اصفهان در مدار غدیر؛ وقتی خیابانها به آیینه تمامنمای «ولایت» بدل شد
اصفهان- مهمانی کیلومتری غدیر در اصفهان بازنمایی هویت جمعی و تجدید پیمانی بود که با دستهای برافراشتهی مردم در قلب چهارباغ، در حافظه شهر ثبت شد.
خبرگزاری مهر - گروه استانها- اینجا میدان شهداست؛ جایی که تپش قلب شهر در آستانهی عید بزرگ غدیر، به شماره افتاده است.
اما نه از جنس اضطراب که از تپش تپشِ ضربآهنگ دفها و نوای خوش مولودیخوانی.
وقتی عقربههای ساعت به ظهر نزدیک میشود، سیل جمعیت همچون رودی خروشان از میدان شهدا به سمت خیابان چهارباغ عباسی راهی میشود؛ رودی از جنس مردم، از جنس «عشاق علی(ع)».
بوی گلاب و عطر مهربانی
مسیر، تنها یک راه عبور نیست؛ اینجا یک «مهمانی» است.
از همان ابتدای مسیر، موکبهایی که با سلیقهی مردم آراسته شدهاند، بساط پذیرایی را پهن کردهاند.
عطرِ گلاب و اسپند در هوا پیچیده و صدای بلندگوهایی که سرود «علی مولا» را پخش میکنند، جان تازهای به شهر داده است.
در طول مسیر، موکبها و ایستگاههای پذیرایی با روی خوش از مردم استقبال میکردند و جلوهای از مهماننوازی مردمی را به نمایش میگذاشتند.
آنچه بیش از همه چشمگیر است حضور پررنگ و داوطلبانه مردم است؛ حضوری که نشان میداد غدیر برای بسیاری تنها یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه نشانی زنده از باور، هویت و پیوندی عمیق با ولایت است.
«مریم»، بانوی میانسالی که به همراه دو فرزندش در حال توزیع شیرینی بین عابران است با لبخندی که خستگی ساعتها ایستادن را از یادش برده، به خبرنگار مهر میگوید: اینجا هر کس سهمی دارد.
یکی با شربت، یکی با گل و آنیکی فقط با حضورش.
ما نیامدهایم که فقط راه برویم؛ آمدهایم که ثابت کنیم غدیر در تار و پود زندگی ما جاری است.
هر چه به چهارباغ عباسی نزدیکتر میشویم، جمعیت فشردهتر و شورجشن، عمیقتر میشود.
گروههای سرود نوجوانان با لباسهای متحدالشکل نوای ولایت را در گوش خیابانهای اصفهان طنینانداز کردهاند.
اینجا «نظم خودجوش» مردم مشهود است؛ جوانانی که با جلیقههای خدمت، مسیر را مدیریت میکنند و با خوشرویی از زائران غدیر پذیرایی میکنند.
نظم خودجوش و هلهلههایی که شهر را بیدار کرد
هلهلهی مردم وقتی گروهی از سادات در میان جمعیت حرکت میکنند به اوج میرسد.
زن و مرد، پیر و جوان، هر کدام با دستهایی که به نشانه «ولایت» بالا رفته، این پیام را مخابره میکنند که غدیر، تنها یک واقعهی تاریخی در دوردست تاریخ نیست؛ غدیر، همین خیابان است همین مهربانی و همین اتحاد در سایه ولایت است.
حتی توریستهای خارجی که در حال قدم زدن در چهارباغ هستند، تحت تأثیر این فضا قرار گرفتهاند.
«مارک»، گردشگری از کشور آلمان که در میان جمعیت حضور دارد، با تعجب و لبخند میگوید: من چنین حجم از انرژیِ مثبت و هماهنگی خودجوش را در هیچکجای دیگر ندیدهام.
مردم بدون اینکه کسی به آنها دستور بدهد با هم مهربانند، پذیرایی میکنند و به هم لبخند میزنند.
این تصویر متفاوتی از یک اجتماع مذهبی است که من تا به حال ندیده بودم.
در میانهی ازدحام شیرین چهارباغ، پیرمردی با محاسن سپید و چفیهای بر دوش، در حالی که دست نوهی کوچکش را در دست دارد، به جمعیت اشاره میکند و میگوید: «ببین!
اینها یعنی ولایت پابرجاست.
تا وقتی این دستها برای علی(ع) بالا میرود، این شهر بیمه است.
من سالهاست در این تجمعات بودهام، اما شور امسال مردم، جنس دیگری دارد؛ جنسِ شناخت و باور.»
دستهای که بیعت میکنند
حضور مردم در این جشن، تنها یک تفریح نیست.
آنطور که «سعید»، جوان بیستسالهای که در حال فیلمبرداری از این سیل جمعیت است، میگوید: من با موبایلم دارم این لحظهها را ثبت میکنم تا به همسنوسالهایم نشان دهم که غدیر چقدر زنده است.
اینجا همه ما با هم غریبهایم، اما زیر پرچم علی(ع) همه برادریم.
سایهی درختان چهارباغ بر سر جمعیت افتاده و تازه جشن آغاز شده است.
چراغهای ریسهکشیشده، خیابان را به جشنگاه نور تبدیل کردهاند.
در پایان این مسیر کیلومتری آنچه در ذهن میماند نه فقط پذیراییها و شلوغیها بلکه تصاویری است از مردمی که «ولایت» را در کنش اجتماعی خود بازتعریف کردهاند؛ مردمی که با دستهای برافراشتهشان بر عهدی که ۱۴ قرن پیش بسته شده بود مُهر تأیید زدند.
در طول مسیر چهارباغ، موکبها از حالت سنتی خارج شده و به غرفههایی برای «تعامل با مخاطب» تبدیل شدهاند.
ریسههای نوری که به شکل گلهای رنگینکمان از بالای درختان کهنسال چهارباغ آویخته شده، سقفی از نور برای عابران ساخته است.
در گوشهای از مسیر، «سایهبازی غدیر» به راه است؛ نمایشی که با نور و تصویر روایت واقعهی غدیر را روی دیوارههای قدیمیِ چهارباغ به اجرا میگذارد.
اصفهان امروز نه فقط یک شهر که یک «میعادگاه» بود؛ میعادگاهی که ثابت کرد نام علی(ع) و فرهنگ غدیر همچنان قویترین ریسمان برای حفظ همبستگی در قلب ایران است.