شبی که عاشورا رنگ دیگری گرفت/ امسال خیابانها روضه خوانند
یک سال پس از عاشورایی که با «ای میهن خدایی» در خاطرهها ماند، محرم امسال در حالی آغاز شده که مردم با زخمهای تازه، بار دیگر به نام امام حسین(ع) پناه آوردهاند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: جنگ ۱۲ روزه، روزهایی متفاوت را برای ایران رقم زد.
حملات و درگیریهای نظامی، شهادت شماری از فرماندهان و شهروندان و نگرانیهای عمومی، فضایی متفاوت را بر کشور حاکم کرده بود.
در این میان، فرارسیدن ماه محرم تنها دو روز پس از پایان جنگ، حال و هوایی خاص به جامعه بخشید؛ گویی سوگواری سالانه برای امام حسین(ع) این بار با خاطرات روزهای پرالتهاب و داغهای تازه درهم آمیخته بود.
طبق سنت سالهای گذشته، مراسم عزاداری دهه نخست محرم در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.
شبهای ابتدایی محرم، مراسم مطابق برنامه ادامه داشت، اما غیبت رهبر شهید انقلاب در این مجالس، موجب شد توجه بسیاری از مردم و رسانهها به این موضوع جلب شود.
با این حال، هیچ اطلاعرسانی درباره زمان حضور ایشان صورت نگرفت و مراسم همچنان در فضایی معنوی ادامه پیدا کرد.
شبی که هیچکس انتظارش را نداشت
شب عاشورا، مجلس عزاداری همچون شبهای قبل در جریان بود.
حاضران در حسینیه، بیخبر از هر اتفاقی، به سخنرانی و مرثیهخوانی گوش میدادند که ناگهان ورود رهبر شهید انقلاب، فضای حسینیه را دگرگون کرد.
حاضران با مشاهده ایشان از جای برخاستند.
شعارهای «اللهاکبر»، صلوات و ابراز احساسات مردم، دقایقی فضای مجلس را تحت تأثیر قرار داد.
بسیاری از کسانی که در آن مراسم حضور داشتند، این لحظه را یکی از متفاوتترین شبهای عاشورای سالهای اخیر توصیف کردند.
پس از آرام شدن فضای مجلس، سخنرانی ادامه پیدا کرد و مراسم به روال معمول خود ادامه یافت.
رهبر شهید انقلاب اما با حضور خود آرامشی را به مردم تزریق کرد.
آرامشی از جنس امنیت و آسوده خاطری برای مردمی که ۱۲روز سختی را پشت سر گذاشته بودند.
او با همان آرامشی که به جامعه بخشید شروع به خوندن قرآن کرد تا مراسم به بخش روضه حضرت رقیه(س) رسید و فضای حسینیه رنگ دیگری به خود گرفت.
ذکر مصائب دختر خردسال امام حسین(ع)، اشک بسیاری از حاضران را جاری کرد و مجلس در سکوتی آمیخته با گریه و زمزمه عزاداران ادامه یافت.
او با آرامش خاطر قرآن را بسید و کنار قرار داد و اشکهایش را بر گونههایش جاری کرد.
او خواست به دشمنانش ثابت کند که تنها زمانی اشک بر چهرهاش مینشیند که ذکر مصائب امامان معصوم خود را بشنود.
شاید هم با خواندن روضه سهساله ارباب به یاد طفلان معصومی در جنگ افتاد که به دست بدترین دشمن زمان، اسرائیل به شهادت رسیده بودند.
وقتی روضه حضرت رقیه(س) خوانده شد، حال و هوای مجلس تغییر کرد.
روضهای که هر ساله در شب عاشورا، دلهای بسیاری را متأثر میکند، این بار نیز جمعیت حاضر را به گریه واداشت.
شب عاشورای سال گذشته، برای بسیاری از مردم تنها یادآور واقعه کربلا نبود؛ بلکه یاد روزهای سخت جنگ، خاطره شهدا و نگرانیهایی بود که در روزهای گذشته بر جامعه سایه افکنده بود.
نوبت به نوحهای رسید که از ایران میگفت
با پایان روضه، محمود کریمی در جایگاه مداحی قرار گرفت.
در میان نوحهها و مرثیهها، درخواست اجرای «ای میهن خدایی» از سوی رهبر شهید انقلاب مطرح شد؛ شعری که در روزهای جنگ، به دلیل اشاره به ایران، هویت ملی و مفاهیم عاشورایی، مورد توجه قرار گرفته بود.
وقتی نوحه آغاز شد، بسیاری از حاضران با آن همراهی کردند:
ای میهن خدایی
صحن امام رضایی
ایران ذوالفقار و
ایران عاشورایی
---
در روح و جان من
میمانی ای وطن
تویی تو هستی حرم
تویی تو خانه من
---
ای ایران ایران
دور از دامن پاکت دست دگران
بدگوهران
ای مهر رخشان
زیر سایه حیدر باشی در امان
ای دل و جان
---
خاکت آغشته شد
با بوی کربلا
تویی تویی که اسم تو شد
بیرق سرخ سقا
---
ای معراج ما
ای آسمانت خط سرخ شهدا
هستی ما
نذر تو بادا
ای دست مردمانت در دست خدا
---
تو سربلند پیروز
در کل عالمینی
تا وقتی با تو باشد
این غیرت حسینی
از «ای اهل حرم» تا «ای میهن خدایی»
سالهاست که نوحهها و مرثیهها بخشی از حافظه جمعی مردم ایران را تشکیل میدهند.
از «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» گرفته تا مرثیههای سنتی شبهای تاسوعا و عاشورا، هر کدام در مقاطعی با احساسات و خاطرات مردم پیوند خوردهاند.
در عاشورای سال گذشته نیز «ای میهن خدایی» برای بسیاری از عزاداران، تنها یک نوحه نبود؛ بلکه یادآور روزهایی بود که جامعه ایران، فاصله کوتاهی با جنگ و حوادث تلخ آن داشت و محرم، فرصتی برای بازگشت به مفاهیم صبر، همبستگی و ایستادگی فراهم کرده بود.
وقتی هر روضه، یاد یک داغ تازه را زنده میکند
یک سال از آن عاشورای متفاوت گذشته است.
از شبی که نوای «ای میهن خدایی» در حسینیه امام خمینی(ره) پیچید و مردمی که تازه از جنگ ۱۲ روزه بیرون آمده بودند، اشکهایشان را میان نام امام حسین(ع) و نام ایران قسمت کردند.
اما انگار این سرزمین هنوز از آزمونهای سختش فارغ نشده بود.
امسال، محرم بار دیگر از راه رسیده است؛ محرم دیگری پس از روزهایی دشوار، پس از جنگی دیگر و پس از داغهایی که هنوز تازهاند.
هنوز قاب عکسهایی هستند که گرد زمان رویشان ننشسته، هنوز لباسهای سیاهی هستند که صاحبانشان فرصت نکردند آنها را برای محرم امسال بر تن کنند و هنوز خانههایی هستند که جای خالی یک صندلی، بیشتر از هر چیزی به چشم میآید.
سال گذشته، مردم با پایان جنگ ۱۲ روزه به محرم رسیدند و در شب عاشورا، اشکهایشان را پای روضه و نوحه «ای میهن خدایی» ریختند.
اما یک سال بعد، بار دیگر جنگ، فقدان و نگرانی، مهمان این سرزمین شد.
بسیاری از خانوادهها هنوز در حال مرور خاطرات روزهای سخت گذشتهاند.
مادرانی که امسال دومین محرم خود را با قاب عکس فرزندشان آغاز میکنند، همسرانی که جای خالی شریک زندگیشان را بیش از هر زمان دیگری حس میکنند و کودکانی که معنای فقدان را زودتر از آنچه باید، تجربه کردهاند.
اما بزرگترین فقدان زمانه درحال حاضر نبود رهبر شهید انقلاب است.
کسی که خود بانی برگزار کننده مراسمهی عزاداری سالار و سرور شهیدان بود اما امسال بیشتر از هرکسی دیگر جای خالیاش احساس میشود.
خیابانهایی که مأمن دلها شدند
سال گذشته، نگاهها به حسینیه امام خمینی(ره) بود؛ جایی که عاشورای متفاوتی را در حافظه جمعی مردم ثبت کرد.
اما امسال، حال و هوای محرم را باید در کوچهها، میدانها، هیئتهای کوچک و تجمعهای شبانه مردم جستوجو کرد.
بیش از صد شب است که بسیاری از مردم، شبها را در کنار یکدیگر سپری میکنند.
بعضی برای همدردی، بعضی برای اینکه در غمهایشان تنها نباشند و بعضی فقط برای اینکه حضور دیگری، اندکی از سنگینی این روزها کم کند.
انگار خیابانها دیگر فقط محل عبور نیستند؛ به جایی برای تقسیم اشکها و خاطرهها تبدیل شدهاند.
هر شب، صدای نوحهای از گوشهای بلند میشود، پرچم سیاهی بر سردری نصب میشود و مردمی که شاید همدیگر را نشناسند، کنار هم میایستند و با شنیدن نام امام حسین(ع)، بغضهایشان را پنهان نمیکنند.
سهسالهای که هنوز داغش تازه است
روضه حضرت رقیه(س) همیشه اشکآور بوده است، اما امسال، برای خیلیها معنای دیگری دارد.
مگر میشود روضه سه ساله ارباب را شنید و برای دختران میناب گریه نکرد؟!
مگر میشود روضه حضرت رقیه(س) شنید اما برای گوشوارههای به جامانده بر زیر آوار گریه نکرد؟!
امسال گوشه به گوشه این کشور داغدار دخترکانی است که عروسکهایشان را بر زیر آوار جا گذاشتهاند.
دخترانی که گیسوان بلندشان در آتش سوخت و شاید صورتهایشان نه از سیلی اما از ضربات بیرحمانه رژیم کودککش کبود شده باشد.
امسال وقتی مداح از چشمانتظاری دختر سهساله امام حسین(ع) میگوید، بعضیها به دخترانی فکر میکنند که امسال با عکس پدرشان به هیئت آمدهاند.
وقتی از غربت اهلبیت(ع) سخن میگوید، بعضیها یاد روزهایی میافتند که در اضطراب خبرها، چشم به تلفن و پیامها دوخته بودند.
و وقتی مجلس غرق اشک میشود، دیگر معلوم نیست اشکها فقط برای کربلاست یا برای همه داغهایی که این سالها بر دل مردم نشسته است.
هنوز صدای «ای میهن خدایی» در حافظهها مانده است
برای بسیاری از مردم، نوحه «ای میهن خدایی» دیگر فقط یک مداحی نیست.
یادگار شبی است که عاشورا و ایران، اشک و امید، روضه و همبستگی، در کنار هم قرار گرفتند.
حالا یک سال از آن شب گذشته است.
جنگ دیگری پشت سر گذاشته شده و داغهای تازهای بر دلها نشسته، اما هنوز خیلیها وقتی نام ایران را میشنوند، به یاد رهبر شهیدشان همان مصرعها را زیر لب زمزمه میکنند:
«ای میهن خدایی
صحن امام رضایی
ایران ذوالفقار و
ایران عاشورایی»
و شاید بیشتر از همه این بیت در دلها مانده است:
«در روح و جان من
میمانی ای وطن
تویی تو هستی حرم
تویی تو خانه من»
محرم امسال، پناهگاهی برای دلهای خسته
محرم امسال، فقط آغاز دهه عزاداری نیست؛ پناهگاهی است برای دلهایی که از روزهای سخت عبور کردهاند.
برای مردمی که دوباره فقدان را تجربه کردهاند، دوباره نگران شدهاند، دوباره اشک ریختهاند و دوباره زیر پرچم امام حسین(ع) گرد هم آمدهاند.
انگار رسم این سرزمین همین است؛ هر وقت داغها سنگینتر میشود، محرم از راه میرسد.
هر وقت دلها خستهتر میشوند، صدای «یا حسین» بلند میشود.
و هر وقت مردم احساس میکنند چیزی از دست رفته است، دوباره زیر بیرق سیاه عزای امام حسین(ع)، یکدیگر را پیدا میکنند.
شاید به همین دلیل است که محرم امسال، بیش از هر زمان دیگری، شبیه یک پناهگاه است؛ پناهگاهی برای مادرانی که هنوز با عکس فرزندانشان حرف میزنند، برای پدرانی که سکوتشان از اشک سنگینتر است، برای جوانانی که دوستانشان را از دست دادهاند و برای مردمی که یک سال دیگر از تاریخشان را با جنگ و فقدان پشت سر گذاشتهاند.
و در میان همه این داغها، همچنان صدای طبلهای محرم به گوش میرسد، پرچمهای سیاه بر فراز شهرها برافراشتهاند و مردمی که زخم خوردهاند، بار دیگر به عاشورا رسیدهاند؛ همان مردمی که خوب میدانند در میان همه اندوهها، هنوز نام امام حسین(ع)، مأمن دلهای بیقرار است.