فراموشی در قلب شهر کرمان قلعه های تاریخی را تسخیر کرده است
کرمان- قلعه های دختر و اردشیر، که روزگاری هسته مرکزی شهر تاریخی کرمان را شکل میدادند، این روزها در غبار فراموشی و بیتوجهی فرو رفتهاند.
خبرگزاری مهر- گروه استان ها: در شرق شهر کرمان، دو تپه باستانی وجود دارد که بر فراز آنها دو قلعه باستانی قرار دارد که یکی قدمتش به دوران اشکانی میرسد و دیگری از جنس سنگ و ساروج ساسانی می باشد.
قلعه های دختر و اردشیر که روزگاری هسته مرکزی شهر تاریخی کرمان را شکل میدادند، این روزها در غبار فراموشی و بیتوجهی فرو رفتهاند.
در دل کویر کرمان، جایی که بادهای خشک و گرم، قرنها است که بر دیوارهای کهن میوزد دو قلعه باستانی در سکوت فرو رفتهاند.
قلعه دختر و قلعه اردشیر، این دو کهن دژ تاریخی، روزگاری نه تنها حافظ امنیت و نظارت بر مسیرهای ارتباطی جنوب شرق ایران بودند، بلکه به عنوان هسته مرکزی شکلگیری شهر تاریخی کرمان، نقشی بنیادین در تداوم تمدن و فرهنگ این منطقه ایفا میکردند.
اما امروز، در حالی که برخی از کهنترین بناهای تاریخی درجهان، سالانه میزبان میلیونها گردشگر و پژوهشگر هستند، قلعه دخترکرمان در میان انبوهی از ساختوسازهای بیرویه و بی توجهیهای پژوهشی، آرام آرام به فراموشی سپرده میشود.
قدمت قابل توجه، نوع معماری و نقشی که این قلعه ها در تاریخ ایران زمین داشته اند بی مانند است، اما در کمال تعجب هیچ اقدامی برای بازسازی و ساماندهی این قلعه ها نشده و در حال خراب شدن هستند.
ساز و ساخت های بسیاری در مجاورت این قلعه و دامنه کوه انجام شده است که گاه با مجوز هم بوده اند و سکوت عجیبی بر این قلعه ها سایه افکنده است.
قلعه دختر؛ مرزبان دیرینه جنوب شرق ایران
قلعه دختر کرمان، که در متون تاریخی با نام «دژ اشکانی» نیز از آن یاد شده، یکی از مهمترین استقرارگاههای باستانی در فلات مرکزی ایران است.
این بنا که بر فراز تپهای بلند در شرق شهر کرمان قرار دارد، در گذشتهای نه چندان دور، نقشی راهبردی در نظارت بر شبکههای ارتباطی و اقتصادی منطقه ایفا میکرد.
بر اساس پژوهشهای تاریخی، این قلعه دروازه ارتباطی فلات ایران به حوزه خلیج فارس و اقیانوس هند بوده است؛ مسیری که بعدها در دوره اسلامی نیز به عنوان یکی از شاخههای فرعی جاده ابریشم مورد استفاده قرار گرفت.
اما آنچه قلعه دختر را از بسیاری از بناهای همدوره خود متمایز میکند، تداوم کارکردی آن در گذر از دوران پیشااسلامی به دوره اسلامی است.
برخلاف بسیاری از بناهای باستانی که پس از ورود اسلام به ایران، یا تخریب شدند یا به کلی تغییر کاربری دادند، قلعه دختر توانست در ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه به حیات خود ادامه دهد.
این تداوم کارکردی، نشان از انعطافپذیری معماری ایرانی و توانایی آن در تطبیق با شرایط و تحولات تاریخی دارد.
تپههای باستانی که آرام آرام فرو میریزند
وضعیت امروز قلعه دختر و قلعه اردشیر، بسیار اسفبارتر از آن است که بتوان آن را صرفاً با واژه «نامساعد» توصیف کرد.
در سالهای اخیر، این دو بنا در معرض فرسایش طبیعی، ریزشهای سازهای و آسیبهای محیطی قرار گرفتهاند و بخشهای بزرگی از دیوارهای خشتی و ساروجی قلعه در اثر بارندگیهای فصلی و وزش بادهای شدید کویری، فرو ریخته و از بین رفته است.
علاوه بر این، نبود برنامهریزی دقیق برای حفظ حریم و کاوش باستانشناسی در اطراف این بناها، خطر نابودی کامل آنها را دو چندان کرده است.
یکی از تلخترین واقعیتها در مورد این دو بنای ارزشمند، کمبود دادههای میدانی به روز درباره آنها است، زیرا در سالهای اخیر، هیچ کاوش علمی گسترده و نظاممندی در قلعه دختر انجام نشده است.
نبود نقشههای دقیق، طرحهای فتوگرامتری معتبر و مستندات معماری استاندارد، سبب شده است که پژوهشگران امروزی برای درک ساختار اولیه و لایههای تاریخی این بنا، همچنان به منابع چند دهه پیش تکیه کنند؛ در این میان، قلعه اردشیر که در مجاورت قلعه دختر قرار دارد و متعلق به دوره ساسانی است، وضعیتی مشابه دارد و بخش اعظم معماری آن نیز از بین رفته است.
موفقیتی که در سکوت گم شد
در تازهترین اخبار مرتبط با این دو اثر تاریخی، مقالهای از دو پژوهشگر کرمانی با موضوع «تداوم کارکردی و دگرگونی معنایی قلعه دختر کرمان از دوره پیشااسلامی تا دوره اسلامی» در یازدهمین سمپوزیوم دوسالانه هنر اسلامی «حمدبنخلیفه» قطر پذیرفته شده است.
این سمپوزیوم که یکی از معتبرترین رویدادهای علمی و دانشگاهی در حوزه هنر و معماری اسلامی محسوب میشود، فرصتی ارزشمند برای معرفی ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی کرمان در سطح بینالمللی به شمار میرود.
پذیرش این مقاله در رویدادی با محوریت «اسلام و فرهنگ بصری در آسیای معاصر»، نشان از توانمندی پژوهشگران کرمانی در رقابت با محققان مطرح بینالمللی دارد.
این مقاله با رویکردی میانرشتهای تلاش کرده است تا تصویری جامع از کارکرد و تحول این بنا ارائه دهد.
هر چند این موفقیت علمی اتفاقی ارزشمند و غرورآفرین برای جامعه علمی کرمان محسوب میشود، اما در سایه بی توجهی رسانههای محلی و ملی، کمتر به آن پرداخته شده است؛ این در حالی است که چنین دستاوردهایی میتواند به عنوان اهرمی برای جلب توجه مسئولان به وضعیت این آثار تاریخی و جذب بودجههای پژوهشی و حفاظتی مورد استفاده قرار گیرد.
شاید یکی از تلخترین بخشهای ماجرای قلعه دختر، فاصله عمیق میان توجه بینالمللی به این اثر و بیتوجهی داخلی به آن باشد.
درحالی که محافل علمی خارجی به تازگی مقالهای درباره این بنا را در یکی از معتبرترین رویدادهای علمی جهان پذیرفتهاند، این بنای ارزشمند در وطن خود، همچنان در غبار فراموشی فرو رفته است.
موزه روباز در انتظار یک تصمیم
در کنار تمام این چالشها، اما فرصتی بینظیر در انتظار کرمان است و با آزادسازی نسبی حریم قلعه دختر و قلعه اردشیر در سالهای اخیر، بستر مناسبی برای احیا و باز زندهسازی این دو بنای تاریخی فراهم شده است.
کرمان میتواند با الگوگیری از سایتهای باستانشناسی معروف جهان، این منطقه را به موزهای روباز تبدیل کند که در آن، فرآیند کاوش و پژوهش باستانشناسی به عنوان یک جاذبه گردشگری به نمایش گذاشته شود.
در کنار طرح آزاد سازی حریم، عجیب است که همچنان برخی اقدامات در حریم این قلعه به منظر آن صدمه زده است.
از نصب دکل مخابراتی بر فراز این بنا تا احداث زمین های ورزشی، ایجاد مکان های جمع آوری ضایعات و مکان های فرهنگی در این منطقه دیده می شود.
احیای این فضاها، اما نیازمند نگاهی فراتر از اقدامات مقطعی و شتابزده است و برخی تصمیمگیریهای عجولانه در سالهای گذشته، از جمله پروژه پارکسازی در حریم این دو قلعه، باعث وارد آمدن آسیبهای جبران ناپذیری به سایت باستانی شده است.
امروز، کرمان در آستانه یک تصمیم تاریخی قرار دارد؛ یا میتواند این ظرفیت تکرارنشدنی را با مداخلات غیر کارشناسی نابود کند، یا با برنامهریزی هوشمندانه، آن را به یکی از قطبهای گردشگری باستانشناسی و موزهداری در ایران تبدیل نماید.
استقرار فضاهایی مانند آمفیتئاترهای روباز، موزههای سایت محور و مسیرهای پیادهروی تاریخی، در کنار حفظ اصالت و جلوگیری از آسیب به لایههای باستانی، میتواند این فضا را به مقصدی برای گردشگران داخلی و خارجی تبدیل کند.
آموزش، زیربنای تداوم هویت
شاید مهمتر از هر اقدام حفاظتی و مرمتی، توجه به مقوله «آموزش» و «هویت سازی» در میان نسل جدید باشد.
تاریخ یک سرزمین زمانی زنده میماند که در ذهن و جان ساکنان آن جاری باشد و معرفی قلعه دختر و قلعه اردشیر از طریق ابزارهای نوین آموزشی، از جمله کتابهای داستانی، پویانماییهای فاخر و بازیهای رایانهای میتواند کودکان و نوجوانان کرمانی را با ریشههای تاریخی خود آشنا کند.
کودکی که داستان دژ اشکانی و نقش آن در شبکههای ارتباطی جنوبشرق ایران را بشناسد، نه تنها هویت تاریخی خود را بهتر درک میکند، بلکه در آینده، حافظ و دلسوز میراث اجدادیاش خواهد بود.
یکی از پژوهشگران و کارشناسان حوزه میراثفرهنگی در گفت و گو با خبرنگار مهر با انتقاد از بیتوجهی به قلعه دختر کرمان، اظهار کرد: این اثر با قدمتی حدود سه هزار سال، قدیمیترین اثر تاریخی شهر کرمان و مربوط به دوران مادها است.
سید مهدی موسوی، افزود: قلعه دختر کرمان که به قلعه کهنه نیز مشهور است، هسته مرکزی شهر باستانی کرمان بوده و از قدیمیترین قلعههای ایران به شمار میرود.
وی ادامه داد: بر اساس شواهد موجود، این قلعه بر روی صخرهای طبیعی در مرکز شهر کرمان بنا شده و دارای حصاری با برجهای دیدبانی بوده است.
موسوی، با بیان اینکه این اثر از مراکز آیینی شهر کرمان در دورههای مختلف تاریخی بوده و آثاری از آتشکده زرتشتیان در آن یافت شده است گفت:این قلعه و قلعه اردشیر در کنار یکدیگر، مجموعهای ارزشمند از ساختارهای معماری و مواد فرهنگی ادوار تاریخی تا متأخر اسلامی را تشکیل میدهند.
این پژوهشگر با مقایسه وضعیت قلعه دختر با آثاری مانند تخت جمشید، اظهار کرد: تخت جمشید که متعلق به دوره هخامنشی است، سالانه میلیونها گردشگر داخلی و خارجی را به خود جذب میکند و بودجههای کلانی صرف حفاظت، مرمت و پژوهش در آن میشود.
وی افزود: تخت جمشید در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده و همواره مورد توجه مسئولان و پژوهشگران بوده است و در مقابل، قلعه دختر کرمان با وجود قدمتی که برخی منابع آن را هم دوره یا حتی قدیمیتر از تخت جمشید میدانند، در غبار فراموشی فرو رفته و با این همه غنای تاریخی، حتی از ابتداییترین اقدامات حفاظتی نیز بیبهره مانده است.
تخریب و تصرف در سکوت مسئولان
این کارشناس با گلایه از وضعیت اسفبار این بنای کهن، گفت: متأسفانه قلعه دختر کرمان در سالهای اخیر به پناهگاهی برای معتادان و کارتنخوابها تبدیل شده است و حریم آن در اثر ساختوسازهای بدون مجوز، نصب دکل مخابراتی و احداث مجموعه ورزشی به شدت به خطر افتاده است.
وی افزود: در تازهترین اقدام غیرکارشناسی، شهرداری کرمان ضلع جنوب و جنوب غربی حریم قلعه دختر با قدمت چند هزار سال را سنگ فرش کرده و ضوابط و مقررات مربوط به حریم و عرصه تاریخی را زیر پا گذاشته است.
این پژوهشگر ادامه داد: برخی از دخل و تصرفها مثل دپوی ضایعات و بلوکهای سیمانی در حریم این اثر تاریخی، توسط یک مرکز فرهنگی انجام شده است و این در حالی است که این قلعه به عنوان کهنترین قلعه تاریخی ایران، شایسته چنین سرنوشتی نیست.
موسوی، تأکید کرد: اگر به آثاری چون تخت جمشید، چغازنبیل یا حتی کاخهای ساسانی در استان فارس نگاه کنیم، میبینیم که همه آنها از حداقل استانداردهای حفاظتی برخوردارند، اما قلعه دختر کرمان در مقابل چشم همگان در حال فرسایش و تخریب است.
این کارشناس میراث فرهنگی در ادامه به اهمیت معماری و تاریخی این بنا اشاره کرد و گفت: قلعه دختر بر روی صخرهای به ارتفاع حدود ۴۰۰ متر قرار گرفته است و موقعیت استراتژیک آن نشاندهنده درک بالای سازندگانش از اصول معماری دفاعی و شهرسازی در دوران باستان است.
وی افزود: این بنا نه تنها از نظر قدمت، بلکه از نظر نوع معماری، مصالح به کار رفته و هماهنگی با بستر طبیعی، یکی از شاخصترین نمونههای معماری کهن ایران محسوب میشود.
موسوی، تصریح کرد: قلعه دختر و قلعه اردشیر در شرق شهر کرمان، هسته مرکزی شهر تاریخی کرمان را شکل میدهند و مطالعه آنها میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره شیوههای شهرنشینی، الگوهای استقرار و تحولات فرهنگی این منطقه در طول هزاران سال ارائه دهد.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: انتظار نمیرود که قلعه دختر کرمان یک شبه به یکی از قطبهای گردشگری جهان تبدیل شود، اما حداقل انتظار این است که اقدامات اساسی برای حفاظت از آن، جلوگیری از تخریب حریم و انجام کاوشهای باستانشناسی نظاممند در این سایت انجام شود.
قلعه دختر نماد هویت تاریخی کرمان است
علیرضا جعفری زند، باستان شناس نیز در گفتگو با مهر می گوید: شوکه کننده است که در کنار یک اثر تاریخی به این مهمی، دپوی ضایعات وجود دارد و آدم حیرت می کند که چطور ممکن است اجازه داده شود.
وی می افزاید: عرصه و حریم اثر تاریخی و دخل و تصرف در آن منع قانونی دارد و در کنار هر اثر تاریخی عرصه وجود دارد و باید رعایت شود.
وی با اشاره به اینکه نمی توان تعریفی در مورد عدم توجه به حریم این بنا در نظر گرفت و دید اینقدر این بنا مورد بی مهری قرار گرفته است ادامه می دهد: اینجا یک قلعه تاریخی چند هزار ساله و بسیار ارزشمند است و باید به خوبی نگهداری و مرمت شود.
جعفری زند، می گوید: قلعه دختر کرمان تا روزگار قاجار مورد استفاده قرار می گرفته است و مردم کرمان باید بدانند چه گنجینه ای در کنار خود دارند.
این باستان شناس با بیان اینکه خشت های موجود در این بنا با توجه به ابعاد، مربوط به دوران هخامنشی است و باید این بنای تاریخ نگهداری شود تصریح می کند: قلعه دختر نیز نماد هویت تاریخی ایران و کرمان محسوب میشود و بیتوجهی به آن، بیتوجهی به ریشههای تمدنی این سرزمین کهن است.
وی می افزاید: وقت آن رسیده که مسئولان استانی و ملی، نگاه خود را به این گنجینه ارزشمند تغییر دهند و اجازه ندهند که این میراث گرانبها، در سکوت و غفلت، به طور کامل از بین برود.