راهبرد فرسایشی ایران چگونه زرادخانه آمریکایی-صهیونی را مستهلک کرد
به نوشتهی این تحلیلگر امور دفاعی، ناتوانی در شکست ایران از طریق حملات هوایی، حتی بحث عملیات زمینی آمریکا را مطرح کرده که آن هم مأموریتی انتحاری تلقی میشود.
به گزارش سرویس جهان مشرق، کیت کلارنبرگ، تحلیلگر امورنظامی و مسایل ژئوپلیتیک، در مقالهای تفصیلی در وبگاه « Scheerpost» به تحلیل راهبرد دفاع فرسایشی ایران مقابل یک ابرقدرت نظامی و یک قدرت مدعی و متحدان آنان پرداخت.
به باور کلارنبرگ، راهبرد هوشمندانه، دقیق، لایه لایه و البته صبورانهی ایران و محور مقاومت، شگفتیهای بزرگی را تا همینجای جنگ رقم زده است.
ترجمهی مقاله با تخلیص و بازتنظیم به مخاطبان مشرق ارایه می گردد.
جنگ جنایتکارانهٔ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد دومین ماه خود شده و برخلاف انتظار متجاوزان، به فاجعهای راهبردی برای آنها تبدیل گردیده است.
ناتوانی در شکست ایران از طریق حملات هوایی، حتی بحث عملیات زمینی آمریکا را مطرح کرده که آن هم مأموریتی انتحاری تلقی میشود.
۱.
هزینههای باورنکردنی نظامی برای آمریکا و اسرائیل
تاکنون آمریکا بیش از ۸۵۰ فروند موشک تاماهاوک و ۱۰۰۰ موشک رهگیر هوایی را مصرف کرده است.
پنتاگون این نرخ مصرف را «نگرانکننده» میخواند.
در ۱۶ روز اول جنگ، بنابر گزارش اندیشکدهٔ بریتانیایی RUSI، ۱۱,۲۹۴ شلیک مهمات پیشرفته صورت گرفته که هزینهٔ تولید آنها ۲۶ میلیارد دلار بوده است.
موجودی موشکهای رهگیر دوربرد و مهمات دقیق آمریکا و اسرائیل «در حال اتمام» است و بازسازی آنها احتمالاً دو برابر این مبلغ هزینه خواهد داشت.
اندیشکده «سرویسهای متحد سلطنتی» (RUSI) بریتانیا، هشدار میدهد که جنگ با ایران «نسبت هزینه به فایدهٔ راهبردی ویرانگری» را آشکار ساخته که صنعت دفاعی غرب توان تحمل آن را ندارد.
۲.
نرخ مصرف و تهاجم بیامان ایران
در ۱۶ روز نخست، روزانه به طور میانگین ۳۳ حمله موشکی و ۹۴ حمله پهپادی از سوی ایران انجام شده است.
به گفته RUSI، «پرتگاه مهمات» برای واشنگتن و تلآویو نزدیک است.
مدیرعامل راینمتال نیز هشدار داده انبارهای مهمات جهانی غرب «خالی یا نزدیک به خالی» است.
ایران نشان میدهد که تولید مهمات خود را در زمان جنگ حفظ کرده و هیچ نشانهای از کاهش حملات وجود ندارد.
رسانههای غربی اذعان کردهاند هزینهٔ تولید موشک و پهپاد ایران کسری از هزینهٔ رهگیری آنهاست.
۳.
پیشبینی اتمام قریبالوقوع مهمات
آمریکا تنها چند هفته تا اتمام موشکهای زمینبهزمین ATACMS و موشکهای رهگیر تاد (THAAD) فاصله دارد.
اندیشکده RUSI پیشبینی میکند موشکهای رهگیر «ارو» (پیکان) اسرائیل تا آوریل «کاملاً به پایان برسند.»
حتی با سطح تولید پیش از جنگ، جایگزینی مهمات مصرف شده در تنها دو هفته، سالها طول خواهد کشید.
۴.
تأثیر بسته شدن تنگه هرمز بر زنجیره تأمین
بسته شدن تنگه هرمز توسط تهران، پایگاه صنعتی دفاعی غرب را به کلی مختل کرده است.
قطعات کلیدی برای ساخت سیستمهای الکترونیکی و مهمات دقیق که پیشتر از این تنگه عبور میکردند، اکنون کمیاب و گران شدهاند.
۵.
استراتژی ایران: تخریب سیستماتیک پدافند دشمن
ایران حداقل ۱۲ رادار و ترمینال ماهوارهای آمریکا و متحدانش را منهدم کرده که نرخ رهگیری حملات را به شدت کاهش داده است.
تا ۱۱ موشک پاتریوت برای رهگیری یک موشک ایرانی و تا ۸ موشک برای یک پهپاد شلیک میشود که خود نشان از ناکارآمدی رهگیری دارد.
بنابر گزارش اندیشکدهٔ صهیونیستی JINSA (۲۶ مارس)، ایران با «طرحی عمدی برای تضعیف هر یک از عناصر پدافند هوایی آمریکا و متحدان» وارد جنگ شد.
گرانترین و حساسترین حسگرهای آمریکا منهدم شدهاند و امکان تعمیر کوتاهمدت ندارند.
این حسگرها ستون فقرات «هشدار زودهنگام» اسرائیل را تشکیل میدادند و اکنون سوراخی بزرگ در شبکهٔ هشدار تلآویو ایجاد شده است.
۶.
نوآوریهای تاکتیکی ایران
دستههای پهپادی ایران با الهام از تاکتیکهای روسیه در اوکراین، تشخیص و رهگیریشان بسیار دشوارتر از موشکها شده است.
برخی سیستمهای حسگر آمریکا قادر به تشخیص پهپادهای شاهد در ارتفاع پایین نیستند.
استفاده از پهپادهای فیبرنوری (مصون از پارازیت) و پهپادهای دید اول شخص (FPV) برای حملات نقطهزنی افزایش یافته است.
پهپادهای مجهز به موتور جت، بسیار سریعتر از شاهدها و رهگیری آنها سختتر است.
استفاده از موشکهای بالستیک با کلاهک خوشهای (آزادکننده تا ۸۰ زیرمهمات) افزایش یافته است.
بیش از نیمی از موشکهای شلیک شده ایران حامل کلاهک خوشهای بودهاند.
حتی رهگیری موفق این موشکها نیز تضمینی برای متوقف شدن بمبهای خوشهای نیست، زیرا زیرمهمات پیش از برخورد در هوا پراکنده میشوند.
۷.
فشار روانی و اقتصادی بر اسرائیل
رگبارهای کوچک و مکرر ایران، جمعیت غیرنظامی اسرائیل را در «حالت هشدار دائمی» نگه داشته و زندگی روزمره را مختل کرده است.
تصمیم اسرائیل برای شلیک نکردن به تمام موشکهای بالستیک حامل کلاهک خوشهای، نشانهٔ جیرهبندی شدید موشکهای رهگیر است.
۸.
خسارت به پایگاههای آمریکا
حمله به مقر نیروی دریایی پنجم آمریکا در بحرین، ۲۰۰ میلیون دلار هزینه برای پنتاگون داشته است.
بیش از دوازده پایگاه آمریکا در خلیج فارس آسیب قابل توجه دیدهاند.
جتهای جنگنده منهدم و سربازان آمریکایی کشته و زخمی شدهاند.
پدافندهای آمریکا کاملاً مشغول دفاع از تأسیسات ویران شده هستند و توان پرداختن به تهدیدات جدید را ندارند.
۹.
تهدید کشتیرانی و ضعف پدافند خلیج فارس
بیش از نیمی از پرتابههای مقاومت به کشتیها در خلیج فارس و تنگه هرمز به هدف اصابت کرده است.
دولتهای عربی حاشیه خلیج تقریباً تمام مهمات رهگیر خود را از ۲۸ فوریه مصرف کردهاند.
زمان واکنش برای دفاع از اهداف در خلیج فارس تنها ۳ تا ۱۰ دقیقه است، در حالی که این زمان برای اسرائیل ۱۲ تا ۱۵ دقیقه میباشد.
این یعنی آسیبپذیری بسیار بیشتر.
۱۰.
شکست کامل محاسبات اولیه امپراتوری
جنگ علیه ایران قرار بود چند روزه و یکطرفه باشد و به فروپاشی یا تسلیم ایران منجر شود.
هیچ تصوری از مقاومت جدی ایران وجود نداشت.
با این حال، سپتامبر ۲۰۲۴، خود JINSA گزارش داده بود ایران «نیروی عظیم و بسیار توانمند موشکی و پهپادی» برای غیرقابل استفاده کردن پایگاههای آمریکا و مغلوب کردن پدافندها ساخته است.
این گزارش توسط فرانک مکنزی، فرمانده اسبق سنتکام (که بر فاجعهٔ عقبنشینی از افغانستان نظارت داشت) نوشته شده بود.
۱۱.
خوشبینیهای توهمآمیز و واقعیت تلخ
گزارش جدید JINSA همچنان پر از خوشبینیهای غیرواقعی است: فشار بر دستنشاندگان برای انتقال پدافند به خلیج فارس، ائتلاف اروپایی برای اسکورت کشتیها و...
در کمال تضاد، نویسندهٔ همین گزارش در ۵ مارس ادعا کرده بود «قدرت آتش موشکی ایران تقریباً تمام شده است».
سؤال اساسی این است: کی نخبگان امپریالیستی خلع سلاح واقعی اسرائیل را تصدیق خواهند کرد؟
نتیجهگیری
جنگ با ایران به «رقابتی برای استقامت» تبدیل شده که در آن مزیت قاطع با طرفی است که بتواند اقتصاد دفاعی خود را حفظ و داراییهای حیاتی خود را بازسازی کند.
ایران قاطعانه این مزیت را در اختیار دارد.
آمریکا و اسرائیل با نرخی غیرقابل تحمل مهمات مصرف میکنند، در آستانه اتمام منابع هستند، و در مقابل استراتژی تخریب سیستماتیک و حملات فرسایشی ایران، به سرعت در حال خلع سلاح کامل میباشند.