از تنگه هرمز تا ستاد جنگ اقتصادی؛ نقشه راه برای مقابله با دشمن
اگرچه تابآوری اقتصادی موضوع مهمی در شرایط فعلی است، امّا در مواجهه با فشار حداکثری اقتصادی دشمن، تأکید بر ضرورت آرایش جنگ اقتصادی و مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز، توجه ویژه به معیشت و تبدیل خسارتها به فرصت است.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محبوبه کباری - امروز، ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود، نه تنها در میدان نبرد نظامی، بلکه در جنگ اقتصادی قرار دارد و آنچه که از آن به عنوان سایه جنگ یاد میشود، در واقع تلاقی یک محاصره همهجانبه اقتصادی با فشارهای سیاسی است که هدف آن، فرسایش تدریجی توانمندیهای ملی و در نهایت، تحمیل عقبنشینی در میز مذاکرات است.
با توجه به این که دشمن در جنگ اخیر نتوانست بر قدرت نظامی ایران فائق بیاید تمام تلاش خود را کرد که از طریق جنگ اقتصادی، کشور را تحت فشار قرار دهد و یکی از ابزارهای آن محاصره دریایی بوده است، در حالی که ایران، کشوری است که ظرفیتهای مختلفی دارد و میتواند مسیرهای دیگری را برای این منظور تعریف کند. البته در چنین فضایی، این تصور که اقتصاد میتواند در شرایط عادی و با ابزارهای متعارف اداره شود، خطایی راهبردی است.
زیرا تجربه جهانی و واقعیتهای میدانی نشان میدهند که در جریان تقابل با هژمونی اقتصادی غرب، کشوری پیروز میدان خواهد بود که نه تنها تابآوری خود را در برابر تکانهها افزایش دهد، بلکه با درک دقیق از شکنندگیهای ساختاریِ جبهه مقابل، آرایش جنگی مؤثری اتخاذ نماید.
محمّد رضا پور ابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام درمورد مدیریت جنگ اقتصادی و الزامات آن گفت: از ۹ اسفند ماه تاکنون، شاهد دو مواجهه با دشمن هستیم.
مقطع اول، جنگ نظامی بود که اتفاق افتاد و دشمن متوجه شد که با جنگ نظامی نمیتواند بر کشور ما فائق بیاید و آمریکاییها درخواست آتشبس دادند.
مواجهه دوم این است که آمریکاییها با یک تصمیم سریع، فضای مواجهه با ایران را در جنگ اقتصادی تعریف کردند؛ اگرچه موضوع جنگ نظامی میتواند به قوت خود باقی باشد، امّا به نظر میرسد که امروز، احتمال جنگ با تغییر آرایشی که آمریکاییها در مواجهه با ایران تعریف کردند در عرصه اقتصادی است.
پور ابراهیمی ادامه داد: این موضوع که میدان عمل تغییر کرد و در مواجهه با آمریکاییها وارد میدان جدیدی شدیم در گذشته هم بوده است.
یعنی ما سالهاست که در حوزه جنگ اقتصادی با آمریکاییها درگیر هستیم و تحریمها به وجود آمدند و اوج این تحریمها به دولت اوباما برمیگردد و در آن دولت، تصمیم گرفتند که تحریمهای هوشمندانه را اعمال کنند و با تحلیل دقیق اقتصاد ایران این کار را انجام دادند و اظهاراتشان این بود که ایران برای مدت ۹-۶ ماه در مقابل این تحریمها زانو خواهد زد و اقتصاد ایران ازبین خواهد رفت و بعد از آن، کشور وارد تحریمهای جدید شد و با خروج از برجام شدت تحریمها بیشتر شد و این موضوع ادامه پیدا کرد تا اسنپبک مطرح شد و آخرین مورد هم، محاصره دریایی است.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: تقریباً ایران در این چند دهه، با این ساز و کار تحریمها مواجه شد و با آنها آشناست و راههای مواجهه با آن را میداند و با توجه به این که تحریمها بر اقتصاد کشورها تأثیرگذار هستند، امّا نحوه مواجهه ما با تحریمها مهم است؛ همانطور که تحریمهای نظامی در هشت سال دفاع مقدس باعث شدند که بتوانیم به قدرت نظامی امروز تبدیل شویم که این موضوع ماحصل رشادتهایی است که در دوران دفاع مقدس هشتساله به وجود آمدند.
در نتیجه، با وجود این که تحریم در کوتاهمدت تأثیر منفی دارد، امّا شیوه مواجهه ما که چگونه میتوانیم از آن تهدید، فرصت به وجود آوریم مهم است.
پور ابراهیمی تصریح کرد: امروز، شیوه آرایش کشور در مواجهه با دشمن باید به آرایش جدید جنگ اقتصادی تبدیل شود و این آرایش نیاز به تکمیل دارد و برای بخشی از آنها اقداماتی انجام شده است و در حوزه نظامی، آرایش جنگی در جریان جنگ صورت گرفت و اول، ستاد مرکزی جنگ به نام قرارگاه خاتمالانبیاء تشکیل شد و درمورد همه امور با رویکرد متمرکز تصمیمگیری کرد.
در نتیجه، متناسب با این شرایط، باید ستاد جنگ اقتصادی تشکیل شود که همه حوزه جنگ در آنجا تعریف شود و متمرکز و پاسخگو باشد.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اهمیت تنگه هرمز گفت: باید از ابزار مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز استفاده شود که انتفاع غیرمستقیم اقتصادی آن دهها برابر بیشتر از انتفاع مستقیمی است که از واژههایی مثل عوارض و...
نام برده میشود و باید تبیین شرایط جنگ برای آحاد مردم انجام شود و این موضوع کمک میکند که مردم متناسب با این شرایط، همان طور که در طول این مدت پای کار آمدند در جریان جنگ اقتصادی، هم از مسائل اطلاع داشته باشند و هم رویکرد حمایتی خود را از کشور و نظام دنبال کنند و خدایی ناکرده، دشمن به واسطه خسارتهایی که در جریان جنگ به اقتصاد کشور وارد شده است سوءاستفاده نکند.
پور ابراهیمی ادامه داد: این خسارتهای اقتصادی هم تهدید و هم فرصت هستند.
به طور مثال؛ آمارهایی که گفته میشوند ناظر بر این هستند که شاید واحدهای آسیب دیده در جریان جنگ بخواهند تعدیل نیرو کنند.
در نتیجه، باید توجه کرد بازسازی برای این واحدها انجام میشود که فرصت جذب نیرو را به وجود خواهد آورد.
یعنی مدیریتی که در حوزه ارتباط با مردم داریم ناظر بر این است که هم، مشارکت مردم را داشته باشیم و هم این که بتوانند کمک کنند تا از این مسیر، با عزت و افتخار بیرون بیاییم.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام بیان کرد: اقدامات و برنامه جامع دولت بسیار مهم است.
زیرا اگر تشکیل ساختار منسجم به عنوان ستاد جنگ اقتصادی به وجود بیاید بخشی از مشکلات را حل میکند و در شرایط فعلی به نظر میرسد که مجموعه دولت و ارکان نظام باید اقداماتی را انجام دهند.
زیرا اداره کشور در شرایط جنگ اقتصادی ارتباطی با شرایط کشور در شرایط صلح ندارد و قوانین در جنگ اقتصادی تغییر میکنند.
در نتیجه، باید ستاد جنگ اقتصادی برای یک بازه زمانی مشخص شکل بگیرد تا این که به شرایط قبل از جنگ برگردیم و هر کشوری که با جنگ روبهرو میشود بعد از آن میتواند از فرصتهای رشد نرخ بالاتر نیز استفاده کند و این موضوع به یک برنامه جامع نیاز دارد که متناسب با این شرایط کشور تعریف شود.
پور ابراهیمی گفت: دولت باید از حوزه جنگ نظامی و پیامدهای پس از آن به سمت آرایش جنگ اقتصادی جدید برسد که به نظر میرسد این آرایش جنگ اقتصادی به صورت کامل وجود ندارد و یکی از چالشهای اساسی ما در این حوزه این است که باید متناسب با این، موقعیت نظام را تعریف کنیم و برای این موضوع باید اقدامات دیگری نیز، انجام شود.
طبیعتاً مسئولیت ستاد اقتصادی بر عهده قوه مجریه است.
یعنی شخص رئیسجمهور باید در جایگاه مدیریت این مجموعه قرار بگیرد و ارکان نظام باید در کنار او قرار بگیرند و سایر مجموعهها با اختیارات کامل نیز، حضور داشته باشند و حتی شاید برخی از این موارد نیاز داشته باشند که در قالب ابلاغ مقام معظم رهبری جلو بروند و نیاز به یک تدوین راهبرد کوتاهمدت برای بازه دو ساله داشته باشند که بعد از این مدت، خود به خود تثبیت اتفاق بیفتد.
یعنی همان طور که در جنگ نظامی تلاش میکردیم باید به همان شیوه نیز، در جنگ اقتصادی ورود پیدا کنیم.
زیرا اگر آرایش جنگ اقتصادی نداشته باشیم حتماً صدمات بیشتری خواهیم دید و واقعیت میدان این را میگوید.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: باید سناریوهای مختلفی برای جنگ اقتصادی داشت که یکی از آنها سناریوی وضعیت اقتصادی موجود که نه صلح و نه جنگ است و سایه جنگ بر سر کشور قرار دارد.
زیرا با اقداماتی مثل محاصره دریایی و تشدید تحریمها روبهرو هستیم که این سناریو نیازمند تدبیر متناسب با خودش و ذیل ستاد جنگ اقتصادی است.
با توجه به این که دولت آمریکا فکر میکند ادامه مسیر جنگ برای آنها هزینههای سنگینی به همراه دارد.
به همین دلیل، باید سناریوی دیگری برای این موضوع داشت.
زیرا به واسطه جنگی که دولت آمریکا و اسراییل علیه کشور ما ایجاد کردند باعث شدند که اقتصاد آمریکا و جهان و منطقه به مراتب در تنگنای سختتری قرار بگیرند و آمارهای موسسههای جهانی، این را میگویند؛ به طوریکه نرخ تورم آمریکا که هدفگذاریاش در قبل از جنگ و برای سال ۲۰۲۶ باید به ۲.۴ درصد میرسید از ۳.۵ عبور کرده؛ یعنی نرخ تورم بیش از ۴۰ درصد تحقق پیدا کرده است.
پور ابراهیمی ادامه داد: نرخ رشد آمریکا که پیشبینی میشد حدود ۲.۵ درصد در سال ۲۰۲۶ باشد، کارشناسها و موسسات اقتصادی پیشبینی کردهاند که به واسطه شرایط جنگی، یک چهارم نرخ رشد کاهش داشته است و حتی پیشبینی مراکزی مثل «گلدمن ساکس» «Goldman Sachs»که اطلاعات دقیقی از اقتصاد آمریکا ارائه میکند بسیار مهم است.
در نتیجه، اگر این شرایط برای بازه زمانی ۶-۵ ماه استمرار داشته باشد نرخ تورم در آمریکا از ۲.۴ درصد، حداقل به حدود ۴.۵ تا ۵ درصد میرسد و این آمارها نشان میدهند که کشور آمریکا دچار رکود اقتصادی خواهد شد که بیسابقه بوده است و آمریکا وارد مقطعی میشود که نرخ تورم در آنجا دو برابر میشود و نرخ رشد به یک دوم میرسد و نرخ بهره در آمریکا در هزینههای عمومی تأثیر میگذارد که به ازای هر یک واحد درصد افزایش نرخ بهره در آمریکا، حدود ۴۰۰ میلیارد دلار هزینههای عمومی دولت آمریکا افزایش پیدا میکند.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اگر جنگ ادامه پیدا کند شکنندگی دولت آمریکا در خصوص تن دادن آنها به خواستههای ایران قطعی است، امّا کشور ما باید آرایش جنگی اقتصادی داشته باشد تا بتواند تابآوری را افزایش دهد.
به همین دلیل، به نظر بنده، تابآوری، حرف اول و آخر در جنگی را میزند که از نظامی به اقتصادی تبدیل شده است و کشوری در این جنگ پیروز میشود که تابآوری بیشتری داشته باشد.
در نتیجه، یکی از اقداماتی که کشور باید انجام دهد این است که به ظرفیت بخش خصوصی در اقتصاد توجه شود و چه مدلهایی که با مشارکت مردم داریم و چه مدلهای شرکتپروژهها و اتاق بازرگانی، اتاق تعاون، اتاق اصناف و...
نقش مهمی دارند و علاوه بر این، توجه ویژه به تأمین کالاهای اساسی به عنوان اولویت از دیگر اقداماتی است که باید انجام شود.
پور ابراهیمی افزود: باید از ظرفیتهای کشورهای منطقه برای تأمین کالاهای کشور، هم برای واردات و هم برای صادرات استفاده کرد و توجه دولت به تولید و اشتغال از دیگر مواردی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.