مذاکرهکننده هم در همان چارچوب حرکت کرده و مردم باید خیالشان راحت باشد، نگران نباشند که مثلاً شاید یکی برود خلاف این مواضع بخواهد مطرح کند.
دولت و مجلس بهصورت همسو دارند حرکت میکنند و بهدنبال این هستند که منافع ملی را رعایت کنند و وضعیت به نظر من خیلی منسجم پیش میرود.
با توجه به بسته شدن تنگه هرمز چقدر زمان لازم است تا اقتصاد دنیا به حالت قبل از جنگ رمضان برگردد؟
قطعاً زمان زیادی میبرد چون واقعاً نشان داد که اهمیت تنگه هرمز چقدر است.
شاید خود ما هم باور نمیکردیم که بستن تنگه هرمز اینقدر روی زندگی کل مردم دنیا اثر بگذارد و وضعیت اقتصادی جهان را به هم بریزد.
خصوصاً زیرساختهایی که در خلال جنگ زده شد و اگر جنگ بخواهد ادامه پیدا کند بیشتر زده خواهد شد.
این چیزی است که سالها گریبان دنیا را خواهد گرفت و اینکه امروز آنها احتیاط میکنند و تا به الان درگیری جدید را شروع نکردند علتش همین است.
اگر هر کسی کوچکترین عقل اقتصادی داشته باشد و چرتکهای بندازد، متوجه میشود که چقدر این تنگه میتواند روی انرژی، کشاورزی و مواد غذایی کل دنیا اثرگذار باشد کمااینکه الان اثرش را در سفرههای مردم کل دنیا را نشان میدهد.
این جایگاهی است که ایران یکبار هزینهاش را داده و امروز که ما کنترلش را گرفتیم، باید به نظر من این کنترل را حتماً حفظ کنیم البته ما باید امنیت ایجاد کنیم و کشتیرانی در تنگه هرمز در آینده برابر آن چارچوبی که جمهوری اسلامی معرفی کرده با امنیت کامل برقرار خواهد شد و ایران تضمینکننده امنیت خواهد بود.
منتها اینجا جایگاهی است که اگر چنانچه دشمن بخواهد زور بگوید، قلدری کند و آزاری به مردم ما برساند، این دیگر جایگاهی است که همه دنیا میدانند که ایران هم توانمدی آن را دارد و هم این نیت را دارد که از این ابزار خود بتواند به نحو احسن استفاده کند.
زیرساختهایی که هدف قرار گرفت، چقدر زمان میخواهد تا بازسازی شوند؟
و از آن مهمتر، آیا توان بازسازی در داخل میبینید یا باید از خارج کمک بگیریم؟
یکسری از مجتمعهای فولادسازی، مجتمعهای پتروشیمی و یکسری زیرساختهای راهآهن و پل و اینها آسیب دیده که اولاً توان بازسازی اینها در کشور وجود دارد.
وقتی پالایشگاه ستاره خلیج فارس را که بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی جهان است با مهندسی بومی و با اجرای تیمهای پیمانکاری ایرانی ساختیم و تجهیزاتش را ۷۰ درصد ایرانیسازی کردیم، این نشاندهنده این است که این توان در داخل کشور وجود دارد.
شاید حالا یک قطعه، یک موتور خاصی، یک تجهیزات خاصی نیاز باشد که وارد شود، که وارداتش هم کاری ندارد و خیلی راحت میشود اینها را وارد کرد.
به نظر اگر یک مقدار اعتبارات برای این موضوع در نظر گرفته شود، این کارها قابل انجام است البته نمیگویم که یک شبه انجام میشود چون هر کدام از اینها بسته به نوع کاری که قرار است اتفاق بیفتد، شاید زمانبندی خاص خودش را داشته باشد، اما فکر میکنم ظرف یک سال ما کاملاً بتوانیم این بازسازی را انجام دهیم و حتی بهتر هم بسازیم، چون تکنولوژیها عوض شده و بهروز شده است.
میتوانیم با تکنولوژی خیلی جدیدتری اینها را بسازیم و محدودیت و مشکلی بابت بازسازی صنایع نداریم.
ما دو تا موضوع داریم یکی دور زدن تحریمها است و یکی خنثیسازی تحریمها.
علاوه براینکه دور زدن تحریمها را خوب بلدیم و انجام میدادیم که نمونه آن پروژههای بسیار زیادی بود که در اوج تحریم ساختیم مثل شش فاز پارس جنوبی، سه تا فاز ستاره خلیج فارس، نیروگاههای متعددی که ما در دوره تحریم ما کار کردیم مثلاً سوپرنفتکشهایی که من کار کردم در شرکت صدرا و حتی از خارج سفارش گرفتیم و نفتکشهای ۷۵۰ هزار بشکهای کار کردیم ازجمله کارهایی بود که در اوج تحریم اتفاق افتاد و ما بهخاطر اینکه بتوانیم این کارها را انجام دهیم به اجبار تحریمها را دور زدیم حالا اینکه چگونه دور زدیم، بماند شاید قابل بیان نباشد، اما این اتفاق افتاد و الان هم قابل انجام است.
آنچه مهمتر از دور زدن تحریمهاست، خنثیسازی تحریمهاست یعنی شما باید ببینید که دشمن برروی چه موضوعاتی برنامهریزی کرده و میتواند از آن محل به کشور آسیب بزند ما برویم زودتر آنها را حل کنیم که نمونهاش همین بحث بنزین است که آقای ریچارد نفیو در کتاب «هنر تحریمها» این را نوشته بود که «در ایران اگر بنزین را تحریم کنیم، کل کشور به هم میریزد و موجب فشارهای بسیار زیاد و شورشهای اجتماعی در داخل کشور میشود لذا وقتی ما ستاره خلیج فارس را کار میکنیم و کشور نهتنها به خودکفایی رسید بلکه صادرات هم داشت به همین دلیل این دیگر اهرمی در دست دشمن نیست.
لذا آن بحث خنثیسازی تحریمها به نظر من خیلی مهمتر است و ما دائماً باید رصد کنیم، ببینیم نقاط ضعف کشور کجاست تا در آن حوزه ورود کنیم و اگر نقاط ضعفمان را برطرف کنیم عملاً تحریمها برای دشمن هیچ وقت دیگر فایدهای نخواهد داشت.
یک موردی که در این شبها دیده میشود حضور همه قشرها مثل بانوان باحجاب و بانوان بیحجاب به همراه هم در تجمعات است.
چه اتفاقی افتاده که همه مردم پای کار آمدهاند؟
آن چیزی که امروز مردم را دور هم جمع کرده، من فکر میکنم بحث ایرانیت مردم است.
مردم عاشق کشورشان هستند، مردم نگران کشورشان هستند.
با هر دیدگاه و تفکری که هستند، سعی کردند که اگر میتوانند در این حوزه خدمتی کنند و از کشورشان مراقبت و صیانت کنند.
به نظر من فرصت مغتنمی است.
یکی از نقاط آسیب و ضعفی که کشور ما همیشه داشته، این بوده که یک عده آدمهایی شاید یکمقدار نمیگویم مغرض بودند، شاید یک مقدار سهلانگاری کردند و بین مردم ایجاد دودستگی و دوقطبیسازی میکردند و دائماً مردم را تفکیک میکردند که موجب نارضایتی مردم میشود.
من فکر میکنم هر کسی که امروز وارد این میدان شده و وارد این عرصه شده، قدمش باید روی چشم ما باشد و باید احترام بگذاریم.
رهبر شهیدمان هم جملهای داشتند که میفرمودند: «آن خانمی که شاید یک مقدار حجابش مناسب نباشد، اا دل در گرو این جبهه دارد، ما نباید طردش کنیم، ما باید حفظش کنیم.» هنر این است که شما بتوانید بیشتر روی آن فرد کار کنید و با ارزشهای اسلامی آشنا کنید، اما خب یک عده آدمهایی هستند یک مقدار کجسلیقه و بدسلیقه هستند مثلاً مییند میخواهیم امر به معروف میکنند، اما درگیر میشوند، ناراحتی ایجاد میکنند و جوری برخورد میکنند که طرف را اصلاً از همان حضوری که پیدا کرده، از آن هم منع میکنند.
اینها به نظر من دارند برای جبهه دشمن کار میکنند.
کسانی که به این صورت عمل میکنند، از ما نیستند.
ما صحبتهای بسیار زیبای حاج قاسم سلیمانی را داریم راجعبه این طیف از خواهرانمان، صحبت شهید تنگسیری را داریم، صحبت شهید حاجیزاده را داریم.
همه اینها دیدگاهشان همین بوده که «اینها دختران ما هستند.
ما اصلاً بهخاطر اینها، به خاطر ناموسمان رفتیم شهید شدیم و باید سعی کنیم که اگر اینها اینقدر همت کردند که تا کف میدان آمدند، ما اگر این عرضه و این توان را داریم، سعی کنیم بیشتر کمک کنیم که اینها راه درست و مسیر نورانی اسلام را بیشتر انتخاب کنند، این در باورهایشان بنشیند.»
بحث حجاب یک بحث اعتقادی است؛ اصلاً با زور و اجبار نمیشود این کار را انجام داد.
شما باید اول به لحاظ اعتقادی به این جمعبندی برسید که من این مسیر را دارم انتخاب میکنم سپس خودش میآید و حجاب هم خودش به دنبالش میآید.
اصل آن اعتقاد است.
نمیشود به زور بگوییم آقا شما به چیزی اعتقاد نداری، اما باید این را عمل کنی.
آن اعتقاد باید درست شود و این کار فرهنگی است.
مجموعههای فرهنگی ما کمکاری کردند که الان چنین وضعیتی ایجاد شده.
کار کسانی که میخواهند در این حوزه فعالیت کنند و دلسوز هستند، این است که بروند در حوزه فرهنگی کار کنند.
به هر حال به نظر من فرصت مغتنمی است ما باید سعی کنیم که همه مردم که حول محور ایران جمع شدند و حضور پیدا کردند، این را مغتنم بشماریم و از این فرصت استفاده کنیم و همه حول همین محور کشور عزیزمان ایران بتوانیم حفظ کنیم و انشاءالله منافع ملی را خیلی بهتر رقم بزنیم.
بزرگترین چالشی که امروز جمهوری اسلامی با آن مواجه است چیست؟
بزرگترین چالش بعد از اتمام کامل جنگ چیست؟
الان کماکان دشمن امید دارد به اینکه فشارهای اقتصادی را بیشتر کند.
در همین ایامی هم که آتشبس اعلام کرده، هم دارد تحریمها را بیشتر میکند و محاصره دریایی انجام میدهد.
همه اینها بهخاطر این است که وضعیت معیشتی مردم تحت فشار قرار بگیرد و مردم به آستانهای برسند که نتوانند تحمل کنند و این منجر به یکسری شورشهای اجتماعی شود.
نظر من این است همان کاری که دولت تا به الان انجام میدهد و انصافاً عزیزانمان در دولت خیلی زحمت کشیدند که شرایط پایداری را در ایام جنگ فراهم بیاورند و موفق هم بودند.
منتها بعد از اتمام جنگ و ورود به آتشبس، یکمقدار افسارگسیخته قیمتها افزایش پیدا کرد که هیچ دلیلی هم نداشت.
هم دولت و هم قوه قضاییه باید تمام تلاش خود را بگذارند که قیمتها به ثباتی برسد، فشار روی مردم وارد نشود و ما بتوانیم این شرایط را پشت سر بگذاریم.
الان جنگ، جنگ ارادههاست.
از آن طرف آمریکاییها و کل دنیا تحت فشار اقتصادی است و از این طرف هم ما تحت فشار اقتصادی هستیم.
آن کسی برنده خواهد بود که این شرایط را تحمل کند و پشت سر بگذارد و آن کسی شکست خواهد خورد که زودتر تحت این فشارهای اقتصادی بشکند.
انشاءالله مردم با این پایداری که دارند، من فکر میکنم این بحران را از سر بگذرانیم.
منتها حالا انشاءالله فرض میکنیم جنگ با پیروزی جمهوری اسلامی ایران تمام شود آن موقع چالش چه خواهد بود؟، من دو تا موضوع دارم: یکی بحث کارآمدی نظام است.
باید نظام به گونهای برنامهریزی کند که مردم احساس کنند تیم اجرایی و مدیریتی نظام میتواند مشکلات آنها را حل کند.
ما نباید بعد از ۴۷، ۴۸ سال مشکل آب، برق، گاز و خیلی چیزهای مختلف و متنوع را داشته باشیم.
اینها همه بهدلیل یکسری سوءمدیریتهایی است که اتفاق افتاده و میشود از آنها جلوگیری کرد و فشار به مردم نیاورد و دغدغههای مردم را کمتر کرد.
اینکه مثلاً یک روز ما بهخاطر آب کشور تعطیل کنیم، یک روز به خاطر برق تعطیل کنیم، یک روز به خاطر آلودگی هوا تعطیل کنیم وضعیت اقتصادی کشور را به هم میریزد.
الان نگرانی مردم بیشتر حول این است که اقتصاد کشور خوابیده که در شرایط جنگی طبیعی است، اما عرض من این است که اگر چنانچه جنگ با پیروزی ما تمام شود و بعد ما بخواهیم ادامه بدهیم، باید دغدغههای مردم برطرف و باید مدیریت کشور اصلاح بشود.
الان مدیریت کشور یکمقدار رفته به سمت منافع اشخاص؛ یعنی یک عده بیشتر بهدنبال این هستند که براساس منافع خودشان جهتگیری کنند.
پس خروجیها، خروجی مطلوب مردم نخواهد بود.
یک اصلاحاتی در ساختار و سیستم مدیریتی کشور، در انتصابات کشور، در انتخاب افرادی که در جایگاههای مختلف میخواهند بنشینند و خدمت کنند باید رعایت شود.
بحث دوم بحث مبارزه با فساد است.
تقریباً یک ماه قبل از شروع جنگ رمضان، خدمت شهید لاریجانی بودیم.
ایشان در خلال صحبت به من گفتند: «ما اتفاقات ۱۸ دی ماه را بررسی کردیم.
درست است که مردم بهخاطر معیشت این موضوع را شروع کردند، اما دغدغه اصلی همان مردمی که آمده بودند در خیابانها، بیشتر بحث فساد بود، فساد در بین مسئولان» و برای این موضوع از من برنامه میخواست و میگفت: «شما بیا تحت نظر شورای امنیت، من هم حمایت میکنم، بیا طرح و برنامهای ارائه بده که چه کنیم تا بتوانیم با فساد مقابله کنیم.» من به ایشان به شوخی گفتم: «آقای لاریجانی، من یک بار چهار، پنج سال پیش در مقابل فساد ایستادم، الان چهار سال خانهنشینم.
مثل اینکه شما کلاً هدفگذاری کردید من را از صحنه سیاست حذف کنید.» من این موضوع را به شوخی خدمتشان عرض کردم.
ایشان گفت نه این یک واقعیت است.
ما به این جمعبندی رسیدیم که حتما باید مقابل فساد ایستاد و کسانی میتوانند مقابل فساد بایستند که خودشان دستمال تمیز باشند چون با دستمال کثیف نمیتوان شیشه را پاک کرد و حتما برای من برنامه بیاور و بگو نواقص کجاست.
چرا فساد روزبهروز توسعه پیدا میکند، چرا ما شاهد هستیم در بخشهای مختلف کرهای غیرقانونی و دیدههای مختلف مثل پدیده فامیلبازیها، انتصابات فامیلی، آقازادهها، پستفروشیها و خیلی اتفاقات بدی رقم میخورد و دارد نهادینه میشود.
ایشان به من گفتند برو بر روی این موضوعات کار کن و برای من برنامه بیاور.
من اول خیلی جدی نگرفتم.
بعد وقتی رفتیم، دو سه روز بعد دیدم از دفترشان که ایشان هم شهید شد به من زنگ زدند که «آقای لاریجانی پیگیر موضوع هستند، و این را زودتر آماده کنید.» دوباره هفته بعد دیدم زنگ زدند.
تا جنگ شروع شد، شاید چهار، پنج بار با من تماس گرفتند و من شروع کردم به آماده کردن مطالبی راجعبه این قضیه و آسیبشناسی که چه باید کرد که جنگ شروع شد و بعد هم منجر به شهادت ایشان شد، اما هدف من اینجا بود یکی اثبات کارآمدی نظام را داریم که باید با ایجاد یک ساختار جدید، سیستم مدیریتی جدید، استفاده از افراد شایسته و استفاده از نخبگان بتوانیم این موضوع را رقم بزنیم که قطعاً خواهیم توانست و یکی هم بحث مبارزه با فساد.
اینها دو تا هدفگذاری اصلی به نظر من در آینده نظام بعد از اتمام جنگ است.
برنده جنگ کیست؟
ایران یا آمریکا؟
اول از این جهت باید به برنده بودن نگاه شود که اهداف این جنگ چه بوده؟
ما که جنگ شروع نکردیم، آمریکا و صهیونیستها شروع کردند.
اهدافشان چه بود؟، اهدافشان براندازی نظام بود، اما آیا به هدفشان رسیدند؟، خیر؛ پس میتوانیم بگوییم آنها شکست خوردند و میتوانیم بگوییم ما پیروز شدیم.
درست است که ما هم آسیب دیدیم؛ رهبرمان را از دست دادیم و خیلی شهدای گرانقدری در این راه دادیم، اما ایستادیم و نگذاشتیم آنها به هدفشان برسند.
نهتنها به هدفشان نرسیدند، بلکه ما توانستیم یکسری از موضوعات مد نظر خودمان را به آنها تحمیل کنیم، مثل بحث تنگه هرمز.
به نظر من کاملاً میشود با واقع بینی و به دور از اینکه «ما ایرانی هستیم و عرق ایرانی داریم» میشود این موضوع را تحلیل کرد که آمریکا و صهیونیستها شکست خوردند و اینکه تا به الان دارند در این دوروبر میچرخند و اولتیماتوم میدهند و زمانبندی و ضربالاجل تعیین میکنند، بهدنبال این هستند که یک دستاوردسازی کنند و با آن دستاوردسازی بتوانند پیروزمندانه خارج شوند.
الان که هیچ دستاوردی ندارند.
هر روز میبینیم رئیسجمهور کذاب آنها توییت میزند و واقعیات را جور دیگری میخواهد جلوه دهد و به نفع خودش استفاده کند.
منتها دنیا هم این را متوجه شده چون غربیها که سالهای سال با اینها همپیمان بودند، امروز کاملاً فاصله گرفتهاند.
ناتو از اینها فاصله گرفته.
چرا؟
چون واقعیت میدان را میدانند.
یا سفری که آقای ترامپ به چین داشت، آنجا دید که چین همراهی نکرد.
تمام موضوعاتی که ترامپ از چین خواست را چین در هیچکدام با او همراهی نکرد و خیلی محکم با آنها برخورد کرد.
امروز معادلات دنیا به هم خورده و آمریکا رو به افول است و با این کارهایی که دارد میکند، شده آلتدست صهیونیستها و من فکر میکنم دارد دوران ابرقدرتیاش را خیلی زودتر پایان میرساند و رو به افول خواهد بود.
جنگ یا آتشبس و صلح؛ نظر شخصی شما بهعنوان یک شهروند چیست؟
اگر یک روز زودتر این جنگ به پایان برسد، به نفع همه مردم دنیاست.
در اصلاً جنگ کسی سودی نمیبیند، اما اگر بخواهیم این اقتداری که ایجاد کردیم را کنار بگذاریم و امتیازی بدهیم که نامعقول باشد، اصلاً به صلاح کشور نیست.
ما هزینه زیادی دادیم تا به اینجا رسیدیم و الان برگ برنده دست ماست.
ما هنوز موضوعات خیلی زیادی داریم که روی آنها کار نکردهایم: بحث فیبر نوری کف اقیانوس هند که از عمان و خلیج فارس و اینها میگذرد که از مسیر شاهراه اصلی ایران میگذرد، بحث بابالمندب، بحثهای دیگری که ایران دارد و میتواند از آنها استفاده کند و هنوز نکرده، هر کدام از اینها میتواند بحرانی خیلی جدیتر از تنگه هرمز ایجاد کند.
ما آمادهایم.
خداوند یک عقلی به آنها بدهد که با دم شیر بازی نکنند.
به هر حال الحمدالله رزمندگان ما آماده هستند، مردم هم در کف خیابان آماده هستند و این شرایط سخت را تحمل خواهند کرد به امید فردای خیلی بهتر و روشنتر، انشاءالله مردم دست به دست هم خواهند داد، از مسئولین هم حمایت خواهند کرد، مسئولین هم الحمدالله منسجم کار را پشت سر رهبر عزیزمان پیش خواهند برد و من فکر میکنم آینده خیلی روشنی پیش روی ماست و سال ۱۴۰۵ انشاءالله سال شکوفایی جمهوری اسلامی ایران است.
در بیانیه اخیر سپاه پاسداران یک نکته مهم وجود داشت مبنی بر این که که اگر دوباره تجاوزی صورت گیرد جنگ فرامنطقهای میشود.
ما سلاح و موشکی داریم که بتوانیم جنگ را به اروپا و آمریکا بکشانیم؟
در زمینه موشکی توانمندی خیلی خوبی در کشور وجود دارد، اما صرفاً بحث موشکی نیست.
همین امروز کارهایی که ایران کرده فرامنطقهای بوده و روی کل اقتصاد جهان اثر گذاشته و کارهای دیگری هم که جمهوری اسلامی میتواند انجام دهد و روی کل کشورهای جهان اثر بگذارد، طراحی شده و نزد رزمندگان مشخص است و برنامهریزی شده و اگر بخواهد درگیری شروع شود شما دید که رهبر و فرماندهانمان را زدند، اما ما دو سه ساعت بعد از اینکه رهبرمان به شهادت رسید، عملیات رزمندگان شروع شد بدون اینکه نیازی باشد از کسی اجازه بگیرند و شروع کردند، کشورهای منطقه را زدند، کسانی که سرزمین و پایگاههایشان را در اختیار آمریکا قرار داده بودند بهعنوان هدف قرار گرفتند.
حرکتی که جمهوری اسلامی ایران انجام داد، همان روز اول همه را به زانو درآورد.
چه برسد به حالا بعد از ۴۰ روز.
قطعاً برنامهریزی جدیدی که شده، اولاً جمهوری اسلامی بلوف نمیزند.
آن روزی هم که رهبر شهیدمان فرمودند «ما جنگ را فرامنطقهای میکنیم» خیلیها گفتند اینها دارند بلوف میزنند، اما نتیجهاش را دیدند.
امروز هم جمهوری اسلامی بلوف نمیزند و اینکه میگوید جنگ را فرامنطقهای میکنم، دنیا باید منتظر یک حادثه خیلی تلخ باشد.
اگر قرار باشد مردم ما در امنیت نباشند، قطعاً مردم هیچ کشوری نباید در امنیت باشند لذا باید دنیا این را بپذیرد و به این سران دیوانهای که امروز میخواهند دنیا را رهبری کنند، باید فشار بیاورد و آنها بدانند که هر کاری را نمیتوانند انجام دهند و نمیتوانند قلدری کنند.
ایران ونزوئلا نیست، ایران کوبا نیست و خودشان را با اقتدار جدید جمهوری اسلامی ایران باید تنظیم کنند.
مجلس جلسات خود را آغاز کرده، اما بهصورت وبیناری.
اگر شما مسئول بودید دستور چه بود؟
حضوری برگزار میکردید یا وبیناری؟
این از موضوعاتی نیست که خود مجلسیها بخواهند تصمیم بگیرند.
شورای امنیت کشور براساس پارامترهایی که هست، اخباری که به آنها میرسد و رصد وضعیت تحرکات نظامی دشمن، تحلیل میکند و یک دستورالعملهایی را در این ایام صادر میکند.
به مجلس هم اعلام شده که فعلا دور هم جمع نشوید، چون هر لحظه احتمال دارد جنگ شروع شود چراکه دشمن نشان داده مجموعه خبیثی است و تابع هیچ گونه اخلاقیاتی نیست.
امروز میگویند داریم مذاکره میکنیم، اما بعد حمله میکنند و میزنند.
لذا به نظر من احترام به تصمیماتی که شورای امنیت میگیرد و اگر استنباط بر این است که فعلا اجتماعات باید به حداقل برسد باید حتماً رعایت شود و این را هم از چشم مجلس نباید ببینیم که چرا مجلس برگزار نمیکند.
مجلس تابع است و سایر مجموعهها هم تابع هستند و خیلی جاهای دیگر هم الان جلسات برگزار نمیشود.
وضعیت در حالت خوف و رجاست.
برای کدامیک از مسئولیتهایتان دلتان تنگ شده و دوست دارید دوباره برگردید و آن را برعهده بگیرید؟
ما کارهای مختلفی انجام دادیم، اما آن چیزی که شاید بتوان گفت دلم برایش تنگ شده، این است که معمولاً در مجموعههایی که بودیم، یک بخشی را برای کمک و خدمترسانی به محرومان میگذاشتیم.
من خودم همیشه برای آن وقت ویژه میگذاشتم مثلا در مجموعه قرارگاه که بودم، یک مجموعه خاص درست کرده بودیم و تمام کارگاهها را موظف کرده بودیم که بروند از وضعیت روستاهای اطراف پروژههایمان را شناسایی کنند، نیازمندیهایشان را دربیاورند و خدمترسانی کنند.
شاید بتوان گفت تنها جایی که دلم برایش تنگ شده باشد، همین باشد که خدمتی به مردم محروم میکردیم و آن برق شادی را در چشم آنها بعد از اتمام فعالیتهایمان میدیدیم.
ساخت مدرسه، ساخت درمانگاه، ساخت پل، راه برای مردم، یا مثلاً کانالهای آبرسانیشان را برایشان باز میکردیم.
این کارهای اجتماعی که در نقاط محروم انجام میدادیم، جاهایی است که جای دلتنگی دارد.
یکسری اسامی خدمتتان عرض میکنم.
شما نظرتان را درباره آنها بگویید.
رهبر شهید انقلاب: ایرانیترین مرد معاصر
علی لاریجانی: الگوی سیاسیون
دونالد ترامپ: آلتدست صهیونیستها
جفری اپستین: مظهر رذالت غرب
سپاه پاسداران: جانفدا
سپهبد محمد پاکپور: مرد میدان
سرلشکر امیرعلی حاجیزاده: مدیر لایق.
سال ۹۰ قرار بود با آقای حاجیزاده برای حج واجب همسفر شویم.
وقتی ما رفتیم دیدم ایشان تشریف نیاوردند.
تازه شده بودند فرمانده نیروی هوافضای سپاه.
بعد آنجا در مدینه که بودیم، من همان شب اول خواب ایشان را دیدم.
گفتم: «چرا شما تشریف نیاوردی؟» که ایشان گفت: «من یک مأموریتی از حضرت رسول (ص) گرفتم.» گفتم: «چه مأموریتی؟» گفت: «من شدم حافظ آسمان مکه و مدینه.
به من گفتند تو محافظی و باید بمانی محافظت کنی.»
وقتی برگشتم رفتم برایش تعریف کردم گفتم: «آقا قدر خودت را بدان، محافظ مکه و مدینه هستی و این را از خود حضرت رسول (ص) گرفتی.» واقعاً ایشان فردی بود که تکنولوژی روز را با نظامیگری درآمیخت و خروجی بسیار خوبی گرفت و بسیار مدیر لایقی بود.
واقعاً من مثل ایشان را ندیدم و جایشان خیلی خالی است.
اینکه میبینید موشکهای ما امروز از تمام لایههای پدافندی دشمن عبور میکند و اصابتهای دقیقی انجام میدهد، این چیزی نیست جز زحماتی که ایشان و همکارانشان در نیروی هوافضا کشیدند و امروز ما شیرینی محصول آنها را میچشیم.
سپهبد عبدارحیم موسوی: به نظر من صیاد دوم است، صیاد دیگر.
قرارگاه خاتمالانبیا: عزت و اقتدار
نفت: ثروت پردردسر
بنزین: لزوم صرفهجویی
ارتش جمهوری اسلامی: ارتش باعث افتخار
وعده صادق ۴: کابوس صهیونیستها
ویدئوی کامل مصاحبه سعید محمد با باشگاه خبرنگاران جوان