آقازادههای دیدهنشده جمهوری اسلامی
آقازادههای اصیل جمهوری اسلامی انتخاب کردند که محدود باشند، اما آخرت خویش و آبروی نظام را خرج دنیا نکنند؛ گرچه دیده نشدند و کسی به تحسین آنان برنخاست.
به گزارش مشرق، کبری آسوپار طی یادداشتی در روزنامه فرهیختگان نوشت:
«زهرا حدادعادل» را همه با نام عروس رهبر میشناسند، اما او حتی قبل از آنکه به خواستگاری مادر آقا سیدمجتبای خامنهای «بله» بگوید و عروس رهبر انقلاب اسلامی بشود، یک آقازاده بوده است؛ آقازادهای که نخواست از مختصات آقازادگی به آن معنایی که در ذهن همه شکل گرفته، استفاده کند؛ آقازادهای که حتی صرفنظر از جایگاه سیاسی پدرش، میتوانست با ثروت انبوه ارثرسیده از پدربزرگ متمول خویش، زندگی مرفهی داشته باشد.
از باب موقعیت سیاسی و اجتماعی هم قرارگرفتن در یک جایگاه ویژه برای چون اویی تقریباً ساده به نظر میآمد؛ خصوصاً آنکه پدرش فرد نافذی در بستن فهرستهای انتخاباتی به شمار میرود و جادادن اسم چون اویی هم کار سختی نبود؛ اما او انتخاب کرد که آن آقازادهای که همه فکر میکنند، نباشد که اگر اینگونه نبود، عروس رهبر هم نمیشد.
مرتضی لاریجانی هم یک آقازاده بود.
پدر او، علی لاریجانی در چهار دهه گذشته همواره مسئولیتهای مهمی در کشور داشته است.
حتی فراتر از پسر علی لاریجانی بودن، عضو خانواده لاریجانی بودن در ایران اتفاق کمی نیست، برادرانی که هرکدام جایی مسئولیتی دارند و آوردن فرزندانشان در دایره مدیریت نظام با فرمول پارتیبازی کار سختی به نظر نمیرسد.
مرتضی لاریجانی البته پدر و مادرش هم آقازاده هستند.
او حاصل ازدواج پسر میرزا هاشم آملی و دختر آیتالله شهید مرتضی مطهری است.
در واقع او از یک نسل عقبتر هم آقازاده بود.
همه میدانستیم و او لابد بیش از ما که پدرش هدف ترور خواهد بود.
همان روز اول جنگ ۱۲ روزه ساعاتی پس از آنکه تعدادی از مقامات نظامی و استادان انرژی هستهای ایران ترور شدند، با علی لاریجانی هم تماس گرفته شد تا میان ترک ایران و شهادت یکی را انتخاب کند.
مرتضی لاریجانی از همان ایام و از سر دلواپسی برای ترور پدر، همراه او شد.
تعارف که نداریم؛ میتوانست انتخاب دیگری کند و اکنون زنده باشد!
مصباحالهدی باقریکنی هم قبل از داماد رهبری بودن، پسر آیتالله باقریکنی، عضو اسبق خبرگان رهبری بود.
چشمبستن بر موقعیت اجتماعی یا سیاسیای که میتوانست داشته باشد و قناعت به زندگی ساده معلمی مسیری بود که او بهجای آقازادگی موردانتظار عرف انتخاب کرد.
فرشته باقری، فرزند رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران بود، بالاترین مقام نظامی ایران پس از فرماندهی کل قوا که رهبر انقلاب بودند.نیروهای مسلح رسانه هم دارند، از روزنامه تا خبرگزاریهای مطرح؛ اما او خبرنگاری ساده در خبرگزاری دفاع مقدس باقی ماند.
حتی خودرویی هم زیر پایش نبود، ساده و بیادعا میرفت و میآمد و نیازی هم نمیدید عمری مجاهدت پدرش را خرج دنیاخواهی کند.
عمویش هم چهره بزرگی بود، حسن باقری نابغه جنگ ایران و عراق، قهرمان آزادسازی خرمشهر.
فرشته اما فرشته سادگی باقی ماند و همراه پدر و مادرش آسمانی شد.
رهبر جدید ایران یک آقازاده است.
نوجوان بود که پدرش رئیسجمهور شد و در آغاز جوانیاش پدرش رهبر شد؛ اما انتخاب و اعضای خانوادهاش و برادران و خواهرانش این بود که مطابق مکتب انقلاب اسلامی که برگرفته از آموزههای اسلامی است، از موقعیت خانوادگی خویش سوءاستفاده نکنند.
بشری خامنهای را هنوز و حتی پس از شهادت هم کسی نمیشناسد و انتخاب این خانواده گمنامی و سادگی و دوری از موقعیتهای اجتماعی بود.
فرزندان امام خمینی هم همینگونه بودند، از آقا مصطفای خمینی که قبل از پیروزی انقلاب شهید شد و همان زمان هم آقازاده بود تا احمد آقای خمینی که جز تولیت حرم پدرش سمتی در نظامی که پدرش مؤسس آن بود، نپذیرفت تا دختران امام.
اینها استثنا نیستند؛ از قضا روال عادی در جمهوری اسلامی همین بود و آنانی که به سبک طاغوت، انتخاب کردند که از مواهب دنیایی آقازادگی بهره ببرند، خلاف این روال و خلاف مکتب انقلاب اسلامی عمل کردند.
رسانه هم آنها را بیشتر دید و اینگونه شد که در گمنامی آقازادههای محجوب جمهوری اسلامی و در جایی که شبکههای رسانهای متعدد علیه جمهوری اسلامی فعالند و برجستهکردن آقازادگی منفی برای آنها ثمر سیاسی دارد، آن نقطههای سیاه بیشتر دیده شدند؛ اما واقعیت گفتهنشده و دیدهنشده آقازادههای اصیل جمهوری اسلامی کسانی مثل دختر وزیر اطلاعات بودند که در شرایط جنگی هم میدان خیابان را رها نکرد و شبها در تجمعات مردمی بود و در نهایت همراه پدرش که میدانست در معرض ترور است، شهید شد.
آقازادهها اگر نخواهند از موقعیتی که دارند سوءاستفاده کنند، اغلب باید محدودیتهایی را بپذیرند و زندگی عادی نخواهند داشت.
آقازادههایی ازایندست که نوشتیم انتخاب کردند که محدود باشند، اما آخرت خویش و آبروی نظام را خرج دنیا نکنند؛ گرچه دیده نشدند و کسی به تحسین آنان برنخاست.
در حالی که اگر کوچکترین شائبه خطایی در عملکردش بود، با همان شائبه، آبروی خانوادهاش را میبردند، جنگ در بطن خود عبرتهای زیادی دارد.