عشق، ترحم یا تمسخر؟/ وقتی غرور مقدمه تباهی میشود!
نمایش رادیویی «ابله» بر اساس رمان فئودور داستایوفسکی و به کارگردانی ایوب آقاخانی در ۱۴ قسمت تولید و پخش شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، فئودور داستایوفسکی از مطرحترین نویسندگان تاریخ ادبیات جهان است که آثار وی به زبانهای مختلف ترجمه و از روی برخی از آنها تولیدات هنری دیگری نظیر فیلم، تئاتر و سریال تلویزیونی شکل گرفته است.
«ابله» از جمله آثار این نویسنده شهیر روسی است که در سال ۱۸۶۹ منتشر شده است.
در ایران نیز علاوه بر تولید آثار سینمایی و تئاتری بر اساس برخی از کتابهای داستایوفسکی، ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان شناخته شده تئاتر ایران که در عرصه نویسندگی و کارگردانی نمایشهای رادیویی هم فعالیت مستمر و حرفهای دارد، به سراغ «ابله» رفته و این اثر ادبی را در قالب نمایشی رادیویی در ۱۴ قسمت کارگردانی کرده است.
تنظیم «ابله» برای رادیو توسط سیمین بنایی انجام شده و ایوب آقاخانی علاوه بر کارگردانی، به عنوان گوینده این نمایش رادیویی هم حضور دارد.
محمدرضا قبادیفر افکتور، محمدرضا محتشمی صدابردار و علی بهرامی تهیهکننده «ابله» هستند.
در دهمین قسمت از نمایش رادیویی «ابله» به ترتیب ایفای نقش علی میلانی، محمد مجدزاده، امیر منوچهری، مهدی نمینیمقدم، شهریار حمزیان، محمدرضا قلمبر، فریبا طاهری، شیما جانقربان، نگین خواجهنصیر و نوشین حسنزاده حضور دارند.
در مراسم تولد پرنس، آپولیت با سخنان بیپروای خود توجهها را جلب میکند و یک پاکت را به دست پرنس میدهد.
آپولیت خود پاکت را باز میکند و به رغم مخالفت حاضران مقالهای متهورانه میخواند که در آن روگوژین را در قامت یک هیولا وصف میکند و پس از بیتوجهی مهمانان، آپولیت که نمیخواست واپسین روزهای زندگی خود را در درد به سر ببرد، با تپانچه به خود شلیک میکند اما زنده میماند.
در خانه کلنل آپانچین، آنها از پرنس سخن میگویند و توسط کولیا از اتفاقات مهمانی آگاه میشوند.
کولیا آشکار میکند که وصیتنامه آپولیت در دستان آگلائه است.
آگلائه نامهای برای پرنس مینویسد و صبحگاه با او دیدار میکند.
او به پرنس اطلاع میدهد که به پاولوویچ جواب منفی داده است و حالا از خانه گریخته است.
آگلائه به پرنس میگوید که اگر میشکین حاضر به ازدواج با او نشود، با گانیا ازدواج خواهد کرد و از روسیه خواهد رفت.
اما با نوعی جنون و بلافاصله به پرنس میگوید که هیچ علاقهای به او ندارد.
آگلائه پرنس را متوجه میکند که شاید ناستازیا او را دوست دارد، پرنس اما ادعا میکند که خود نسبت به ناستازیا احساس ترحم دارد و ناستازیا نسبت به او احساس تمسخر.
آگلائه از نامههای پیدرپی ناستازیا به خود برای متقاعد شدنش به ازدواج با پرنس خبر میدهد، از نگاه آگلائه این اقدام ناستازیا تنها برخاسته از حسادت است، پرنس اما باور دارد که غرور ناستازیا مانع از پذیرش محبت میشکین نسبت به خود میشود و اگر پرنس به او نزدیک شود، هر دوی آنها نابود میشوند.
آگلائه که از میشکین ناامید شده است، اعلام میکند که با گانیا ازدواج خواهد کرد و به همراهش از خانه خواهد گریخت.
منظور آپولیت از آن مقاله چه بود؟
سرانجام سرنوشت آگلائه چه خواهد شد؟
پرنس و ناستازیا به راستی چه احساسی به یکدیگر دارند؟
صفات یک «ابله» چیست؟
باهم دهمین قسمت از نمایش رادیویی «ابله» را با مدت زمان ۲۸ دقیقه و ۱۹ ثانیه میشنویم.