مکتب امام خمینی: قطبنمای عبور در طوفان فقدان و جنگ
به گزارش مشرق، سعید سپاهی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
سالگرد رحلت امام خمینی (ره) امسال دیگر فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یک نقطه تصمیم تاریخی است.
کشور در وضعیتی ایستاده که دشمن دقیقاً برای همین لحظه طراحی کرده بود: جنگ، شهادت، فقدان، فشار روانی، ابهام نسبت به آینده و تلاش برای القای خلأ در رأس هدایت سیاسی و اجتماعی ملت.
شهادت رهبر انقلاب اسلامی، شهادت جمعی از فرماندهان، مسئولان و مردم در جنگ اخیر و هنوز آرام نگرفتن پیکرهای مطهر بر خاک، میتوانست در محاسبه دشمن به یک شوک فلجکننده تبدیل شود؛ اما آنچه در ایران رخ داد، نه فروپاشی بود، نه سرگردانی، نه توقف.
ملت ایران دوباره نشان داد که انقلاب اسلامی بر پایه یک فرد، یک ساختمان، یک قرارگاه یا یک نسل بنا نشده است؛ انقلاب اسلامی بر یک مکتب بنا شده است، و این مکتب را امام خمینی (ره) چنان در جان جامعه کاشت که حتی سختترین فقدانها نیز آن را از حرکت بازنمیدارد.
خطای بزرگ آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر این بود که ایران را با منطق نظامهای وابسته تحلیل کردند.
آنان گمان کردند اگر رأس نظام سیاسی و تعدادی از فرماندهان اصلی هدف قرار گیرند، نظام تصمیمگیری دچار آشفتگی میشود، جامعه به تردید میافتد، نیروهای مسلح به انتظار مینشینند و مردم از ترس، خود را از میدان کنار میکشند.
این همان تئوری کهنه «قطع سر» است؛ تئوریای که در بسیاری از ساختارهای وابسته یا شخصمحور جواب میدهد، اما در برابر جمهوری اسلامی ناکارآمد است.
چون امام خمینی (ره) از آغاز، انقلاب را بر شخص بنا نکرد؛ بر ایمان، مردم، ولایت، تکلیف، استقلال و مقاومت بنا کرد.
در مکتب امام، رهبر فقط یک مقام اداری نیست که با حذف فیزیکی او مسیر از کار بیفتد؛ رهبر، امتداد یک منطق الهی و تاریخی است.
اگر شخصی به شهادت برسد، تکلیف باقی میماند؛ اگر فرماندهی برود، راه فرماندهی تکثیر میشود؛ اگر خون بر زمین بریزد، مسئولیت از دوش مردم برداشته نمیشود، سنگینتر میشود.
دشمن در این جنگ، فقط به تأسیسات و مراکز نظامی حمله نکرد؛ به حافظه، هویت و اراده ملت ایران حمله کرد.
ترور رهبر انقلاب، شهادت فرماندهان، هدف قرار دادن مردم، ایجاد التهاب اقتصادی، جنگ روانی گسترده، تحریک شکافهای داخلی و تلاش برای کشاندن جامعه به دوگانههای فرساینده، همه اجزای یک طرح واحد بود: تبدیل داغ ملی به گسست ملی.
اما پاسخ مردم ایران، دقیقاً ضد طراحی دشمن بود.
خیابانها به جای صحنه آشوب، صحنه وفاداری شد؛ عزاداری به جای انفعال، به اعلام ایستادگی تبدیل شد؛ و شهادت، به جای ایجاد ترس، سرمایه اجتماعی مقاومت را بازسازی کرد.
این همان نقطهای است که باید با دقت دید: جنگ اخیر اگرچه خسارتبار و دردناک بود، اما از منظر راهبردی یک حقیقت بزرگ را آشکار کرد؛ ایرانِ امام، در لحظه فقدان، بیجهت نمیشود.
در اینجا باید میان سوگ و سستی تفاوت گذاشت.
ملت ایران حق دارد داغدار باشد؛ داغ رهبر شهید، فرماندهان شهید، کودکان، زنان، مردان، دانشمندان، نیروهای امدادی و مردم بیگناه، داغ کوچکی نیست، اما در منطق امام خمینی (ره)، سوگ اگر به سکون ختم شود، ناقص است.
سوگ مؤمنانه باید به صلابت برسد.
امام به ملت آموخت که شهادت پایان راه نیست؛ گواه درستی راه است.
دشمن وقتی به ترور و جنایت علیه غیرنظامیان و تخریب زیرساختها و حمله به مراکز حیاتی روی میآورد، در حقیقت اعتراف میکند که در میدان منطق، اخلاق و اراده شکست خورده است.
قدرتی که برای تحمیل اراده خود ناچار به کشتار مردم و ترور رهبر یک ملت میشود، شاید بتواند خرابی ایجاد کند، اما نمیتواند مشروعیت بسازد.
این همان شکست بزرگ دشمن است: او میتواند ویران کند، اما نمیتواند ملت ایران را تسلیم کند.
از سوی دیگر، نباید پیروزی را سادهانگارانه و شعاری تعریف کرد.
پیروزی در چنین جنگی به معنای بیهزینه بودن نیست.
جنگ هزینه دارد، شهادت دارد، خسارت دارد، فشار اقتصادی و روانی دارد.
اما معیار اصلی در تحلیل راهبردی جنگ، تحقق یا عدم تحقق اهداف دشمن است.
دشمن با هدف تغییر نظام، نابودی قدرت دفاعی، شکستن انسجام اجتماعی، تحمیل تسلیم سیاسی و بازگرداندن ایران به موقعیت وابستگی وارد میدان شد.
اگر پس از این همه حمله، ایران باقی مانده، ساختار تصمیمگیری ادامه یافته، پاسخ نظامی داده شده، مردم از صحنه خارج نشدهاند، جریان مقاومت از کار نیفتاده و دشمن ناچار به پذیرش آتشبس و مذاکره شده است، این یعنی هدف کلان دشمن محقق نشده است؛ و در منطق راهبردی، ناکامی مهاجم در تحقق اهداف اصلی، شکست اوست؛ حتی اگر خسارتهایی وارد کرده باشد.
امروز مهمترین وظیفه جبهه انقلاب، تبدیل این فهم راهبردی به روایت عمومی است.
دشمن در میدان نظامی ناکام مانده، اما در میدان ادراک عمومی هنوز فعال است.
او میخواهد از درد مردم، ناامیدی بسازد؛ از سؤالهای طبیعی جامعه، بیاعتمادی تولید کند؛ از مشکلات اقتصادی، شکاف سیاسی بسازد؛ و از فقدان رهبر و فرماندهان، تصویر بیآیندگی ارائه دهد.
اینجاست که بازگشت به امام خمینی (ره) یک کار صرفاً مناسبتی نیست؛ یک ضرورت امنیت ملی است.
امام به ما آموخت که ملت اگر خود را باور کند، از محاصره نمیترسد؛ اگر دشمن را بشناسد، فریب لبخند و تهدید را نمیخورد؛ اگر وحدت داشته باشد، ضربهها را تبدیل به قدرت میکند؛ و اگر راه خود را الهی بداند، فقدانها او را از میدان بیرون نمیبرد؛ بنابراین مسئله اصلی امروز، مدیریت هوشمندانه «پس از ضربه» است.
جامعه باید آرام بماند، اما بیتفاوت نشود؛ متحد بماند، اما نقد و اصلاح را تعطیل نکند؛ امیدوار بماند، اما واقعیت سخت جنگ را سبک نشمارد.
وحدت مطلوب، وحدتِ کور و نمایشی نیست؛ وحدت بر سر اصل ایران، استقلال، امنیت، تمامیت ارضی، خون شهدا و مقابله با تجاوز است.
هر جریان، رسانه یا شخصیتی که در این لحظه حساس، داغ ملی را به ابزار تسویهحساب جناحی تبدیل کند، دانسته یا نادانسته به عملیات روانی دشمن کمک کرده است.
امروز زمان جلو زدنهای هیجانی، عقبنشینیهای ترسآلود و دوقطبیسازیهای مسموم نیست؛ امروز زمان بازگشت به همان عقلانیت انقلابی امام است: قاطع در برابر دشمن، مهربان با مردم، امیدوار به آینده و بیاعتماد به وعده مستکبر.
امام خمینی (ره) هنوز قطبنمای عبور ماست، نه، چون نام او بر تاریخ مانده، بلکه، چون منطق او در متن بحران کار میکند.
او نظامی ساخت که در لحظه جنگ، فقط سنگر نظامی ندارد؛ پشتوانه مردمی دارد.
در لحظه فقدان، فقط جانشینی حقوقی ندارد؛ تداوم مکتبی دارد.
در لحظه فشار، فقط ابزار دفاعی ندارد؛ ایمان و هویت و اراده ملی دارد.
از این منظر، رحلت امام و شهادت رهبر، دو نقطه پایان نیستند؛ دو نشانه از استمرار یک حقیقتاند: حقیقت ملتی که آموخته است زیر بار تحمیل نرود، امنیت خود را گدایی نکند، و خون شهید را به سرمایه بیداری تبدیل کند.
دشمن میخواست ایران را در طوفان جنگ و فقدان، بیقطبنما نشان دهد؛ اما ایران دوباره امام را بهعنوان قطبنمای خود یافت.
این روزها، روز اندوه است، اما روز شکست نیست.
روز تشییع است، اما روز توقف نیست.
روز اشک است، اما اشک ملت ایران اگر با مکتب امام پیوند بخورد، به اراده تبدیل میشود؛ و این همان چیزی است که دشمن از آن میترسد: ملتی که شهید میدهد، اما تسلیم نمیشود؛ داغ میبیند، اما متفرق نمیشود؛ رهبرش را از دست میدهد، اما راهش را گم نمیکند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.