خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 09 تیر 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

الیگارشی سیاسی اقتصادی بنی امیه، از انباشت در دست اغنیا تا فقر توده‌ها

مهر | دین و اندیشه | سه شنبه، 09 تیر 1405 - 14:44
الیگارشی بنی‌امیه با انحصار ثروت در دست نزدیکان حاکم، چرخه عدالت را شکست و جامعه را به دو قطبِ اشرافِ سیرشده و توده‌های گرسنه تقسیم کرد.
دست،اليگارشي،ثروت،اقتصادي،حاكمان،كارِ،زنگيان،ظالمان،منا،ستوه، ...

به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام محسن قنبریان در سلسله سخنرانی هایی با عنوان «طلاخون» به بررسی وضعیت اقتصادی حکومت بنی امیت و تلاقی آن با سیاست پرداخته است که مشروح مباحث مطرح شده در قسمت هشتم از این مجموعه سخنرانی را می خوانید.
آثار الیگارشی سیاسی و اقتصادی بنی‌امیه چنان بر مردم آشکار شد که آنان را به ستوه آورد.
بر اساس آموزه‌های قرآنی، اگر ثروت به‌درستی در جامعه جاری شود، مایه قوام و سرپا ایستادن مردم خواهد بود؛ اما اخلال در توزیع عادلانه آن و انباشت ثروت‌های کلان در دست اغنیا، موجب بی‌بهره ماندن توده‌های مردم (چه مسلمان و چه غیرمسلمان) می‌شود.
وقتی ثروت به‌جای گردش در میان مردم، صرف تجملات، خودنمایی و اشرافی‌گری حاکمان گردد، ستون‌های جامعه فرو می‌ریزد و موجب فروپاشی ملت می‌شود.
اقتصاد خصولتی و الیگارشی مالی-سیاسی که ریشه‌های آن را می‌توان در دوران بنی‌امیه جست، ثروت را از چرخه اقتصادی مردم خارج کرد و آن را در انحصار نزدیکان هیئت حاکمه قرار داد.
این رویکرد نه‌تنها باعث محرومیت نیازمندان شد، بلکه به ویرانی شهرها و شکل‌گیری شورش‌های گسترده انجامید.
از جمله این قیام‌ها می‌توان به شورش مردم آفریقه در سال‌های ۱۰۱ و ۱۰۲ هجری به دلیل فشارهای اقتصادی و همچنین قیام قبطیان و اهالی صعید مصر به خاطر سنگینی بار جزیه اشاره کرد که هر دو با خشونت سرکوب شدند.
در این نظام الیگارشی، نزدیکان حاکمان به مالکان بزرگ زمین‌های حاصلخیز تبدیل شده بودند.
والیان شرق آفریقا و جنوب عراق برای اصلاح شوره‌زارها و باتلاق‌ها، دست به استثمار گسترده زدند.
برای نمونه، عبدالله بن دَرّاج، مأمور خراج، خشک‌کردن باتلاق‌های میان بصره و کوفه را آغاز کرد.
این کارِ سنگین و طاقت‌فرسا با افزایش نیروی کارِ استثمارشده همراه بود، اما نه‌تنها از فلاکت آنان کاسته نشد، بلکه ستم ملاکان نیز بر آن افزوده گشت.
ابن اثیر در ذیل حوادث سال‌های ۷۱ تا ۷۶ قمری، از شکل‌گیری شورش این زنگیان به رهبری یکی از خودشان به نام «رَباح» (ملقب به شیرزاد) خبر می‌دهد؛ شورشی که بار اول توسط خالد بن عبدالله و بار دوم به دست حجاج با خونریزی سرکوب شد.
امام حسین (ع) در خطبه معروف خود در منا، دقیقاً همین دردها و بی‌عدالتی‌ها را هدف قرار داد و صدای بلند این مظلومان شد.
آن حضرت به حکما و بزرگان فرمودند: «شما ضعفا را به دست ظالمان سپردید؛ گروهی از آنان به بردگی گرفته شدند و اراده‌ای نیافتند، و گروه دیگر که در بند نبودند (مانند زنگیان و کارگران سخت‌کوش)، در تأمین نیازهای اولیه خود درمانده ماندند.» ایشان رفتار نخبگان را سبب گستاخی ظالمان، تبعیت از اشرار و رسوایی در هوس‌بازی دانستند و در جای دیگری تأکید کردند که مردم بردگانِ این حاکمان شده‌اند و هیچ دست یاری‌گری برای دفع این ظلم وجود ندارد؛ به‌گونه‌ای که مردم بیچاره در میان حاکمانی مستبد و مالکان زورمند گرفتار شده و برای دفاع از خویش ناتوان‌اند.
آن حضرت با شگفتی از وضعیتی می‌گویند که در آن، «زمین در تصرف مردی دغل‌باز و ستمگر، و مالیات‌گیری ظالم و مأموری بی‌رحم بر مؤمنان است».
این جملات، خواستگاه و ریشه اصلی قیام عاشورا را آشکار می‌کند تا به خاطر بسپاریم که ستوه آمدن مردم از کجا شکل گرفت.
در یک سو، جنگ الیگارشی بر سر پرخوری و انباشت ثروت بود و در سوی دیگر، فقرای مظلومی که از شدت کار در شوره‌زارها و باتلاق‌ها جانشان به لب رسیده بود؛ و خطبه منا، تجلی صدای بلند این محرومان است.