خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 11 تیر 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

جنگ روایت‌ها؛ چگونه رسانه‌های غربی با «دستور زبان مجهول» جنایت را به «دفاع مشروع» تبدیل می‌کنند؟

مشرق | بین‌الملل | پنجشنبه، 11 تیر 1405 - 00:21
ادبیات غالب در رسانه‌های غربی، به صورتی هدفمند و سازمان‌یافته، به دنبال عادی‌سازی، و حتی «اخلاقی‌سازی»، جنایات جنگی صورت‌گرفته توسط آمریکا و متحدان آن است.
جنگ،عنوان،اسرائيل،روابط،واژگان،حمله،ميدان،آمريكا،ايران،بازدا ...

به گزارش سرویس جهان مشرق، بوراک المالی، پژوهشگر مرکز تحقیقات تی‌آرتی ورلد در استانبول، در مقاله‌ای در وبگاه «العربی الجدید»، نحوه‌ی روایت جنگ‌های تروریستی و ویرانگر غرب با محوریت آمریکا و رژیم صهیونی را در رسانه‌های جریان اصلی غربی مورد نقد و بررسی قرار داده است.
از نظر این پژوهشگر، ادبیات غالب در این رسانه‌ها، به صورتی هدفمند و سازمان‌یافته، به دنبال عادی‌سازی، و حتی «اخلاقی‌سازی»، جنایات جنگی صورت‌گرفته توسط آمریکا و متحدان آن است.
به باور المالی، این ادبیات که میراث دوران جنگ سرد است، باید تغییر کند و رسالت این تغییر، نه فقط بر عهده‌ی روزنامه‌نگاران متعهد که بر عهده دانشگاهیان آزاده نیز هست.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نه تنها به شدت بر ناامنی منطقه‌ای، ژئوپلیتیک، دیپلماسی، انرژی و تجارت تأثیر گذاشت، بلکه نشان‌دهنده فروپاشی واژگان سنتی روابط بین‌الملل مورد استفاده برای تفسیر آن نیز بود.
واژگانی مانند جنگ، بازدارندگی، خودیاری، امنیت ملی و تهدید وجودی، متعلق به دوره‌ای پیشین از منازعات میان‌دولتی هستند.
مفهوم جنگ پیشگیرانه که زمانی میراث دوران بوش بود، اکنون یکی از رایج‌ترین ابزارها برای مشروع‌سازی اقدامات مداخله‌جویانه و توسعه‌طلبانه به شمار می‌رود.
مناقشات امروزی، به‌ویژه آن‌هایی که اسرائیل در آن‌ها به عنوان طرف متخاصم حضور دارد، از طریق ابهام راهبردی، پیش‌دستی دائمی و بازدارندگی روایی عمل می‌کنند.
و رسانه‌های جریان‌اصلی همچنان به اصطلاحات منسوخ شده متکی هستند و میدان نبردی معنایی خلق می‌کنند که در آن، خود زبان به ابزاری برای فریب تبدیل می‌شود.
یک دستورالعمل کهنه‌ی آشنا
دستورالعمل روابط بین‌الملل برای جهان وستفالیایی طراحی شده بود؛ جهانی با مرزهای مشخص و اصطکاک دولت‌ها با یکدیگر، جایی که «بازدارندگی» به معنای جلوگیری از حمله از طریق تهدید به تلافی‌ای حتمی بود.
در چشم‌انداز کنونی سال ۲۰۲۶، این چارچوب تهی شده است.
مفهوم «خودیاری» در منشور ملل متحد، که زمانی توصیفی خنثی از تلاش دولت‌ها برای تأمین امنیت در یک سیستم آنارشیک بود، اکنون به یک دستور برای «پیش‌دستی دائمی» تبدیل و تسلیحاتی شده است.
در این پارادایم جدید، امنیت دیگر درباره حفظ موازنه قوا نیست، بلکه دربارهٔ دستیابی به تسلط کامل روایی است.
با تحلیل جنگ‌های نامتقارن و چندحوزه‌ای با استفاده از منطق دوران جنگ سرد، تحلیلگران از این نکته غافل می‌شوند که ابهام راهبردی چگونه به یک دولت اجازه می‌دهد تا به عنوان یک متجاوز دائمی عمل کند و همزمان جایگاه حقوقی و اخلاقی یک مدافع را حفظ نماید.
رسانه‌های جریان‌اصلی مانند بی‌بی‌سی، رویترز و سی‌ان‌ان، معماران اصلی این میدان نبرد معنایی به شمار می‌روند.
یکی از فراگیرترین ترفندها، استفاده از وجه مجهول برای توصیف خشونت‌های اسرائیل است که به‌طور مؤثر «فاعل» را از عمل حذف می‌کند.
به این ترتیب، گزارش‌دهی جنگ، وقتی به جنایات جنگی اسرائیل می‌رسد، به مجموعه‌ای از تیترهای جذاب نوشته‌شده با دستور زبان مجهول تبدیل می‌شود.
هنگام گزارش حملات مارس ۲۰۲۶ به تهران یا بمباران غم‌انگیز یک دبیرستان دخترانه در میناب، تیترهای اولیه اغلب چیزی شبیه به «انفجارهایی شنیده شد» یا «حداقل ۱۵۳ نفر پس از حمله گزارش‌شده به مدرسه کشته شدند» هستند؛ رویدادها را به مثابه بلایای طبیعیِ تأسف‌بار قاب‌بندی می‌کنند یا به دلیل محدودیت آزادی اینترنت در ایران، تقصیر را به گردن تهران می‌اندازند.
برعکس، وقتی ایران تلافی می‌کند، زبان بلافاصله به وجه معلوم تغییر می‌کند.
این شیوه گزارش‌دهی در موارد دیگر نیز صدق می‌کند؛ در زمان درگیری، سربازان اسرائیلی «کشته می‌شوند» اما لبنانی‌ها «مرده‌اند».
این ناهماهنگی زبانی تضمین می‌کند که حمله اولیه به عنوان یک ضرورت بالینی و تقریباً نامرئی دیده شود، در حالی که پاسخ، به عنوان یک اقدام تجاوزکارانه متمایز و بی‌دلیل معرفی می‌گردد.
چنین قاب‌بندیِ جانبدارانه‌ای، اساسی‌ترین سازوکار برای مشروع‌سازی جنگ پیشگیرانه در روانشناسی اجتماعی به شمار می‌رود.
در یک واژگانِ غیرسیاسی‌شده روابط بین‌الملل، اصطلاحات متعارف مانند «جنگ» یا «مناقشه» وزن زمینه‌ای خود را از دست می‌دهند، و آنچه در واقع رخ می‌دهد یک کارزار پیش‌دستانه است: عده‌ای با اقدام عمدی کشته می‌شوند، در حالی که دیگران به‌گونه‌ای خودبه‌خود می‌میرند، گویی این گونه، اجرای یک ابتکار راهبردیِ موجه را به تصویر می‌کشد.
علاوه بر این، اتکای رسانه‌ها به تعبیرهای اورولیایی، واقعیت توسعه‌طلبی مدرن را نیز ضدعفونی می‌کند.
اصطلاحاتی مانند «حملات برای حذف راس» و «تضعیف قابلیت‌ها» جایگزین وزن قانونی و اخلاقی واژگانی چون «ترور» و «تخریب زیرساخت‌ها» شده‌اند.
شبکه‌هایی مانند سی‌ان‌ان و نیویورک تایمز با استفاده از این واژگان بالینی، ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران، و دیگر مقامات ارشد را به عنوان یک وظیفه اداریِ جراحی‌گونه قاب‌بندی می‌کنند، نه نقض حاکمیت ملی.
این بازدارندگی به رسانه‌ها امکان می‌دهد تا یک جنگ تمام‌عیار را به‌صورت مجموعه‌ای از «عملیات‌های امنیتی» هدفمند ارائه دهند و مردم را از هزینه انسانی آن - مانند ده‌ها کشته غیرنظامی در بلوک‌های مسکونی نزدیک میدان رسالت تهران - دور نگه دارند، و همزمان تصویر اسرائیل را به عنوان یک قربانیِ فناوری‌محور که به دفاع از خود به سبکی «جراحی‌گونه» وادار شده، تقویت کنند.
نیاز به صداهای جدید
بحران امروزی به هیچ وجه تازه نیست.
این بحران، ادامه الگوهای گفتمانی است که پس از وقایع ۱۱ سپتامبر پدیدار شد و در آستانه حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ تشدید گردید.
در آن دوره، گروهی از به‌اصطلاح «دولت‌های یاغی» به عنوان اهداف مشروع برای دگرگونی اجباری معرفی شدند، در چارچوب روایتی فراگیر که مداخله را به مثابه یک جنگ صلیبی شبه‌لیبرال برای نظم جهانی ترسیم می‌کرد، جایی که تمایز بین حاکمیت مورد حمله و جمعیت غیرنظامی اغلب محو می‌شد.
منطق توجیهی مشابهی اکنون در شعارهای پیرامون کارزار نظامی اسرائیل پس از جنایات جنگی آن علیه فلسطینی‌ها پس از هفتم اکتبر دیده می‌شود؛ بمباران‌های مکرر مدارس و مناطق غیرنظامی نشان می‌دهد که چگونه زبان امنیت می‌تواند واقعیت‌های انسانی جنگ را پنهان کند.
موازی‌های گفتمانی فراتر نیز می‌روند.
همان‌طور که وجود سلاح‌های کشتار جمعی زمانی بهانه اصلی جنگ عراق بود، بحث‌های معاصر پیرامون غنی‌سازی اورانیوم نیز به‌طور فزاینده‌ای از چنین انعطاف‌پذیری شواهدی برخوردار شده‌اند.
تضاد در ادبیات پوشش رسانه‌ای قابل‌توجه است.
در حالی که منطق پیش‌دستانه دکترین بوش زمانی بر نمایش صحنه‌آرایی‌شده کالین پاول(وزیر خارجه دولت بوش) برای ارائه مدارک ساختگی در سازمان ملل متکی بود، توجیهات امروزی بسیار کم‌اهمیت‌تر به نظر می‌رسند.
اظهارات کرولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، که برای دفاع از اقدام نظامی علیه ایران، به «بینش عمیق» و شهود رئیس‌جمهور استناد می‌کند، نشان می‌دهد که آستانه بلاغی برای مشروع‌سازی مداخله، حتی از ظاهرِ دقتِ مبتنی بر شواهدِ دوره پیشین نیز فاصله گرفته است.
این مشکل مزمن در واژگان روابط بین‌الملل، به نوبه خود، به ابزاری مناسب برای قاب‌بندیِ گزینشیِ رسانه‌های متعارف تبدیل شده است.
رسانه‌های خبری با بهره‌گیری از یک مخزن نظریِ روزافزونِ سطحی، اغلب تحولات پیچیده ژئوپلیتیکی را به روایت‌هایی ساده‌شده هدایت می‌کنند که ادراک عمومی را به سمت نتایجی از پیش تعیین‌شده سوق می‌دهد.
چنین فرایند تحریفی را تنها می‌توان از طریق تنوع‌بخشی به رسانه‌ها خنثی کرد؛ امری که رابرت دال، دانشمند آمریکایی، آن را «منابع جایگزین اطلاعات» و پیش‌شرطی اساسی برای هر دموکراسی کارآمد معرفی کرده است.
این شفافیت در حال حاضر با شجاعت خبرنگاران بی‌شماری در میدان نبرد رقم می‌خورد که بهای حقیقت را با جان خود می‌پردازند.
چهره‌هایی مانند وائل الدحدوح از الجزیره که در حالی به گزارش‌گری ادامه داد که تمام خانواده‌اش را از دست داد، یا شیرین ابوعاقله فقید و دیگرانی که نابودی زندگی مدنی در غزه و فراتر از آن را مستند می‌کنند، کسانی هستند که روایت را شفاف‌تر می‌سازند.
کار آن‌ها، شعارهای ضدعفونی‌شده «حذف راس» در غرب را به چالش می‌کشد و مخاطب را با واقعیت ملموس میدان نبرد معنایی روبرو می‌سازد.
با این حال، مسئولیت تنها بر عهده روزنامه‌نگاری نیست.
حوزه روابط بین‌الملل نیز باید با محدودیت‌های یک واژگان تحلیلی مواجه شود که هنوز تا حد زیادی درون مرزهای مفهومی به‌ارث‌رسیده از جنگ سرد محصور مانده است.
درک مناقشات معاصر، به‌طور فزاینده‌ای به چارچوب‌های نظری نیاز دارد که بتوانند با بازیگرانی مانند اسرائیل کنار بیایند؛ بازیگری که توسعه‌طلبی منطقه‌ای‌اش اغلب با روایت‌های امنیتیِ اسطوره‌وار و وسواس‌های عمیقاً غیرمنطقی تغذیه می‌شود.
توسعه چنین پارادایم‌هایی، یک وظیفه فوری برای دانشمندان علوم اجتماعی است.
بدون آن‌ها، هم تحلیل‌های دانشگاهی و هم گفتمان عمومی در معرض این خطر باقی می‌مانند که در درون یک واژگان مفهومی محصور بمانند که به‌طور فزاینده‌ای برای تفسیر واقعیت‌های مناقشه مدرن ناتوان است.
بوراک المالی، پژوهشگر مرکز تحقیقات تی‌آرتی ورلد در استانبول است.
او مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته علوم سیاسی و روابط بین‌الملل از دانشگاه بوغازیچی دریافت کرده است.
حوزه‌های تحقیقاتی او شامل ژئوپلیتیک پیوندپذیری، مفهوم رقابت قدرت‌های بزرگ بین آمریکا و چین و نمود آن در خلیج فارس است.
آثار او در رسانه‌های گوناگون منتشر شده و به عنوان مهمان در برنامه‌های تلویزیونی حضور می‌یابد.