راز تحریم نفت ایران و ونزوئلا؛ باجگیری ترامپ برای فروش نفت سبک
آمریکا با تنش در هرمز و کودتا علیه اوپک، در پی تحمیل نفت سبک خود به پالایشگاههای جهان است.
به گزارش مشرق، بررسی تحولات ساختاری و بنیادین بازار جهانی انرژی در سالهای اخیر، پرده از یک سناریوی پیچیده و در عین حال خطرناک برمیدارد؛ سناریویی که در آن ایالات متحده آمریکا به ویژه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، تلاش کرد تا با استفاده از ابزار «ناامنی منطقهای» و «تحریم»، ناکارآمدی اقتصادی خود در فروش نفت را پوشش دهد.
نگاهی عمیق به متغیرهای بازار نفت نشان میدهد که هیاهوی واشنگتن در خاورمیانه و خلیج فارس، بیش از آنکه ریشه در نگرانیهای امنیتی داشته باشد، یک «بازاریابی اجباری و خونین» برای نفت سبک آمریکا بوده است.
سراب استقلال انرژی و معضل بزرگ «نفت سبک»
ایالات متحده با انقلاب «نفت شیل» در یک دهه گذشته، توانست حجم تولیدات نفتی خود را به شدت افزایش دهد.
این افزایش تولید که عمدتاً از نوع نفت بسیار سبک و شیرین (با گوگرد پایین) بود، دولتمردان کاخ سفید را به این توهم دچار کرد که میتوانند به هژمون بلامنازع بازار انرژی تبدیل شوند.
ترامپ بارها با افتخار از استقلال انرژی آمریکا و توانایی این کشور برای تامین نیازهای جهانی سخن گفت.
اما این رویای آمریکایی خیلی زود با سد محکم واقعیتهای فنی و زیرساختی در جهان برخورد کرد.
واقعیت امر این است که معماری و طراحی اکثریت قریب به اتفاق پالایشگاههای بزرگ و استراتژیک جهان (از اروپا گرفته تا غولهای صنعتی شرق آسیا مانند چین و هند، و حتی پالایشگاههای قدیمی مستقر در خلیج مکزیکِ خود آمریکا) بر اساس خوراک «نفت سنگین» بنا شده است.
نفت سنگین که عمدتاً توسط کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران، ونزوئلا و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه تولید میشود، به دلیل ترکیبات خاص خود، برای تولید فرآوردههای استراتژیکی همچون گازوئیل، سوخت جت، مازوت و خوراک پتروشیمیها بسیار ایدهآل است.
پالایشگاههای جهانی میلیاردها دلار برای احداث واحدهای شکست کاتالیزوری و تصفیه نفت سنگین سرمایهگذاری کردهاند.
تغییر این ساختارهای عظیم و پیچیده برای پذیرش نفت سبک آمریکا، نیازمند زمان طولانی و هزینههای گزافی است که هیچ پالایشگری زیر بار آن نمیرود.
در نتیجه، آمریکا با کوهی از نفت سبک مواجه شد که در بازارهای جهانی مشتری چندانی برای آن وجود نداشت.
استراتژی انحصارگرایی؛ حذف رقبا با سلاح تحریم
وقتی اقتصاد آزاد و منطق بازار دست رد به سینه نفت سبک آمریکا زد، واشنگتن به استراتژی کثیف «انحصارگرایی با زور» روی آورد.
استراتژیستهای کاخ سفید به این نتیجه رسیدند که تنها راه برای وادار کردن جهان به خرید نفت آمریکا و تغییر ساختار پالایشگاهها، ایجاد «قحطی مصنوعی نفت سنگین» در جهان است.
در همین راستا، سیاست فشار حداکثری علیه تولیدکنندگان اصلی نفت سنگین در دستور کار قرار گرفت.
تحریمهای فلجکننده علیه صنعت نفت ونزوئلا و تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی علیه صادرات نفت جمهوری اسلامی ایران، دقیقا با همین هدف مهندسی شدند.
آمریکا قصد داشت با حذف بازیگران اصلی نفت سنگین، این کالا را در انحصار خود و متحدان کاملاً مطیع خود درآورد تا پالایشگاههای جهانی را در یک منگنه و بنبست استراتژیک قرار دهد؛ بنبستی که تنها راه خروج از آن، تن دادن به خرید نفت سبک آمریکا باشد.
ناامنی در تنگه هرمز؛ بازاریابی با طعم باروت
یکی از ابعاد تکاندهنده این سناریو، تلاش آمریکا برای ناآرام کردن آبراههای بینالمللی، به ویژه تنگه هرمز است.
دونالد ترامپ در دوران ریاستجمهوری خود، در یک اظهارنظر بسیار شفاف که پرده از نیات واقعی واشنگتن برمیداشت، با لحنی کاسبکارانه اعلام کرد: «اگر تنگه هرمز بسته شود، بیایید از آمریکا نفت بخرید؛ ما نفت زیاد داریم.»
این جمله تاریخی، کلیدواژه فهم تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس است.
واشنگتن با ایجاد تنشهای مصنوعی، اعزام ناوگان نظامی، و ایرانهراسی در منطقه، تلاش کرده است تا ضریب ریسک و هزینه بیمه نفتکشها را در خاورمیانه به شدت بالا ببرد.
هدف از این ناامنی سازمانیافته، ارسال این پیام به خریداران جهانی است که جریان انرژی از خاورمیانه ناپایدار و خطرناک است و آنها باید برای تامین امنیت انرژی خود، به سمت نفت گرانتر و سبکتر آمریکا چرخش کنند.
در واقع، آمریکا در حال گروگانگیری امنیت انرژی جهان برای فروش کالای روی دست مانده خود است.
کودتا علیه اوپک؛ استفاده ابزاری از امارات
اما پازل هژمونی آمریکا در بازار نفت، بدون مهار و تضعیف سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) تکمیل نمیشود.
اوپک به عنوان نهادی که توانایی تنظیم بازار، کنترل قیمتها و دفاع از منافع تولیدکنندگان را دارد، همواره خاری در چشم سیاستگذاران انرژی در واشنگتن بوده است.
در این راستا، آمریکا استراتژی «تضعیف از درون» را برای اوپک طراحی کرده است.
گزارشها و تحلیلهای متکی بر اطلاعات بازار نشان میدهد که واشنگتن با استفاده از نفوذ خود بر برخی کشورهای عضو، به ویژه امارات متحده عربی، در حال ایجاد شکاف در انسجام اوپک است.
امارات در سالهای اخیر با سرمایهگذاریهای کلان غربیها، ظرفیت تولید خود را به شدت افزایش داده و بارها بر سر سهمیهبندیها با ساختار سنتی اوپک دچار چالش شده است.
نقشآفرینی پنهان آمریکا در تحریک امارات برای خروج از سقفهای تولید و نادیده گرفتن توافقات اوپکپلاس، با این هدف صورت میگیرد که جایگاه اوپک به عنوان رگولاتور بازار نفت از بین برود.
اگر اوپک از جایگاه خود سقوط کند و کشورهای عضو وارد یک جنگ قیمت و تولید با یکدیگر شوند، این تنها شرکتهای شیلکار آمریکایی هستند که برنده این هرج و مرج خواهند بود.
آمریکا میخواهد با ایجاد تفرقه میان اعضای اوپک، قدرت قیمتگذاری را به طور کامل به نیویورک و تگزاس منتقل کند.
شکست هژمونی در برابر مقاومت ساختاری
با وجود تمامی این طراحیهای پیچیده، شواهد میدانی حاکی از آن است که پروژه انحصارطلبانه آمریکا با شکستهای جدی مواجه شده است.
اولاً، پالایشگاههای آسیایی به جای تسلیم شدن در برابر نفت سبک آمریکا، به سمت انعقاد قراردادهای بلندمدت با تامینکنندگانی نظیر روسیه و ایران (از طریق شبکههای فروش مویرگی و دور زدن تحریمها) حرکت کردهاند.
ثانیاً، ائتلاف اوپکپلاس تاکنون توانسته است با مدیریت هوشمندانه عرضه، در برابر فشارهای واشنگتن و شیطنتهای برخی بازیگران منطقهای مقاومت کند.
و در نهایت، اقتدار جمهوری اسلامی ایران در تامین امنیت تنگه هرمز و مقابله قاطع با هرگونه تحرک بیثباتکننده نظامیان تروریست آمریکایی (سنتکام)، اجازه نداده است که آمریکا از این آبراه استراتژیک به عنوان ابزاری برای بازاریابی نفت خود استفاده کند.
داستان تقلا برای فروش نفت سبک، بار دیگر به جهانیان ثابت کرد که نظام سلطه برای تامین منافع اقتصادی و پوشش ضعفهای بنیادین خود، از هیچ اقدامی از جمله به خطر انداختن صلح و امنیت بینالمللی و نابود کردن اقتصاد دیگر کشورها ابایی ندارد.
با این حال، جبر بازار و مقاومت کشورهای مستقل، مانع از تکمیل این سلطه شوم در بازار جهانی نفت شده است.