روایت زندگی شهید زارع خفری؛پدری برای دخترانش وفرماندهای برای سربازانش
شیراز- شهید «مسعود زارع خفری» از فرماندهان پدافند هوایی ارتش، سالها مسئولیت آموزش و دفاع از آسمان ایران را بر عهده داشت و سرانجام در نبرد با آمریکای جنایتکار، به شهادت رسید.
خبرگزاری مهر، گروه استانها: جنگ ۴۰ روزه رمضان، صحنهای دیگر از ایستادگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز دشمن بود؛ نبردی که در آن بسیاری از فرماندهان و رزمندگان ارتش، سپاه و نیروهای پدافندی با حضور در خط مقدم، امنیت کشور را با جان خود تضمین کردند.
در میان آنان، نام شهید مسعود زارع خفری برای همرزمانش تنها نام یک فرمانده نبود؛ او معلم، مدیر، رزمنده و انسانی متواضع بود که هر مسئولیتی را فرصتی برای خدمت میدانست.
این شهید والامقام در ۲۹ اسفند سال ۱۳۵۷ در نورآباد ممسنی دیده به جهان گشود و پس از پایان تحصیلات متوسطه در رشته ریاضی فیزیک، سال ۱۳۷۶ وارد دانشگاه افسری امام علی(ع) شد و تحصیل در رشته فیزیک هستهای را آغاز کرد.
چهار سال بعد با لباس سبز پدافند هوایی فارغالتحصیل شد و پس از گذراندن دورههای تخصصی توپخانه، مسیر خدمت خود را در یگانهای عملیاتی آغاز کرد.
هشت سال حضور در لشکر ۸۸ زرهی زاهدان، سالهایی بود که در سختترین شرایط آبوهوایی و عملیاتی سپری شد.
سپس با گذراندن دورههای عالی رستهای، تحصیل در دانشگاه فرماندهی و ستاد و پذیرش مسئولیتهای مختلف، پلههای رشد را یکی پس از دیگری طی کرد.
مسئولیت بازرسی، ریاست ستاد گروه ۹۹ پدافند هوایی و سرانجام فرماندهی دانشکده پدافند هوایی، بخشی از مسئولیتهایی بود که به او سپرده شد؛ مسئولیتهایی که همکارانش معتقدند با روحیهای متفاوت از بسیاری از فرماندهان همراه بود.
امروز از شهید مسعود زارع خفری، علاوه بر دهها سال خدمت و تربیت نیروهای متخصص پدافند هوایی، تصویری از فرماندهای باقی مانده است که مسئولیت را بر آسایش خود ترجیح داد، فرماندهی که فروتنی را معنا کرد و تا آخرین لحظه در کنار نیروهایش ایستاد.
هیچوقت از کار کردن خسته نمیشد
زینب تقیپور، همسر شهید مسعود زارع خفری در گفتگو با خبرنگار مهر، نخستین ویژگی همسرش را خستگیناپذیری دانست و گفت: او هیچوقت از کار کردن خسته نمیشد.
خدمت را عبادت میدانست و همیشه میگفت اگر کاری برای رضای خدا و امنیت مردم انجام شود، باقیاتالصالحات است.
وی ادامه داد: شهید زارع نسبت به بیعدالتی حساسیت ویژهای داشت و از ضایع شدن حق دیگران به شدت ناراحت میشد.
با وجود مسئولیتهای متعدد، جملهای را روبهروی میز کارش نصب کرده بود که همواره به آن نگاه میکرد؛ جملهای که شاید بهترین توصیف از روحیه مسئولیتپذیر او باشد: به هزار کار انجامنداده مسئولم.
این همسر شهید افزود: تواضع از بارزترین ویژگیهای اخلاقی او بود.
برخلاف جایگاه فرماندهی، هنگام مراجعه کارکنان و مسئولان، پشت میز نمینشست و روی صندلی مقابل آنان قرار میگرفت تا هیچ فاصلهای میان خود و مراجعهکنندگان احساس نشود.
شهید صیاد به عنوان الگوی زندگی و فرماندهی شهید زارع خفری
تقی پور با اشاره به دیگر ویژگی های این شهید والامقام گفت: او تنها در محیط کار چنین نبود.
در خانه نیز پدری مهربان و همسری همراه بود.
هر زمان که فرصت پیدا میکرد، وقتش را با دخترانش میگذراند و حتی روزهایی که پیش از طلوع آفتاب برای مأموریت از خانه خارج میشد، دلنوشتههایی برای فرزندانش مینوشت و زیر بالش آنها میگذاشت تا هنگام بیدار شدن، جای خالی پدر را کمتر احساس کنند.
وی ادامه داد: بسیاری از دوستان و همرزمان، همسرش را «شهید زنده» خطاب میکردند؛ زیرا سبک زندگی، سادهزیستی، اخلاق و حتی چهرهاش شباهت زیادی به شهید سپهبد علی صیاد شیرازی داشت و خودش نیز همواره از شهید صیاد به عنوان الگوی زندگی و فرماندهی یاد میکرد و بعد از هر نماز، از خدا میخواست عاقبتش را با شهادت رقم بزند.
این همسر شهید افزود: همسرم هیچوقت حاضر نبود از اتاق فرماندهی عملیات را مدیریت کند.
اعتقاد داشت فرمانده باید کنار نیروهایش باشد.
همیشه میگفت خون من از بقیه رنگینتر نیست و اگر خطری وجود دارد، اول باید خودم در میدان باشم.»
تقی پور در ادامه با اشاره به روز شهادت این شهید گفت: در دشت مهیار نخستین تیم تخصصی ضد هلیبرن را تشکیل داد و خودش در صف نخست عملیات ایستاد و نخستین شلیک موشک دوشپرتاب را شخصاً انجام داد و هواپیمای C-130 دشمن را هدف قرار داد و در حالی که نیروها برای شلیک بعدی آماده میشدند، جنگنده دشمن محل استقرار آنان را هدف گرفت و شهید زارع خفری به همراه سه تن از همرزمانش به آرزوی دیرینه خود رسیدند.
روایت همسر شهید از آخرین ساعات زندگی
همسر شهید افزود: وقتی از خانه بیرون رفت، احساس عجیبی داشتم.
انگار دلم خبر میداد این آخرین دیدار است.
کمی بعد برایم پیام فرستاد؛ «قوی باش و مواظب گلدخترانم باش» بعداً فهمیدم همان روز برای برادرش هم نوشته بود اگر برنگشتم، مراقب همسر و فرزندانم باشید و از همه برایم طلب حلالیت کنید.
وی ادامه داد: همسرم سالها برای چنین روزی خود را آماده کرده بود.
او شهادت را پایان زندگی نمیدانست، بلکه آن را پاداش سالها خدمت صادقانه میشمرد و بارها گفته بود دوست دارد عاقبتش همان راهی باشد که شهیدان پیمودهاند.
تقی پور در پایان با بیان اینکه تنها یک درخواست از مردم دارد؛ اینکه یاد و راه شهدا را فراموش نکنند، گفت: همسر من و همرزمانش جان خود را دادند تا دشمن نتواند به این سرزمین تعرض کند.
امنیت امروز، آسان به دست نیامده است.
امیدوارم همه ما قدردان خون شهدا باشیم و برای حفظ عزت و اقتدار ایران، هر کدام به سهم خود مسئولیتمان را انجام دهیم.
روایت زندگی شهید مسعود زارع خفری، تنها روایت یک فرمانده نظامی نیست؛ روایت مردی است که میان خانه و میدان نبرد، میان مسئولیت و محبت، و میان فرماندهی و فروتنی، مرزی قائل نبود.
او همانگونه که برای دخترانش دلنوشته مینوشت، برای سربازانش نیز پدری دلسوز بود و همانگونه که در خانه با مهربانی شناخته میشد، در میدان نبرد نیز پیشاپیش نیروهایش حرکت میکرد؛ فرماندهای که شعار «ارتش فدای ملت» را نه در سخن، بلکه با جان خود معنا کرد.