رونمایی از پیام ویژه قالیباف برای آمریکایی قبل از امضای توافق/ آیا ایران حاضر به دادن امتیاز ویژه به ترامپ است؟
پیام قالیباف، بازتابی از «بازدارندگی فعال» ایران است به این صورت که موشکها و پهپادها حرف اول و آخر را میزنند و دیپلماسی صرفاً نقش «ابلاغ» و «تفهیم» را دارد.
سرویس سیاست مشرق- پایگاه خبری آکسیوس اخیرا و در گزارشی، به نقل از مقامات آمریکایی مدعی شد که ایالات متحده از ایران درباره مواد هستهای «تعهدات شفاهی» دریافت کرده است.
این ادعا در حالی مطرح میشود که مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن با میانجیگری قطر و پاکستان برای دستیابی به توافق آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز ادامه دارد.
همزمان، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و عضو هیئت مذاکرهکننده ایران، در پیامی سهبندی، موضع صریح تهران را در قبال مذاکرات اعلام کرد:
«ما امتیازات را نه با گفتوگو، بلکه با موشکها میگیریم؛ در مذاکره فقط آنها را تفهیم میکنیم.
اعتمادی به تضمینها و حرفها نداریم، فقط رفتارها معیار است.
پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود.»
مهمترین گزارههای این تحولات عبارتند از:
۱- سقوط آزاد خواستههای واشنگتن: آمریکاییها که پیش از جنگ شعار «هیچ تأسیسات هستهای و موشکی نباید در ایران باقی بماند» سر میدادند، اکنون به «تعهدات شفاهی» درباره مواد هستهای رضایت دادهاند.
این عقبنشینی بیسابقه در تاریخ دیپلماسی آمریکا، ابعاد فاجعهبار شکست راهبردی واشنگتن را نشان میدهد.
۲- پیام صریح قالیباف؛ سه خط قرمز غیرقابل انکار: رئیس مجلس ایران با سه بند مشخص، چارچوب مذاکرات را تعیین کرده است: امتیازات با موشک گرفته میشود (نه با گفتوگو)؛ اعتماد به حرف نیست، رفتار معیار است؛ پیروزی در توافق یعنی آمادگی بهتر برای جنگ فردا.
این اصول، مبنای هرگونه مذاکره آتی را تعیین میکند.
۳- تفاوت اساسی با برجام؛ از توافق بلندمدت تا آتشبس موقتی: برخلاف برجام که توافقی ۱۰ تا ۱۵ ساله و همراه با قطعنامه شورای امنیت بود، توافق کنونی (در صورت نهایی شدن) صرفاً یک «آتشبس موقتی» با محوریت بازگشایی تنگه هرمز و آزادسازی بخشی از داراییها است.
برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و نقش منطقهای ایران کماکان به قوت خود باقی است.
۴-تعهد شفاهی، نماد کامل فروپاشی قدرت آمریکا: دولتی که با وعده «تغییر رژیم در ایران ظرف چند روز» پا به جنگ گذاشت، اکنون به درخواست «قول شفاهی» درباره مواد هستهای بسنده کرده است.
این عقبنشینی بیسابقه نه تنها دستاوردی برای واشنگتن ندارد، بلکه سندی بر اثبات تابآوری، بازدارندگی و ابتکار عمل ایران در میدان و میز مذاکره است.
اصول سهگانه مذاکراتی ایران و پیامدهای آن بر نظم جدید منطقه
تناقض راهبردی؛ ادعای «تعهد شفاهی» در برابر واقعیت «امتیاز با موشک» در حالی که رسانههای غربی از «تعهدات شفاهی» ایران درباره مواد هستهای سخن میگویند، رئیس مجلس و هیئت مذاکرهکننده ایران با صراحت تمام اعلام کرده است: «ما امتیازات را نه با گفتوگو، بلکه با موشکها میگیریم؛ در مذاکره فقط آنها را تفهیم میکنیم.»
این تناقض آشکار میان روایت آکسیوس و موضع رسمی ایران، ریشه در یک واقعیت بنیادی دارد: آمریکا پس از ۹۰ روز جنگ و صرف هزینههای سرسامآور و کاهش بیش از ۵۰ درصدی ذخایر راهبردی موشکهای پاتریوت و تاد، هیچ برگ برندهای روی میز ندارد.
از منظر سیاسی «تعهد شفاهی» یک «سیگنال ضعیف» است که ارزش عملی و راهبردی ندارد.
یک بازیگر عقلایی (آمریکا) میداند که چنین تعهدی به راحتی قابل نقض است و هیچ هزینهای برای ایران در صورت عدم پایبندی نخواهد داشت.
بنابراین، رضایت آمریکا به این سطح از تعهد، نشاندهنده «یأس مطلق» و «فقدان هرگونه اهرم فشار واقعی» بر ایران است.
اما نکته مهمتر آن است که قالیباف با عبارت «در مذاکره فقط آنها را تفهیم میکنیم»، عملاً ارزش گفتوگوهای مستقیم بر سر امتیازات را نفی کرده و تأکید دارد که امتیازات قبلاً در میدان نبرد کسب شدهاند.
این موضع، بازتابی از «بازدارندگی فعال» ایران است به این صورت که موشکها و پهپادها حرف اول و آخر را میزنند و دیپلماسی صرفاً نقش «ابلاغ» و «تفهیم» را دارد.
همچنین اعتماد به رفتار، نه حرف؛ فروپاشی مشروعیت برجام در حافظه تاریخی ایران دومین بند پیام قالیباف («اعتمادی به تضمینها و حرفها نداریم، فقط رفتارها معیار است») ریشه در تجربه تلخ برجام دارد.
ایران پس از امضای برجام و اجرای تعهدات خود (از جمله کاهش ۹۷ درصدی ذخایر اورانیوم غنیشده)، نه تنها شاهد لغو کامل تحریمها نبود، بلکه با خروج یکجانبه آمریکا در سال ۲۰۱۸ و اعمال «فشار حداکثری» مواجه شد.
این تجربه، یک «درس راهبردی» ماندگار در سیاست خارجی ایران ایجاد کرده است.
قالیباف در اینباره گفته است:
«هیچ اعتمادی به کاغذپارهها و وعدههای شفاهی آمریکا نداریم، مگر اینکه رفتارهای عملی و قابل راستیآزمایی آنها را ببینیم.»
این موضع، رویکرد ایران در مذاکرات کنونی را به طور کامل تعیین کرده است، ایران پیش از هرگونه تعهدی (حتی تعهد شفاهی)، خواهان «رفتارهای عملی» از سوی آمریکا است که شامل آزادسازی بخش مشخصی از اموال بلوکهشده، توقف کامل محاصره دریایی، خروج نیروهای آمریکایی از پایگاههای منطقهو تعهد کتبی به عدم وضع تحریمهای جدید است تا زمانی که این «رفتارها» محقق نشود، هیچ «حرفی» (چه کتبی و چه شفاهی) مورد قبول ایران واقع نخواهد شد.
در همین چارچوب، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران تأکید کرده است که «هنوز اساس متن نهایی رسمی در مورد ۱۴ بند ادعایی رسانهها را برای آمریکا ارسال نکرده است» و هرگونه ادعای توافق بر بندهای خاص، صرفاً یک «بیانیه یکطرفه» از سوی واشنگتن است.
یکی دیگر از مولفههای مهم پیروزی در توافقی یعنی آمادگی بهتر برای جنگ است، معمای امنیت در نظم شکننده مهمترین بند پیام قالیباف، یک اصل بنیادی در علوم سیاسی و روابط بینالملل را بازتاب میدهد، قالیباف این راهبرد را در جمله «پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود.» نشان داده است.
این گزاره نه تنها نشاندهنده «بدبینی راهبردی» نسبت به حسن نیت دشمن است، بلکه یک استراتژی عملیاتی برای دوران پساتوافق تعریف میکند.
به عبارت دیگر، توافق برای ایران یک «ابزار مدیریت بحران» است، نه «پایان مناقشه».
ایران کاملاً آگاه است که آمریکا و اسرائیل از هر فرصتی برای بازسازی توان نظامی خود و طراحی سناریوهای جدید علیه تهران استفاده خواهند کرد.
این رویکرد، ایران را در موقعیتی قرار میدهد که حتی در صورت امضای توافق، فرآیند بازسازی توانمندیهای نظامی را تشدید کند.
بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا (که توسط نیویورک تایمز فاش شد)، ایران حدود ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده و تأسیسات زیرزمینی موشکی (حدود ۹۰ درصد) به سرعت احیا شدهاند.
در چنین شرایطی، «آمادگی بهتر برای جنگ» به یک ضرورت وجودی تبدیل میشود.
علاوه بر این، «آمادگی بهتر برای جنگ» فقط به توانمندیهای نظامی محدود نمیشود؛ بلکه شامل بازسازی اقتصادی (با استفاده از اموال آزادشده)، تقویت محور مقاومت، و بازتعریف نظم امنیتی منطقه به نفع ایران نیز میگردد.
به عبارت دیگر، ایران قصد دارد از فضای پساتوافق برای تبدیل شدن به یک «قدرت هژمون منطقهای» با قابلیت بازدارندگی ترکیبی (نظامی، اقتصادی، نیابتی) استفاده کند.