بازگرداندن زبان فارسی به فضای علمی تاجیکستان؛ ارتقای مرجعیت علمی ایران
کارشناس مرکز همکاریهای علمی بینالمللی وزارت علوم گفت: بازگرداندن خط فارسی به فضای علمی تاجیکستان فراتر از یک اقدام فرهنگی است و میتواند مرجعیت علمی ایران را به سطح منطقهای ارتقا دهد.
یادداشت مهمان؛ مجتبی حاجیجعفری، کارشناس مرکز همکاریهای علمی بینالمللی وزارت علوم و عضو انجمن ایرانی تاریخ اجتماعی علم و فناوری: هر زبان علمی، پیش از آنکه ابزار انتقال دانش باشد، یک «قلمرو» است؛ گسترهٔ نفوذی که در آن، اندیشه تولید، داوری و بازتولید میشود.
زبان فارسی در سدهٔ اخیر، با وجود غنای تاریخی و توان مفهومسازی بالا، در عرصهٔ تولید علم معاصر با محدودیت قلمرو روبهرو بوده است.
در این میان، احیای نوشتار فارسی در تاجیکستان را نباید صرفاً اقدامی فرهنگی یا کمکی به کشوری همسایه دانست؛ بلکه باید آن را فرصتی مغتنم و راهبردی برای ایران تلقی کرد؛ فرصتی که قلمرو زبانی علم فارسی را وسعت میبخشد و توانش بینالمللی دانش ایرانی را تقویت میکند.
گسترش قلمرو زبانی علم فارسی
نخستین و بنیادیترین دستاورد، گسترش جغرافیای مؤثر زبان علمی فارسی است.
تاجیکستان، بهعنوان یکی از سه پایگاه اصلی زبان فارسی، اکنون بهسبب خط سیریلیک، عملاً از چرخهٔ تولید و مصرف علم فارسینوشت جدا مانده است.
این گسست، در واقع گسستی در «بازار اندیشه» است.
پژوهشگری که به فارسی میاندیشد اما به سیریلیک مینویسد، نه میتواند بهسهولت از تولیدات علمی ایران بهره ببرد و نه دستاوردهایش بهآسانی وارد جریان علمی فارسیزبان میشود.
احیای نوشتار فارسی، این مرز مصنوعی را برمیدارد و میلیونها سخنگوی بالقوهٔ زبان فارسی را به قلمرو مشترک تولید علم بازمیگرداند.
از منظر اقتصاد دانش، این بهمعنای افزایش «مقیاس» زبان فارسی است؛ و مقیاس، یکی از تعیینکنندهترین عوامل در بقا و رشد یک زبان علمی در رقابت جهانی است.
افزایش مخاطب و همافزایی در تولید علم
تولید علم، فرایندی انباشتی و شبکهای است؛ هرچه شمار مشارکتکنندگان و مخاطبان یک زبان علمی بیشتر باشد، توان آن زبان در نقد، اصلاح و پیشبرد دانش افزایش مییابد.
اشتراک خط میان ایران و تاجیکستان، بهمعنای آن است که مقالات، کتب و دادههای پژوهشی ایرانی، بدون نیاز به میانجیگری حرفنگاری، در دسترس جامعهٔ علمی تاجیک قرار میگیرد و متقابلاً، ظرفیت پژوهشی تاجیکستان - بهویژه در حوزههایی چون نسخ خطی، تاریخ آسیای میانه و مطالعات کشوری و منطقهای - به پشتوانهٔ علمی ایران افزوده میشود.
این همافزایی، بهطور مشخص در علوم انسانی و ادبیات، که ماهیتی زبانبنیاد دارند، میتواند به جهشی کیفی بینجامد.
گنجینهٔ بینظیر نسخ خطی فارسی در تاجیکستان، آنگاه که با خط مشترک و بهدست پژوهشگران بازخوانی شود، به منبعی تازه برای تولید علم در ایران بدل میشود؛ منبعی که هماکنون بهسبب مانع خط، عملاً بلااستفاده مانده است.
تقویت توانش بینالمللی علم ایرانی
شاید مهمترین وجه راهبردی این مسئله، ارتقای جایگاه بینالمللی زبان علمی فارسی باشد.
در نظام دانش جهانی، زبانهایی که قلمرو فراملی دارند، از وزن و اعتبار علمی بالاتری برخوردارند.
اگر زبان فارسی بتواند بهعنوان زبان مشترک علمی در گسترهٔ ایران، تاجیکستان و بخشهایی از آسیای میانه تثبیت شود، از یک زبان «ملی» به یک زبان «منطقهای» علم ارتقا مییابد.
این ارتقا، سرمایهای ارزشمند برای دیپلماسی علمی ایران است.
مرجعیت علمی ایران در زبان فارسی، آنگاه که از مرزهای ملی فراتر رود، به نفوذ نرم و پایدار علمی تبدیل میشود؛ نفوذی که نه بر اجبار، بلکه بر اشتراک میراث و سودمندی متقابل استوار است.
بهبیان دیگر، توسعهٔ نوشتار فارسی در تاجیکستان، عملاً شعاع اثرگذاری علم ایرانی را گسترش میدهد و آن را از انزوای زبانی به سوی یک شبکهٔ علمی فراملی سوق میدهد.
بازار نشر و مرجعیت علمی
پیامد عملی و ملموس این فرایند، گسترش بازار نشر علمی فارسی است.
کتب درسی، منابع دانشگاهی، نرمافزارهای آموزشی و پایگاههای دادهٔ علمی تولیدشده در ایران، با احیای خط فارسی در تاجیکستان، مخاطبان و کاربران تازهای مییابند.
این امر، علاوه بر بُعد اقتصادی، مرجعیت علمی و آموزشی ایران را در منطقه تثبیت میکند و چرخهٔ تولید دانش فارسی را اقتصادیتر و پایدارتر میسازد.
همچنین، تأسیس فصلنامهها و سکوهای انتشار علمی، توسعهٔ ابزارهای پردازش زبان طبیعی و نرمافزارهای تبدیل خودکار سیریلیک به فارسی، حوزههایی است که در آن دانش فنی ایران میتواند هم نقش پیشرو ایفا کند و هم بازار کاربردی تازهای برای محصولات دانشبنیان خود بیابد.
سرمایهٔ انسانی و شبکهٔ پژوهشی
اشتراک خط، گردش سرمایهٔ انسانی علمی را تسهیل میکند.
تبادل استاد و دانشجو، پذیرش آسانتر پژوهشگران تاجیک در دانشگاههای ایران، و شکلگیری تیمهای پژوهشی مشترک، همگی به گسترش شبکهٔ علمی فارسیزبان میانجامد.
هر پژوهشگر تاجیکی که به خط فارسی تسلط یابد، در عمل به یک گرهِ تازه در شبکهٔ تولید علم ایرانی بدل میشود؛ شبکهای که هرچه گستردهتر باشد، توان آن در رقابت جهانی بیشتر خواهد بود.
رویکرد سازنده: تدریج و احترام متقابل
تحقق این فرصت، مستلزم واقعبینی است.
خط سیریلیک طی هشت دهه در ساختار آموزشی و اداری تاجیکستان نهادینه شده و دگرگونی ناگهانی آن نه شدنی است و نه مطلوب.
رویکرد منطقی، «همزیستی دو خط» و گسترش تدریجی آموزش نوشتار فارسی در حوزههای دانشگاهی، ادبی و پژوهشی است.
افزون بر این، باید تأکید کرد که این تصمیم، در نهایت به ارادهٔ ملت و دولت تاجیکستان بازمیگردد و نقش ایران، نه تجویز و تحمیل، بلکه فراهمآوردن بستر همکاری و پشتیبانی علمی است.
نکتهٔ ظریف اینجاست که بهرهمندی ایران از این فرصت، در گرو آن است که فرایند بهگونهای پیش رود که سود آن برای خود مردم تاجیکستان نیز آشکار باشد.
تنها در فضای سودمندی متقابل و احترام است که این فرصت پایدار میماند؛ هر لحن آمرانه یا یکسویه، نتیجهای جز مقاومت و از دست رفتن فرصت در پی نخواهد داشت.
فرجام سخن
توسعهٔ زبان فارسی از رهگذر احیای نوشتار آن در تاجیکستان، فرصتی راهبردی است که قلمرو زبانی علم فارسی را وسعت میبخشد، مخاطب و سرمایهٔ انسانی تولید علم ایران را افزایش میدهد و توانش بینالمللی دانش ایرانی را از سطح ملی به سطح منطقهای ارتقا میدهد.
این فرصت، آنگاه که با خردورزی، تدریج و احترام متقابل دنبال شود، میتواند زبان فارسی را بار دیگر به یک زبان زندهٔ علم در پهنهای فراتر از مرزهای سیاسی بدل کند؛ آیندهای که در آن، بیت رودکی بزرگ «بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی» نه واژگانی بیگانه در خطی دیگر، که میراثی خوانا و سرمایهای علمی مشترک در دستان هر دو ملت باشد.
با این وجود، ضروری است توجه شود که در مسیر «توسعه توانش بینالمللی دانش ایرانی»، موانع و متغیرهای مداخلهگری نظیر سیطرهٔ زبان انگلیسی بر علوم پایه و تجربی، نفوذ عمیق و ساختاری نظام دانشگاهی روسزبان در تاجیکستان، و همچنین ضرورت گذار از رویکردهای مرکزگرا به سمت تبیین متوازن منافع دوجانبه، باید بهطور واقعبینانهای مورد ارزیابی و التفات قرار گیرند.