معماری قدرت در ایران، آمریکاییها را منزوی کرد
داستان چهلروزه جنگ فقط یک روایت میدانی نیست؛ سرآغاز فصل جدیدی از «بازدارندگی سیاسی» است.
به گزارش مشرق، علیرضا پورجعفری پژوهشگر رسانه طی یادداشتی به شرح زیر نوشته است:
هجدهم فروردینماه ۱۴۰۵، روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که تصمیم نهایی برای حمله تمامعیار به ایران، حدود یک ماه پیشتر، یعنی ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، در اتاق بیضیشکل کاخ سفید گرفته شده است.
بر اساس این گزارش، مارک روبیو وزیر خارجه و پیت هگست وزیر دفاع آمریکا با اصرار بر گزینه نظامی، دونالد ترامپ را برای آغاز جنگی چهلروزه با ایران متقاعد کردند.
آنچه این گزارش را از اسناد مشابه متمایز میکند، اشاره صریح آن به مخالفت پنتاگون و سرویسهای اطلاعاتی آمریکاست.
بر اساس همان مستندات، این نهادها هشدار داده بودند که «حملات هوایی به ایران تغییری در نظام سیاسی این کشور ایجاد نخواهد کرد».
با این حال، ترکیب فضای تندروی جمهوریخواهان، فشار لابی صهیونیستی بهویژه در پروندههای قضایی علیه ترامپ مانند آپستین و اصرار چهرههایی مانند لیندسیگراهام، در نهایت کفه ترازو را به سمت جنگ سنگین کرد.
جنگ تحمیلی سوم، برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن، با آتشبسی اجباری به پایان رسید.
اما مهمتر از میدان نبرد، تحولات سیاست داخلی آمریکا بود.
آنچه در هفتههای پس از جنگ آشکار شد نه پیروزی رسانهای برای کاخ سفید، بلکه آغاز دورهای از بازخواستهای سیاسی از طراحان جنگ در کنگره و مجلس سنا بود.
نخست، پیت هگست وزیر جنگ آمریکا، ۱۲ اردیبهشتماه در اولین حضور خود پس از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران به کنگره رفت که این جلسه با تنشهای شدید و بیپاسخ ماندن بسیاری از پرسشهای نمایندگان همراه بود.
در یکی از تنشآمیزترین لحظات، هگست اعلام کرد که تأسیسات هستهای ایران در حملات سال ۲۰۲۵ «کاملاً نابود شدهاند».
در پاسخ، آدام اسمیت، نماینده دموکرات، پرسید: «اگر اینطور است، چرا کمتر از یک سال بعد جنگ را آغاز کردید؟» وی افزود: «شما گفتید تهدید هستهای فوری بود، اما اکنون میگویید این تأسیسات کاملاً از بین رفتهاند؟» اما هگست پاسخ داد که ایران «از برنامه هستهای خود دست نکشیده» و همچنان هزاران موشک در اختیار دارد.
اسمیت در واکنش گفت: «این جنگ ما را دقیقاً به همان نقطهای بازگردانده که قبلاً در آن بودیم.»
روز گذشته نیز نوبت به مارک روبیو رسید.
او که یکی از مصممترین چهرههای ضدایرانی در کابینه ترامپ است، نتوانست در برابر پرسشهای نمایندگان سنا توجیه قانعکنندهای برای هزینههای انسانی، اقتصادی و راهبردی جنگ ارائه دهد.
در همین جلسه سناتور بوکر از روبیو پرسید: «شما مدام به ما میگویید که چطور در این جنگ پیروز میشویم» که روبیو مجبور شد برای فرار از این سوال اعلام کند جنگ تمام شده اما بوکر تاکید کرد که: «جنگ تمام نشده است و با این حال مردم آمریکا میبینند که چطور ما در پمپ بنزین و با هزینه هایشان ضرر میکنیم و با این حال این موضوع هنوز حل نشده است».
آنچه در جلسات این دو عضو کابینه ترامپ نمایان شد فراتر از ناتوانی دو مقام ارشد در دفاع از تصمیمشان است.
این صحنهها نشان میدهد جنگ با ایران نهتنها به اجماع داخلی در آمریکا منجر نشد، بلکه شکافهای سیاسی واشنگتن را عمیقتر کرد.
جنگی که قرار بود «نماد قدرت یکپارچه آمریکا» باشد، امروز به میدان نبردی فرسایشی در کنگره تبدیل شده است.
آنچه وضعیت کنونی را منحصربهفرد میکند، فاصله معنادار میان قطعیتِ اتاق بیضی و درماندگیِ چهرههای حامی جنگ در آمریکا در تالارهای کنگره و سناست.
جنگی که با فرض فروپاشی سریع نظام سیاسی ایران طراحی شده بود، در عمل به معمایی حلنشده برای معماران خود تبدیل شده است.
فراتر از ناتوانی واشنگتن در مدیریت پیامدهای جنگ، این روایت از آن رو نقطه عطف است که نشان میدهد باور به «راهکار نظامی» بهعنوان گزینه نخست سیاست خارجی آمریکا رو به افول است.
تحقیر دو تن از سرسختترین مقامات کابینه ترامپ در برابر نمایندگان کنگره، این پیام را به رقبای آمریکا از جمله چین مخابره کرد که معادلات قدرت در خاورمیانه تغییر کرده است.
آمریکایی که با شعار «صلح از طریق قدرت» در پی تثبیت هژمونی خود در جهان است، امروز نهتنها در میدان نبرد، بلکه در راهروهای کنگره نیز شکست خود را روایت میکند.
آنچه از گزارش نیویورک تایمز، جلسات کنگره و اظهارات بیپاسخ روبیو و هگست برمیآید این است که جمهوری اسلامی ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که حتی «تصمیم به جنگ» علیه آن، به بحرانی درونی برای نظام تصمیمگیری آمریکا تبدیل میشود.
باید توجه داشت که داستان چهلروزه جنگ فقط یک روایت میدانی نیست؛ سرآغاز فصل جدیدی از «بازدارندگی سیاسی» است که در آن شکست آمریکا نه در سنگرها، بلکه در راهروهای قدرت خودش رقم خورد.
این شکست راهبردی ریشه در معماری امنیتیـسیاسی دارد که طی دههها در ایران شکل گرفت؛ معماری که مولفههایی نظیر «مقاومت فعال»، «امنیت مردمپایه» و «اتکا به توان داخلی» را دارد و امروز به عنوان یادگار و میراث گرانبهای رهبر شهید انقلاب اسلامی و تلاش فرماندهان نظامی کشور از آن یاد میشود.