خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

چهارشنبه، 13 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

نگاهی به بندر اشدود؛ شریان حیاتی اقتصاد اسرائیل در تیررس موشک‌های ایران و مقاومت +عکس

مشرق | بین‌الملل | چهارشنبه، 13 خرداد 1405 - 18:30
بندر اشدود در جنوب سرزمین‌های اشغالی به عنوان یکی از حیاتی‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین شریان‌های اقتصادی رژیم می تواند در هر سناریویی برای مقابله با اصرار دشمن بر شرارت، نقشی کلیدی داشته باشد.
اشدود،اسرائيل،بندر،ايران،رژيم،مقاومت،صهيونيستي،حملات،نظامي،ي ...

به گزارش سرویس جهان مشرق، همزمان با تشدید تنش‌ها در جبهه‌های مختلف و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال حملات رژیم صهیونیستی به زیرساخت‌های ایران یا تشدید نقض آتش‌بس در لبنان، بندر اشدود در جنوب سرزمین‌های اشغالی به عنوان یکی از حیاتی‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین شریان‌های اقتصادی رژیم صهیونیستی، در کانون تحلیل‌های راهبردی قرار گرفته است.
کارشناسان نظامی و اقتصادی معتقدند که این بندر، با توجه به نقش کلیدی در تأمین نیازهای اساسی و جایگاه راهبردی در معادلات امنیتی، می‌تواند به هدفی اصلی برای حملات متقابل جبهه مقاومت تبدیل شود.
تشدید هرگونه اقدام نظامی علیه ایران یا لبنان، سناریوی یک "حمله سنگین" به این نقطه آسیب‌پذیر را به یک احتمال قریب‌الوقوع و راهبردی تبدیل کرده است.
شریان اکسیژن اقتصاد اسرائیل؛ قلب تپنده تجارت و امنیت
بندر اشدود به عنوان یکی از دو بندر بزرگ تجاری رژیم صهیونیستی در دریای مدیترانه، نقشی تعیین‌کننده در بقای اقتصادی این رژیم ایفا می‌کند.
حدود ۸۸ درصد از کالاهای اسرائیل از طریق دریا جابه‌جا می‌شوند و بندر اشدود به تنهایی مسئول تخلیه و بارگیری حدود ۴۰ درصد از کل محموله‌های تجاری این رژیم است.
این بندر نه تنها یک مرکز تجاری، بلکه یک "لوله اکسیژن" اقتصادی محسوب می‌شود که ورود کالاهای اساسی از جمله غلات، مواد غذایی و سوخت را بر عهده دارد.
هرگونه اختلال در عملکرد آن می‌تواند در مدت کوتاهی منجر به بروز کمبودهای شدید، تورم بی‌سابقه و نارضایتی عمومی در جامعه صهیونیستی شود.
حساسیت استراتژیک اشدود به مسائل اقتصادی محدود نمی‌شود.
در مجاورت تاسیسات تجاری، پایگاه دریایی اشدود به عنوان "عرصه جنوبی" نیروی دریایی اسرائیل قرار دارد که نقش مهمی در حفاظت از آب‌های سرزمینی و نظارت بر نوار غزه ایفا می‌کند.
این مجموعه همچنین محل استقرار یگان ۹۱۶، متشکل از قایق‌های گشت‌زنی و تجسس است که آن را به یک هدف دوگانه (اقتصادی-نظامی) با حساسیت بالا تبدیل کرده است.
شبکه گسترده پالایشگاه‌ها و زیرساخت‌های نفتی در منطقه، به ویژه پالایشگاه اشدود، بر ارزش راهبردی این منطقه می‌افزاید.
این ماهیت دوگانه، اشدود را به یکی از استراتژیک‌ترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین نقاط رژیم صهیونیستی تبدیل کرده است.
نیسان لوی، مدیرعامل بندر اشدود، در روزهای اخیر در یک کنفرانس به اهمیت ادامه فعالیت بندر حتی در شرایط حملات موشکی اشاره کرد و گفت:
«در آغاز جنگ "شمشیرهای آهنین"، موشک‌ها از بالای سر کارکنان عبور می‌کردند.
وقتی در جرثقیلی در ارتفاع ۷۰ متری هستی، هیچ شانسی نداری که پایین بیایی و به پناهگاه برسی؛ فقط همان‌جا می‌مانی، دعا می‌خوانی و امیدوار به معجزه می‌شوی.
و همین اتفاق افتاد.
کارکنان به کار خود ادامه دادند، چون اهمیت موضوع را درک می‌کردند.
ما حتی برای یک لحظه هم نمی‌توانیم فعالیت را متوقف کنیم.
این بندر، شریان اصلی ورود همه کالاها به اسراییل است و اگر برای دو هفته تعطیل شود، در نهایت تک‌تک مردم تأثیر آن را احساس خواهند کرد.»
سناریوی نخست؛ آتش متقابل در برابر تهدید انرژی ایران
تحلیلگران امنیتی معتقدند در صورت تجدید حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های هسته‌ای و انرژی ایران، نخستین و محتمل‌ترین واکنش ایران، نه حمله به اهداف نظامی صرف، بلکه هدف‌گیری مستقیم شریان‌های حیاتی اقتصاد اسرائیل از جمله بندر اشدود خواهد بود.
تهران پیش از این بارها تأکید کرده که هرگونه حمله به تاسیسات انرژی آن، با حملاتی متقابل به زیرساخت‌های انرژی و اقتصادی متحدان آمریکا از جمله اسرائیل پاسخ داده خواهد شد.
موشک‌های بالستیک دوربرد ایران با برد ۲ هزار کیلومتری، قادر به پوشش تمامی نقاط اسرائیل هستند و نسل جدید موشک‌های هایپرسونیک و کروز نیز دقت بالایی در اصابت به اهداف استراتژیک دارند.
مسوولان نظامی کشور، بارها بر توانمندی موشک‌های نقطه‌زن بومی تأکید کرده و نشان داده‌اند که هیچ نقطه‌ای از سرزمین‌های اشغالی خارج از محدوده پاسخگویی ایران نیست.
در چنین سناریویی، علاوه بر اصابت مستقیم به تاسیسات بندر، توقف عملیات تخلیه و بارگیری در اشدود می‌تواند یک شوک اقتصادی بزرگ به رژیم صهیونیستی وارد کند.
تجربه نشان داده که حملات موشکی پیشین ایران به حیفا باعث ایجاد اختلالات قابل توجه در شبکه برق و تأسیسات نفتی منطقه شده است.
انتظار می‌رود هدف‌گیری همزمان دو بندر اصلی حیفا و اشدود، اقتصاد اسرائیل را به شدت فلج کرده و این رژیم را در تنگنای کمبود کالاهای اساسی قرار دهد.
سناریوی دوم؛ حملات راکتی هماهنگ حزب‌الله به عمق سرزمین‌های اشغالی
از سوی دیگر، تشدید نقض آتش‌بس توسط اسرائیل علیه لبنان و بمباران مناطق مسکونی بیروت، اهرم پاسخگویی سنگین حزب‌الله به اهداف استراتژیک در اعماق اراضی اشغالی را فعال می‌کند.
مقامات صهیونیستی با آگاهی از این خطر، پناهگاه‌های عمومی شهر اشدود را در ماه می ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵) به دلیل "تنش‌های شدید امنیتی" بازگشایی کرده‌اند که نشان‌دهنده نگرانی واقعی از سناریوی مشترک ایران و حزب‌الله است.
انبارهای موشکی حزب‌الله که به بیش از ۱۵۰ هزار فروند انواع موشک و راکت تخمین زده می‌شود، توانایی پوشش اهدافی در فاصله ۳۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری را دارد.
مهم‌ترین تهدید برای اشدود، موشک‌های هدایت شونده فَاتح-۱۱۰ با برد ۳۰۰ کیلومتر و کلاهکی معادل نیم تن مواد منفجره و همچنین موشک‌های زلزال و اسکاد با بردهای بیش از ۴۰۰ کیلومتر هستند که می‌توانند تأسیسات نظامی و تجاری جنوب تل‌آویو را به طور دقیق هدف قرار دهند.
تجربه عملی این سناریو نیز وجود دارد.
در تاریخ ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ (۲۱ فروردین ۱۴۰۵)، حزب‌الله لبنان رسماً مسئولیت هدف‌گیری پایگاه دریایی اشدود با موشک‌های نقطه‌زن را بر عهده گرفت.
این اقدام در پاسخ به حملات هوایی سنگین رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت و نقض مکرر آتش‌بس صورت گرفت.
منابع خبری گزارش داده‌اند که دو فروند موشک دوربرد نیز توسط این جنبش به سمت تل‌آویو و اشدود شلیک شده است که نشان‌دهنده شعله‌ور شدن جبهه جدید و نفوذ حملات به عمق خطوط دفاعی اسرائیل است.
اگر رژیم صهیونی با ادامه حملات شدید به بیروت، عملاً توافق آتش‌بس را نقض کند (همان طور که در ناآرامی‌های ژوئن ۲۰۲۶ شاهد آن بودیم) انتظار می‌رود حزب‌الله برای تلافی، الگوهای حمله هماهنگ و اشباع‌کننده علیه اشدود را در پیش گیرد.
این راهبرد نه تنها تلفات سنگینی بر پدافند هوایی اسرائیل وارد می‌کند، بلکه ترس از توقف زنجیره تأمین را به بحرانی انسانی در شهرهای اشغالی تبدیل خواهد کرد.
جبهه چهارم؛ یمن، معادله‌گر جدید میدان‌های نبرد در این میان، نقش یمن تحت رهبری جنبش «انصارالله» در سناریوی حملات مشترک به بندر اشدود، نه‌تنها یک گزینه تاکتیکی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای محور مقاومت محسوب می‌شود.
با شعله‌ور شدن جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، انصارالله یمن به‌عنوان چهارمین جبهه رسمی مقاومت در کنار ایران، حزب‌الله و گروه‌های مقاومت عراقی وارد میدان شد و با شلیک انبوهی از موشک‌های بالستیک به سمت «اهداف نظامی حساس» در جنوب اسرائیل، رسماً اعلام کرد که «انگشتان ما روی ماشه است» و تا پایان تجاوز به جبهه‌های مقاومت، عملیات‌های خود را ادامه خواهد داد.
جمهوری اسلامی ایران با انتقال فناوری موشک‌های بالستیک دوربرد، تسلیحات پیشرفته و سامانه‌های پهپادی به انصارالله، این گروه را از یک شبه‌نظامی محلی به یک نیروی نظامی منطقه‌ای با قابلیت تهدید عمق استراتژیک اسرائیل تبدیل کرده است.
موشک «فلسطین-۲» با برد بیش از ۲٬۰۰۰ کیلومتر، که گفته می‌شود توانایی مانور در فضا و فرار از سامانه‌های پدافندی را دارد، و موشک‌های «قدس» و «ذوالفقار» با دقت نقطه‌زنی بالا، بخشی از زرادخانه‌ای هستند که صنعا در اختیار دارد.
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، یمن در طول بحران دریای سرخ بیش از ۱۰۰ کشتی تجاری را هدف حملات خود قرار داده و دو فروند را غرق کرده است که نشان‌دهنده دقت عملیاتی و توانایی بالای این گروه در هدف‌گیری اهداف دریایی و ساحلی است.
هماهنگی عملیاتی میان یمن، ایران و حزب‌الله فراتر از سطح اعلامیه‌های سیاسی بوده و به اجرای عملیات‌های سه‌جانبه و هماهنگ با استفاده از موشک‌های بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری در عمق سرزمین‌های اشغالی منجر شده است.
انصارالله در تاریخ اول آوریل ۲۰۲۶ (۱۲ فروردین ۱۴۰۵) رسماً اعلام کرد که سومین عملیات نظامی مشترک خود را با همکاری «مبارزان ایران و حزب‌الله لبنان» علیه «اهداف حساس دشمن اسرائیلی در جنوب فلسطین اشغالی» به مرحله اجرا درآورده و این عملیات با موفقیت کامل همراه بوده است.
عبدالملک حوثی، رهبر انصارالله، در سخنرانی خود در سوم آوریل ۲۰۲۶ تأکید کرد که «عملیات نظامی مشترک با محور مقاومت مستمر و در حال افزایش است» و یمن «در هماهنگی کامل با نیروهای مسلح ایران، حزب‌الله و جناح‌های مقاومت در عراق» عمل می‌کند، رویکردی که به وضوح نشان‌دهنده تبدیل این گروه به یک بازوی راهبردی در جنگ‌های فرامنطقه‌ای است.
تحلیگران نظامی معتقدند که ورود یمن به میدان، صرفاً یک اقدام تاکتیکی نبوده، بلکه بر اساس سناریوهای از پیش طراحی‌شده در اتاق‌های عملیات مشترک محور مقاومت، به‌عنوان اهرم فشار استراتژیک برای هدف‌گیری شریان‌های حیاتی جنوب اسرائیل از جمله بندر اشدود تعریف شده است؛ چراکه انصارالله به خوبی می‌داند که رژیم صهیونیستی قادر به جنگ تمام‌عیار در سه جبهه هم‌زمان (شمال با لبنان، شرق با عراق و ایران، و جنوب با یمن) نیست و هرگونه حملات هماهنگ از این سه جهت، سامانه‌های پدافندی اسرائیل را با بحران کمبود مهمات و فرسایش عملیاتی مواجه خواهد ساخت.
علاوه بر این، یمن با کنترل تنگه استراتژیک باب‌المندب و تهدید خطوط کشتیرانی دریای سرخ، می‌تواند به صورت همزمان دو رویکرد فشار حداکثری را دنبال کند: هدف‌گیری مستقیم بندر اشدود با موشک‌های بالستیک دوربرد، و انسداد مسیرهای دریایی جایگزین که رژیم صهیونیستی برای جبران اختلال در عملیات بندر اشدود به آنها متکی خواهد بود.
در واقع، هم‌پیمانان منطقه‌ای محور مقاومت در عراق نیز با اتاق‌های عملیات مشترک خود را برای مشارکت در هر گونه جنگی علیه اسرائیل آماده می‌کنند، که این امر بستر را برای سناریوی «طوفان ترکیبی» علیه اشدود فراهم می‌آورد؛ سناریویی که در آن مقاومت اسلامی عراق نیز می‌تواند با موشک‌های کروز و پهپادهای انتحاری خود، در هماهنگی با یمن و حزب‌الله، آسمان اسرائیل را از جبهه شرقی نیز ناامن کند و سامانه‌های پدافندی این رژیم را با حجم آتش بی‌سابقه‌ای مواجه سازد.
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، گردان‌های حزب‌الله عراق و کتائب سیدالشهدا در هفته‌های اخیر سطح هشدار نیروهای خود را افزایش داده و آمادگی کامل خود را برای پاسخ به هرگونه تشدید تنش از سوی اسرائیل اعلام کرده‌اند.
منابع نزدیک به انصارالله نیز تأکید کرده‌اند که «هماهنگی‌های سیاسی، نظامی و عملیاتی میان این جنبش، مقاومت اسلامی لبنان و تمامی گروه‌های محور مقاومت هرگز متوقف نشده است» و «صنعاء هرگز اجازه نخواهد داد که حریم لبنان برای اقدامات رژیم صهیونیستی مباح باشد و حزب‌الله در میدان تنها بماند»؛ اظهاراتی که نشان‌دهنده تعهد انصارالله به عملیات‌های هماهقان و فزاینده علیه عمق استراتژیک اسرائیل در صورت تشدید تنش در هر یک از جبهه‌های مقاومت است.
در چنین شرایطی، غفلت از نقش یمن در سناریوی حملات به بندر اشدود، نادیده گرفتن یک ضلع کلیدی از مثلث آتش‌ علیه رژیم صهیونیستی خواهد بود؛ مثلثی که رأس دیگر آن، حزب‌الله در شمال و گروه‌های مقاومت عراقی در شرق هستند.
نتیجه‌گیری
با نگاهی به تحولات میدانی و اظهارات مقامات سیاسی، به نظر می‌رسد "بندر اشدود" می تواند به خط مقدم یک جنگ اقتصادی-نظامی تمام عیار تبدیل شود.
مسئولان صهیونیست نیز به خوبی به این نقطه ضعف واقفند، به طوری که رئیس هیئت مدیره بندر اشدود، شائول اشنایدر، در سخنرانی‌های خود با اذعان به این حقیقت تلخ گفته است که "این بندر نه تنها قلب اقتصاد اسرائیل، بلکه خط مقدم جنگی تمام عیار در برابر فشارهای نظامی و سایبری است".
با این حال، هیچ سامانه پدافندی قادر به مقابله با حجم گسترده و هماهنگ راکت‌ها و موشک‌های دقیق‌الاصابت محور مقاومت که در سناریوی "دفاع مشترک" طراحی شده، نخواهد بود.
در صورت تحقق هر یک از سناریوهای مذکور (حمله آمریکا به ایران یا نقض گسترده آتش‌بس لبنان)، بازار انرژی و اقتصاد وابسته به دریا رژیم صهیونیستی با چالشی بی‌سابقه مواجه خواهد شد که فراتر از یک مناقشه مرزی، ابعاد یک فروپاشی استراتژیک را به خود خواهد گرفت.