خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 14 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

اجماع اولیه فرو ریخت/ خبرگان بر روی رهبر شهید به توافق نرسیدند

مهر | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 14 خرداد 1405 - 00:25
در نخستین جلسه خبرگان پس از رحلت امام، اجماع اولیه فرو ریخت و بحث‌ها بر سر شیوه تعیین رهبر شهید بالا گرفت. در نهایت، خبرگان بر سر رهبری به توافق نرسیدند و فضای جلسه وارد شکاف و اختلاف شد.
اسلامي،سياسي،انقلاب،جمهوري،امام،كشور،خميني،رهبري،رهبر،فكري،ق ...

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: در تاریخ انقلاب‌های بزرگ جهان، یکی از دشوارترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع، دوران پس از فقدان رهبر نخست انقلاب است.
رهبران اولیه معمولاً در متن مبارزه، بحران و دگرگونی‌های اجتماعی ظهور می‌کنند و با اتکا به نفوذ سیاسی، فکری و اجتماعی خود هدایت انقلاب را برعهده می‌گیرند.
اما جانشینان آنان اغلب از مسیرهای نهادی و قانونی به قدرت می‌رسند؛ مسیری که در بسیاری از کشورها با اختلاف، رقابت، شکاف‌های سیاسی و حتی فروپاشی بخشی از آرمان‌های اولیه انقلاب همراه بوده است.
بررسی تجربه انقلاب‌های جهان نشان می‌دهد که انتقال قدرت پس از رهبر نخست، همواره یکی از نقاط آسیب‌پذیر نظام‌های انقلابی بوده است.
در اتحاد جماهیر شوروی، پس از مرگ لنین، رقابت میان چهره‌های اصلی حزب کمونیست به نزاعی گسترده تبدیل شد و سرانجام استالین و تروتسکی در یکی از مشهورترین کشمکش‌های سیاسی قرن بیستم در برابر یکدیگر قرار گرفتند.
در چین نیز پس از درگذشت مائو تسه‌تونگ، مسیر سیاسی کشور دستخوش تغییرات گسترده شد و بسیاری از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دوران بنیان‌گذار انقلاب مورد بازنگری قرار گرفت.
انقلاب فرانسه نیز تنها چند سال پس از پیروزی با اختلافات داخلی، حذف نیروهای انقلابی و تغییرات پیاپی در ساختار قدرت مواجه شد.
در چنین فضایی، موضوع جانشینی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران نیز از همان سال‌های نخست انقلاب مورد توجه ناظران سیاسی قرار داشت.
پرسش اصلی این بود که آیا جمهوری اسلامی نیز پس از فقدان رهبر خود با بحران جانشینی روبه‌رو خواهد شد یا می‌تواند این مرحله حساس را بدون تنش پشت سر بگذارد؟
ایران در آستانه یک مقطع تاریخی
خرداد ۱۳۶۸ زمانی فرا رسید که جمهوری اسلامی ایران شرایط ویژه‌ای را تجربه می‌کرد.
جنگ هشت‌ساله ایران و عراق کمتر از یک سال پیش به پایان رسیده بود.
کشور هنوز آثار گسترده جنگ را بر زیرساخت‌ها، اقتصاد و زندگی مردم مشاهده می‌کرد.
بسیاری از شهرهای مرزی آسیب دیده بودند و دولت درگیر بازسازی مناطق جنگ‌زده بود.
در عرصه بین‌المللی نیز شرایط چندان آسان نبود.
روابط ایران و عربستان سعودی پس از ماجرای حج سال ۱۳۶۶ قطع شده بود.
تحریم‌های اقتصادی علیه ایران وجود داشت و اختلافات جمهوری اسلامی با قدرت‌های غربی همچنان ادامه داشت.
با وجود این، ساختار سیاسی کشور پس از یک دهه فعالیت به مرحله‌ای از تثبیت رسیده بود که نهادهای قانونی آن قادر بودند وظایف خود را در شرایط حساس دنبال کنند.
از سوی دیگر، جریان‌هایی که در سال‌های پیشین می‌توانستند به کانون اختلافات داخلی تبدیل شوند، دیگر جایگاه تعیین‌کننده‌ای در فضای سیاسی کشور نداشتند.
پرونده مهدی هاشمی و حواشی مرتبط با آن به پایان رسیده بود، سازمان مجاهدین خلق پس از همراهی با ارتش عراق در جنگ، بخش عمده پایگاه اجتماعی خود را از دست داده بود و جریان‌های سلطنت‌طلب نیز در داخل کشور نفوذ قابل توجهی نداشتند.
به همین دلیل، در حالی که بسیاری از تحلیلگران خارجی انتظار داشتند رحلت امام خمینی آغازگر یک دوره بی‌ثباتی سیاسی باشد، فضای عمومی کشور نشانه‌ای از رقابت‌های گسترده بر سر جانشینی را نشان نمی‌داد.
ساعات پایانی حیات بنیان‌گذار انقلاب
در روز ۱۳ خرداد ۱۳۶۸، وضعیت جسمانی امام خمینی به شدت وخیم شد.
در ساعات بعدازظهر، سید احمد خمینی این موضوع را به برخی مسئولان ارشد کشور اطلاع داد.
همزمان، ضرورت تشکیل جلسه فوق‌العاده مجلس خبرگان رهبری نیز مطرح شد؛ نهادی که طبق قانون اساسی مسئول تعیین رهبر جمهوری اسلامی بود.
در آن ساعات، بسیاری از مسئولان عالی‌رتبه کشور خود را برای شرایط پس از رحلت امام آماده می‌کردند.
با نزدیک شدن به شب، نگرانی‌ها افزایش یافت و سرانجام حدود ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه شب، خبر درگذشت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران منتشر شد.
انتشار این خبر موجی از اندوه را در سراسر کشور ایجاد کرد.
میلیون‌ها ایرانی که یک دهه رهبری امام خمینی را تجربه کرده بودند، با واقعیتی تازه روبه‌رو شدند؛ واقعیتی که آینده سیاسی کشور را وارد مرحله‌ای جدید می‌کرد.
خبرگان در برابر مسئولیتی تاریخی
صبح ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، اعضای مجلس خبرگان رهبری در تهران گرد هم آمدند.
اگرچه ریاست رسمی مجلس برعهده آیت‌الله علی مشکینی بود، اما بخش مهمی از مدیریت جلسه توسط اکبر هاشمی رفسنجانی انجام شد.
یکی از نخستین برنامه‌های جلسه، قرائت وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی بود.
وصیت‌نامه‌ای که سال‌ها پیش تنظیم شده و در صندوق امانات نگهداری می‌شد.
سید احمد خمینی به دلیل شرایط روحی ناشی از فقدان پدر، از قرائت متن خودداری کرد.
در نتیجه، این مسئولیت برعهده شهید آیت الله سیدعلی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، قرار گرفت.
قرائت وصیت‌نامه بیش از دو ساعت و نیم ادامه یافت.
فضای جلسه تحت تأثیر فقدان بنیان‌گذار انقلاب قرار داشت و بسیاری از حاضران هنگام شنیدن متن وصیت‌نامه اشک می‌ریختند.
بحث درباره آینده رهبری
پس از پایان قرائت وصیت‌نامه، مهم‌ترین دستور کار جلسه آغاز شد؛ انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی.
نمایندگان مجلس خبرگان ابتدا درباره اصل موضوع به بحث پرداختند که آیا کشور باید توسط یک شورای رهبری اداره شود یا یک فرد مسئولیت رهبری را برعهده گیرد.
این موضوع از مدت‌ها قبل در محافل سیاسی و حوزوی مطرح بود و موافقان و مخالفان خود را داشت.
گروهی معتقد بودند اداره کشور توسط شورای رهبری می‌تواند امکان بهره‌گیری از دیدگاه‌های مختلف را فراهم کند.
در مقابل، گروه دیگری بر این باور بودند که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نیازمند یک رهبر واحد است.
پس از بحث‌های طولانی، اکثریت اعضا با گزینه رهبری فردی موافقت کردند و در نتیجه مرحله بعدی مذاکرات آغاز شد.
نامی که در جلسه مطرح شد
در ادامه جلسه، نام‌های مختلفی مطرح شد.
در میان این گزینه‌ها، نام شهیدآیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای نیز مورد توجه قرار گرفت.
اکبر هاشمی رفسنجانی در بخشی از سخنان خود به دیدارها و گفت‌وگوهایی اشاره کرد که پیش‌تر با امام خمینی درباره مسئله رهبری انجام شده بود.
او نقل کرد که در یکی از جلسات، زمانی که موضوع آینده رهبری کشور مطرح شده بود، امام خمینی از شهید آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان یکی از گزینه‌های دارای صلاحیت نام برده بودند.
این نقل‌قول‌ها در فضای جلسه تأثیر قابل توجهی داشت و به بخشی از استدلال موافقان انتخاب رئیس‌جمهور وقت تبدیل شد.
مخالفتی که از سوی خود نامزد مطرح شد
یکی از بخش‌های قابل توجه جلسه خبرگان، سخنان خود شهید آیت‌الله خامنه‌ای بود.
او که در آن زمان رئیس‌جمهور کشور بود، نسبت به طرح نام خود برای رهبری واکنش نشان داد و مسئولیت این جایگاه را بسیار سنگین توصیف کرد.
در بخشی از سخنان وی که بعدها منتشر شد، تأکید شده بود که رهبری جمهوری اسلامی نیازمند شرایط و اقتضائات خاصی است و وی نسبت به انتخاب خود برای این مسئولیت تردیدهایی را مطرح کرده بود.
این موضع‌گیری باعث شد برخی اعضای خبرگان به بیان دیدگاه‌های خود بپردازند و درباره ضرورت تصمیم‌گیری در آن شرایط توضیح دهند.
موافقان انتخاب وی معتقد بودند کشور در شرایطی قرار دارد که نیازمند تعیین سریع رهبر است و نباید خلأ مدیریتی ایجاد شود.
پس از پایان بحث‌ها، رأی‌گیری انجام شد.
در نهایت اکثریت اعضای حاضر در مجلس خبرگان با انتخاب شهید آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر موافقت کردند.
این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که تنها چند ساعت از رحلت امام خمینی گذشته بود و کشور همچنان در شوک ناشی از این حادثه قرار داشت.
انتخاب رهبر جدید به سرعت به اطلاع مردم رسید و فرآیند انتقال رهبری در چارچوب سازوکارهای قانونی پیش‌بینی‌شده در قانون اساسی دنبال شد.
انتقالی بدون بحران
یکی از ویژگی‌های مهم رخداد خرداد ۱۳۶۸، نبود رقابت‌های آشکار سیاسی بر سر جانشینی بود.
برخلاف بسیاری از انقلاب‌های جهان که انتقال قدرت با شکاف‌های جدی همراه شده است، روند انتخاب رهبر جدید در جمهوری اسلامی بدون درگیری سیاسی گسترده انجام شد.
ناظران سیاسی این مسئله را نتیجه چند عامل می‌دانند؛ از جمله تثبیت ساختارهای قانونی نظام، اجماع نسبی نیروهای سیاسی بر اصول کلی انقلاب، نبود جریان‌های قدرتمند رقیب در داخل کشور و پذیرش تصمیم مجلس خبرگان از سوی بخش عمده نیروهای سیاسی.
در ماه‌های بعد، موضوع بازنگری قانون اساسی نیز به سرانجام رسید.
یکی از مهم‌ترین تغییرات، اصلاح برخی شرایط مربوط به رهبری بود.
همه‌پرسی بازنگری قانون اساسی در مرداد ۱۳۶۸ برگزار شد و پس از آن مجلس خبرگان بار دیگر تشکیل جلسه داد.
در این نشست، رهبری شهید آیت‌الله خامنه‌ای بر اساس قانون اساسی جدید مورد تأیید و تثبیت قرار گرفت.
به این ترتیب، دوره‌ای تازه در تاریخ جمهوری اسلامی ایران آغاز شد؛ دوره‌ای که با انتقال رهبری از بنیان‌گذار انقلاب به جانشین وی همراه بود.
استمرار یک مسیر
یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که پس از انتخاب رهبر جدید مطرح شد، آینده گفتمان انقلاب اسلامی بود.
در بسیاری از انقلاب‌های جهان، جانشینان رهبر نخست کوشیده‌اند با فاصله گرفتن از بنیان‌گذاران، مسیر متفاوتی را در پیش بگیرند.
گاه این فاصله‌گیری به تغییرات گسترده در سیاست داخلی و خارجی منجر شده و گاه حتی مبانی فکری انقلاب را دگرگون کرده است.
در جمهوری اسلامی اما رویکرد دیگری شکل گرفت.
رهبر شهید انقلاب از نخستین روزهای رهبری خود بر استمرار راه امام خمینی تأکید کردند و این موضوع به یکی از مهم‌ترین محورهای گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی در دهه‌های بعد تبدیل شد.
در نخستین مواضع رسمی پس از انتخاب به رهبری، ایشان تصریح کردند که مسیر آینده کشور همان راهی است که بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ترسیم کرده است.
این تأکید صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی تلقی نمی‌شد، بلکه به تدریج به بخشی از چارچوب نظری جمهوری اسلامی در دوران پس از امام خمینی تبدیل شد.
در این نگاه، امام خمینی نه صرفاً رهبر یک انقلاب سیاسی، بلکه بنیان‌گذار یک منظومه فکری معرفی می‌شد که حفظ و استمرار آن برای آینده جمهوری اسلامی ضروری است.
از همین رو، موضوع «خط امام» و «راه امام» در سال‌های بعد به یکی از پرتکرارترین مفاهیم در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد.
بازسازی کشور در کنار حفظ استقلال
سال‌های نخست پس از رحلت امام خمینی با آغاز دوره بازسازی کشور همراه بود.
پایان جنگ، فرصت جدیدی برای تمرکز بر توسعه اقتصادی و عمرانی فراهم کرده بود.
دولت‌ها در دهه‌های بعد تلاش کردند برنامه‌های مختلفی را برای بازسازی زیرساخت‌ها، توسعه صنعت، گسترش خدمات عمومی و بهبود شرایط اقتصادی اجرا کنند.
با این حال، همزمان مسئله استقلال سیاسی نیز به عنوان یکی از اصول اساسی جمهوری اسلامی مورد تأکید قرار گرفت.
در گفتمان رسمی نظام، توسعه اقتصادی نباید به بهای وابستگی سیاسی یا عقب‌نشینی از اصول بنیادین انقلاب تحقق پیدا می‌کرد.
این دیدگاه ریشه در مواضع امام خمینی داشت؛ مواضعی که بر حفظ استقلال کشور و مقاومت در برابر فشارهای خارجی تأکید می‌کرد.
رهبر انقلاب نیز در سال‌های بعد بارها همین مسئله را مورد توجه قرار دادند و بر ضرورت پیگیری همزمان توسعه اقتصادی و حفظ استقلال سیاسی تأکید کردند.
چالش‌های فکری دهه هفتاد
دهه ۱۳۷۰ تنها دوره بازسازی اقتصادی نبود؛ این دهه از منظر فکری و فرهنگی نیز تحولات مهمی را تجربه کرد.
گسترش آموزش عالی، افزایش ارتباطات علمی و آشنایی بخش‌هایی از جامعه دانشگاهی با نظریه‌های جدید علوم انسانی، فضای تازه‌ای را در مباحث فکری کشور ایجاد کرد.
در این دوره، موضوعاتی مانند نسبت دین و سیاست، جایگاه دین در حکومت، رابطه علم و دین و مباحث مرتبط با روشنفکری دینی بیش از گذشته در محافل علمی و رسانه‌ای مطرح شد.
برخی نشریات و جریان‌های فکری نیز به نقد یا بازخوانی برخی مبانی فکری جمهوری اسلامی پرداختند.
در برابر این روند، رهبر شهید انقلاب بر ضرورت حفظ چارچوب‌های فکری انقلاب اسلامی و بازگشت به مبانی امام خمینی تأکید کردند.
از نگاه ایشان، آشنایی با اندیشه‌های جدید نباید به فراموشی اصول بنیادین انقلاب منجر شود.
بازخوانی اصول امام؛ راهی برای جلوگیری از تحریف
یکی از مفاهیمی که در سال‌های پس از رحلت امام خمینی بارها از سوی رهبر شهید انقلاب مطرح شد، موضوع «بازخوانی اصول امام» بود.
بر اساس این دیدگاه، شناخت صحیح شخصیت امام خمینی تنها از طریق بررسی رویدادهای تاریخی یا خاطرات اطرافیان امکان‌پذیر نیست، بلکه باید مجموعه اصول و مبانی فکری ایشان مورد توجه قرار گیرد.
در این چارچوب، تأکید می‌شد که امام خمینی در طول سال‌های نهضت اسلامی، دوران استقرار جمهوری اسلامی و سال‌های جنگ تحمیلی، مجموعه‌ای از اصول ثابت را بارها تکرار کرده‌اند؛ اصولی که هویت فکری انقلاب اسلامی را شکل می‌دهد.
از این منظر، اگر شخصیت امام از اصول فکری او جدا شود، زمینه برای برداشت‌های گزینشی و تفسیرهای متفاوت فراهم خواهد شد.
به همین دلیل، بازخوانی مستمر این اصول به عنوان یکی از راه‌های حفظ میراث فکری بنیان‌گذار جمهوری اسلامی معرفی شد.
میراث خرداد ۱۳۶۸
امروز با گذشت دهه‌ها از رحلت امام خمینی، خرداد ۱۳۶۸ همچنان یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود.
این مقطع نه تنها به دلیل پایان دوران رهبری بنیان‌گذار انقلاب، بلکه به دلیل نحوه انتقال قدرت و استمرار ساختار سیاسی جمهوری اسلامی اهمیت دارد.
انتخاب شهید آیت‌الله خامنه‌ای توسط مجلس خبرگان رهبری، آغاز دوره‌ای جدید در تاریخ جمهوری اسلامی بود؛ دوره‌ای که در آن تلاش شد ضمن حفظ چارچوب‌های اصلی نظام، کشور با شرایط و مسائل جدید داخلی و بین‌المللی مواجه شود.
در روایت رسمی جمهوری اسلامی، مهم‌ترین ویژگی این دوره استمرار راه امام خمینی، حفظ استقلال سیاسی کشور و تأکید بر اصول بنیادین انقلاب اسلامی عنوان شده است.
به همین دلیل، بحث درباره خرداد ۱۳۶۸ صرفاً روایت یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه بررسی یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود؛ نقطه‌ای که آینده نظام سیاسی ایران پس از بنیان‌گذار انقلاب در آن رقم خورد.
منبع:
_«مو به مو»/ عبدالله گنجی/انتشارات انقلاب اسلامی