خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 02 تیر 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

ادامه ابهام در اجرای بندهای تفاهم‌نامه

باشگاه خبرنگاران | بین‌الملل | سه شنبه، 02 تیر 1405 - 09:32
آنچه امروز در سوئیس جریان دارد صرفاً یک مذاکره فنی نیست. در واقع نبردی آرام، اما مهم بر سر تفسیر تفاهم آغاز شده است. ایران بر اجرای دقیق متن توافق تأکید می‌کند؛ اما مقام‌های آمریکایی نشان می‌دهد واشنگتن تلاش دارد از هم‌اکنون روایت خود را بر روند اجرا حاکم کند؛ روایتی که در آن بخشی از تعهدات آمریکا به امتیازات جدید از سوی ایران گره می‌خورد.
ايران،اجراي،آمريكا،تفاهم،روايت،مذاكرات،توافق،اقتصادي،تعهدات، ...

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی سیف تبریزی- در حالی که تنها چند روز از آغاز اجرای تفاهم خاتمه جنگ میان ایران و آمریکا می‌گذرد، شهر بورگن‌اشتوک سوئیس به صحنه نخستین آزمون عملی این توافق تبدیل شده است.
مذاکرات فنی که به گفته اسماعیل بقایی با محوریت اجرای مفاد یادداشت تفاهم اسلام‌آباد آغاز شده، اکنون وارد مرحله‌ای شده که فراتر از متن توافق، نحوه تفسیر و اجرای آن به موضوع اصلی اختلاف میان دو طرف تبدیل شده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران دوشنبه آغاز مذاکرات فنی را تأیید کرد و گفت این گفت‌و‌گو‌ها بر موضوعات هسته‌ای، تحریم‌ها، نظارت و حل اختلافات متمرکز خواهد بود.
همزمان سیدعباس عراقچی نیز در پیامی از «پیشرفت‌های بزرگ» سخن گفت و اعلام کرد که در نتیجه روند جاری، محاصره دریایی برداشته شده، تحریم صادرات نفت و پتروشیمی تعلیق شده و بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران آزاد شده است.
او در عین حال تأکید کرد که «اولین آزمون واقعی»، نحوه اجرای سازوکار کنترل تنش در لبنان خواهد بود.
در همین حال وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز با صدور مجوزی رسمی اعلام کرد که صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی ایران تا ۳۰ مرداد (۲۱ اوت ۲۰۲۶) مجاز خواهد بود.
اقدامی که در ظاهر با بند دهم تفاهم‌نامه همخوانی دارد؛ بندی که آمریکا را موظف می‌کند برای صادرات نفت و پتروشیمی ایران و خدمات مرتبط با آن، اسقاطیه‌های لازم را صادر کند.
اما در سوی دیگر ماجرا، اظهارات مقامات آمریکایی تصویری متفاوت از روند جاری ارائه می‌دهد.
جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در مصاحبه دیروز خود مدعی شد ایران با بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی موافقت کرده و این موضوع را «نقطه عطفی بزرگ» در مسیر پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران توصیف کرد.
اما مهم‌تر از خود مجوز، توضیحی بود که ساعاتی بعد از سوی اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، ارائه شد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که ایران متعهد شده است عبور آزاد کشتی‌ها از تنگه هرمز را تضمین کند و بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرد و «در چارچوب این توافق» وزارت خزانه‌داری آمریکا یک مجوز عمومی موقت ۶۰ روزه برای تولید، فروش و صادرات نفت ایران صادر کرده است.
همین چند جمله به‌تنهایی یکی از مهم‌ترین ابهام‌های مذاکرات سوئیس را آشکار می‌کند.
زیرا در حالی که روایت رسمی ایران بر اجرای تعهدات مندرج در تفاهم اولیه و سپس ورود به مذاکرات نهایی تأکید دارد، مقام‌های آمریکایی از هم‌اکنون در حال پیوند زدن امتیاز‌های اقتصادی به موضوعاتی هستند که از نگاه تهران اساساً باید در مرحله بعدی مذاکرات مورد بحث قرار گیرند.
به بیان دیگر، آنچه در روایت ایران اجرای یک تعهد آمریکایی تلقی می‌شود، در روایت واشنگتن به امتیازی مشروط در برابر همکاری بیشتر ایران تبدیل شده است.
در ظاهر همه طرف‌ها از پیشرفت مذاکرات سخن می‌گویند.
اما زیر این لایه خوش‌بینانه، شکافی در حال شکل‌گیری است که می‌تواند به مهم‌ترین چالش مرحله بعدی مذاکرات تبدیل شود؛ شکاف میان آنچه در متن تفاهم آمده و آنچه واشنگتن در حال روایت کردن از تفاهم است.
سوئیس؛ محل اجرای تفاهم یا آغاز زودهنگام مذاکرات هسته‌ای؟
روایت رسمی تهران از ابتدا روشن بوده است.
بر اساس مواضع عراقچی و بقایی هدف اصلی نشست‌های سوئیس اجرای تعهدات اولیه مندرج در تفاهم خاتمه جنگ است.
در این چارچوب، بند ۱۳ تفاهم اهمیت ویژه‌ای دارد؛ بندی که تصریح می‌کند آغاز مذاکرات برای توافق نهایی منوط به شروع و تداوم اجرای بند‌های کلیدی از جمله بند‌های ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ است.
به بیان دیگر، منطق توافق این بوده که ابتدا طرفین ثابت کنند به تعهدات اولیه خود پایبند هستند و سپس وارد مذاکرات پیچیده‌تر درباره مسائل هسته‌ای و رفع کامل تحریم‌ها شوند.
اما اظهارات ونس تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.
او در شرایطی از بازگشت بازرسان آژانس و «خلع سلاح هسته‌ای دائمی ایران» سخن می‌گوید که مقام‌های ایرانی بار‌ها تأکید کرده‌اند مذاکرات هسته‌ای هنوز آغاز نشده است.
این اختلاف ظاهراً فنی، در واقع یک اختلاف راهبردی است.
اگر روایت ایران مبنا باشد، موضوعات هسته‌ای هنوز روی میز قرار نگرفته‌اند و ورود به آنها منوط به اجرای تعهدات اولیه آمریکاست.
اما اگر روایت ونس مبنا قرار گیرد، واشنگتن عملاً تلاش می‌کند پرونده هسته‌ای را از هم‌اکنون وارد مذاکرات کند؛ آن هم پیش از آنکه بخش مهمی از تعهدات اقتصادی و امنیتی خود را اجرا کرده باشد.
تجربه برجام؛ چرا اختلاف روایت مهم‌تر از اختلاف متن است؟
برای بسیاری از ناظران، این اختلاف شاید صرفاً یک جنگ رسانه‌ای به نظر برسد.
اما تجربه برجام نشان می‌دهد مسئله بسیار فراتر از این است.
یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که ایران در سال‌های پس از برجام با آن مواجه شد، نه متن توافق، بلکه نحوه تفسیر و اجرای آن از سوی آمریکا بود.
واشنگتن در بسیاری از موارد به جای پایبندی به روح و متن توافق، روایت خود از توافق را مبنای عمل قرار داد.
نتیجه آن شد که بخش قابل توجهی از منافع اقتصادی وعده داده شده هرگز به طور کامل محقق نشد.
امروز نیز نشانه‌های مشابهی دیده می‌شود.
برای مثال، طبق روایت ایران، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و صدور مجوز‌های نفتی بخشی از تعهدات مستقل آمریکاست.
اما معاون رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید هرگونه آزادسازی دارایی‌های ایران تحت نظارت واشنگتن و حتی قطر خواهد بود و این منابع عملاً باید صرف خرید کالا‌های مشخص آن هم از آمریکا شود.
به بیان دیگر، آنچه از نگاه تهران یک حق ناشی از توافق است، در روایت آمریکایی به امتیازی مشروط تبدیل می‌شود.
این دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید مورد توجه تیم مذاکره‌کننده ایرانی قرار گیرد.
بند یک تفاهم؛ متن چه می‌گوید و واقعیت میدانی چیست؟
شاید روشن‌ترین نمونه این شکاف را بتوان در بند نخست تفاهم مشاهده کرد.
بر اساس روایت ارائه شده از تفاهم، طرفین متعهد شده‌اند از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و روند خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها از جمله لبنان را تضمین نمایند.
اما در روز‌های گذشته چه اتفاقی رخ داده است؟
دونالد ترامپ در میانه روند مذاکرات بار دیگر از احتمال بازگشت حملات نظامی سخن گفته است.
او حتی در یکی از اظهارات خود اعلام کرد اگر از روند مذاکرات رضایت نداشته باشد، آمریکا می‌تواند دوباره به گزینه بمباران بازگردد و یا حتی تیم مذاکره کننده ایران که در سوئیس خضور داشتند را به ترور تهدید کرد.
همزمان، مقام‌های آمریکایی همچنان از ادبیات تهدید استفاده می‌کنند و اسرائیل نیز درباره خروج از جنوب لبنان تعهد روشنی ارائه نکرده است.
در چنین شرایطی، این پرسش کاملاً جدی مطرح می‌شود که اگر بند یک تفاهم هنوز به طور کامل اجرا نشده، چگونه می‌توان وارد مرحله بعدی مذاکرات شد؟
اسماعیل بقایی نیز دقیقاً به همین مسئله اشاره کرده است.
او تأکید کرد که هیئت ایرانی در سوئیس اساساً برای مطالبه اجرای تعهدات طرف مقابل حضور یافته و یکی از محور‌های اصلی مذاکرات، تداوم نقض تعهدات از سوی اسرائیل در لبنان بوده است.
نفت، دارایی‌های بلوکه شده و مهم‌ترین میدان آزمون
با وجود همه مباحث امنیتی، واقعیت آن است که مهم‌ترین بخش تفاهم برای افکار عمومی ایران حوزه اقتصادی است.
صدور مجوز خزانه‌داری آمریکا برای فروش نفت ایران را می‌توان نخستین گام عملی در این زمینه دانست.
اما همین اقدام نیز پرسش‌های مهمی را ایجاد کرده است.
آیا این مجوز آغاز اجرای تعهدات اقتصادی آمریکاست یا صرفاً یک معافیت موقت و مشروط؟
آیا آزادسازی دارایی‌های ایران به صورت واقعی آغاز خواهد شد یا به سازوکار‌های محدودکننده جدید گره خواهد خورد؟
آیا ایران اختیار استفاده از منابع مالی خود را خواهد داشت یا این منابع تحت نظارت و محدودیت‌های جدید قرار می‌گیرند؟
شاید روشن‌ترین نمونه این شکاف تفسیری را بتوان در اظهارات اخیر جی‌دی ونس مشاهده کرد.
معاون رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرده است که اگر بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران آزاد شود، این منابع تحت نظارت آمریکا و قطر قرار خواهد داشت و در نهایت صرف خرید کالا‌هایی مانند گندم، سویا و ذرت از ایالات متحده خواهد شد.
این سخنان صرفاً یک موضع رسانه‌ای نیست؛ بلکه حامل چند پیام مهم سیاسی و اقتصادی است.
نخست آنکه این تفسیر با روایت ارائه شده از تفاهم فاصله دارد.
بر اساس توضیحاتی که از سوی مقام‌های ایرانی ارائه شده، ایران در استفاده از منابع آزاد شده برای خرید اقلام مجاز، محدود به یک کشور خاص نیست و می‌تواند مقصد خرید خود را انتخاب کند.
در نتیجه، تبدیل این منابع به ابزاری برای خرید انحصاری از بازار آمریکا عملاً دایره اختیارات اقتصادی ایران را محدود می‌کند.
دوم آنکه این رویکرد یک تناقض سیاسی مهم را نیز آشکار می‌سازد.
کشوری که به روایت تهران آغازگر جنگ و عامل بخش مهمی از خسارت‌های اقتصادی و انسانی تحمیل شده به ایران بوده، نه تنها در این مرحله سخنی از پرداخت غرامت به میان نمی‌آورد، بلکه در حال طراحی سازوکاری است که بخشی از منابع مالی آزاد شده ایران دوباره به چرخه اقتصاد آمریکا بازگردد.
از این منظر، منتقدان می‌توانند استدلال کنند که به جای آنکه اقتصاد ایران از محل منابع خود تقویت شود، بخشی از این منابع به تقویت بخش کشاورزی و تولیدکنندگان آمریکایی منجر خواهد شد.
با این حال، ماجرا یک روی دیگر نیز دارد.
اگر آنچه ونس و بسنت از آن سخن می‌گویند در عمل به معنای ایجاد کانال‌های مالی رسمی میان ایران و شرکت‌های آمریکایی باشد، این اتفاق می‌تواند حامل یک پیام مهم‌تر نیز باشد؛ اینکه بخشی از محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های اولیه آمریکا عملاً در حال تعلیق یا دور زده شدن است.
از این منظر، هرچند نحوه هزینه‌کرد منابع مالی می‌تواند محل مناقشه باشد، اما اصل ایجاد امکان تجارت مستقیم با شرکت‌های آمریکایی خود می‌تواند نشانه‌ای از شکاف در دیوار تحریم‌هایی باشد که واشنگتن طی سال‌های گذشته آن را غیرقابل عبور معرفی می‌کرد.
دقیقاً به همین دلیل است که نحوه تفسیر و اجرای این بند‌ها اهمیت پیدا می‌کند.
زیرا در یک سوی ماجرا امکان گشایش اقتصادی و ایجاد مسیر‌های جدید تجاری قرار دارد و در سوی دیگر خطر آن وجود دارد که حقوق اقتصادی ایران به تدریج به امتیاز‌هایی مشروط و قابل کنترل از سوی طرف آمریکایی تبدیل شود.
اظهارات بسنت و ونس نشان می‌دهد که واشنگتن نگاه خاص خود را به این مسئله دارد؛ نگاهی که می‌تواند در آینده به محل اختلاف جدی تبدیل شود.
آزمونی فراتر از سوئیس
آنچه امروز در سوئیس جریان دارد صرفاً یک مذاکره فنی نیست.
در واقع نبردی آرام، اما مهم بر سر تفسیر تفاهم آغاز شده است.
ایران بر اجرای دقیق متن توافق تأکید می‌کند؛ متنی که بر اصل «تعهد در برابر تعهد» استوار است.
اما برخی مواضع مقام‌های آمریکایی نشان می‌دهد واشنگتن تلاش دارد از هم‌اکنون روایت خود را بر روند اجرا حاکم کند؛ روایتی که در آن بخشی از تعهدات آمریکا به امتیازات جدید از سوی ایران گره می‌خورد.
اگر تجربه برجام درسی برای سیاست خارجی ایران داشته باشد، آن درس دقیقاً همین است: توافق‌ها تنها با متن آنها سنجیده نمی‌شوند؛ بلکه با نحوه روایت و اجرای آنها معنا پیدا می‌کنند.
از همین رو شاید مهم‌ترین وظیفه تیم مذاکره‌کننده ایران در هفته‌های آینده نه صرفاً مذاکره بر سر بند‌های تفاهم، بلکه جلوگیری از فاصله گرفتن اجرای توافق از متن توافق باشد.
زیرا هرچه این فاصله بیشتر شود، احتمال آنکه منافع اقتصادی و امنیتی ایران در پیچ‌وخم تفسیر‌های سیاسی واشنگتن گرفتار شود نیز افزایش خواهد یافت.