بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
روزنامه فرانسوی لوموند در تحلیلی نوشت که نمایش قدرت دونالد ترامپ در جنگ علیه ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، به جای تولید نتایج راهبردی، تنها به تضعیف اعتبار ایالات متحده انجامید.
به نوشته این روزنامه، استراتژی امنیت ملی آمریکا که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، مدعی بود «قابل اعتماد بودن» واشنگتن آن را به «نخستین شریک جهانی» تبدیل میکند، اما این جنگ نشان داد که دشمن آمریکا بودن ممکن است خطرناک باشد، اما دوست آمریکا بودن کشنده است.
لوموند با اشاره به نقل قول هنری کیسینجر تصریح میکند که متحدان عرب واشنگتن در خلیج فارس اکنون دریافتهاند که عاقلانهتر است دستکم روابط حداقلی با تهران برقرار کنند تا آسیبپذیری خود را کاهش دهند.
امارات متحده عربی که در ابتدا خواستار مشارکت فعال در جنگ بود، بیشترین حملات ایران را متحمل شد.
توافق آتشبس نیز اولویتهای حکومت ایران را بیش از آمریکا منعکس میکرد.
این گزارش میافزاید که جنگ، اصل محوری سند راهبردی آمریکا مبنی بر اینکه «قدرت تضمینکننده صلح است» را تضعیف کرد و نشان داد که «تهدید به زور» به مراتب بازدارندهتر از «نمایش قدرت» بود.
همچنین شکاف عظیم میان هزینه سامانههای پدافندی گرانقیمت و پهپادهای ارزانقیمت که در سند امنیت ملی به درستی شناسایی شده بود، «به شدت دستکم گرفته شده بود.»
بیبیسی در گزارشی از دور تازه تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا نوشت که سنتکام تأسیسات ذخیره موشک و پهپاد و مواضع راداری ساحلی ایران را هدف حملات تلافیجویانه قرار داده است.
این اقدام یک روز پس از حمله پهپادی ایران به کشتی باری «اور لاولی» با پرچم سنگاپور صورت گرفت که عملیات تخلیه ۱۱ هزار ملوان گرفتار در خلیج فارس را متوقف کرد.
تهران تأکید کرد که این کشتی به دلیل استفاده از مسیر غیرمجاز هدف قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، بیبیسی میافزاید که وزارت خارجه ایران نیز با انتشار بیانیهای، نیروهای آمریکایی را به «نقض معاهده» متهم کرد و از حملات تلافیجویانه به اهداف مرتبط با نیروهای آمریکایی خبر داد.
بحرین نیز از حمله «چندین پهپاد ایرانی» در ساعات اولیه شنبه خبر داد و آن را «نقض آشکار» حاکمیت خود خواند.
جی.
دی.
ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با لحنی تهدیدآمیز گفت: «اگر ایران درباره نحوه اعمال یادداشت تفاهم اختلاف نظر دارد، میتواند تلفن را بردارد، اما خشونت با خشونت پاسخ داده خواهد شد.»
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای با بررسی متن رسمی تفاهمنامه ایران و آمریکا، نتیجه میگیرد که جنگ اخیر پایان قطعی درگیریها نیست، بلکه آغاز مرحلهای پیچیده از مذاکرات ۶۰ روزه است.
نویسنده معتقد است مهمتر از جزئیات توافق، بررسی پیامدهای سیاسی و تغییر توازن قدرت در منطقه پس از جنگ است.
این مقاله می گوید اسرائیل و آمریکا نتوانستند به اهداف اصلی خود یعنی نابودی برنامه هستهای و موشکی ایران، تضعیف نیروهای همپیمان تهران و تغییر ساختار سیاسی ایران دست یابند.
در مقابل، ایران توانست با حفظ بخشی از برنامه هستهای، پذیرش حق غنیسازی صلحآمیز، لغو موقت برخی تحریمها و بازگشت صادرات نفت، امتیازاتی به دست آورد.
نویسنده میگوید اسرائیل که با شعار ایجاد «خاورمیانه جدید» وارد جنگ شد، در نهایت با هزینههای سنگین و کاهش جایگاه سیاسی روبهرو شد.
آمریکا نیز اعتماد برخی متحدان منطقهای خود را از دست داد.
در مقابل، ایران با وجود خسارات انسانی و زیرساختی، توانست از فشار جنگ عبور کند و در مذاکرات جایگاه خود را حفظ کند.
مقاله تأکید میکند که کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای خلیج فارس، ترکیه، پاکستان، مصر و قطر، نقش مهمی در جلوگیری از گسترش جنگ داشتند و آینده منطقه نیازمند ایجاد یک نظام امنیتی منطقهای مستقلتر است.
در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که بدون حل مسئله فلسطین، امنیت و ثبات واقعی در خاورمیانه امکانپذیر نخواهد بود.
المیادین در مقاله ای به بررسی روند مذاکرات لبنان و رژیم صهیونیستی پس از تفاهم آمریکا و ایران میپردازد و معتقد است این مذاکرات برخلاف انتظار اسرائیل، به جای تمرکز بر خلع سلاح حزبالله و حذف نفوذ ایران در لبنان، بیشتر به اجرای پیامدهای توافق واشنگتن و تهران معطوف شده است.
به گفته نویسنده، اسرائیل از کاهش تنش میان آمریکا و ایران ناراضی است، زیرا این روند میتواند فشارها برای خروج کامل نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را افزایش دهد.
اظهارات یحییئل لایتر، رئیس هیئت مذاکرهکننده اسرائیل، که مذاکرات را مانند «قطاری منحرفشده از مسیر» توصیف کرد، نشاندهنده نگرانی تلآویو از تغییر اولویتهای آمریکا است.
مقاله ادعا میکند نتانیاهو تلاش کرده با ایجاد «مناطق آزمایشی» و عقبنشینی محدود از برخی مناطق، هم فشار آمریکا را کاهش دهد و هم مسئولیت اجرای شروط اسرائیل را بهویژه در زمینه مقابله با حزبالله بر دوش دولت لبنان بگذارد.
نویسنده معتقد است این روند تنها به لبنان محدود نیست و میتواند بر پروندههای غزه و سوریه نیز اثر بگذارد.
از نگاه او، اسرائیل میکوشد خطوط قرمز خود را تثبیت کند تا در برابر فشارهای احتمالی آمریکا امتیاز بیشتری ندهد.
در پایان، مقاله تأکید میکند که نتیجه واقعی این مذاکرات هنوز مشخص نیست، زیرا بازیگر اصلی قدرت در لبنان یعنی حزبالله، موضع نهایی خود را درباره این روند اعلام نکرده است.
رأی الیوم در مقاله ای با عنوان «جنگ وجودی: نبرد برای شکست پروژه اسرائیل بزرگ از لبنان آغاز میشود»، تحولات اخیر منطقه را بخشی از یک رویارویی راهبردی گسترده میان ایران و محور آمریکا–اسرائیل میداند.
نویسنده معتقد است جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه تنها یک درگیری نظامی محدود بر سر برنامه هستهای ایران نبوده، بلکه تلاشی برای تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه و بازطراحی سیاسی منطقه به سود اسرائیل بوده است.
به باور نویسنده، هدف اصلی این جنگ تضعیف ساختار داخلی ایران، تغییر ائتلافهای منطقهای و ضربه زدن به محور مقاومت بوده، اما ایران توانسته انسجام داخلی و جایگاه سیاسی خود را حفظ کند.
پس از توقف جنگ و امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، تلاشهای دیپلماتیک آمریکا برای بازسازی ائتلافهای خود در منطقه، بهویژه در لبنان، افزایش یافته است.
مقاله توافق لبنان با اسرائیل را بخشی از این روند میداند که هدف آن محدود کردن نفوذ حزبالله و تغییر معادلات منطقهای است.
نویسنده معتقد است آینده این رقابت به میزان توانایی ایران در ایجاد شکاف میان متحدان آمریکا در منطقه بستگی دارد.
او عواملی مانند بازسازی ایران، همکاری اقتصادی با کشورهای خلیج فارس، تقویت روابط با عراق، استفاده از نفوذ اجتماعی و حفظ توان بازدارندگی را ابزارهای احتمالی ایران برای تغییر معادلات میداند.
در پایان، مقاله نتیجه میگیرد که ادامه اتحاد آمریکا و متحدانش به معنای ادامه جنگ در شکلهای سیاسی و اقتصادی خواهد بود، اما شکاف در این ائتلاف میتواند زمینهساز نظم جدیدی در منطقه شود.
رسانه های چین و روسیه
خبرگزاری شینهوای چین در گزارشی نوشت که آمریکا از دستیابی اسرائیل و دولت لبنان به یک توافق چارچوبی با میانجیگری واشنگتن خبر داده است؛ توافقی که به گفته مقامات آمریکایی، زمینهساز «صلح و امنیت پایدار» میان دو طرف خواهد بود، هرچند جزئیات آن هنوز بهطور کامل منتشر نشده و تفاوت آن با توافقهای آتشبس پیشین نیز روشن نیست.
بر اساس این گزارش، این توافق در پایان دور جدید مذاکرات در سطح سفرا در واشنگتن به امضا رسید و بر اجرای آتشبس شکننده میان دو طرف تأکید دارد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، این توافق را «نخستین گام در مسیر ایجاد چارچوبی برای صلح پایدار» توصیف کرد.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که بر اساس این چارچوب، دو طرف با هدایت واشنگتن ایجاد مناطقی آزمایشی را بهسرعت دنبال خواهند کرد؛ مناطقی که در آنها ارتش لبنان مسئولیت انحصاری کنترل امنیت را بر عهده میگیرد و حضور هرگونه گروه مسلح غیردولتی حذف خواهد شد.
به گفته این وزارتخانه، اجرای این اقدامات میتواند راه را برای دستیابی به توافقی جامع در حوزه صلح و امنیت هموار کند.
این توافق از سوی سفیران اسرائیل و لبنان در آمریکا امضا شد.
سفیر لبنان آن را نخستین گام برای بازگرداندن حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور و پایان دائمی درگیریها دانست.
در مقابل، سفیر اسرائیل مدعی شد که در این چارچوب «ایران و حزبالله خارج از معادله قرار گرفتهاند» و مسیر صلح میان اسرائیل و لبنان آغاز شده است.
با این حال، حزبالله در مذاکرات حضور نداشت و از زمان اجرای آتشبس در ماه آوریل، دو طرف بارها یکدیگر را به نقض آن متهم کردهاند.
روزنامه «ایزوستیا» روسیه در گزارشی با عنوان «اسرائیل علاقهای به آتشبس بلندمدت با لبنان ندارد» نوشت که اختلاف بر سر آینده حزبالله همچنان مهمترین مانع دستیابی به آتشبس پایدار میان لبنان و اسرائیل است و رایزنیهای سهروزه با میانجیگری آمریکا در واشنگتن نیز نشان داد دو طرف همچنان بر سر مسائل اساسی اختلاف دارند.
این گزارش با اشاره به مذاکرات اخیر میان نمایندگان لبنان و اسرائیل میافزاید که بیروت خواستار خروج کامل نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان است، در حالی که تلآویو بر خلع سلاح حزبالله و حفظ حق انجام عملیات نظامی در جنوب لبنان تأکید میکند.
به نوشته ایزوستیا، این مذاکرات همزمان با تفاهم موقت میان ایران و آمریکا دنبال میشود؛ تفاهمی که بر توقف درگیریها در مرز لبنان نیز تأکید دارد و از این رو، تحولات جبهه لبنان میتواند بر روند گفتوگوهای تهران و واشنگتن نیز اثرگذار باشد.
الکساندر کارگین، تحلیلگر سیاسی، معتقد است این مذاکرات از هدفی روشن و قابل تحقق برخوردار نیست، زیرا اسرائیل خود را در جنگ با حزبالله میداند، نه با دولت لبنان.
به گفته وی، دولت لبنان نیز نسبت به نقش و عملکرد حزبالله انتقادهایی دارد و همین موضوع باعث شده مذاکرات میان دو دولت از محتوای واقعی و مؤثر برخوردار نباشد.
در ادامه گزارش، گریگوری لوکیانوف، پژوهشگر مرکز مطالعات عربی و اسلامی وابسته به آکادمی علوم روسیه، تأکید میکند که راهبرد اسرائیل جداسازی دولت لبنان از حزبالله است.
به گفته او، تلآویو به دنبال آتشبس با دولت لبنان است، نه با حزبالله، و تا زمانی که مسئله این گروه مطابق خواسته رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل حلوفصل نشود، هیچیک از چهرههای بانفوذ اسرائیلی حاضر به پذیرش عادیسازی روابط با لبنان نخواهند بود.
به نوشته ایزوستیا، در محافل تصمیمگیری اسرائیل درباره لزوم برچیدن زیرساختهای مرزی حزبالله و ایجاد یک منطقه حائل اجماع وجود دارد؛ موضوعی که نشان میدهد تلآویو در شرایط کنونی تمایلی به دستیابی به یک آتشبس بلندمدت با لبنان ندارد.
این گزارش صرفاً بازتابدهنده دیدگاه نویسنده و روزنامه ایزوستیا است.