بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از مقامات آمریکایی فاش کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در روزهای اخیر گزینه بازگشت به جنگ تمامعیار علیه ایران را با پیت هگست، وزیر دفاع، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، مورد بررسی قرار داده اما در نهایت تصمیم گرفته است که فعلاً به مسیر دیپلماتیک پایبند بماند.
بر اساس این گزارش، رایزنیهای فشرده پیرامون این پرسش متمرکز بوده که آیا آمریکا باید مذاکرات را رها کرده و حملات تمامعیار را از سر بگیرد؛ اقدامی که برخی از مقامات از آن به عنوان «تمام کردن کار» یاد میکنند.
این گزارش میافزاید که ترامپ هنوز تصمیمی نهایی اتخاذ نکرده، اما به مشاوران خود گفته است که معتقد است دور جدیدی از حملات تمامعیار میتواند دیپلماسی را از مسیر خارج کرده و شانس واشنگتن برای نابودسازی نهایی برنامه هستهای ایران را تضعیف کند.
روزنامه گاردین در گزارشی با استناد به یافتههای اندیشکده «گروه آسیا» نوشت که چین برنده آشکار جنگ دونالد ترامپ در خاورمیانه بوده است.
بر اساس این گزارش، پکن با اتکا به ۱.۴ تراوات ظرفیت عملیاتی انرژی تجدیدپذیر و ذخایر راهبردی ۹۰ تا ۱۱۰ روزه نفت خام، شوک اولیه بحران انرژی را بهتر از هر رقیب منطقهای دیگری مهار کرد.
گاردین میافزاید که بحران خاورمیانه، کشورهای دیگر را به تسریع در توسعه انرژیهای پاک واداشته که این امر مستقیماً به سود چین، به عنوان بازیگر مسلط زنجیره تأمین جهانی فناوریهای خورشیدی و پاک، تمام شده است.
صادرات خودروهای برقی چین در ماه مه نسبت به سال قبل بیش از ۱۱۰ درصد و محمولههای خورشیدی در آوریل ۶۰ درصد افزایش یافت.
از نظر دیپلماتیک نیز پکن با دعوت به آتشبس، ایالات متحده را به عنوان «بازیگری بیثباتکننده» به تصویر میکشد.
با این حال، تحلیلگران نقلشده در گاردین به برخی ملاحظات اشاره میکنند.
درو تامپسون از دانشگاه راجاراتنام سنگاپور معتقد است که پکن تمایلی به جانشینی واشنگتن به عنوان قدرت هژمون یا تأمینکننده امنیت خاورمیانه ندارد.
ون-تی سونگ، تحلیلگر شورای آتلانتیک، نیز میگوید این بحران ممکن است پکن را در محاسبات مربوط به حمله نظامی به تایوان دچار تردید کند، زیرا دشواری کشتیرانی در آبهای متخاصم را نشان داد.
در نهایت، این گزارش نتیجه میگیرد که پکن نقاط دردآفرین بحران را نه به عنوان تهدیدات وجودی، بلکه به عنوان چالشهایی قابل مدیریت و حتی فرصتهایی برای بهرهبرداری مینگرد.
خبرگزاری رویترز در تحلیلی هشدار داد که کاهش تنشها و بازگشت جریان انرژی از تنگه هرمز، نباید با صلحی پایدار اشتباه گرفته شود و این صرفاً یک «وقفه پیش از انتخابات» است.
به نوشته این تحلیل، توافق موقت و بازگشایی تنگه، قیمت نفت را به شدت کاهش داده و نشان داد که فشارهای اقتصادی و سیاسی، بهویژه با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای نوامبر، بر تصمیمات دونالد ترامپ و وادار کردن او به دادن امتیازات گسترده به ایران تأثیر مستقیم داشته است.
این تحلیل میافزاید که محبوبیت ترامپ به دلیل افزایش قیمتهای انرژی سقوط کرده، اما پس از انتخابات، توازن قوا میتواند تغییر کند.
در صورت شکست جمهوریخواهان، ترامپ ممکن است با وسوسه جستجوی پیروزیهای سیاست خارجی، فشار نظامی را دوباره افزایش دهد و این ریسک را بازگرداند.
تهران حتی بدون بستن کامل تنگه نیز میتواند صرفاً با ایجاد نگرانی در میان معاملهگران، قیمت نفت را دستکاری کند.
رویترز در پایان نتیجه میگیرد که بهترین دفاع برای واردکنندگان بزرگ انرژی، کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی وارداتی از طریق سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای است.
اگرچه این امر وابستگی زنجیره تأمین به چین را افزایش میدهد، اما ماهیت آن متفاوت است؛ در صورت قطع واردات گاز و نفت، پالایشگاهها فوراً تحت فشار قرار میگیرند، اما اگر چین صادرات سلولهای خورشیدی را محدود کند، نیروگاههای تجدیدپذیر موجود به کار خود ادامه میدهند.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای بررسی کرد که آیا موضوع «آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران» میتواند باعث فروپاشی تفاهم میان ایران و آمریکا شود یا خیر.
روز سه شنبه مذاکرات فنی دو طرف در دوحه با میانجیگری قطر درباره دو موضوع اصلی یعنی امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و داراییهای مسدودشده ایران برگزار شد.
ایران انتظار داشت پس از امضای تفاهم، حدود ۱۲ میلیارد دلار از منابع خود را دریافت کند، اما قطر اعلام کرده که پرداخت این پولها به روند مذاکرات وابسته است.
براساس این مقاله، برخی تحلیلگران معتقدند تأخیر در آزادسازی داراییها میتواند فشار داخلی بر دولت ایران را افزایش دهد و مخالفان توافق را تقویت کند.
در این شرایط، احتمال بازگشت تنشها و حتی بسته شدن دوباره تنگه هرمز مطرح شده است.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان میگویند چنین اقدامی برای هیچیک از طرفین سودمند نیست؛ زیرا بازگشت بحران میتواند تحریمها و خطر جنگ را دوباره افزایش دهد.
در ادامه مقاله آمده است: تحلیلگران همچنین معتقدند مذاکرات تنها درباره پولهای بلوکهشده نیست، بلکه به مسئله نفوذ و نقش ایران در تنگه هرمز و موازنه قدرت منطقهای مربوط میشود.
برخی بر این باورند که تفاهم موجود شکننده است و اگر دو طرف امتیازهای واقعی ندهند، احتمال افزایش تنش و شکست مسیر دیپلماتیک وجود دارد.
نجاح واکیم، رئیس جنبش مردم لبنان، در گفتوگو با شبکه المیادین درباره توافق میان لبنان و رژیم صهیونیستی گفت که این توافق فرو می پاشد.
به گفته او، حکومت لبنان که آن را امضا کرده نیز با آن سقوط خواهد کرد.
او مدعی شد که این توافق به سود اسرائیل است و هدف آن تجزیه لبنان و تضعیف نهادهای دولتی و ارتش است.
واکیم هشدار داد که اگر ارتش لبنان دچار شکاف و اختلاف شود، دیگر دولت و کشوری باقی نخواهد ماند.
او همچنین مخالفت خود را با نقش آمریکا و اسرائیل در نظارت بر عملکرد ارتش لبنان اعلام کرد و این موضوع را نوعی «قیمومیت» دانست.
او بر ادامه نقش مقاومت در لبنان تأکید کرد و گفت که با تکیه بر قدرت مقاومت و آگاهی مردم، اسرائیل در نهایت از جنوب لبنان عقبنشینی خواهد کرد.
واکیم معتقد است این توافق با هدف ایجاد اختلاف داخلی و اجرای طرحی آمریکایی ـ اسرائیلی برای تغییر ساختار لبنان دنبال میشود.
این تحلیلگر همچنین گفت توقف جنگ علیه ایران با توقف جنگ علیه لبنان مرتبط بوده و از ایران تشکر کرد.
او افزود که بسیاری از مردم لبنان، فارغ از گرایشهای سیاسی و مذهبی، این توافق را خطری برای کشور میدانند و با آن مخالف هستند.
این توافق با واکنشهای اعتراضی در بخشهایی از لبنان روبهرو شده است.