خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

جمعه، 15 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

قدرت تهدید معتبر و تغییر معادلات منطقه

مشرق | بین‌الملل | پنجشنبه، 14 خرداد 1405 - 23:57
ايران،راهبردي،تهديد،بازدارندگي،مقاومت،لبنان،پيام،جنگ،آمريكا، ...

به گزارش مشرق، علی حیدری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
رخداد ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، بدون شک نقطه عطفی در نظم جدید حاکم بر منطقه و بازدارندگی منطقه‌ای به شمار می‌آید.
پس از گذشت سه ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم که به واسطه مقاومت میدانی نیروهای مسلح مقتدر و پشتیبانی مردم بزرگ ایران، با شکست آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی در تحقق اهداف جنگ همراه بود، روند تحولات با فراز و نشیب‌های فراوانش در مسیر رسیدن به یک توافق پیش می‌رفت؛ اما در این میان افزون بر کارشکنی‌های طرف مقابل، شاهد تجاوزهای روزانه رژیم صهیونی به خاک لبنان بودیم.
این در حالی است که هنگام برقراری آتش‌بس یکی از شروط جمهوری اسلامی ایران توقف درگیری در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان بود!
از این رو پس از گذشت روزهای سخت و سنگین از جنایات رژیم در جنوب لبنان و غزه، مقامات ارشد ایران از رئیس مجلس و رئیس هیئت مذاکره‌کننده کشورمان تا فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء (ص) و دیگر مسئولان و فرماندهان با یک زبان واحد و صریح اعلام کردند که تا پایان تجاوز به لبنان و غزه، نه تنها هرگونه تبادل پیام با آمریکا متوقف خواهد شد، بلکه جمهوری اسلامی ایران در برابر این نقض آشکار آتش‌بس اقدام عملی خواهد کرد.
نتیجه این تهدید معتبر، مداخله رئیس‌جمهور آمریکا و توقف تجاوزها بود.
این رویداد از منظر تحلیل راهبردی رسانه‌ای، پیامی فراتر از یک ماجرای دیپلماتیک دارد و آن، تأثیر بازدارندگی مبتنی بر اجماع داخلی و شفافیت راهبردی است.
از شکست میدانی تا تغییر گفتمان راهبردی دشمن
در سطح کلان، جنگ تحمیلی سوم با هدف فروپاشی محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران و تغییر ژئوپلیتیک منطقه طراحی شده بود؛ اما سه ماه مقاومت نیروهای مسلح ایران در کنار حضور مردمی در خیابان‌ها، دو واقعیت را به اثبات رساند: اول، بازدارندگی ایران به سطحی رسیده که تجاوز مستقیم هزینه‌هایی فراتر از تحمل دشمن دارد.
دوم، ملت ایران و جبهه مقاومت از انسجامی برخوردارند که تصویر رسانه‌ای ایران منزوی را کاملاً بی‌اعتبار کرد.
نقطه تحول راهبردی آنجا رقم خورد که ایران تهدید خود را از سطح اعلامی در حوزه دیپلماسی و عملیاتی در حورزه نظامی به سطح راهبردی ارتقا داد و آن هم قطع تبادل پیام با آمریکا بود.
رسانه‌های جهانی این پیام را دریافتند، البته نه به دلیل بلندی صدا، بلکه به دلیل انسجام و هماهنگی صادرکنندگان آن؛ از رئیس مجلس تا فرماندهان نظامی و از تیم مذاکره‌کننده تا قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء (ص).
این اجماع حداکثری، تهدید را از یک اظهارنظر سیاسی به یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر تبدیل کرد.
تهدید معتبر و نظریه بازدارندگی رسانه‌ای
از منظر تحلیل راهبردی، تهدید معتبر سه مؤلفه دارد: قابلیت اجرا، اراده برای اجرا و ارتباط شفاف آن با مخاطب.
در این رویداد، هر سه مؤلفه به شکلی بی‌نظیر تجلی یافت.
توانمندی نظامی ایران در سه ماه گذشته اثبات شده بود.
اعلام صریح و همزمان همه نهادها نشان‌دهنده اراده جمعی بود و رسانه‌های داخلی با پوشش مستمر، پیام را بدون ابهام به طرف مقابل منتقل کردند.
نتیجه اینکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که تا پیش از آن سیاست فشار حداکثری را دنبال می‌کرد، ناگهان راهبرد خود را تغییر داد و به نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دستور توقف تجاوز داد.
این واقعه در تحلیل نهایی، یک پیروزی کامل برای نظریه بازدارندگی فعال است: بازدارندگی‌ای که نه بر اساس تهدیدهای کلی، بلکه بر پایه هشدارهای مشخص، زمان‌دار و دارای پشتوانه میدانی شکل گرفته باشد.
لبنان و غزه: پیوند راهبردی ساحات مقاومت
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای رسانه‌ای ـ راهبردی جنگ تحمیلی سوم و پس از آن، تثبیت این گزاره در افکار عمومی جهان بود که لبنان جزئی تفکیک‌ناپذیر از ساحات مقاومت است.
رسانه‌های غربی و عبری ماه‌ها تلاش کردند تا جبهه لبنان را از معادله غزه جدا کرده و توافق جداگانه را تحمیل کنند؛ اما جمهوری اسلامی با هوشمندی راهبردی، هرگونه مذاکره یا تبادل پیام را به پایان تجاوز در لبنان و غزه منوط کرد.
این اتصال راهبردی، مانع از آن می‌شود که رژیم صهیونیستی بتواند از طریق فشار بر یک جبهه، جبهه دیگر را تضعیف کند.
در واقع، ایران با یک تهدید واحد، دو جبهه را همزمان پوشش داد و به آمریکا و سگ هار منطقه‌ای‌اش فهماند که امنیت جداگانه وجود ندارد.
پیام این رویداد برای تحلیلگران کلان روشن است: تا زمانی که محور مقاومت به هم پیوسته عمل کند و پشت صحنه دیپلماسی را به میدان گره بزند، دشمن چاره‌ای جز عقب‌نشینی تدریجی نخواهد داشت.
در سطح تحلیلی، تماس ترامپ و منع تجاوز، یک آزمون تاریخی برای اثبات کارآمدی مقابله شجاعانه بود.
بنابراین، مطالبه کنونی این است که کماکان با همان اقتدار و شجاعت مسیر را ادامه دهیم.
هرگونه تردید در بهره‌برداری از این پیروزی، می‌تواند دستاوردها را تضعیف کند.
تجربه سه ماه گذشته نشان داد که تهدید معتبر نه یک شعار، بلکه روشی کارآمد در دیپلماسی راهبردی است و این روش باید به یک الگوی ثابت در سیاست خارجی تبدیل شود.
نقطه عطف برای بازدارندگی
این رویداد را که در مقاطعی از همین جنگ رمضان نیز موارد مشابه آن را دیده بودیم، باید نقطه عطفی در نظم بازدارندگی منطقه‌ای به حساب آورد که پیام راهبردی آن به زبان ساده این است: اتحاد داخلی در کنار شفافیت در تهدید همراه با پشتوانه میدانی منجر به تغییر رفتار دشمن بدون درگیری مستقیم خواهد شد.
این معادله، سرمایه گرانبهایی برای آینده محور مقاومت است.
اما از منظر تحلیل رسانه‌ای، مهم‌تر از خود رویداد، روایتی است که از آن ساخته می‌شود.
رسانه‌های ایران وظیفه دارند این موفقیت را نه به مثابه یک اتفاق مقطعی، بلکه به منزله یک الگوی راهبردی تثبیت کنند.
باید به افکار عمومی جهان فهماند که جمهوری اسلامی وارد مرحله جدیدی از بازدارندگی شده است؛ مرحله‌ای که در آن تهدید معتبر، جایگزین مذاکرات صرف شده و نتیجه آن، حفظ امنیت منطقه بدون جنگ تمام‌عیار است.
مسئولان و متولیان سیاست و دفاع باید با تکیه بر این تجربه موفق، راه مقابله شجاعانه و مقتدرانه را ادامه دهند، زیرا این تنها راهی است که تاکنون پاسخ مثبت داده است.
واقعیت این است که دشمن متجاوز و زورگو فقط زبان قدرت را می‌فهمد و ایران امروز که پس از پیروزی در برابر دو قدرت اتمی جهان با چهره‌ای متفاوت‌تر و قدرتمندتر از گذشته در صحنه جهانی ظاهر شده، ظرفیت و استعداد کنترل دشمنان را در عرصه‌های گوناگون دارد و اراده کرده است که از این ظرفیت‌ها بهنگام و مؤثر بهره ببرد.
*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.