عملیات پیجرها، میتوانست جهان را با نا امنی جدیدی روبهرو کند
یک نویسنده گفت: حادثه پیجرها یک عملیات نظامی نبود. وسیلهای غیرنظامی در فضایی غیرنظامی و در کنار خانوادهها منفجر شد. این مسئله میتوانست جهان را وارد مرحله جدیدی از ناامنی و جنگ کند.
به گزارش خبرنگار مهر، نشست «جنایت انفجار پیجرها در لبنان؛ اوج چهره غیرانسانی رژیم صهیونیستی» با محوریت نقد و بررسی کتابهای «دشواری مبارک» و «فندق السفیر» روز یکشنبه سوم خرداد در سکوی شاهنامه باغ کتاب برگزار شد.
در این نشست، فائضه غفارحدادی نویسنده «دشواری مبارک» و شبنم غفاری حسینی نویسنده «فندق السفیر» در کنار حسین کیانی و مرتضی قاضی به بررسی ابعاد روایی و انسانی حادثه انفجار پیجرها در لبنان پرداختند.
مرتضی قاضی در ابتدای نشست با اشاره به تعطیلی نمایشگاه حضوری کتاب در سال جاری به دلیل شرایط جنگی، گفت: امسال از دورهمیها و نشستهایی که معمولاً در نمایشگاه کتاب برگزار میشد محروم هستیم، اما باغ کتاب تلاش کرده بخشی از این خلأ را با برگزاری نشستهای فرهنگی جبران کند.
وی با اشاره به فعالیتهای دفتر هنر و ادبیات بیداری حوزه هنری افزود: این دفتر در حوزه روایتهای بینالمللی فعالیت میکند و یکی از مهمترین اولویتهای آن، پرداختن به لبنان و حزبالله است.
کتاب «دشواری مبارک» نیز در همین مسیر شکل گرفت؛ کتابی که روایت جانبازان حادثه انفجار پیجرها در لبنان و خانوادههای آنان است که برای درمان به ایران منتقل شده بودند.
روایت زنانی که در متن حادثه ایستادهاند
فائضه غفارحدادی درباره شکلگیری کتاب «دشواری مبارک» توضیح داد: در هفتهها و ماههای ابتدایی پس از انفجار پیجرها، پیشنهاد شد که به سراغ خانوادههای مجروحان لبنانی برویم که برای درمان در ایران حضور داشتند.
ابتدا تصور میکردم این تجربه نهایتاً به چند یادداشت کوتاه ختم شود، چون هنوز التهاب حادثه فروکش نکرده بود و معمولاً روایتهای اولیه در چنین شرایطی، به سمت شعارزدگی میروند.
وی ادامه داد: اما زمانی که وارد گفتوگو با خانوادهها شدم، متوجه شدم روایت زنان، مادران، همسران و دختران این جانبازان، ظرفیت انسانی بسیار عمیقی دارد.
برای من مهم بود که این روایتها فقط برای مخاطب ایرانی معنا نداشته باشد، بلکه مخاطب جهانی هم بتواند با آن ارتباط برقرار کند؛ چراکه رابطه مادر و فرزند، نگرانی همسر برای شوهر یا دلهره یک دختر برای پدر، مفاهیمی جهانی هستند.
غفارحدادی حادثه انفجار پیجرها را «جنایتی بیسابقه» توصیف کرد و گفت: این اتفاق صرفاً یک عملیات نظامی نبود.
وسیلهای غیرنظامی در فضایی غیرنظامی و در کنار خانوادهها منفجر شد.
این مسئله میتوانست جهان را وارد مرحله جدیدی از ناامنی و جنگ کند.
او درباره انتخاب ۴۰ روایت در کتاب نیز توضیح داد: برخی میپرسند چرا ۴۰ روایت؟
مگر با تعداد کمتر هم موضوع منتقل نمیشد؟
پاسخ این است که اینها فقط ۴۰ روایت از میان هزاران انفجار هستند.
هرکدام از این افراد، یک خانواده، آرزو، آینده و زندگی داشتهاند.
ما میخواستیم مخاطب احساس کند با «عدد» مواجه نیست، بلکه با انسانهایی روبهرو است که هر کدام جهان عاطفی و ذهنی خاص خود را دارند.
«فندق السفیر»؛ روایت زندگی زیر سایه جنگ
در ادامه نشست، شبنم غفاری حسینی درباره کتاب «فندق السفیر» گفت: پس از شهادت سیدحسن نصرالله و در جریان جنگ، گروهی از خانوادههای لبنانی و مجروحان حادثه پیجرها به سوریه منتقل شدند و بخشی از آنها در هتلی به نام «فندق السفیر» اسکان یافتند.
این کتاب، روایت حضور همین خانوادهها و نیروهای جهادی ایرانی در آن فضاست.
وی با اشاره به شرایط حضور تیم روایت در سوریه افزود: ما در وضعیت کاملاً جنگی وارد سوریه شدیم.
جنوب لبنان زیر آتش بود و هزاران خانواده لبنانی به سوریه پناه آورده بودند.
شرایط امنیتی بهقدری سخت بود که بسیاری از مکانها هر لحظه احتمال هدف قرار گرفتن داشتند.
غفاری حسینی ادامه داد: در دو هفته ابتدایی تقریباً اجازه کار نداشتیم.
حتی محل اقامت مناسبی هم وجود نداشت و در سرمای شدید با حداقل امکانات زندگی میکردیم.
علاوه بر این، شرایط حفاظتی بهگونهای بود که گاهی اجازه ضبط صدا هم داده نمیشد و مترجمها مدام تغییر میکردند.
وی تأکید کرد: هدف ما صرفاً ثبت خاطره نبود، بلکه میخواستیم بفهمیم مردمی که هر روز با جنگ زندگی میکنند، چگونه فکر میکنند و جهان ذهنیشان چگونه شکل گرفته است؛ اینکه مقاومت، شهادت و امداد الهی برای آنها چه معنایی دارد.
این نویسنده همچنین درباره نگاه نسل جدید لبنان به ایران گفت: نسل قدیمی شیعیان لبنان رابطه عاطفی عمیقی با ایران دارد، اما در نسلهای جدید، بهویژه متولدین دهههای اخیر، نوعی تردید نسبت به ایران شکل گرفته که به نظر من باید جدی گرفته شود و فعالان رسانه و روایت به آن توجه کنند.
انفجار پیجرها؛ یک اقیانوس روایت
حسین کیانی، مستندساز و پژوهشگر تاریخ انقلاب، نیز در این نشست با اشاره به ظرفیتهای روایی این حادثه گفت: انفجار پیجرها فقط یک رخداد امنیتی نیست، بلکه یک فاجعه انسانی و تمدنی است و ظرفیت گستردهای برای خلق آثار سینمایی و رسانهای دارد.
وی افزود: حزبالله امروز نیاز دارد از دل این حادثه، روایت تولید کند؛ روایتهایی که به بازگشت این جانبازان به زندگی و ادامه مسیر مقاومت معنا بدهد.
کیانی ادامه داد: در لبنان این نگاه وجود داشت که جانبازان پیجر، کسانی بودند که سریعترین لبیک را به فرمان مقاومت گفتند و همین لبیک، آنها را به این سرنوشت رساند.
در پایان نشست، حاضران بر اهمیت ثبت روایتهای مردمی و تجربه زیسته خانوادههای لبنانی تأکید کردند.
فائضه غفارحدادی در سخنان پایانی خود گفت: اگر «دشواری مبارک» توانسته تصویری واقعی از خانوادههای حزبالله ارائه کند، نتیجه یک کار جمعی بوده است.
شبنم غفاری حسینی نیز با اشاره به نقش اعضای گروه روایت افزود: این پروژه حاصل تلاش تیمی بود و همه اعضای گروه در شکلگیری آن سهم جدی داشتند.