بحران هرمز: واکنش مشروع ایران و بازنگری جهانی در امنیت انرژی
بحران هرمز نشان داد که بدون همکاری با ایران، هیچ معادله امنیت انرژی جهانی پایدار نخواهد بود.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ سمیه خلیلی - برای درک درست بحران هرمز، نمیتوان آن را بدون توجه به زمینهای که منجر به آن شد تحلیل کرد.
دههها تحریم اقتصادی فلجکننده، تهدیدات نظامی مکرر، و فشارهای سیاسی بیوقفه از سوی قدرتهای غربی و متحدان منطقهایشان، ایران را در موقعیتی قرار داد که استفاده از اهرم راهبردی تنگه هرمز را به عنوان واکنشی دفاعی در برابر این فشارها در دستور کار قرار داد.
تنگه هرمز نه صرفاً یک آبراه تجاری، بلکه نقطهای است که ایران حق طبیعی و حاکمیتی بر آن دارد و در چارچوب حقوق بینالملل دریاها، همواره در معادلات امنیتی منطقه نقش داشته است.
ریشههای بحران در فشارهای تحمیلی بر ایران
بسته شدن موقت این تنگه که عرضه جهانی نفت و گاز را با اختلال مواجه کرد، پیامد مستقیم سیاستهایی بود که اقتصاد ایران را هدف گرفته بودند.
جامعه بینالملل باید این پرسش اساسی را مطرح کند: آیا میتوان یک کشور را از درآمدهای مشروع انرژی خود محروم کرد و انتظار داشت که این کشور در قبال عبور آزادانه انرژی سایرین بیتفاوت بماند؟
تنگه هرمز: اهرم مشروع در برابر یکجانبهگرایی
تنگه هرمز از منظر حقوق بینالملل دریاها در محدوده آبهای سرزمینی و منطقه انحصاری اقتصادی ایران و عمان قرار دارد.
ایران به عنوان یکی از دو کشور ساحلی این تنگه، دارای حقوق مشخصی در قبال این آبراه است.
استفاده از این اهرم در واکنش به تحریمهای یکجانبهای که بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل اعمال میشوند، در چارچوب اصل اقدام متقابل در حقوق بینالملل قابل دفاع است.
غرب سالها از «تحریم هوشمند» سخن گفت، اما در عمل، این تحریمها صنعت نفت، سیستم بانکی، صادرات دارو و کالاهای اساسی ایران را هدف گرفت.
بحران هرمز در واقع نشان داد که هر اقدامی پیامدهایی دارد و قدرتهای جهانی نمیتوانند بدون هزینه، سیاستهای یکجانبه خود را پیش ببرند.
واکنش جهانی و اعتراف ضمنی به توانمندی ایران
واکنش سریع آژانس بینالمللی انرژی با آزادسازی بیسابقه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری اعضا، خود نشاندهنده عمق تأثیرگذاری ایران بر بازارهای انرژی جهانی بود.
این اقدام اضطراری آژانس، که نظیرش در تاریخ این نهاد کمسابقه است، اعترافی ضمنی به این واقعیت بود که ایران در موقعیت راهبردیای قرار دارد که جهان نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
رسیدن قیمت نفت برنت به نزدیک ۱۲۰ دلار در هر بشکه و هراس اقتصادهای وابسته به واردات انرژی، پیامی روشن به سیاستگذاران غربی فرستاد: سیاست فشار حداکثری علیه ایران دارای هزینهای مشخص برای اقتصاد جهانی است.
این درس گرانبها در دوران پس از بحران، بحثهای جدی درباره بازنگری در رویکرد تحریمی علیه ایران را در محافل سیاسی و اقتصادی دامن زد.
آسیبپذیری واردکنندگان و قدرت چانهزنی ایران
بحران هرمز آسیبپذیری عمیق کشورهای آسیایی را که به انرژی خاورمیانه وابستهاند آشکار کرد.
هند به عنوان سومین واردکننده بزرگ نفت، پاکستان، کره جنوبی، ژاپن و بسیاری از اقتصادهای آسیایی دیگر مجبور به استفاده از یارانههای سنگین سوخت، محدودیت مصرف و برنامههای اضطراری صرفهجویی شدند.
این تجربه نشان داد که ایران نه یک بازیگر منزوی، بلکه محوریترین کشور در ساختار انرژی منطقه است.
این آسیبپذیری در عین حال فرصتی را نشان میدهد: کشورهایی که واقعبینانهتر با پرونده ایران برخورد کنند و از منطق تحریم فاصله بگیرند، میتوانند به شریک انرژی پایدار و قابل اتکایی دست یابند.
ایران با داشتن دومین ذخایر گاز و چهارمین ذخایر نفت جهان، در صورت رفع محدودیتهای ناعادلانه، میتواند ثباتبخش واقعی بازار انرژی جهان باشد.
درس برای اروپا: بازنگری در سیاست تحریم
اروپا که خود در بحران انرژی دچار آسیب شد، باید عمیقتر از گذشته به این پرسش فکر کند که آیا همراهی با سیاستهای تحریمی آمریکا در قبال ایران به نفع منافع انرژی قاره اروپاست؟
تجربه جنگ ایران نشان داد که دسترسی مطمئن به انرژی خاورمیانه، که ایران در قلب آن قرار دارد، مستلزم رویکردی دیپلماتیک و نه تقابلی است.
استرالیا و کشورهای اروپایی که اکنون برنامههای گسترش ذخایر راهبردی اعلام میکنند، در واقع دارند هزینه سنگین سیاستهایی را میپردازند که ایران را از بازارهای جهانی انرژی حذف کرده بود.
سرمایهگذاری در ذخایر اضطراری بدل به ضرورتی شده که نتیجه مستقیم فشار بر تأمینکنندهای است که میتوانست یکی از پایدارترین منابع انرژی جهان باشد.
جهان باید با ایران کنار بیاید
بحران هرمز پیامی واضح به جهان فرستاد: نادیده گرفتن حقوق مشروع ایران در عرصه انرژی، بهرهمندی از درآمدهای نفتی، و دسترسی به بازارهای بینالمللی، هزینهای دارد که کل اقتصاد جهانی آن را میپردازد.
ایران با داشتن موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد در کنار تنگه هرمز و ذخایر عظیم انرژی، بازیگری است که هیچ معادله انرژی منطقهای بدون آن کامل نیست.
راهحل پایدار برای جلوگیری از تکرار چنین بحرانهایی نه انباشت ذخایر اضطراری بیشتر، بلکه به رسمیت شناختن حقوق ایران، لغو تحریمهای ناعادلانه و بازگشت به چارچوب دیپلماسی چندجانبه است.
جهانی که ایران را در کنار خود داشته باشد، در مسیر ثبات انرژی خواهد بود؛ و جهانی که ایران را به حاشیه براند، همانطور که بحران هرمز نشان داد، هزینه سنگینی خواهد پرداخت.