خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 05 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

روایت امدادگر گیلانی از دل آوارهای جنگ؛ «ما اینجا هستیم»

مهر | استان‌ها | سه شنبه، 05 خرداد 1405 - 01:47
رشت- جمله «ما اینحا هستیم» خلاصه‌ای از تلاش بی‌وقفه سجاد علیزاده و تیمش در بحبوحه حملات و نجات جان انسان‌ها از زیر آوار در جنگ است؛ جمله‌ای که در اوج ناامیدی، امید را زنده نگه می‌داشت.
آوار،عليزاده،جنگ،امدادگران،صداي،گيلاني،خدمت،امدادي،پيكر،زنده ...

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- هما اکبری: در روزهایی که کشور در معرض حملات ناجوانمردانه قرار گرفت، نیروهای امدادی هلال‌احمر در صف نخست خدمت و ایثار ایستادند؛ نیروهایی که بی‌وقفه، بی‌ادعا و با تمام توان، برای نجات جان مردم به میدان رفتند.
سجاد علیزاده یکی از همان چهره‌های گمنامی است که روایتش از بحران، صرف یک گزارش امدادی،شرحی؛ از ایثار، اضطراب، شجاعت و تعهد انسانی است.
سجاد علیزاده نجاتگر تیم واکنش سریع استان گیلان در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به سابقه ۱۵ سال خدمت گفت: با شنیدن نخستین خبر حمله رژیم صهیونیستی به کشورمان، بلافاصله بعداز دریافت دستور آماده‌باش در کمتر از دو ساعت برای اعزام به مناطق عملیاتی آماده شدم.
وی افزود:حدود ۶ ساعت بعد از آغاز جنگ، در منطقه حضور پیدا کردیم و عملیات امدادرسانی را آغاز شد؛ عملیاتی که از همان ابتدا با شرایطی سنگین، نفس‌گیر و کاملاً متفاوت از تجربه‌های پیشین همراه بود.
علیزاده که متولد ۱۳۷۵ است، با بیان اینکه پدرش در سال‌های گذشته از خاطرات هشت سال دفاع مقدس برایشان می‌گفته و آنچه در ذهن او و هم‌ نسلانش از جنگ شکل گرفته بود، بیشتر در حد روایت و تصویر ذهنی بود؛ اظهار کرد: جنگ ۱۲ روزه، برای هم سن ها و همکارانک یک تجربه واقعی، سخت و فراموش‌نشدنی بود.
روایت تلخ و روشن از زیر آوار
نجاتگر گیلانی تصریح کرد: در پانزده سال خدمت خود در جمعیت هلال‌ احمر، با چنین شرایطی روبه‌رو نشده بودم ، اگرچه در سال‌های گذشته حوادث و عملیات‌های متعدد با مواجهه مستقیم وجود داشت اما با صحنه‌های جنگ، تجربه‌ای کاملاً متفاوت و عمیقاً تکان‌دهنده بود.
وی با بیان اینکه خدا را شکر توانستیم اقدامات لازم را انجام دهیم، ادامه داد: در همان روزهای نخست جنگ، موفق شدیم نزدیک به ۱۰ نفر را زنده از زیر آوار بیرون بیاوریم؛ در حالی که همزمان شمار شهدا نیز بسیار بالا بود و هر لحظه عملیات، با اندوه و اضطراب همراه می‌شد.
«عطر شهادت» بوی گل از خون یک پاسدار
علیزاده با اشاره به یکی از صحنه‌های ماندگار این مأموریت‌ها افزود: هنگام بیرون کشیدن پیکر یکی از شهدا، خون آن شهید به لباسم مالیده شد.
پس از بازگشت به خوابگاه، یک عطر عجیبی بر روی لباسم بود؛ بویی شبیه گل، نه شبیه هیچ‌یک از بوهای معمولی که تاکنون تجربه کرده بودم نبود.
وی این اتفاق را از لحظات خاص، غیرقابل توصیف و به‌ یاد ماندنی در میدان خدمت توصیف کرد و گفت: این موضوع را با همکارانم در میان گذاشتم و بعداً متوجه شدم که آن شهید، از پاسداران بوده است.
امید در دل اضطراب و آوار
امدادگر گیلانی با بیان اینکه وقتی فردی را زنده از زیر آوار بیرون می‌آوریم، تنها چیزی که می‌توانستیم به او بگوییم این بود که «نگران نباش، ما اینجا هستیم»، ادامه داد: آسیب‌دیدگان در آن شرایط، به‌شدت مضطرب‌اند و مدام از احتمال اصابت دوباره یا رها شدن از سوی امدادگران می‌ترسند.
وی افزود: همین جمله ساده، یعنی «ما اینجا هستیم»، برای مردم آرامش ایجاد می‌کرد و در مقابل، خود امدادگران نیز از همین اعتماد و امید، انرژی می‌گرفتیم و ادامه مسیر آسان‌تر می‌شد.
علیزاده از یکی از عملیات‌های امدادی در تهران نیز یاد کرد و گفت:جایی که خانه‌ای مسکونی مورد اصابت قرار گرفته بود و صدایی که از زیر آوار شنید، فریاد نبود، صدای ضربه زدن به یک جسم فلزی یا چوبی بود.
این صدا سرنخ مهمی شد تا تیم امدادی متوجه حضور یک فرد زنده در زیر آوار شود.
وی تصریح کرد: پس از جست‌وجوی بیشتر، مشخص شد یک خانم زیر آوار گیر کرده است و توان صحبت ندارد، به او گفتم اگر صدای امدادگران را می‌شنوی به دیوار مشت بزن، با شنیدن صدای مشت، مسیر دقیق مشخص شد و سگ‌های زنده‌یاب نیز در پیدا کردن نقطه دسترسی کمک کردند.
امدادگر گیلانی با اشاره به اینکه یکی از موفق‌ترین و در عین حال پرتنش‌ترین بخش‌های مأموریت همین بود، ادامه داد: پس از حدود یک ساعت و نیم آواربرداری، امدادگران موفق شدند به آن خانم برسند و خوشبختانه او زنده بود و به عوامل اورژانس تحویل داده شد.
ایثار در میدان تهدید
علیزاده با اشاره به اعزام به کیوسک مورد هدف قرار گرفته در ساعت ۲/۳۰ بامداد گفت: علی‌رغم تهدیدات دشمن، صدای ناله مصدومی از زیر آوار شنیده شد، درست در حین عملیات آواربرداری برای یافتن او، صدای جنگنده‌های دشمن نزدیک و سنگین‌تر شد و حتی صدای شلیک موشکشان نیز به گوش رسید.
در آن لحظه، با احساس خطر شدید، شهادتین خواندیم.
وی با بیان اینکه انفجار در فاصله‌ای دورتر رخ داد و حمله دشمن به فاصله‌ای حدود پانصد متری منطقه بود، این تجربه را یکی از سخت‌ترین و عجیب‌ترین خاطرات امدادگری‌اش عنوان کردو افزود: لحظه‌ای که میان ناله مصدوم و غرش جنگنده‌ها، نجاتگران برای تنها نماندن انسانی زیر آوار، در اوج خطر باید بایستد چرا که ترس در این شرایط طبیعی است، اما نباید مانع از انجام وظیفه شد.
خروج پیکر شهید ۶ ماهه
امدادگر گیلانی دردناک‌ترین لحظات مأموریت را خروج پیکر یک نوزاد ۶ ماهه بیان کرد و گفت: پس از آواربرداری از یک خانه مسکونی کاملاً تخریب‌ شده، پیکر یک نوزاد ۶ ماهه پیدا شد که بعد متوجه شدیم پدر و مادر بچه نیز به شهادت رسیدند.
علیزاده گفت: هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان، از نخستین ساعات در کنار تیم واکنش سریع استان گیلان آماده اعزام بودیم و همچنان برای خدمت به مردم عزیز آماده‌ایم.
وی افزود: در بحران‌های طبیعی و غیرطبیعی، خود را موظف به حضور در میدان می‌دانم چون مردم در چنین شرایطی به امدادگران نیاز دارند و حضور در صحنه، برای خدمت‌رسانی الزامی است.
آنچه از دل آوارها و میان غرش جنگنده‌ها به گوش رسید، نه فقط فریاد امداد، که آواز بلند غیرت مردانی بود که «ما اینجا هستیم» را سرلوحه کار خود قرار دادند.
امدادگران گیلانی با فداکاری بی‌بدیل خود، ثابت کردند که اراده برای نجات جان انسان‌ها، قوی‌تر از هر موشک و تهدیدی است.
درود بر این حماسه‌سازان گمنام.