حسینی: صلح بدون عزت، همان تسلیم در برابر ظلم است
رئیس سازمان بهزیستی کشور با حضور در جمع عزاداران حسینی، قیام امام حسین(ع) را مکتبی جاودان برای پیوند عزت، مقاومت و صلحطلبی دانست.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سازمان بهزیستی کشور، سید جواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی کشور، در شب عاشورا با حضور در جمع هیئتهای مذهبی و عزاداران حسینی، در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) شرکت کرد و درباره قیام امام حسین(ع)، منطق این قیام، نسبت آن با عزت، مقاومت، شهادت و صلحطلبی و همچنین پیوند این منطق با تاریخ ایران، جنگهای اخیر و درسهایی که این رخدادها از عاشورا گرفتهاند، سخن گفت.
حسینی با اشاره به جایگاه استثنایی قیام عاشورا اظهار کرد: منطق قیام حسینی، ترازوی عزت در دیوان صلحطلبی است.
قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) یکی از شگفتانگیزترین و در عین حال ریشهدارترین وقایع در بستر تاریخ است.
اگر تقویم را ورق بزنیم و به سال ۶۰ هجری بازگردیم درمییابیم که این حرکت تاریخی از شب بیستوهشتم رجب، درست در لحظهای که امام حسین(ع) مدینه را به مقصد مکه ترک کرد، آغاز شد و در دهم محرم سال ۶۱ هجری در دشت کربلا به نقطه عطف خویش رسید.
وی افزود: این فاصله پنجماهه در پهنه هزاران سال تاریخ بشر تنها چشمبرهمزدنی است اما طنین آن چنان عمیق و پرصلابت است که هرگز در گذر زمان خاموش نخواهد شد.
حسینی ادامه داد: دلیل این ماندگاری نه در طول زمان آن بلکه در مکتب بنیادینی است که امام حسین(ع) در این سفر تاریخی پیریزی کرد.
مکتبی که عزت را نه در هیاهوی جنگافروزی بلکه در پایداری حکیمانه بر حق معنا کرد و صلحطلبی را نه از سر استیصال و ضعف بلکه به مثابه ابزاری برای اتمام حجت و پرهیز از خونریزیهای بیحاصل به نمایش گذاشت.
این همان الگوی ممتاز عزت در عین صلحطلبی است.
رئیس سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: امام حسین(ع) آغازگر هیچ نبردی نبود بلکه تا واپسین لحظات برای جلوگیری از وقوع این فاجعه تاریخی تمام مجاری گفتوگو را گشوده نگاه داشت.
برای درک عمیق صلحطلبی امام باید به گزینههای راهبردی ایشان در آن بزنگاه حساس توجه کرد.
هدف اصلاحی او تبلور بیانیه "إنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی" بود، حرکتی که بر ایشان تحمیل شد.
حسینی با بیان اینکه پرهیز هوشمندانه امام حسین(ع) از درگیری در مدینه نیز از همین منطق صلحجویانه برمیخاست، گفت: مدینه در آن زمان پایگاه اجتماعی و معنوی امام بود.
اگر ایشان قصد جنگافروزی یا کودتای نظامی داشت مدینه بهترین سنگر نفوذ، فراخوان مردم و برافروختن آتش یک جنگ خانگی بود اما امام برای حفظ حرمت شهر پیامبر(ص) و جلوگیری از آنکه مدینه به میدان کشتار و خونریزی بدل شود، شبانه از آن خارج شد.
وی گفت: این یک انتخاب صلحطلبانه بود.
ایشان آوارگی را برگزید تا شهر جدش از گزند ستیز در امان بماند.
رئیس سازمان بهزیستی افزود: همین رویکرد در حفظ حرمت مکه نیز متجلی است.
مکه در آن دوره در اوج مناسک حج و محل تجمع مسلمانان از اقصی نقاط جهان بود.
اگر امام قصد داشت از فضای ملتهب سیاسی برای شورش بهرهبرداری کند، مکه بهترین موقعیت راهبردی بود چرا که میتوانست با بهرهگیری از حضور انبوه زائران، جنبشی گسترده برپا کند.
اما او حج را به عمره تبدیل کرد و از مکه خارج شد تا نه تنها حرمت خانه خدا شکسته نشود بلکه به تاریخ نشان دهد هدفش جنگطلبی نیست.
حسینی تصریح کرد: این خروج نماد اولویت دادن به حفظ قداست و امنیت اماکن مقدس بر اهداف نظامی بود.
در طول مسیر نیز امام بارها آمادگی خود را برای بازگشت اعلام کرد.
در کربلا نیز ایشان سه راهبرد مشخص شامل بازگشت، عزیمت به مرزهای اسلامی یا گفتوگوی مستقیم با یزید را مطرح کرد تا مانع شعلهور شدن جنگ شود.
وی بیان کرد: امام تا واپسین لحظات با سخنرانیهای مکرر، تلاش کرد وجدان خفته سپاه مقابل را بیدار کند و در شب عاشورا، چراغ را خاموش کرد و یاران را آزاد گذاشت تا هیچکس از روی اجبار در آن میدان نماند.
حسینی با تأکید بر اینکه منطق عاشورا روشن بود، گفت: مؤمن جنگطلب نیست اما اگر میان دوراهی ذلت و ایستادگی قرار گیرد، فریاد هیهات منا الذلة سر میدهد.
امام حسین(ع) در روز عاشورا با ایستادگی کامل در برابر ظلم با شهادت خود و اسارت خانوادهاش مبارزه را برای تاریخ معنا کرد و شعار راهبردی هیهات منا الذلة را به طور کامل و عملی تحقق بخشید.
رئیس سازمان بهزیستی کشور در ادامه با اشاره به پیوند منطق عاشورا با تاریخ ایران گفت: اگر به تاریخ ایران نگاهی گذرا داشته باشیم میبینیم که تاریخ ایران در دو سده اخیر، آیینه تمامنمای تفاوت ماهوی میان تسلیم ذلتبار و مقاومت عزتمندانه است.
تفاوت در اینجاست که در دورههایی نام آن را صلح میگذاشتند اما در حقیقت تاراج سرزمین بود.
حسینی ادامه داد: در دورههایی از تاریخ معاصر بهویژه عصر قاجار و پهلوی، حکمرانان به جای تکیه بر توان ملت به قدرتهای بیگانه دل بستند.
در این دوره چیزی که به نام توافقنامه یا صلح امضا میشد در واقع تسلیم مطلق در برابر زورگوییهای خارجی بود.
وی بیان کرد: حتی نگاهی به انتهای دوران ساسانیان نیز نکتهای تحلیلی و عبرتآموز پیش روی ما میگذارد.
در آن زمان، جنگهای فرساینده با روم و فساد نهادینه در دربار، کشور را از درون تهی کرد.
وقتی قدرت دفاعی فروپاشید، صلح دیگر معنا نداشت بلکه سقوط رخ داد.
این درس بزرگی برای آیندگان است که وقتی ابزار ایستادگی را از دست بدهید، توافقنامهها برایتان صلح نمیآورند بلکه پایان موجودیتتان را امضا میکنند.
وی با اشاره به دوره قاجار گفت: عهدنامههای گلستان و ترکمانچای به دلیل ضعف مفرط نظامی و سیاسی دولت، بخشهای وسیعی از قفقاز را در جریان توافقهایی که صلح نامیده میشد از پیکره ایران جدا کرد.
این نه یک انتخاب هوشمندانه برای آرامش،گ بلکه عقبنشینی در برابر سلطهگری بود که غرور ملی را جریحهدار کرد.
در دوران پهلوی نیز قرارداد ۱۹۱۹ و جدایی بحرین نمونهای بارز از عقبنشینی در برابر فشارهای استعماری بود.
حسینی افزود: در آن دوره نیز حاکمان وقت معتقد بودند برای جلوگیری از دردسر باید بخشی از خاک را داد.
این نوع صلح دقیقاً همان چیزی است که مکتب عاشورا آن را نفی میکند چرا که ذلت را به جان میخرد تا چند صباحی بیشتر بر کرسی قدرت بماند.
رئیس سازمان بهزیستی متذکر شد: در تمام این موارد، صلحطلبی نه یک راهبرد آگاهانه بلکه ناشی از ضعف داخلی و ترس بود که نتیجهاش جز تجزیه خاک نبود.
این دقیقاً همان صلحی است که امام حسین(ع) در کربلا با رد بیعت با یزید، آن را مردود اعلام کرد.
وز با اشاره به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با رهبری امام و خون شهیدان، مقاومت به مثابه ابزار حفظ تمامیت ارضی و کیان ملی بازتعریف شد.
اینجا صلح با مقاومت معنا میشود نه با عقبنشینی.
رئیس سازمان بهزیستی افزود: جنگ هشتساله یعنی دفاع مقدس با رژیم بعث و با حمایتهای همهجانبه نظام سلطه، در این زمینه نمونهای درخشان است.
با وجود حمایتهای گسترده جهانی از متجاوز ایران با تکیه بر منطق عزت حتی یک وجب از خاک خود را واگذار نکرد.
حسینی اظهار کرد: این تفاوتی آشکار با رویه دوره قاجار بود.
اینجا ایران در برابر زور ایستاد و صلح تحمیلی یا همان تسلیم ذلتبار را نپذیرفت.
در جنگهای اخیر از جمله جنگ دوازدهروزه رژیم غاصب اسرائیل با حمایت و مشارکت آمریکا و جنگ چهلروزه آمریکا و اسرائیل با ایران و همچنین تقابلهای منطقهای در تمامی تنشهایی که با هدف فروپاشی جمهوری اسلامی ایران طراحی شده بود، سیاست ایستادگی عزتمندانه مانع از تحقق حتی یکی از اهداف دشمن اعم از اشغال سرزمین، تغییر مرزها، تغییر رژیم یا حتی تضعیف ایران شد.
وی ادامه داد: بلکه همه معادلات را برهم زد و قدرت و عزت ایرانیان را در معرض دید جهانیان قرار داد.
تاریخ ثابت کرد آنجا که قدرت بازدارندگی وجود دارد دشمن جرأت تحمیل قراردادهای ذلتبار را نخواهد داشت.
وی تأکید کرد: تفاوت بنیادین در این دو دوره تاریخی کاملاً هویداست.
در دوران پیش از انقلاب، صلح ذلتبار ناشی از ضعف حکومت بود که در نهایت به تجزیه کشور یا وابستگی انجامید اما در دوران پس از انقلاب با تأسی از الگوی حسینی آمادگی برای دفاع عزتمندانه باعث شده است که ایران عزیز حتی در سختترین شرایط تمامیت ارضی و استقلال سیاسی خود را حفظ کند و جنگ، مقاومت، گفتوگو و مذاکره را در مسیر منطق قیام حسینی که ترازوی عزت و مقاومت در دیوان صلحطلبی است، عینیتی تاریخی بخشد.
حسینی ادامه داد: این همان درسی است که تاریخ ایران به ما میآموزد، ملتی که بر مدار عزت حرکت میکند و قیام عاشورا را الگو قرار میدهد در عین صلحجویی در برابر هر نوع سلطهگری استوار میایستد.
اکنون در عاشورا باید به امام حسین(ع) بازگردیم و به گفته سردار شهیدمان ملت حسینی شویم.
آری ما ملت امام حسینیم.
رئیس سازمان بهزیستی کشور در بخش پایانی سخنان خود با بازخوانی پیام عاشورا گفت: میدانیم آن پنج ماه پرتلاطم از خروج از مدینه تا کربلا تنها یک سفر جغرافیایی نبود بلکه یک عروج ملکوتی بود.
میدانیم او در آن شط خون در آن دشت بلا، درسی عظیم به بشریت داد، درسی که قلمهای تاریخ هنوز در توصیف عظمت آن حیراناند.
در آن روز وقتی خیمهها سوخت و کودکان در هراس تازیانهها به اسارت رفتند گویی جهان در سوگ حقیقت نشست.
حسینی افزود: فرزندان امام حسین(ع) آن جگرگوشههای حضرت زهرا(س) در راه بیداری وجدانها به خاک و خون افتادند تا صلح، منطق و مقاومت برای همیشه در قاموس بشریت زنده بماند.
او در کربلا در شطی از خون به ما آموخت که چگونه میتوان برای حق ایستاد و در برابر ظلم سر فرود نیاورد.
اگرچه آن روز، خورشید در کربلا غروب کرد اما فریاد هیهات منا الذلة در رگهای زمان جاری شد.
وی در پایان گفت: اکنون قرنهاست که آن قیام همچون رودی خروشان در پهنه تاریخ جریان دارد، مکتبی که نه در کتابها بلکه در عمق جان آزادگان جهان زنده است.
حسین(ع) در کربلا نه تنها جان خود و عزیزانش را فدا کرد بلکه انسانیت را از بند ذلت تسلیم رها ساخت تا هر ملتی که بیدار است بداند هیچ صلحی به قیمت از دست دادن عزت، شایسته انسان نیست.
این است آن میراث جاودان درس مقاومت در برابر بیداد و ایستادگی عارفانه بر سر حقیقت.