خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

چهارشنبه، 06 مهر 1401
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان دیپی (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

هر کسی ظرفیت خاصی برای ایمان دارد

مهر | دین و اندیشه | پنجشنبه، 31 شهریور 1401 - 08:42
اگر ما اندکی از این تعالیم اهل بیت صلوات الله علیهم أجمعین‌ را عمل کنیم، جامعه ما نمونه یک جامعه بهشتی می‌شود؛ جامعه‌ای که آن روابط صمیمانه و صفا و محبت در آن حاکم است.
وَ،خدا،زكات،واجب،قرآن،امام،آيه،ايمان،نماز،لا،مراتب،معناي،مالي ...

خلاصه خبر

حضرت زین‌العابدین در ابتدای این دعا، خدا را به دلیل دادن مقام شکر به بندگان سپاس‌گزار است و از خدا درخواست پاک شدن گناهان و رسیدن به مقام صالحان را دارد.
وَ وَفِّقْنَا فِیهِ لِأَنْ نَصِلَ أَرْحَامَنَا بِالْبِرِّ وَ الصِّلَةِ، وَ أَنْ نَتَعَاهَدَ جِیرَانَنَا بِالْإِفْضَالِ وَ الْعَطِیَّةِ، وَ أَنْ نُخَلِّصَ أَمْوَالَنَا مِنَ التَّبِعَاتِ، وَ أَنْ نُطَهِّرَهَا بِإِخْرَاجِ الزَّکَوَاتِ،
اولین عمل، نماز است.
در واقع در فراز اول رابطه انسان با خدا مورد تأکید قرار گرفته و در بخش دوم به وظایفی که خداوند نسبت به بندگان مقرر فرموده، پرداخته شده است.
همان‌طور که می‌دانید شیوه قرآن کریم در بیان احکام و دستورات این نیست که واجبات را از مستحبات جدا کند.
مثلاً امر به اقامه صلاة؛ در قرآن انحصار به نماز واجب ندارد؛ بلکه مطلق نماز مورد تأکید است.
هم‌چنین آیه وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛ فقط زکات واجب را نمی‌فرماید؛ بلکه اصل انفاق را مورد تأکید قرار می‌دهد که مرتبه‌ای از آن واجب مؤکد است؛ مراتب دیگری هم دارد که هر کس به اندازه توان و همتش آنها را انجام می‌دهد.
حتی حضرت عیسی _‌علی نبینا و آله و علیه السلام‌_ هنگامی که با اعجاز الهی در گهواره با مردم سخن گفت، خود را این‌گونه معرفی کرد:؛ قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ… وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا؛ من بنده خدا هستم، خدا به من کتاب مرحمت فرموده و سفارشاتی به من کرده؛ اولین این سفارش‌ها نماز ودومین آنها زکات است.
هم‌چنان‌که در عرف قرآنی عنوان «صدقه»؛ برای زکات واجب هم استعمال می‌شود.
مثل آیه‌ای که در مقام تعیین مصارف زکات می‌فرماید: إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ.
این مطلب در این آیه از سوره نساء مورد تأکید واقع شده است: وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً.
در این آیه ابتدا بر پرستش خدا که واجب‌ترین واجبات است تأکید و از شرک نهی می‌کند.
هم‌چنان‌که قبلاً اشاره شد عبادت خدا منحصر به واجبات نیست؛ بلکه هر عمل عبادی پرستش خداست.
این قسمت از آیه ترغیب به همه کارهای خیری است که تحت عنوان عبادت خدا می‌گنجد.
چنین تصور نشود که اعْبُدُوا اللّهَ؛ یعنی فقط اقامه نماز واجب؛ بلکه هر امری را که پرستش خداست شامل می‌شود.
خداوند بعد از امر به واجب‌ترین واجبات که اصلاً آفرینش انسان و جن برای آن بود: ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ، می‌فرماید وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً.
یعنی بعد از عبادت خدا کاری واجب‌تر از احسان به والدین نیست.
در مرتبه بعد هم نیکی به؛ ذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ، وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ؛ در این میان، قرآن حتی رفیق راه، هم‌نشین و هم‌سفر را هم از قلم نمی‌اندازد و نیکی به آنها را از جمله کارهایی بر می‌شمرد که خدا دوست دارد.
البته منظور از واجب، واجب فقهی نیست؛ بلکه یعنی کاری که مؤکداً خداوند انجام آن را از ما می‌خواهد.
در اصول کافی، در باب حق المؤمن علی أخیه؛ روایتی از مُعَلَّی بْنِ خُنَیْس نقل شده است.
هر مسلمانی بر مسلمان دیگر هفت حق واجب دارد: _‌البته در بعضی روایات دیگر، تا سی حق شمرده شده است‌_ أَنْ تُحِبَّ لَهُ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ تَکْرَهَ لَهُ مَا تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ؛ هر چه برای خودت دوست داری، برای رفیقت هم دوست داشته باشی و هر چه برای خودت نمی‌پسندی، برای رفیقت هم نخواهی.
البته منظور از «واجب»؛ در این روایت واجب فقهی نیست که ترک آن حرام و موجب فسق می‌شود؛ بلکه به یک معنا واجب اخلاقی است.
اگر لحن آیات قرآن را ملاحظه بفرمائید، در آیاتی که اوایل بعثت نازل شده، زمانی که هنوز به جز چند نفر، کسی ایمان نیاورده، به‌خصوص آیاتی که در مقام نکوهش کفار و مشرکین است، به این مطلب اشاره شده است: فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ * وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ؛ آدمیزاد این‌گونه است که وقتی خدا به او نعمت می‌دهد، می‌گوید خدا ما را مورد عنایت قرا داده، ما را دوست داشته و به ما احترام کرده است؛
وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ؛ اما وقتی به‌خاطر مصلحت یا امتحان روزیش را تنگ کنیم، فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ؛ می‌گوید خدا به من اهانت کرده، من را خوار کرده.
خداوند می‌فرماید: این‌طور نیست و بعد به یکی از اسبابی که موجب تنگی روزی می‌شود اشاره می‌کند: کَلاّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ * وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ؛ آنچه باعث می‌شود روزیتان تنگ شود این نیست که خدا شما را خوار و ذلیل کرده، بلکه این عقوبت کارهایی است که انجام می‌دهید: لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ؛ یتیم را اکرام نمی‌کنید.
وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ.
ممکن است هر کدام جداگانه خدمتی انجام دهید، یا فقیری را سیر کنید؛ اما آنچه در این آیه می‌گوید این نیست؛ بلکه می‌فرماید:؛ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ؛ علت این‌که شما به فقر و گرفتاری مبتلا می‌شوید، روزیتان تنگ می‌شود و به گرانی و تورم مبتلا می‌شوید این است که هم‌دیگر را به اطعام تهیدستان تشویق نمی‌کنید.
همچنین در سوره بلد می‌فرماید: فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَةُ * فَکُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ * یَتِیماً ذا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْکِیناً ذا مَتْرَبَةٍ ۱۶؛ ابتدا می‌فرماید: کسانی که گرفتار عذاب الهی می‌شوند، به این دلیل است که از گردنه نگذشته‌اند.
رستگاری در این است که انسان تنگ نظری را از خود دور کند؛ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ این‌که کسی تمام فکرش این باشد که دائماً اموالی را برای خودش جمع کند، اول بدبختی؛ اوست.