بصیرت مؤمنانه در نبرد روایتها
نویسنده در این یادداشت از اهمیت رسانه و اصول جنگ روایتها در حوادث اخیر کشور سخن گفته است.
یادداشت مهمان - علی اصغر قائمی، تاریخ بشر همواره صحنۀ نبرد شمشیرها و ارادهها و روایتها بوده است، در روزگار ما نیز در کنار میدان جنگ اما در عرصۀ اجتماعی، گلولهها جای خود را به کلمات، تصاویر و «روایتها» دادهاند.
بنابراین امروز روایت پیروزی یا شکست ملتها پیش از آنکه در میدانها رقم بخورد، در تسخیر ذهنها و قلبها تعیین تکلیف میشود.
پرسشی بنیادین که امروز در برابر ما قرار دارد این است که آیا ما راویان صادقِ فتح و ایستادگی هستیم یا نادانسته، بلندگوی شکست و ذلت شدهایم؟
خداوند متعال در قرآن کریم، مؤمنان را به هوشیاری در برابر هجوم اخبار و روایتهای مسموم فرا میخواند و میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَیٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ» (ای اهل ایمان!
اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کردۀ خود پشیمان شوید.
آیۀ ۶ سورۀ حجرات).
این آیۀ شریفه، چراغ راهی است تا در غبار رسانهای امروز، حقیقت را از دروغ و حماسه را از سراب بازشناسیم.
برگهای زرینی از پیروزی
در این میان، نباید از فهرست بلندبالای پیروزیهای راهبردی ایران در برابر این تهاجم همهجانبه غافل شد.
تغییر در موازنۀ قدرت و هزینهها یکی از این برگهای پیروزی است.
جایی که ایران با تکیه بر دکترین دفاعیِ خود، توانسته با بهرهگیری از تاکتیکهای نامتقارن، از جمله موشکهای دقیقزن و پهپادهای ارزانقیمت، هزینهای سرسامآور را بر دشمن تحمیل کند.
گزارشها حاکی از آن است که تنها در روزهای ابتداییِ جنگ، هزینۀ روزانۀ آمریکا به نزدیکی دو میلیارد دلار رسیده و این یعنی پیروزیِ بزرگِ «فرسایشِ اقتصادی» دشمن با هزینهای ناچیز.
برگ دیگری از پیروزی نشان دادنِ قدرتِ «بازدارندگیِ فعال» و عبور از راهبرد «صبرِ استراتژیک» بود.
ایران نشان داد که میتواند با شلیک مستقیم موشکهای بالستیک به اهداف دشمن و حتی تغییر دکترین نظامیاش به سمت «تهاجمِ فعال»، معادلات جدیدی را در منطقه رقم بزند.
پیروزیِ راهبردی دیگر، نفوذِ عمیقِ روایی و سیاسی در معادلاتِ منطقهای است (شبیه آنچه که در تولیدات رسانهای در دفاع از مظلومیت و حقانیت ایاران عزیزمان دیدیم).
بهگواهِ تحلیلگران، ایران با ایستادگی در این جنگ، از جایگاه یک بازیگرِ منطقهای فراتر رفته و به نمادِ «مقاومت» در برابر زیادهخواهیهای آمریکا و اسرائیل در جهان اسلام بدل شده است.
همچنین در این جنگ تحمیلی، ناتوانیِ دشمن در دستیابی به اهدافِ راهبردیِ خود همچون «تغییرِ رژیم» را به نمایش گذاشته شد و در نهایت، آمریکا را ناگزیر به درخواستِ آتشبس کرد که این خود، بزرگترین پیروزیِ سیاسیِ ایران در برابرِ دشمنِ متجاوز محسوب میشود.
حقیقت میدان، تجلی اراده در برابر آتش
برای درک بهتر عظمت این مقاومت، باید نگاهی به واقعیتهای عینی بیندازیم.
بر اساس مشاهدات و برآوردهای میدانی، با وجود آنکه دشمن غدار و حیلهگر با در اختیار داشتن نیمی از قدرت آتش دنیا، در طول پنجاه روز، حجم ویرانگری معادل 30هزار تن بمب را بر سر محور مقاومت فرو ریخت و حلقۀ محاصره را هر روز تنگتر کرد، اما چرخهای تولید و زندگی متوقف نشد، قفسۀ بازارها خالی نشد و استمرار زندگی، نماد باشکوهی از قدرت اجتماعی، فرهنگی، صنعتی، تولیدی و خوداتکائی کشور عزیزمان ایران است.
این ایستادگی چنان خیرهکننده است که حتی از چشم مردم و ناظران جهانی پنهان نمانده و آنان نیز به این تابآوری شگرف اعتراف میکنند.
اما چرا با وجود این حقیقت درخشان، گاهی در فضای داخلی احساس یأس پمپاژ میشود؟
واکاوی یک طراحی شوم، شبیخون به ذهنها
دشمن که در میدان عمل نتوانسته است با سلاح و محاصره، ارادهها را در هم بشکند، اکنون با یک طراحی چندگانه و پیچیده، روان جامعه را هدف گرفته است.
هدف قرار دادن استحکام و جایگاه ولایت فقیه، ربودن و غارت روایت پیروزی، در هم شکستن تابآوری مردم و تخریب اقتدار نیروهای مسلح و مسئولان دلسوز کشور، اهم ارکان این طراحی شوم دشمن خبیث است.
در چنین آوردگاهی، یکی از دردناکترین پدیدهها، هجمۀ غیرمنصفانه به فرماندهان و مدیرانی است که در خط مقدم این جنگ ترکیبی ایستادهاند.
در زمانهای که کشور درگیر نبردی همهجانبه است، داشتن «حسنظن» به مسئولانی که صداقت و توانمندی آنان در گفتار و کردار، از دوران دفاع مقدس تا کنون اثبات شده و پرهیز از تخریب آنان، نه یک توصیۀ اخلاقی ساده، بلکه یک ضرورت استراتژیک است.
کسانی که با بیانصافی خادمان ملت را تخریب میکنند، خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب طراحی دشمن میریزند.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودهاند «ضَعْ أَمْرَ أَخیکَ عَلی أَحْسَنِهِ حَتّی یَأْتِیَکَ مِنْهُ ما یَغْلِبُکَ وَ لا تَظُنَّنَّ بکَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخیکَ سُوءً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَها فِی الْخَیرِ مَحْمِلاً» (رفتار برادرت را به بهترین وجه آن تفسیر کن تا زمانی که کاری از او سر زند که راه توجیه را بر تو ببندد و هیچگاه به سخنی که از دهان برادرت بیرون آید، تا وقتی برای آن توجیه خوبی مییابی، گمان بد مبَر – بحارالانوار، جلد 75، صفحۀ 196).
سراب مجازی در برابر حقیقت عینی
تأملبرانگیزتر از طراحی دشمن، رفتار برخی رسانهها و صاحبان کانالهای مجازی در داخل کشور است.
در حالی که منطق میدان از یک ایستادگی مقتدرانه حکایت دارد، این تریبونها به کارخانۀ تولید یأس تبدیل شدهاند و با تکرار مداوم کلیدواژههای شکست، «روایت پیروزی» را به «روایت ذلت» بدل میسازند.
وقتی در این شبکهها بیوقفه ادعا میشود که «ما مستعمره شدهایم»، «تنگه هرمز را واگذار کردهایم» یا «دوستانمان را در لبنان تنها گذاشتهایم»، در واقع روان جامعه تیرباران میشود.
جای شگفتی است که در بیرون از مرزها، جهانیان با دیدن مقاومت ما انگشت به دهان ماندهاند، اما در فضای مجازیِ داخلی، مسابقهای برای القای خفت و سرشکستگی در جریان است.
پمپاژ ناامیدی در جامعه، دقیقاً شلیک به قلب تابآوری مردمی است که سالهاست با تکیه بر ایمان و امید، کوههای مشکلات را پشت سر گذاشتهاند.
قرآن کریم، ناامیدی را از صفات کافران میداند و میفرماید «وَ لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ» (و از رحمت خدا مأیوس نشوید، که تنها گروه کافران از رحمت خدا مأیوس میشوند - آیۀ ۸۷ سورۀ یوسف).
کلام آخر
جنگ امروز، نبرد کلمات، باورها و روایتهاست.
ما پیش از آنکه نیازمند سپری در برابر موشکهای بیگانه باشیم، نیازمند «بصیرت» در برابر روایتهای مسموم هستیم.
نباید اجازه داد که بلندگوهای ناامیدی، پیروزیهای بزرگ و ایستادگی شکوهمند ملت را در هیاهوی فضای مجازی غرق کنند.
با تکیه بر ایمان الهی، حسنظن به یکدیگر و هوشیاری در برابر جنگ روانی دشمن، میتوانیم روایتگر صادق و مقتدرِ حماسۀ پیروزی باشیم.
حال باید پرسید که چگونه حرف و سؤال یک عده ظاهرالصلاح و انقلابینما، با شبهات شبکههای معاندی همچون اینترنشنال (وابسته به رژیم جنایتکار اسرائیل) همسو و یکسان است؟