ناکامی آلمان و افول نفوذ سنتی قدرتهای غربی
انتخاب برخی کشورها و ناکامی آلمان در شورای امنیت بیانگر افول نفوذ سنتی قدرتهای غربی است.
به گزارش مشرق، مجمع عمومی سازمان ملل متحد اخیراً اتریش، قرقیزستان، پرتغال، ترینیداد و توباگو و زیمبابوه را به عنوان اعضای جدید غیر دائم شورای امنیت انتخاب کرد.
این انتخابات با چند اتفاق قابل توجه همراه بود؛ قرقیزستان برای نخستین بار موفق به کسب کرسی شد، آلمان برای اولین بار در انتخابات شکست خورد و فیلیپین نیز در منطقه آسیا و اقیانوسیه ناکام ماند.
این جابجایی صرفاً یک تغییر معمول در ترکیب اعضای شورای امنیت نیست، بلکه نشاندهنده تحولی عمیق در چشمانداز حکومت جهانی و برجستهکننده روندهای جدید در چندجانبهگرایی است.
مهمترین اتفاق این انتخابات، موفقیت تاریخی قرقیزستان بود.
این کشور پس از چهار دور رقابت فشرده، با اختلاف قابل توجهی فیلیپین را شکست داد و به نخستین کشور آسیای مرکزی تبدیل شد که به عضویت غیر دائم شورای امنیت درمیآید.
این موفقیت نه تنها یک دستاورد مهم دیپلماتیک برای قرقیزستان از زمان استقلال آن به شمار میرود، بلکه خلأ نمایندگی آسیای مرکزی در شورای امنیت را نیز پر میکند.
کشورهای همسایه آسیای مرکزی این موفقیت را تبریک گفته و اهمیت آن را برای همکاریهای چندجانبه منطقهای مورد تأکید قرار دادهاند.
انتخاب همزمان کشورهایی مانند زیمبابوه و ترینیداد و توباگو نیز ترکیب جغرافیایی شورای امنیت را متوازنتر کرد و به مناطقی مانند آفریقا، آمریکای لاتین و آسیای مرکزی که پیشتر نفوذ کمتری داشتند، فرصت بیشتری برای طرح دیدگاههای خود داد.
در مقابل، شکست غیرمنتظره آلمان قرار داشت.
آلمان به عنوان یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی اروپا و از اصلیترین تأمینکنندگان مالی سازمان ملل، در شش انتخابات قبلی خود همواره پیروز شده بود، اما حذف آن در دور نخست، شکستی قابل توجه بود که وزیر امور خارجه این کشور آن را «شکستی خردکننده» توصیف کرد.
آلمان در ابتدا تلاش کرد این نتیجه را به مواضع دیپلماتیک خود در حمایت از اوکراین و اسرائیل نسبت دهد، اما این تحلیل حتی از سوی رسانههای داخلی این کشور نیز مورد تردید قرار گرفت.
بسیاری بر این باورند که علت اصلی این شکست، نبود استقلال و ثبات در سیاست خارجی آلمان، مواضع متزلزل، نگاه منفعتگرایانه و نوعی «غرورِ کشورِ اعطاکننده کمک» بوده که سبب نادیده گرفتن خواستههای بسیاری از کشورهای کوچک و متوسط شده و در نهایت به کاهش حمایت بینالمللی از این کشور انجامیده است.
فیلیپین نیز که در منطقه آسیا و اقیانوسیه موفق به کسب کرسی نشد، علت ناکامی خود را اختلافات و تنشهای داخلی میان جناحهای سیاسی عنوان کرد و معتقد بود که این وضعیت به وجهه بینالمللی و توان رقابت دیپلماتیک این کشور آسیب زده است.
این دو شکست نشان میدهد که رأیگیری در سازمان ملل دیگر صرفاً بر پایه قدرت اقتصادی یا نفوذ مالی انجام نمیشود و کشورها بیش از گذشته به اعتبار دیپلماتیک، ثبات سیاسی و رویکرد فراگیر نامزدها توجه میکنند.
این انتخابات نمونهای روشن از افزایش نقش کشورهای جنوب جهانی است.
شورای امنیت سالها با انتقادهایی درباره عدم توازن در نمایندگی مواجه بوده و نفوذ کشورهای غربی در آن بیش از اندازه ارزیابی شده است، در حالی که کشورهای در حال توسعه سهم کمتری داشتهاند.
اکنون تلاش مشترک اقتصادهای نوظهور و کشورهای کوچک و متوسط، الگوی سنتی توزیع کرسیها را به چالش کشیده و نظام حکمرانی جهانی را به سمت ساختاری متوازنتر سوق داده است.
به گفته برخی پژوهشگران حوزه دیپلماسی، این تحول نشانهای مثبت از تغییرات در نظام بینالملل و عاملی برای شکلگیری حکمرانی جهانی متعادلتر و پایدارتر است.
سازمان ملل متحد اکنون در مقطع مهمی از انتقال رهبری و اصلاحات قرار دارد و روند انتخاب رئیس مجمع عمومی و دبیرکل نیز در حال پیگیری است.
چین همواره از چندجانبهگرایی حمایت کرده و بر حفظ منشور سازمان ملل و رعایت انصاف در فرایندهای انتخاباتی تأکید داشته است.
انتخابات اخیر شورای امنیت بار دیگر نشان داد که اتحادهای تقابلی و دیپلماسی مبتنی بر منافع محدود، دیگر پاسخگوی شرایط کنونی نیست.
مشورت برابر، همکاری فراگیر و برد-برد و توجه به مطالبات همه طرفها، به تدریج به محور اصلی چندجانبهگرایی در عصر جدید تبدیل میشود.