جزئیات جدید مذاکرات؛ ۵۰ درصد منابع مسدود باید همزمان با تفاهم آزاد شود
معاون حقوقی و بین الملل وزارت امور خارجه کشورمان گفت: ۵۰ درصد منابع مسدود باید همزمان با تفاهم آزاد شود.
خبرگزاری مهر، گروه سیاست – نفیسه عبداللهی: در شرایطی که منطقه در ماههای اخیر شاهد تنشهای همزمان در چند جبهه بوده است؛ از جنگ ۴۰ روزه و پیامدهای آن گرفته تا درگیریهای پیشین و تحولات مرتبط با لبنان، همزمان پروندههای پیچیده دیپلماتیک و حقوقی نیز در جریان است.
در این میان، مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده درباره یک پیشنویس تفاهم احتمالی، در کنار مباحث حساس مربوط به رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و آینده پرونده هستهای، به یکی از محورهای اصلی تحولات سیاسی تبدیل شده است.
از سوی دیگر، موضوعات راهبردی منطقهای همچون وضعیت تنگه هرمز و چارچوب حقوقی حاکم بر آن نیز بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ جایی که ایران بر حق حاکمیت خود در آبهای سرزمینی تأکید دارد و در عین حال بر اصل «عبور ایمن و مدیریت مشترک مسئولانه» در شرایط صلح پافشاری میکند، همزمان بحثهایی درباره نقش کشورهای منطقه و فشارهای فرامنطقهای در این حوزه نیز مطرح شده است.
در این چارچوب، گفتوگوی تفصیلی با کاظم غریبآبادی، معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه، در تاریخ ۱۲ خرداد ماه انجام شد؛ گفتوگویی که در آن ابعاد مختلف این تحولات از مذاکرات هستهای تا معادلات امنیتی منطقه، از تنگه هرمز تا پیگیریهای حقوقی در مجامع بینالمللی، و از سازوکارهای آزادسازی داراییها تا چشمانداز توافقات احتمالی، بهصورت جامع مورد بررسی قرار گرفت.
مشروح این گفتگو به شرح زیر است:
شب گذشته شاهد تحولاتی بودیم که از نگاه بسیاری از ناظران قابل توجه بود.
در حالی که اسرائیل هشدار تخلیه مناطقی از ضاحیه جنوبی بیروت را صادر کرد، همزمان قرارگاه خاتمالانبیا نیز به ساکنان برخی مناطق در شمال اسرائیل هشدار تخلیه داد.
پس از این هشدارهای متقابل، به نظر رسید که اسرائیل از برخی اقدامات خود عقبنشینی کرده یا دستکم در محاسباتش تجدیدنظر داشته است.تحلیل شما از این تحولات چیست؟
آیا میتوان این رفتار را نشانهای از تأثیرگذاری بازدارندگی متقابل و تغییر موازنه در میدان دانست؟
همچنین با توجه به اینکه حدود دو هفته از درگیریهای گسترده در لبنان میگذرد، چرا ایران در این مقطع وارد فاز هشدارهای متقابل شد و این اقدام زودتر انجام نشد؟
غریب آبادی: اقداماتی که رژیم صهیونیستی در لبنان انجام دهد طبیعتاً نقض آتش بس است، البته جمهوری اسلامی دیر وارد نشد و هشدارهای لازم را در این چند روز به طرفهای مقابل داده بود، ولی آن اتفاقی که دیروز افتاد هشدار نبود، در واقع قصد ایران برای اقدام بود؛ این مهم است؛ پس تاخیری در کار نبود؛ یعنی اگر دیروز دستور توقف این حملات صادر نمیشد، قطعاً جمهوری اسلامی ایران دست به اقدام میزد، به ویژه با توجه به بیانیهای که قرارگاه خاتم الانبیا صادر کرد و پیام های دیگری که وزارت خارجه از کانال های دیگر برای طرفهای ذیربط ارسال کرد.
این نکته اول، پس اقدام آنها نقض آتش بس بوده و جمهوری اسلامی ایران هم اعلام کرد که باید متوقف شود، وگرنه ما هم اقدام متناسب و متقابل اتخاذ خواهیم کرد.
چرا اقدام متقابل و متناسب، برای اینکه آتشبسی که الان برقرار هست بعد از جنگ ۴۰ روزه، این آتش بس شامل لبنان هم هست و این تفاهمی بود که صورت گرفته و اگر قرار است که در بخشی از این جغرافیای مورد توافق این آتش بس نقض شود، طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران واکنش نشان می دهد.
در صورت شکلگیری آتشبس، این توافق چه محدودهای را در بر میگیرد؟
آیا صرفاً شامل بیروت و ضاحیه جنوبی است یا کل خاک لبنان را پوشش میدهد؟
و از منظر جمهوری اسلامی ایران، چه اقداماتی میتواند مصداق نقض آتش بس باشد؟
آن چیزی که ما گفتیم، لبنان هست، یعنی گفتیم آتش بس شامل لبنان هم هست، حتی در زمینه خاتمه جنگ هم که مطرح است، خاتمه در تمام جبههها از جمله لبنان؛ نگفتیم مثلاً در کجای لبنان، البته محل منازعه مشخص است کدام بخشهای لبنان را شامل می شود.
نکته دیگر در واقع اینکه به نظر من آمریکاییها و صهیونیستها بعد از پیامی که دیروز جمهوری اسلامی ایران صادر کرد، به این نتیجه رسیدند که این درگیریها می تواند مجددا آغاز شود.
مقصر این اتفاقات خود صهیونیست ها هستند و آمریکا.
ایالات متحده به خاطر اینکه باید ضامن جلوگیری از نقض آتش بس توسط رژیم صهیونیستی باشد، یعنی هر دو تا مسئولیت دارند.
در این زمینه هم خطر از سرگیری درگیری ها وجود داشت و هم در واقع دور شدن از یک تفاهم در حوزه مذاکراتی و سیاسی.
حالا این دو دلیل را میشود ذکرکرد.
قطعاً دلایل دیگری هم از منظر جامعه داخلی آمریکا و رژیم اسرائیل و فرایندهای تصمیم گیری داخلیشان هم دارد که منجر شد اقدام توقف صورت بگیرد.
جمهوری اسلامی نشان داد که در خصوص حمایت از متحدان خودش بسیار مصمم و جدی است و ما متحدان خودمان را قطعا تنها نخواهیم گذاشت.
تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار گرفته و برابر حقوق بین الملل و حقوق بین الملل دریاها، کشورهای ساحلی حق اعمال حاکمیت بر محدوده آبهای سرزمینی خودشان را دارند
آقای غریبآبادی، شما اخیراً در عمان حضور داشتید و درباره موضوع تنگه هرمز و همکاریهای مرتبط با آن با مقامات عمانی گفتوگو کردید.
بر اساس اخبار منتشرشده، طرف عمانی از گسترش همکاریهای حقوقی و فنی در این حوزه استقبال کرده است.
با این حال، همزمان گزارشهایی نیز درباره افزایش فشارهای آمریکا بر عمان و تلاش واشنگتن برای محدود کردن همکاریهای این کشور با ایران مطرح میشود.
با توجه به روابط تاریخی و راهبردی تهران و مسقط، ارزیابی شما از رویکرد عمان در برابر این فشارها چیست؟
آیا عمان همچنان به سیاست متوازن و مستقل خود در قبال ایران ادامه خواهد داد؟
همچنین با در نظر گرفتن تحولات اخیر منطقه، چشمانداز شما از آینده تنگه هرمز و همکاریهای ایران و عمان در زمینه امنیت و مدیریت این آبراه راهبردی چیست؟
غریب آبادی: جمهوری اسلامی ایران و حتی عمان به عنوان دولتهای ساحلی حق اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز دارند، حالا اینکه برخیها میگویند تنگه هرمز یک آبراه بین المللی هست و تابع حقوق بینالملل دریاها، بله نفس این موضوع که تنگه هایی که آب راه بین المللی حساب میشوند بالاخره یک نظام حقوقی خاصی بر آنها مترتب هست کسی منکر این نیست؛ اما واقع موضوع این هست که تنگه هرمز کلاً در آب های سرزمینی ایران و عمان قرار گرفته و برابر حقوق بین الملل و حقوق بین الملل دریاها، کشورهای ساحلی حق اعمال حاکمیت بر محدوده آبهای سرزمینی خودشان را دارند.
حالا آبهای داخلی که آبهای خود کشورهاست و بخشی از سرزمین آنها حساب میشود.
حتی دیوان بین المللی دادگستری در رایی هم که سالیان قبل صادر کرده، تاکید کرده که دولتهای ساحلی حق اعمال حاکمیت بر آبهای سرزمینی دارند.
تنگه هرمز در محدوده سرزمینی ایران عمان قرار دارد، این اعمال حاکمیت البته نمیتواند همین طوری خود به خود صورت بگیرد یا سلیقهای باشد یا برای محدود کردن عبور و مرور کشتی های تجاری و یا شناورها باشد موقعی این اعمال حاکمیت میتواند صورت بگیرد که خوف برهم زدن نظم و امنیت دولت های ساحلی توسط شناورها وجود داشته باشد در چنین حالتی، دولت های سالی میتوانند حاکمیت خودشان را اعمال کنند.
حاکمیت اعمال کردن اینجا به منزله وضع برخی مقررات و محدودیتها است که در چنین شرایطی می توانند محدودیت وضع کنند.
این کاریست که دقیقا جمهوری اسلامی ایران در زمان جنگ انجام داده و تنگه هرمز طبیعتاً میتوانست مورد سوء استفاده دشمنان ما و حامیان دشمنان ما قرار گیرد برای اینکه امنیت ملی ما را به مخاطره بیندازند و از این منظر، ایران تصمیمات لازم را اتخاذ کرد و محدودیت های لازم را هم وضع کرد.
برای شرایط صلح هم آن چیزی که ما داریم الان صحبت میکنیم، این نیست که بگوییم همانند زمان جنگ میخواهیم جلوی عبور شناورها را بگیریم، همه را متوقف کنیم، مورد به مورد باید بیایند با ما مذاکره کنند؛ نه اینگونه نیست، بلکه در شرایط صلح آن چیزی که مدنظر ما قرار دارد، عبور ایمن کشتیها است.
عبور ایمن چند تفسیر و تعریف دارد: یکی اینکه بالاخره کشتیهای تجاری بتوانند سهل و روان از تنگه عبور کنند.
دوم اینکه دولتهای ساحلی مسئول در این زمینه یعنی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت عبور ایمن و امن کشتی ها را هم بر عهده دارد و حتی عمان بعنوان کشور ساحلی دوم.
و نکته سوم اینکه باید این هم تضمین شود وقتیکه کشتیها عبور میکنند، ایمنی و امنیت را به مخاطره نیندازند، یعنی اگر ما ادله داشته باشیم که شناوری قصد ایجاد اخلال در نظم و یا امنیت ما را دارد طبیعتا میتوانیم اقدامات محدود کننده را وضع کنیم.
این اقدام مغایر حقوق بین الملل دریاها نیست، هرچند ما عضو کمیسیون ۱۹۸۲ حقوق بین الملل در یاها نیستیم، ولی با این وجود، این اقدامات حتی در زمان صلح هم مغایر نیست.
اخذ هزینهها در ازای خدمات دریایی نیز مخالف حقوق بینالملل دریاها نیست.
در خود کنوانسیون ۱۹۸۲ مقرر شده که دولتهای ساحلی میتوانند در ازای ارائه خدمات خاص هزینههای آن را دریافت کنند.
حالا خدمات خاص، مفهومش این هست که شما دیگر نمیتوانید عوارض عبور بگیرید، یعنی بدون اینکه خدماتی ارائه شود هر کشتی عبور کند و مثلا بگویید اینقدر باید پول بدهد، نه این ممنوع است.
جمهوری اسلامی هم دنبال این نیست که ما هزینه یا عوارض عبور یا حق ترانزیت بخواهد دریافت کند ، نه بلکه ما به دنبال این هستیم که در ازای خدماتی که در آنجا به همراه عمان ارائه می دهیم، هزینهها را دریافت کنیم.
حالا این خدمات شامل خدمات ناوبری، خدمات امداد و نجات، خدمات امنیتی و خدمات ایمنی است و یا خدماتی که اگر محیط در واقع آلوده شود از لحاظ زیست محیطی رفع آلودگی باید شود.
بنابراین، این اقدامات مخالف حقوق بینالملل دریاها نیست.
اگر برخی کشورها دارند حرفی میزنند، طبیعی است بیش از ۴ دهه رایگان از اینجا داشتند استفاده میکردند و جمهوری اسلامی ایران هم هیچ ممانعتی در عبور شناورها انجام نمیداد، حتی کشتی های نظامی عبور و مرورو داشتند.
برخی از اینها ما را تهدید می کردند و از این تنگه عبور میکردند.
حالا طبیعی است که وقتی الان ما مقرراتی را میخواهیم وضع کنیم یا محدودیت هایی را اعمال کنیم یا حتی میگوییم هزینه ای را اخذ کنیم، خوشایند آنها نیست و سروصدا ایجاد کنند، اما این نمیتواند سبب شود که ما از پیگیری این مواضع و حقوق خودمان دست برداریم، چراکه این اقدامات مخالف حقوق بین الملل هم نیست.
مهم هست در رابطه با تنگههایی که دو دریا را به هم وصل میکنند، حق عبور و مرور شناورها در شرایط عادی وجود داشته باشد، حالا الان شرایط جنگی است، بعد از شرایط عادی باید وجود داشته باشد و ما به این وقوف داریم، یعنی ترتیباتی را هم که داریم مینویسیم و قطعاً هم اعلام خواهیم کرد، اینها مغایر با حقوق بین الملل نخواهد بود، ولی طبیعتا صد درصد خوشایند برخی از کشورها هم نخواهد بود.
طرحی را مجلس تحت عنوان طرح حقوقی تنگه هرمز مطرح کرده این طرح چقدر می تواند مکمل این اقدامات باشد؟
غریب آبادی: مجلس باید خودشان توضیح بدهند، چون من در جریان طرح مجلس نیستم که چه اقداماتی میکنند.
یعنی وزارت خارجه در جریان طرح مجلس قرار ندارد؟
اصلا در اینباره همکاری بین مجلس و وزارت خارجه وجود دارد؟
غریب آبادی: یک بار از وزارت خارجه در یکی از جلسات دعوت کردند، ولی طرح را برای اعلام نظر به وزارت خارجه به صورت رسمی هنوز ارسال نکردند و فکر میکنم برای دولت هم ارسال نکردند؛ ولی در هر صورت بالاخره اگر مجلس هر قانونی را وضع کند، همه دستگاهها آن قانون رو اجرا می کنند.
ولی طبیعتاً توصیه ما این هست که اقدامات دستگاهها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران در خصوص تنگه هرمزباید با هماهنگی هم پیش برود و دستگاهها هر کدام جداگانه نباید اقدامی را در این زمینه انجام دهند چرا که این یک موضوع ملی است.
اگر دولت میخواهد اقدامی کند، حتما نظر نیروهای مسلح و نهادهای انقلابی و همچنین مجلس را اخذ کند و اگرمجلس می خواهد کاری انجام دهد، حتما باید نظر نهادهای انقلابی و نظامی و همچنین دولت را اخذ کند.
این هم افزایی باید وجود داشته باشد چرا که یک موضوع ملی و مهم و حساسی است.
حداقل اصرار جمهوری اسلامی ایران این است که ۵۰ درصد از این اموال بلوکه شده ایران بلافاصله با امضای یادداشت تفاهم، در اختیار ایران قرار گیرد و مابقی آن هم باید بعد از طی یک مدت معقولی، در اختیار ایران قرار گیرد
در روزهای اخیر بحثهایی درباره پیشنویس یک تفاهم یا توافق احتمالی میان ایران و ایالات متحده مطرح شده است.
از سوی دیگر، ترامپ نیز در اظهارات و پیامهای خود به اعمال برخی اصلاحات و بررسی جزئیات این پیشنویس اشاره کرده است.
با توجه به حساسیت این موضوع برای افکار عمومی، بفرمایید مذاکرات و رایزنیها در حال حاضر در چه مرحلهای قرار دارد؟
مهمترین محورهای اختلاف یا مذاکره میان دو طرف چیست و اصلاحات مورد بحث عمدتاً ناظر بر چه موضوعاتی است؟
همچنین با توجه به تحولات اخیر منطقه، آیا میتوان از شکلگیری یک توافق سیاسی گستردهتر یا حتی توافقی برای پایان دادن به تنشها و درگیریها سخن گفت؟
از نگاه شما چشمانداز این گفتوگوها چیست ؟
غریب آبادی: طبیعتاً هر زمانی که متن نهایی شود، میتواند مورد تفاهم قرار گیرد، اما چند نکته مهم است.
ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران زمانی یک متن را پایان یافته و نهایی تلقی میکنیم که ملاحظات و منافع ما به صورت کامل در آن لحاظ شده باشد.
یکی از این ملاحظات، خاتمه دائمی و فوری جنگ در همه جبههها از جمله لبنان است که این یک نقطه کلیدی و اساسی هست.
نکته دوم در خصوص لغو محاصره دریایی است.
اگر ایران قرار هست اقداماتی را در ازای تنگه هرمز برای آزادی کشتیرانی انجام دهد، طبیعتاً لغو محاصره دریایی باید صورت گیرد و این تنها اقدام در برابر اقدام تنگه هرمز نیست، حالا موضوعات دیگری هم هست چون من دیدم برخی از رسانهها مینویسند که آیا این برابری میکند که آمریکا لغو محاصره کند و ایران هم تنگه هرمز را باز کند، نه اینگونه نیست یک اقدام در برابر یک اقدام نیست.
گامی که ما در هرمز برداریم، اقدامات متفاوتی برای آن متصور هست.
نکته دیگری که در جهت منافع ما هست که باید صورت بگیرد، آزادسازی پولهای مسدود شده ایران است.
اینها پولهای خود ما هست، یعنی پول کشورهای غربی و آمریکا نیست که بخواهیم حالا مذاکره کنیم به ما بخواهند مثلاً مقداری کمک کنند یا پول بدهند.
پول خود ماست، اینها را آمریکا به صورت غیرقانونی مسدود کرده و اجازه هزینه کرد و یا در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دادن را به کشورهای مربوطه نداده است.
این موجودیها در آن کشورها و بانکهایشان وجود دارد.
این هم یکی از موضوعات مهم و کلیدی است؛ حالا اینکه چه میزان از این پول ابتدا باید اختصاص پیدا کند و چه میزان بعد از یک مدت گفتگو، این موضوعی است که قابل مذاکره است؛ اما حداقل اصرار جمهوری اسلامی ایران این هست که ۵۰ درصد از این وجوه بلافاصله با امضای یادداشت تفاهم، در اختیار ایران قرار گیرد و مابقی آن هم باید بعد از طی یک مدت معقولی که از نظر ما بیشتر از یک یا دو ماه نخواهد بود، در اختیار ایران قرار گیرد.
هر زمان متن تفاهم، منافع ما را برآورده کند و از همه مهم تر خاتمه جنگ اعلام شود و ما در معرض دوباره یک جنگ قرار نگیریم، این تفاهم از نظر ایران میتواند نهایی تلقی شود و مراتب موافقت ایران به طرف مقابل اعلام شود
آقای دکتر، یکی از مطالبات جدی افکار عمومی پس از خسارات انسانی، اقتصادی و زیرساختی ناشی از جنگ، موضوع جبران خسارتهاست.
با توجه به قواعد حقوق بینالملل، آیا جمهوری اسلامی ایران برنامه مشخصی برای پیگیری حقوقی و مطالبه غرامت از طرف یا طرفهای مسئول این خسارات دارد؟
این روند از چه مجاری حقوقی و بینالمللی دنبال خواهد شد و تا چه اندازه امکان دستیابی به نتایج عملی و دریافت غرامت وجود دارد؟
غریب آبادی: خسارات ناشی از جنگ موضوعیست که برای ما مهم است.
این یک اقدام تجاوزکارانه غیرقانونی بود که علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت و این کشورها از لحاظ حقوق بین الملل مسئول هستند، هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی.
اصرار و تاکید ما این است که در هر متنی، خسارت ناشی از جنگ باید مشخص شود و در اختیار ایران قرار گیرد.
این مهم باید در متن پیشبینی شود، حالا اینکه با چه سیاقی خواهد بود و چه میزانی خواهد بود و با چه روش های فنی و مالی پول در اختیار ایران قرار می گیرد اینها منوط به مذاکرات خواهد بود، البته در مذاکرات ۶۰ روزه بعد از امضای یادداشت تفاهم.
نکته دیگری که برای ما مهم است و باید حتما در متن باشد، در خصوص رفع تمامی تحریمهای یک جانبه، چه تحریمهای اولیه و چه تحریمهای ثانویه یا فرا سرزمینی است که باید تمام این تحریمها خاتمه یابند.
این یکی از اصول اساسی و کلیدی خواهد بود .همچنین عادی شدن وضعیت در شورای حکام و شورای امنیت از دیگر موضوعاتی است که باید برآورده شود.
اگر در حال حاضر بررسی هایی انجام می شود، برای حصول اطمینان صد درصدی از این است که ملاحظات ما و منافع ما در متن تأمین شود.
حالا در این میان در طول این بررسی ها که بالاخره الان به طول انجامیده، ممکن است آمریکا پیام هایی را هم ارسال کند و خواهان اصلاحاتی در متن باشد که خود همین در خواست اصلاحات نیز می تواند به مدت زمان بررسی ها بیافزاید.
از سوی دیگر، ما هم در قسمت هایی خواستار اصلاح متن شدیم.
بنابراین، هر زمان مسئولین ذیربط به این جمع بندی برسند که این متن منافع ما را برآورده میکند و از همه مهم تر خاتمه جنگ اعلام می شود و ما در معرض دوباره یک جنگ قرار نمیگیریم، هرچند آماده برای دفاع هستیم، این تفاهم از نظر ایران میتواند نهایی تلقی شود و مراتب موافقت ایران به طرف مقابل اعلام شود.
حالا این فرایند چقدر زمان میبرد، من نمیتوانم برای آن زمانی تعیین کنم و بگویم امروز، فردا یا یک هفته دیگر.
آیا فاصله زیادی تا نهایی شدن متن باقی مانده است؟
غریب آبادی: نمیتوانم واقعا زمانی را به شما الان بگویم.
هر زمانی که اطمینان برای ما حاصل شود، این تفاهم میتواند نهایی تلقی شود.
اینکه چند روز زمان میبرد، من نمیتوانم برای این زمانی را تعیین کنم.
ما متنی را نهایی می کنیم که که بتواند منافع ما را برآورده کند.
ما همزمان که در مورد نهایی کردن متن پیش میرویم، مواضع آمریکا را هم رصد میکنیم
آیا اینبار اراده سیاسی در آمریکا دیده می شود؟
غریب آبادی: ما با متن کار داریم که منافع ما را تامین کند.
ممکن است کشوری اراده داشته باشد اما متن ضعیفی تنظیم شود.
اولا باید این متن، متن دقیقی و مناسبی باشد که تمام نگرانیها و منافع ما در آن لحاظ شده باشد و حقوق ما در آن لحاظ شده باشد.
یکی از آن موضوعاتی که در جهت منافع مان گفتم، همین بحث تامین حقوق ما هست.
این را هم باید اضافه کنم به آن فهرست که باید حقوق ما هم در حوزههای مختلف، از جمله هستهای، پیش بینی شده باشد .
پس ما اولاً نیاز به یک متن مناسب داریم که در کنار این متن مناسب، رویکردهای سیاسی آن کشور هم مهم است.
حالا این متن هست و به قول شما باید دید که آیا اراده ای هم برای اجرای آن دارند یا نه.
امکان دارد شما روی یک متن تفاهم بکنید، اما در اجرا با مشکل مواجه شوید و آن اراده لازم برای اجرا نباشد و یک اقدام پرستیژی و اقدام گذرا باشد.
ما همزمان که در مورد نهایی کردن متن پیش می رویم، مواضع آمریکا را هم رصد می کنیم.
مثلاً ما در مورد متن تقریبا خیلی رفتیم جلو اما رفتارها را هم رصد میکنیم، مانند اقدامی که رژیم صهیونیستی در لبنان میخواست انجام دهد.
پس ببینید ما دوتا رو با هم داریم میبریم جلو، متن و رصد رفتارها.
همان رفتار اگر ادامه پیدا میکرد، میتوانست بر کل این فرایند سایه بیندازد و فرایند گفتگوها را متوقف کند.
در چارچوب پیش نویس تفاهم فعلی که البته هنوز نهایی نشده است، آمریکا متعهد می شود تمام منابع مالی مسدود شده ایران را متناسب با پیشرفت مذاکرات آزاد کند
آقای دکتر، اخیراً شاهد سفر نسبتاً فوری و همزمان آقایان قالیباف و عراقچی به دوحه بودیم؛ سفری که گمانهزنیهای مختلفی درباره اهداف و دستاوردهای آن مطرح شد.
از سوی دیگر، برخی رسانه ها اعلام کردند که قرار نیست منابع مالی بهصورت مستقیم در اختیار ایران قرار گیرد، بلکه سازوکاری در نظر گرفته شده که ایران بتواند از محل این اعتبارات، کالاها و اقلام اساسی مورد نیاز خود را تأمین کند.
مایل هستیم بدانیم این سفر با چه اهدافی انجام شد و مهمترین دستاوردهای آن برای جمهوری اسلامی ایران چه بود؟
غریب آبادی: همانطور که عرض کردم، برای اینکه جمهوری اسلامی ایران بتواند بلافاصله پس از امضای یادداشت تفاهم به بخش قابل توجهی از منابع مالی مسدودشده خود دسترسی پیدا کند، فرمولها و راهکارهای مختلفی مطرح شده است.
یکی از این راهکارها، ایفای نقش قطر در این فرآیند است؛ به این معنا که قطر بتواند با سازوکاری مشخص، به پیشبرد و تسهیل اجرای تفاهم کمک کند تا روند مذاکرات متوقف نشود.
بر اساس این سازوکار، همزمان با پیشرفت مذاکرات و در حالی که آمریکا متعهد میشود دستورات و اقدامات لازم را برای رفع فریز منابع مالی ایران صادر و اجرا کند، امکان دارد منابع مورد نیاز از طریق سازوکارهای جایگزین تأمین شود و در ادامه، با آزادسازی پولهای مسدودشده، این منابع جایگزین شوند.
ممکن است برای برخی افراد، جزئیات فنی این فرآیند اهمیت زیادی داشته باشد و برای برخی دیگر مهمترین موضوع این باشد که ایران از همان ابتدای امضای یادداشت تفاهم بتواند به منابع مالی خود دسترسی پیدا کند؛ فارغ از اینکه این دسترسی از چه کانال، سازوکار یا روش فنی صورت میگیرد.
اگر منابع مالی ایران به هر طریق مطمئن و قابل اتکا در دسترس قرار گیرد، این نیز میتواند یکی از راهحلهای قابل قبول باشد.
البته باید تأکید کنم که استفاده از چنین سازوکاری به هیچوجه مسئولیت آمریکا را در قبال تعهداتش رفع نمیکند.
چرا که در چارچوب پیش نویس تفاهم فعلی که البته هنوز نهایی نشده است، آمریکا متعهد می شود تمام منابع مالی مسدودشده ایران را متناسب با پیشرفت مذاکرات آزاد کند.
نکته مهم این است که دوره پیشبینیشده برای این فرآیند، بیش از ۶۰ روز نیست.
به عبارت دیگر، آمریکا باید در این بازه زمانی دوماهه تمامی اقدامات لازم برای رفع فریز منابع مالی ایران را انجام دهد.
بنابراین، ما درباره یک بازه زمانی محدود و مشخص صحبت میکنیم، نه دوره اجرای توافق نهایی که ممکن است زمان طولانی به طول بینجامد.
در نتیجه، اگر در ابتدای مسیر و همزمان با امضای یادداشت تفاهم، منابع مالی مورد نیاز ایران از طریق سازوکارهای جایگزین تأمین شود، این موضوع میتواند به تسهیل و تسریع روند اجرای تفاهم کمک کند.
سفر و رایزنیهای انجامشده در قطر نیز دقیقاً در همین چارچوب صورت گرفت و از نظر ما، این مأموریت را میتوان یک موفق حساب کرد.
موضوع رفع تحریمها و مباحث مرتبط با مسائل هستهای در مرحله دوم مذاکرات قرار دارد
یکی از موضوعات مهم در پرونده هستهای ایران، بحث مربوط به ذخایر اورانیوم غنیشده و نحوه مدیریت آنهاست.
در حالی که جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده با خروج این ذخایر از کشور موافقت نخواهد کرد، در فضای رسانهای و سیاسی پیشنهادهای مختلفی درباره شیوه مدیریت یا انتقال احتمالی این مواد مطرح شده است؛ از جمله بحثهایی درباره روسیه، چین و اخیراً نیز نام قزاقستان به عنوان یکی از گزینههای احتمالی.
در این چارچوب، این پرسش مطرح است که قزاقستان دقیقاً چه جایگاهی در این معادله دارد؟
آیا واقعاً به عنوان یک گزینه عملی در مذاکرات یا رایزنیها مطرح شده است یا صرفاً در حد گمانهزنیهای رسانهای است؟
به طور کلی چه سناریوهایی برای مدیریت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران روی میز قرار دارد و موضع قطعی جمهوری اسلامی ایران در این خصوص چیست؟
همچنین با توجه به حساسیت این پرونده، تا چه اندازه میتوان از وجود اجماع و هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر در کشور درباره موضوع غنیسازی و نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم سخن گفت؟
آیا در این حوزه یک راهبرد واحد و منسجم میان ارکان مختلف حاکم است؟
غریب آبادی: ببینید، موضوع رفع تحریمها و مباحث مرتبط با مسائل هستهای در مرحله دوم مذاکرات قرار دارد.
در واقع در چارچوب همین بازه ۶۰ روزهای که اشاره شد.
طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران در این مقطع در رسانهها وارد جزئیات مذاکراتی یا بیان اصول مورد نظر خود نشود.
در صورتی که این تفاهم امضا شود و مذاکرات بهصورت رسمی آغاز گردد، مواضع جمهوری اسلامی ایران نیز بهصورت شفاف در همان چارچوب مذاکرات اعلام خواهد شد.
در حال حاضر، برخی اظهارنظرها و گمانهزنیها از سوی افراد یا کشورها مطرح میشود، اما ما نمیتوانیم درباره این گمانهزنیها اظهار نظر کنیم.
چه صحبتهایی از سوی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح شود، چه برخی کشورها مانند قزاقستان یا دیگران اعلام آمادگی یا ایدههایی را مطرح کنند، این موارد در حد پیشنهاد و دیدگاههای طرفهای مختلف است.
آنچه برای ما ملاک است، موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران است که در زمان مناسب و در چارچوب مذاکرات هستهای بهصورت دقیق بیان می شود.
رسانه های غربی گزارشی را منتشر کردند که بر اساس آن، ادعا میشود ایالات متحده در جریان درگیریهای اخیر و جنگ ۴۰ روزه با ایران، از شبکه استارلینک برای هدایت و پشتیبانی عملیات پهپادی و برخی حملات استفاده کرده است؛ موضوعی که در صورت صحت، میتواند ابعاد حقوقی و بینالمللی قابل توجهی داشته باشد.
در این چارچوب، این پرسش مطرح است که از منظر حقوق بینالملل، چنین ادعاهایی تا چه اندازه قابلیت پیگیری و طرح در مجامع بینالمللی را دارد؟
آیا استفاده از زیرساختهای ماهوارهای تجاری در عملیات نظامی میتواند مصداق نقض قواعد و اصول حقوق بشردوستانه یا حقوق مخاصمات مسلحانه تلقی شود؟
غریب آبادی: اولاً باید تأکید کرد که خودِ این اقدام نظامی، بهطور کلی، یک تجاوز غیرقانونی و مغایر با حقوق بینالملل و منشور ملل متحد بوده است.
بنابراین در هرگونه تحلیل حقوقی، نقطه شروع و محور اصلی، همین «اصل تجاوز نظامی» است که بهصورت آشکار علیه تمامیت ارضی و حاکمیت سرزمینی یک کشور مستقل و عضو سازمان ملل متحد انجام شده است.
در این چارچوب، موضوعاتی مانند استفاده از ابزارهایی نظیر استارلینک را باید در واقع در زنجیرهای از اقدامات فرعی و تبعی این تجاوز ارزیابی کرد.
یعنی این موارد، هرچند ممکن است از نظر فنی و عملیاتی مهم باشند، اما در مقایسه با اصل تجاوز، در مرتبه ثانویه قرار میگیرند.
با این حال، استفاده از چنین ابزارهایی که بدون توجه به حاکمیت دولتها و بدون رعایت مقررات کشور محل استفاده بهکار گرفته میشوند، از منظر حقوق بینالملل قابل بررسی است.
در همین زمینه نیز در اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) پیشتر و حتی قبل از این تحولات، و در چارچوب درخواستهای جمهوری اسلامی ایران، مقرراتی مورد توجه قرار گرفته که بر اساس آن کشورها موظف هستند در استفاده از چنین فناوریهایی، قوانین و مقررات دولت میزبان را رعایت کنند.
بر این اساس، استفاده از استارلینک در داخل ایران بدون مجوزهای لازم، از منظر حقوق داخلی و نیز برخی ملاحظات حقوق بینالملل، محل ایراد و قابل پیگیری تلقی شده و در همین خصوص پروندههایی در مراجع ذیربط، از جمله ITU، تشکیل شده است.
همچنین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز این موضوع را در مسیرهای حقوقی دنبال کرده است.
ما در حال بررسی این موضوع هستیم که از چه مسیرهای حقوقی دیگری نیز میتوان این مسئله را پیگیری کرد.
چرا که این موضوع صرفاً محدود به کاربردهای نظامی نیست و پیشتر نیز در برخی موارد مرتبط با اغتشاشات داخلی، استفاده از این ابزارها در داخل کشور مطرح بوده که آن هم از دید ما مغایر با قوانین داخلی و برخی ملاحظات حقوق بینالملل محسوب میشود.
در مجموع، چه در سطح استفاده نظامی و چه در سایر حوزهها، این موضوع از نظر ما قابل پیگیری حقوقی است و در چارچوبهای بین المللی دنبال خواهد شد.
از جنگ تا دیپلماسی حقوقی؛ ایران هزاران صفحه سند به سازمان ملل ارائه کرد
با توجه به اینکه در خردادماه سال گذشته تجربه درگیری ۱۲ روزه و اخیراً نیز جنگ ۴۰ روزه در منطقه رخ داده و در جریان این تحولات متأسفانه تعدادی از فرماندهان عالیرتبه و همچنین غیر نظامیان نیز به شهادت رسیدند، این سؤال برای افکار عمومی مطرح است که جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوقی و بینالمللی چه اقدامات مشخصی برای پیگیری این رخدادها انجام داده است؟
با توجه به اینکه در بسیاری از موارد شاهد رفتارهای گزینشی و تبعیضآمیز در مجامع بینالمللی هستیم، ایران چه مستندات، گزارشها و ادلهای را برای طرح این موضوع در نهادهای حقوقی بینالمللی ارائه کرده و این پیگیریها از چه مسیرهایی دنبال شده است؟
در صورت امکان، اگر بخواهیم یک جمعبندی شفاف برای افکار عمومی ارائه کنیم، وضعیت فعلی این پروندهها در مجامع بینالمللی چیست؟
غریب آبادی: ابتدا این نکته را عرض کنم که بر اساس تصمیمی که در داخل نظام اتخاذ شده، مسئولیت اصلی پیگیری حقوقی این موضوعات در سطح بینالمللی بر عهده معاونت حقوقی ریاستجمهوری قرار گرفته بود.
حالا به هر دلیلی این تصمیم گرفته شده که این مسئولیت مستقیماً به وزارت امور خارجه واگذار نشود، اما ما در وزارت امور خارجه همچنان خود را ملزم میدانیم از تمام ظرفیتهای دیپلماتیک، سفارتخانهها و مجامع بینالمللی برای پیگیری حقوق کشور استفاده کنیم.
در خصوص جنگ ۱۲ روزه، به نظر من مناسب است که نهادهای مسئول گزارشی دقیق ارائه دهند که این مستندسازیها چه بوده، چگونه انجام شده و به کجا ارسال شده است.
با این حال، در وزارت امور خارجه ما به سهم خودمان و در چارچوب وظایفمان، حدود هزار صفحه مستندات دقیق و قابل استناد تهیه کردیم و این اسناد را به عنوان مدارک رسمی در سازمان ملل متحد، از جمله در مجمع عمومی و شورای امنیت، به ثبت رساندیم و برای کشورهای مختلف نیز ارسال کردیم و یک جهاد تبیین مناسبی را به راه انداختیم.
در واقع، یک حرکت گسترده مستندسازی و پیگیری حقوقی را آغاز کردیم؛ نه فقط در جنگ ۱۲ روزه، بلکه در جریان اغتشاشات داخلیدی ماه ۱۴۰۴ نیز گزارشها و مستندات متعددی درباره اقدامات تروریستی، خرابکارانه و نقش حامیان خارجی تهیه و به سازمان ملل و سایر نهادهای بینالمللی ارائه کردیم.
در جریان جنگ ۴۰ روزه نیز همین روند ادامه پیدا کرد.
ما مجموعهای از مستندات را جمعآوری کردیم که بخشی از آن مربوط به نقش برخی کشورهای همسایه در منطقه خلیج فارس است؛ کشورهایی که متأسفانه قلمرو یا فضای خود را در اختیار متجاوزان قرار دادند.
این اقدام، از منظر حقوق بینالملل، بهویژه با توجه به قطعنامه تعریف تجاوز مصوب مجمع عمومی در سال ۱۹۷۴، میتواند در حکم تجاوز تلقی شود، نه صرفاً کمک به آن.
در این راستا بیش از ۱۰۰ یادداشت دیپلماتیک به این کشورها و همچنین به شورای امنیت سازمان ملل ارسال شد و تمامی پروازها، مسیرها و جزئیات مربوط به عبور جنگندههای متجاوز، از جمله ساعت، مسیر و مبادی ورود و خروج، بهصورت دقیق مستندسازی گردید.
این مجموعه مستندات اکنون در قالب یک کتاب نیز منتشر شده و بهزودی در اختیار افکار عمومی، پژوهشگران و جامعه حقوقی کشور نیز قرار خواهد گرفت.
همچنین در بخش دیگری از این مستندسازی، تجاوز رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به ایران بهصورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است.
در این چارچوب بیش از هزار صفحه گزارش و مکاتبه در چند بخش تهیه شده که شامل بیش از ۲۰۰ مکاتبه رسمی با مجامع بینالمللی درباره اعلام خسارات، نقضهای حقوق بینالملل، نقض حقوق بشر و نقض منشور ملل متحد است.
در برخی از این گزارشها، آثار این تجاوز نیز بهصورت دقیق بررسی شده؛ از جمله حمله به اماکن غیرنظامی مانند منازل مسکونی، بیمارستانها، مراکز امدادی، زیرساختها و مراکز آموزشی.
همچنین موضوعات خاصی مانند شهادت مقام معظم رهبری، پرونده کشتی «دنا»، مدرسه میناب، حمله به ذخائر نفتی و سایر موارد مشابه نیز بهطور جداگانه مستندسازی شده است.
در نهایت، یک گزارش حقوقی جامع نیز با بیش از ۱۰۰ صفحه در ۹ بخش تدوین شده که تمامی این اقدامات، جنایات و نقضهای حقوق بینالملل را بهصورت نظاممند ثبت و تحلیل کرده و این گزارش نیز به عنوان سند رسمی در شورای امنیت سازمان ملل به ثبت رسیده است.
در مجموع، وزارت امور خارجه حتی در شرایطی که مأموریت مستقیم بر عهدهاش نباشد، خود را موظف میداند در چارچوب وظیفه ملی و حرفهای از منافع کشور دفاع کند.
ما این مسئولیت را یک وظیفه میدانیم، چرا که با جانفشانی نیروهای مسلح و شهادت مردم غیرنظامی، کودکان و زنان و در راس آن شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، ما نیز وظیفه مستندسازی و پیگیری این جنایات را بدعهده داریم.
به همین دلیل، اعلام آمادگی میکنیم که در هماهنگی با دستگاههای مسئول، در مسیر تکمیل مستندسازیها و تقویت پیگیریهای حقوقی در مجامع بینالملل همکاری می کنیم و این روند ادامه خواهد داشت.