از غدیر تا خرداد؛ روایت یک راه روشن
غدیر، تنها واقعه ای تاریخی نیست؛ یک «جریان تمدنی» است. جریانی که از سرچشمه وحی آغاز شد تا به بشریت بیاموزد که جامعه بدون هدایت، عدالت بدون ولایت و قدرت بدون معنویت، سرانجامی جز سرگردانی ندارد.
به گزارش مشرق، محمد مجاور شیخان در یادداشتی نوشت: تاریخ ملتها گاه در چند روز و چند واقعه بزرگ خلاصه میشود؛ روزهایی که نه فقط در تقویم، که در حافظه تاریخی یک ملت جاودانه میمانند.
برای ملت ایران، غدیر، پانزدهم خرداد و چهاردهم خرداد، سه منزل از یک راهند؛ سه حلقه از یک زنجیره نورانی که آغازش غدیر است و امتدادش انقلاب اسلامی و استمرارش مسیر امروز ملت ایران در جنگ رمضان.
غدیر، تنها واقعه ای تاریخی نیست؛ یک «جریان تمدنی» است.
جریانی که از سرچشمه وحی آغاز شد تا به بشریت بیاموزد که جامعه بدون هدایت، عدالت بدون ولایت و قدرت بدون معنویت، سرانجامی جز سرگردانی ندارد.
غدیر روزی است که دین به کمال رسید و نعمت الهی بر بندگان تمام شد؛ روزی که پیامبر اعظم(ص) دست علی(ع) را بر افراشت تا پرچم هدایت برای همیشه بر فراز تاریخ در اهتزاز بماند.
اگر بخواهیم غدیر را در یک جمله معنا کنیم، باید بگوییم غدیر، حکومت ارزشها بر قدرت است.
در مکتب غدیر، حکومت نه ابزار سلطه که وسیله اقامه حق است.
از همین روست که نام امیرالمؤمنین علی(ع) با عدالت درآمیخته و حکومت علوی، پس از قرنها همچنان بلندترین قله مردمداری، مبارزه با فساد، دفاع از محرومان و ایستادگی در برابر تبعیض و ظلم به شمار میرود.
انقلاب اسلامی ایران از همین چشمه زلال سیراب شد.
امام خمینی(ره) در روزگاری که بسیاری گمان میکردند دین از عرصه جامعه و سیاست کنار گذاشته شده است، پرچم اسلام ناب را برافراشت و نشان داد که میتوان بر پایه ایمان، استقلال، کرامت انسانی و اراده مردم، نظامی نو بنا کرد.
او اسلام را از حاشیه به متن زندگی بازگرداند و ملتی را که سالها در سایه استبداد و وابستگی زیسته بود، به افقهای بلند عزت و خودباوری رساند.
چهاردهم خرداد، تنها سالروز رحلت یک رهبر دینی و سیاسی نیست؛ روز بازخوانی یک مکتب است.
مکتبی که ستونهای آن را معنویت، عقلانیت و عدالت تشکیل میدهد.
امام خمینی(ره) رفت، اما راه او ادامه یافت.
جسمی به خاک سپرده شد، اما اندیشهای برخاست که مرزهای جغرافیا را درنوردید و الهامبخش ملتهای بسیاری شد که در جستوجوی آزادی و استقلال بودند.
راز ماندگاری امام نیز در همین نکته نهفته است؛ او به مردم اعتماد داشت.
مردم را تماشاگر نمیخواست، بلکه آنان را صاحب انقلاب میانگاشت.
هنر بزرگ او این بود که ملت را به صحنه آورد؛ به آنان عزت بخشید و آنان را باور کرد.
از همین رو انقلاب اسلامی نه بر دوش یک حزب و یک طبقه، بلکه بر شانههای یک ملت استوار شد.
پس از رحلت امام، بسیاری چشم به آینده دوخته بودند و با نگرانی از سرنوشت انقلاب سخن میگفتند.
اما حکمت الهی بار دیگر راه را روشن کرد.
رهبری انقلاب اسلامی به دست شخصیتی سپرده شد که سالها در مکتب امام پرورش یافته بود و روح انقلاب را به خوبی میشناخت.
در پرتو این هدایت، جمهوری اسلامی نه تنها از گردنههای دشوار عبور کرد، بلکه به بازیگری اثرگذار در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل شد؛ اقتداری که ریشه در ایمان مردم، استقلالخواهی ملت و اتکای نظام به ظرفیتهای درونی داشت.
امروز نیز اقتداری که ملت ایران را در برابر جنگها، تحریمها، تهدیدها و توطئهها استوار نگه داشته،صرفا محاسبات سیاسی و اقتصادی نیست؛ پیوند عمیق مردم با فرهنگ ولایت، اعتماد به وعدههای الهی و ایمان به آیندهای روشن در پرتو هدایت های رهبری حکیم و عزیز است.
در تاریخ انقلاب اسلامی هر گاه پیوند امت با امام استوارتر بوده، ملت ایران پیروزتر و سربلندتر از میدان بیرون آمده است.
اکنون وظیفه ما، بیش و پیش از هر زمان دیگر، پاسداری از این میراث گراسنگ است.
حفظ وحدت ملی، تقویت امید اجتماعی، تداوم راه امام شهید، میدان دادن به نسل جوان، صیانت از استقلال کشور و حرکت در مسیر پیشرفت و عدالت، مهمترین مسئولیت امروز ماست.
تمدن نوین اسلامی، آرمانی دوردست و دستنیافتنی نیست؛ مقصدی است که با ایمان، عقلانیت، تلاش و همبستگی میتوان به آن رسید.
غدیر به ما می آموزد که راه هدایت هرگز بسته نخواهد شد.
پانزدهم خرداد نشان می دهد که ملتها میتوانند تاریخ را تغییر دهند؛ و چهاردهم خرداد یادآور این حقیقت است که مردان خدا میروند، اما راه خدا باقی میماند؛ و این راه روشن همچنان ادامه دارد…