چرایی صراحت آشکار رهبری درباره تفاهمنامه با آمریکا
به گزارش مشرق، مهدی جهانتیغی فعال رسانه نوشت:
صراحت رهبری در بخشهای از بیانیه کوتاه ایشان درباره تفاهمنامه بین رئیسجمهور ایران و آمریکا، برای بخشی از فعالین سیاسی و رسانهای جالب توجه بوده و گاها نیز درباره ریشه و دلایل این صراحت مباحث متفاوتی بیان شده است.
برخی به اشتباه از اثر تفاوت شخصیت یا سیره سیاستورزی رهبر فعلی با رهبران گذشته انقلاب به عنوان یک عامل در بروز صراحت بیانیه حرف زدهاند و این در حالی است که منشأ بروز این تفاوت، فراتر از این تقسیمبندیها هست و محلول موارد مهمتری هست.
مطلب پیش رو تلاش میکند که به فهم گوشهای از دلایل و چرایی این صراحت کمک کند.
شرایط ایران و آمریکا پس دو جنگ تحمیلی بزرگ، بسیار متفاوتتر از هر دورانی هست.
طبیعی است که حساسیت زمانی و شرایط جنگی، پیروزی راهبردی ایران و استیصال رئیس جمهور آمریکا، صراحت متفاوتتری از روزهای سیاسی دهه نود و ایام برجام را میطلبد.
در واقع میز دیپلماسی نیز مانند گذشته نیست بلکه خودش بخشی از جنگ اصلی گذشته یا جنگ احتمالی پیش رو هست و میزان حساسیتهای امنیت ملی آن متفاوتتر است.
از سوی دیگر با دو جنگ اخیر برای بسیاری از بخشهای جامعه دستیابی به یک تجربه و ذهنیت واقعی از عمق دشمنی آمریکا و اسرائیل بسیار واضحتر و عمیقتر شده است؛ بنابراین ولی و رهبر جامعه این بار صرفاً از دریچه ایجاد تجربه و عبرت برای عموم مردم و یا خواص جامعه مسئله را دنبال نمیکند، بلکه باید گامهای پیشرو تری را بردارد و از ظرفیت مبعوث شدن مردم و تجربه جدید عمومی که از شناخت دشمن ایجاد شده، مرحله جدیدتر و پیشرفتهتری از نوع مواجهه با آمریکا را طی کند.
از سوی دیگر خود متن تفاهمنامه بعد از جنگ نیز به مراتب حساسیتها و تأثیرات راهبردی بزرگتر و فوریتری از محتوای یک تفاهمنامه در شرایط عادی، همانند برجام بر سرنوشت کشور و منافع مردم دارد.
طبیعی است که با چنین شرایطی میزان صراحت و جدیت رهبری نیز متفاوتتر از قبل خواهد بود و برخی ملاحظات گذشته نیز کمتر لحاظ یا صرفنظر خواهد شد.
برخی اقتضائات زمانی و شرایط تخصصی دیگر نیز در صراحت رهبری تأثیر جدی داشته است.
به عنوان نمونه؛ در آمریکا و بسیاری از نقاط جهان، اینک اصل تلاش آمریکا برای رسیدن به تفاهم را به معنای عقب نشینی آمریکا و قبول شکست تلقی میکنند و این روایت غالب جهانی است و ما نیز باید در داخل کشور مراقب باشیم که نوع و شرایط رفتن ما به میز مذاکره به روایت عقب نشینی ما در جهان بازنمایی نشود، در واقع رهبری با صراحتی که در بیانیه اخیر خود داشتند، حکیمانه از تصویر شکست نظامی و سیاسی آمریکا و پیروزی ایران حفاظت کردند.
یا از سوی دیگر رهبری با موج بزرگی که از طریق بیانیه اخیر خود ایجاد کردند، در واقع خطوط قرمز ایران را در آستانه مذاکرات چندین برابر معتبر و برجسته کردند.
یا وقتی رهبری از استیصال ترامپ میگویند، در واقع از محاسبه مرکزی و اشراف ایران درباره نوع و شرایط واقعی آمریکا در پای میز مذاکره خبر میدهند و وقتی هم که بیان میکنند که «مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود»، در واقع افق نهایی مذاکرات را هم به طرف آمریکایی یادآوری میکنند.
از این منظر وقتی به برخی گزارههای بیانیه نگاه میکنیم، در واقع رهبری یک کمک تخصصی به میز مذاکره و دیپلماسی کردهاند و این بیانات را صرفاً یک فرمایش سلبی و یا اتخاذ موضعی در حوزه سیاست داخلی نباید نگریست.
بنابراین بیراه نیست اگر بگوییم تیم مذاکره کننده با این شارژ و حمایت تخصصی از طرف رهبری، با فرایندی مطمئنتر، شفافتر، مشخصتر و با ابتکار عمل بیشتری حتی از مذاکرات پاکستان به مذاکرات سوئیس رفت و تیم مذاکره کننده آمریکایی نیز بیتأثیر از این بیانیه نبوده است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.