تعرفه پلکانی؛ نسخهای برای عدالت در دریافت یارانه انرژی
با اجرای قیمتگذاری پلکانی، کممصرفها حمایت میشوند و پرمصرفها هزینه واقعیتری برای مصرف مازاد میپردازند.
به گزارش خبرنگار مهر، در حالی که مصرف انرژی در بخش خانگی، تجاری و حتی برخی فعالیتهای خدماتی در سالهای اخیر به یکی از محورهای مهم مدیریت منابع تبدیل شده، کارشناسان اقتصادی و انرژی بر این باورند که ادامه قیمتگذاری یکنواخت و ارزان برای همه مصرفکنندگان، نهتنها به عدالت نزدیک نیست، بلکه میتواند رفتار مصرفی جامعه را به سمت اسراف و مصرف بیضابطه سوق دهد.
از نگاه آنان، تعرفهگذاری انرژی باید بر مبنای میزان مصرف و بهصورت پلکانی طراحی شود؛ به این معنا که مصرف ضروری و متعارف با نرخ حمایتی محاسبه شود، اما مصرف بالاتر از الگوی تعیینشده، با قیمتهای واقعیتر و افزایشی روبهرو باشد.
موضوع قیمت انرژی همواره یکی از حساسترین مباحث اقتصادی و اجتماعی بوده است.
انرژی در زندگی روزمره مردم نقش پایهای دارد؛ از روشنایی و گرمایش خانهها گرفته تا پختوپز، حملونقل و فعالیتهای تولیدی.
به همین دلیل، هرگونه تغییر در قیمت آن میتواند بر هزینه خانوار و بنگاهها اثر بگذارد.
با این حال، بررسی تجربه کشورهای مختلف و تحلیل رفتار مصرفکنندگان نشان میدهد که ارزان بودن بیش از حد انرژی، بهویژه زمانی که برای همه مصرفکنندگان با یک نرخ مشابه اعمال شود، انگیزهای برای صرفهجویی باقی نمیگذارد و در عمل، پرمصرفها سهم بیشتری از یارانهها دریافت میکنند.
تعرفه یکنواخت؛ یارانه بیشتر برای پرمصرفها
در نظام تعرفهگذاری یکنواخت، همه مشترکان بدون توجه به میزان مصرف خود از یک سطح حمایت قیمتی برخوردار میشوند.
در ظاهر، چنین روشی ساده و عمومی به نظر میرسد، اما در عمل نتیجه متفاوتی دارد.
خانواری که چند برابر الگوی مصرف برق، گاز یا آب مصرف میکند، به همان نسبت از یارانه بیشتری استفاده میکند؛ در حالی که خانوار کممصرف یا متوسط، سهم کمتری از این حمایت دریافت میکند.
این مسئله از منظر عدالت اقتصادی قابل دفاع نیست.
به گفته کارشناسان، یارانه انرژی اگر قرار است برای حمایت از معیشت مردم پرداخت شود، باید به مصرف ضروری و منطقی اختصاص یابد، نه به مصرف مازاد.
برای نمونه، روشن نگه داشتن وسایل پرمصرف در ساعات غیرضروری، استفاده بیرویه از سیستمهای گرمایشی و سرمایشی یا مصرف بیش از اندازه سوخت در خودروهای شخصی، رفتارهایی هستند که در صورت پایین بودن قیمت انرژی، هزینه چندانی برای مصرفکننده ایجاد نمیکنند.
در نتیجه، مصرفکننده انگیزه کافی برای اصلاح رفتار خود ندارد.
اقتصاددانان از این وضعیت با عنوان «اختلال قیمتی» یاد میکنند؛ یعنی قیمت، پیام واقعی کمیابی و ارزش منابع را به مصرفکننده منتقل نمیکند.
وقتی قیمت انرژی بسیار پایینتر از هزینه واقعی تولید، انتقال و توزیع آن باشد، مصرفکننده تصور میکند این منبع فراوان و کمهزینه است.
در چنین شرایطی، حتی توصیههای فرهنگی درباره صرفهجویی نیز اثر محدودی خواهد داشت، زیرا رفتار اقتصادی افراد بیش از هر چیز به هزینهها و منافع قابل مشاهده وابسته است.
تعرفه پلکانی؛ حمایت از مصرف ضروری، مهار مصرف مازاد
راهکاری که بسیاری از متخصصان پیشنهاد میکنند، تعرفهگذاری پلکانی افزایشی است.
در این الگو، مصرف انرژی به چند پله تقسیم میشود.
پله نخست شامل مصرف پایه و ضروری است و با نرخ پایینتر یا حمایتی محاسبه میشود.
پلههای بعدی، که نشاندهنده مصرف بالاتر از حد متعارف هستند، با نرخهای بالاتر قیمتگذاری میشوند.
به این ترتیب، خانوارهایی که در محدوده الگوی مصرف قرار دارند تحت فشار قرار نمیگیرند، اما مصرفکنندگان پرمصرف با هزینه واقعیتر رفتار خود مواجه میشوند.
مزیت اصلی این روش آن است که همزمان دو هدف را دنبال میکند: نخست، حفظ حمایت از مصرفکنندگان عادی و کمدرآمد؛ دوم، ایجاد انگیزه اقتصادی برای کاهش مصرف غیرضروری.
در واقع، تعرفه پلکانی به جای آنکه همه مردم را با افزایش عمومی قیمت روبهرو کند، فشار اصلاحی را بر بخشی متمرکز میکند که بیشترین مصرف را دارد و بیشترین سهم را از یارانه پنهان میبرد.
کارشناسان تأکید میکنند که طراحی پلهها باید دقیق، شفاف و متناسب با شرایط اقلیمی، تعداد اعضای خانوار و نوع مصرف باشد.
برای مثال، الگوی مصرف برق در مناطق گرمسیر با مناطق معتدل یکسان نیست و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه مناطق پیچید.
همچنین مصرف گاز در شهرهای سردسیر با مناطق کممصرف تفاوت دارد.
بنابراین، موفقیت تعرفه پلکانی به این بستگی دارد که پلهها واقعبینانه تعیین شوند و مصرف ضروری خانوارها را دچار مشکل نکنند.
از سوی دیگر، اطلاعرسانی عمومی نقش مهمی در اجرای این سیاست دارد.
مشترکان باید بدانند در کدام پله مصرفی قرار دارند، عبور از هر پله چه هزینهای برای آنان ایجاد میکند و با چه راهکارهایی میتوانند مصرف خود را کاهش دهند.
قبضهای انرژی، سامانههای پیامکی و اپلیکیشنهای مدیریت مصرف میتوانند در این زمینه نقش مؤثری داشته باشند.
اگر مصرفکننده اثر رفتار خود را بهصورت مستقیم در هزینه ماهانه ببیند، احتمال تغییر الگوی مصرف افزایش مییابد.
ارزان بودن انرژی و پیامدهای رفتاری
پرسش مهم این است که آیا ارزان بودن انرژی واقعاً به اسراف دامن میزند؟
پاسخ بسیاری از تحلیلگران مثبت است، البته با این توضیح که قیمت تنها عامل مؤثر نیست، اما یکی از مهمترین عوامل است.
رفتار مصرفکننده تحت تأثیر ترکیبی از درآمد، فرهنگ مصرف، کیفیت تجهیزات، دسترسی به فناوریهای کممصرف و قیمت نسبی انرژی شکل میگیرد.
با این حال، زمانی که قیمت انرژی پایین باشد، بازگشت سرمایه برای خرید وسایل کممصرف یا عایقکاری ساختمان کاهش مییابد و خانوارها انگیزه کمتری برای چنین اقداماتی خواهند داشت.
برای نمونه، اگر هزینه مصرف برق یا گاز برای خانوار پرمصرف بسیار ناچیز باشد، تعویض کولر، بخاری، پنجره یا لوازم خانگی قدیمی توجیه اقتصادی کمتری پیدا میکند.
اما وقتی مصرف مازاد با نرخ بالاتر محاسبه شود، خانوار بهتدریج به این نتیجه میرسد که اصلاح تجهیزات و رفتار مصرفی میتواند هزینههای آینده را کاهش دهد.
بنابراین، قیمتگذاری پلکانی نهتنها مصرف روزانه را مدیریت میکند، بلکه میتواند بازار تجهیزات کممصرف و خدمات بهینهسازی انرژی را نیز فعالتر کند.
البته اجرای چنین سیاستی نیازمند ملاحظات اجتماعی است.
اگر افزایش قیمت بدون توجه به توان پرداخت خانوارها و بدون تفکیک مصرف ضروری از مصرف لوکس انجام شود، ممکن است فشار معیشتی ایجاد کند.
به همین دلیل، الگوی پلکانی باید با هدفگیری دقیق حمایتها همراه باشد.
مصرف پایه باید در دسترس و قابل پرداخت باقی بماند و تنها مصرف فراتر از الگوی منطقی مشمول نرخهای بازدارنده شود.
در نهایت، کارشناسان میگویند انرژی ارزان برای همه، الزاماً به معنای حمایت عادلانه از همه نیست.
در بسیاری از موارد، این شیوه بیشترین منفعت را به مصرفکنندگان پرمصرف میرساند و هزینه آن از منابع عمومی پرداخت میشود.
در مقابل، قیمتگذاری پلکانی میتواند میان حمایت اجتماعی و مدیریت مصرف تعادل برقرار کند.
چنین الگویی اگر با شفافیت، دادههای دقیق، توجه به شرایط منطقهای و آموزش عمومی اجرا شود، میتواند هم از مصرف ضروری مردم حمایت کند و هم مانع اسراف در منابعی شود که تولید و تأمین آنها برای اقتصاد کشور هزینهبر است.