خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 09 تیر 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

فانتزی بازی زیرموشک

مشرق | سیاسی | سه شنبه، 09 تیر 1405 - 10:44
جریانی در داخل ایران همواره نگاهی ساده‌ساز و دور از واقعیت به تعامل با آمریکا داشته است اما در نهایت این بمب و موشک‌ها بودند که نظر آمریکا را در مورد ایران بیان کردند، نه دیپلماسی و نه حقوق بین‌الملل.
آمريكا،ايران،مرگ،جنگ،دستش،ديپلماسي،سياسي،گچ،شعار،قطع،اسرائيل ...

به گزارش مشرق، کبری آسوپار طی یادداشتی در روزنامه فرهیختگان نوشت:
می‌گویند مردی برای باز کردن گچ دستش که بر اثر تصادف شکسته بود، پیش پزشک رفت، از دکتر پرسید که آیا سلامت کامل دستش به‌دست‌آمده؟
دکتر پاسخ داد بله.
مرد برای فهم بهتر، این‌گونه سؤال را مطرح کرد آیا پس از باز کردن گچ دستش، می‌تواند پیانو بنوازد؟
و دکتر گفت بله.
مرد با خوشحالی و ذوق گفت چه خوب!
چون تا قبل از این نمی‌توانستم.
(بلد نبودم.)
آیا به دلیل تفاهم‌نامه آتش‌بس میان ایران و آمریکا، شعار مرگ بر آمریکا در ایران ممنوع می‌شود؟
مستند چنین ادعایی که در یادداشت عمادالدین باقی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب آمد، بند ۲ تفاهم‌نامه و تأکید بر «احترام متقابل ایران و آمریکا» است.
طبعاً فعالان سیاست و رسانه در ایران باید دنبال آن باشند که آمریکا چقدر به تعهدات خود در این تفاهم‌نامه عمل می‌کند، اما از چنین مدعایی برمی‌آید که نویسنده «ایرانی» بیشتر دغدغه دارد که آیا ایران به تعهد خود برابر آمریکا عمل می‌کند یا خیر؟!
او رؤیای خود را برای آنکه شعار مرگ بر آمریکا در ایران گفته نشود، به بندهای تفاهم‌نامه گره‌زده بی‌آنکه توجه کند خود تفاهم‌نامه نیم‌بند است، چه رسد به سنگینی بیشتری و آن هم کذایی و بی‌ربط به متن که بر آن بار شود.
از سویی تفاهم‌نامه برای قطع جنگی بود که آمریکا و اسرائیل بر ایران تحمیل کردند، نه برای آنکه همه مخاصمه‌های فی‌مابین، از ۲۸ خرداد ۳۲ تا همین لحظات نگارش این سطور را حل کند.
انتظار برخی از این تفاهم‌نامه اجباری، مثل همان انتظار مرد قصه‌ بالا از گچ دستش بعد از تصادف است و توقع دارند تفاهم‌نامه‌ای که برای قطع آتش بین طرفین و گذاشتن سدی بر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، امضا شده، معجزه کند و همه مخاصمات و جنایات قبلی آمریکا را هم محو کند و ناگاه از شیطان بزرگ، «فرشته مهربانی» بسازد.
سخن از چرایی و چیستی این شعار در ایران تکرار مکررات است.
مرگ بر آمریکا بروز زخم‌های تاریخی انباشته‌ای از کودتا، حمایت از جنگ و دیکتاتوری، تحریم اقتصادی، تروریسم دولتی، جاسوسی و کارشکنی‌های سیاسی آمریکا در جامعه ایران است و سپس به‌عنوان نمادی برای هویت مقاومت‌گرایانه مردم ایران در برابر هویتی تروریستی و متجاوزی که می‌خواهد ایران را از بین ببرد، برافراشته شده و آن سیاست‌های خصمانه را هدف می‌گیرد، نه آنکه شعاری ساده آن هم علیه یک کشور و مردمش باشد.
محور این ساده‌انگاری، مقصر دانستن ایران در مخاصمه‌هاست که چون ما مرگ بر آمریکا می‌گوییم آمریکا چنان می‌کند؛ درحالی‌که چون آمریکا چنان کرده، ما مرگ بر آمریکا می‌گوییم؛ نمی‌شود انتظاری معکوس داشته باشیم که با حذف معلول، علت حذف شود.
فراتر از مصداق مورد بحث، جریانی در داخل ایران همواره نگاهی ساده‌ساز و دور از واقعیت به تعامل با آمریکا داشته است.
این جریان دیپلماسی با آمریکا را که همواره کلاف سردرگمی فراتر از حتی پیچیدگی‌های معمول سیاسی بوده، با فانتزی‌هایی می‌خواست حل کند که صرفاً بین دو کشور دوست ممکن است معنادار باشد.
این نگاه ساده‌انگارانه، سال‌ها قدم‌زدن جواد ظریف و جان کری در خیابان‌های ژنو، تسلیت جان کری به حسین فریدون، گفت‌وگوی تلفنی لحظه آخری حسن روحانی و باراک اوباما را با ذوق‌زدگی به‌مثابه پایان دشمنی آمریکا با ایران تبلیغ کرد، حتی کوشید نشان دهد دیپلماسی حل مخاصمه، می‌تواند صرف دست‌دادن دو رئیس‌جمهور در راهروهای سازمان ملل باشد؛ اما در نهایت این بمب و موشک‌ها بودند که نظر آمریکا را در مورد ایران بیان کردند، نه دیپلماسی و نه حقوق بین‌الملل.
ساده‌لوحی می‌خواهد که هنوز پس از ۴۰ روز جنگ وحشیانه و داغ و درد این مردم و در آستانه تشییع رهبری که ترور او به همراه برخی اعضای خانواده‌اش لحظه آغاز این جنگ بوده، از مردم بخواهیم بر قاتل سه‌هزار شهید این جنگ، دعای مرگ نفرستند.
تفاهم‌نامه هم حاصل موشک‌های ایران است که بر پایگاه‌های آمریکا و بر اسرائیل فرود آمد، نه دیپلماسی صرف.
از سویی تفاهم‌نامه صرفاً برای قطع آتش بوده و نه گل‌وبلبل‌سازی فضای بین ایران و آمریکا.
نه اینکه این گزاره فقط فهم طرف ایرانی از این بندهای نیم‌بند باشد، بلکه طرف آمریکایی همچنان سیاست‌های خصمانه خود را علی‌رغم امضای تفاهم‌نامه دنبال می‌کند و نوع رفتار آنها با تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی که قرار است رویدادی ورزشی و غیرسیاسی باشد، یک نمونه آن است.
در همین ایام ارتش آمریکا بارها به جنوب ایران حمله کرده و تفاهم‌نامه را دلیلی بر پایان مخاصمه ندانسته، یعنی آنها بر سیاست‌های غلط و بلکه جنایات خود پافشاری بیشتری دارند تا برخی فعالان سیاسی در ایران بر دفاع از شعارهای به حق ملت که آسیبی هم به کسی نمی‌رساند.
همان جریان که جنگ را ساده‌سازی می‌کرد که به‌جای سلاح، «ساز» بسازید که «دنیای فردا دنیای گفتمان‌هاست و نه موشک‌ها»؛ همان جریان که برجام را «فتح‌الفتوحی» می‌دانست که خدا آورد حالا تفاهم‌نامه را عصای موسی می‌داند که قرار است سحر ساحران فرعون را باطل کند!
درحالی‌که از قضا آن دشمن مکار وقتی می‌بیند جریانی در داخل ایران با یک امضا ذوق‌زده می‌شود و با یک آب‌نبات فریب می‌خورد، دیگر نیازی نمی‌بیند برای جلب‌نظر ایرانی‌ها تعهدات خود را عملی کند و از قضا ذوق‌زدگی این جماعت از تفاهم‌نامه مانع اجرای آن می‌شود.