تبریز در سوگ؛ بازخوانی «زیست متعالی» در آیینهای عاشورایی
تبریز-دانشیار فلسفه دانشگاه تبریز با اشاره به آیینهای عاشورایی این شهر، این عزاداریها را فراتر از سنت و تجلی «زیست متعالی» دانست و بر ضرورت پیوند مداحی با حکمت و عرفان تأکید کرد.
خبرگزاری مهر، گروه استانها- زهرا ژرفی مهر: تبریز در عاشورای حسینی، یکپارچه در سوگ سیدالشهدا فرو رفت.
کارشناسان معتقدند این آیین فراتر از یک سنت تاریخی، بازخوانی یک «زیست متعالی» و درک عمیق فلسفه وجودی انسان است.
تبریز، شهر اولینها و مهد پایتخت تشییع، امسال نیز شاهد شکوه عزاداریهایی بود که در آن، مرز میان تاریخ و حقیقت، با آموزههای عرفانی و کلامی در هم تنیده شد.
صدای طبلها و سنجها که از صبح عاشورا خیابانهای منتهی به بازار تاریخی را پر کرده بود، تنها نمادی از سوگواری نبود؛ بلکه فریادی برای بیداری عقل و قلب آدمی در برابر امواج ماتریالیسم دنیای امروز بود.
در این میان، آنچه عزاداری تبریز را از سایر شهرها متمایز میکند، پیوند ناگسستنی شور حسینی با اندیشه و حکمت است.
عزاداران تبریزی در هر قدم از دستههای سینهزنی، گویی در حال طی کردن مراحلی از یک سلوک عرفانی هستند؛ سلوکی که در عاشورا به «کمال شهادت و ایثار» میرسد.
عاشورا؛ فراتر از یک حادثه، درس «زیست ملکوتی»
در همین زمینه، علی بابایی، دانشیار فلسفه و کلام دانشگاه تبریز در گفتگو با خبرنگار مهر به تحلیل ابعاد عمیق این ایام میپردازد.
وی معتقد است واقعه عاشورا، خلاصه و عصارهای از یک «زیست متعالی» است.
بابایی با اشاره به تقسیمبندی مراتب حیات انسان در عالم اسلام میگوید: ما سه مرتبه زیست در (ملک، ملکوت و جبروت) داریم.
انسان متعالی، بخش اعظم زیستاش در عالم ملکوت است؛ این زیست متعالی حادثههای عمیقی را رقم میزند که با حساب و کتاب عالم ملک قابل سنجش نیست.
مردم تبریز، با تأسی به اولیای الهی و نیز بزرگان عارف و حکیم این شهر توانستهاند این زیست ملکوتی را در کالبد زندگی روزمره خود ساری و جاری کنند.
بابایی همچنین درباره ضرورت تغییر در فرم مداحیها تأکید میکند: مداحان ما باید پیش از آنکه مداح باشند، حکیم و عارف باشند.
مداحی صرفا صدای خوش نیست.
صرفا لفظپردازیهای شاعرانه کافی نیست؛ باید لایههای عرفانی و عاشقانه عاشورا شکافته شود.
کلامی که عمق حکیمانه داشته باشد، هم قلب و هم عقل را تسخیر میکند.
آرزوی من این است که عاشورا از یک حادثه معمولی تکرارپذیر، به منبعی برای تغذیه بشر گمشده در دنیای تکلایهی مادی معاصر تبدیل شود.
زن، کانون خانواده و پرواز بر بالهای حقیقت
بخش دیگری از تحلیلهای این استاد دانشگاه بر نقش بانوان در احیای این آیینها متمرکز است.
بابایی با اشاره به لزوم حضور فعال بانوان میگوید: اگر قرار باشد راه کمال انسانی طی شود، ما به دو بال نیاز داریم.
زن، کانون خانواده و قلب اجتماع است.
نقش مکمل زن و مرد در هیئتها، یعنی پرواز پرنده؛ اگر زن حذف شود، نیمی از این پرواز لنگ میماند.
حضور زنان در هیئتهای تبریز، یعنی محور قرار گرفتن قلب در امور مهم؛ جایی که حرف مادر نفوذی به مراتب عمیقتر از هر کلام دیگری در جان فرزند مینشاند.
روایت میدان؛ وقتی قلبهای تبریز در مدار عشق میتپند
در لابلای طنین طبلها و زمزمههای یا حسین (ع)، خبرنگار مهر به میان عزاداران در مسیر بازار تاریخی و مساجد بزرگ تبریز رفت تا تپش این باورها را در متن زندگی مردم لمس کند.
حاجآقا سیدصادق، از پیرغلامان حسینی که سالهاست علمدار دستهای در تبریز است، در حالی که شال عزا بر گردن دارد، به خبرنگار مهر میگوید: ما از پدرانمان یاد گرفتیم که عاشورا یعنی ایستادگی تا پای جان؛ آنچه از بزرگان و علما میشنویم، همان حرفی است که ما در کوچه و بازار با زبان روضه و نوحه میفهمیم؛ اینکه حسین (ع) تنها نماند، یعنی ما پای حرفمان ایستادهایم.
در این شهر، ایثار با نام سیدالشهدا گره خورده است.
رضا، دانشجوی جوانی که در کنار هیئت جوانان ایستاده، نگاه متفاوتی به این حضور دارد.
وی معتقد است: شاید ظاهر برخی نوحهها قدیمی به نظر برسد، اما جانمایهی آنها انتخاب است.
اینکه ما اینجا هستیم، یک انتخاب آگاهانه، نه صرفاً یک عادت است.
در دنیایی که همه چیز مادی و مصرفی شده، حضور در این مراسم برای من به معنای زنده نگهداشتن روح عزت و ایستادگی در برابر سختیهاست.
در حاشیه مسیر عزاداری، بانویی که با دقت برای کودک خردسالش سربند «یا حسین» میبست، با صدایی که از بغض میلرزید، گفت: اگر میخواهیم فرزندمان در مسیر درست رشد کند، باید او را از همین کودکی با نام حسین (ع) آشنا کنیم.
این هیئتها برای ما فقط جای عزاداری نیست، بلکه یک مدرسه است؛ مدرسهای که درس وفاداری، ادب و آزادگی را به نسل بعد منتقل میکند.